وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
تاریخ پیدایش این سیاست و پس از ظهور اسلام به زمان خلیفه دوم عمر بن خطاب كه برنامه ریز و بنیانگذار این خط مشى بود و بر اعمال آن اصرار مى ورزید باز مى گردد. پس از عمر، امویان راه و روش او را ادامه دادند و با كمال دقت و امانت طرح او را به اجرا درآوردند.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

سلمان رویاروى تبعیض نژادى 

تبعیض

تبعیض نژادى بدین معناست كه بر اساس نژاد یا رنگ پوست و از این قبیل به كسى امتیازى داده شود و بر همین مبنا به دیگران ظلم شود یا از آن امتیاز محروم و ممنوع شوند. تبعیض نژادى امرى زشت و ناپسند است كه فطرت انسانى آن را رد، و عقل آن را محكوم مى كند و وجدان آدمى حتى وجدان كسانى كه در عمل آن را به اجرا در مى آورند و سعى مى كنند آن را به شكل ظاهر فریب در آورند یا بدان رنگ تمدن بزنند آن را انكار مى كند و از آن سرباز مى زند.
 

اسلام و تبعیض نژادى

پیداست كه دیدگاه واقعى اسلام به طورى كه پیامبر گرامى اسلام صلى الله علیه و آله در حجة الوداع مقرّر فرمود اینست كه هیچ عربى را بر غیر عرب برترى و فضیلتى نیست جز به تقوا و پرهیزگارى.(1) همچنان که و خداوند تعالى نیز فرموده است: اى مردم ! ما شما را از نر و ماده آفریدیم و گروهها و قبایل قرارتان دادیم تا یكدیگر را بشناسید همانا گرامیترین شما پرهیزكارترین شماست.(حجرات/13)

از رسول خدا صلى الله علیه و آله روایت شده كه روز فتح مكه بر منبر رفت و فرمود:

اى مردم ! خداوند كبر و نخوت جاهلیت و فخر فروشى با پدران را از میان شما برداشت آگاه باشید كه شما از «آدم» هستید و آدم از گِل بود، همانا بهترین بندگان خدا بنده اى است كه از او پروا كند. عرب بودن به پدر عرب داشتن نیست، بلكه عربى سخن گفتن است با زبان. پس ‍ هر كس كرده اش او را به جایى نرساند حسب و نسبش او را نمى رساند... (2)

تاریخ پیدایش این سیاست و پس از ظهور اسلام به زمان خلیفه دوم عمر بن خطاب كه برنامه ریز و بنیانگذار این خط مشى بود و بر اعمال آن اصرار مى ورزید باز مى گردد. پس از عمر، امویان راه و روش او را ادامه دادند و با كمال دقت و امانت طرح او را به اجرا درآوردند.

منشأ تبعیض نژادى در اسلام

تاریخ پیدایش این سیاست و پس از ظهور اسلام به زمان خلیفه دوم عمر بن خطاب كه برنامه ریز و بنیانگذار این خط مشى بود و بر اعمال آن اصرار مى ورزید باز مى گردد. پس از عمر، امویان راه و روش او را ادامه دادند و با كمال دقت و امانت طرح او را به اجرا درآوردند. سیاست تبعیض نژادى هم نسبت به كسانى كه در نتیجه اعمال این سیاست كرامت انسانیشان پایمال و حقوقشان تضییع شد یعنى «موالى» و غیر عرب، و هم نسبت به بنیانگذار و پیشواى این سیاست یعنی خلیفه دوم عمر بن خطاب و كسانى كه خط و روش او را ادامه دادند آثار مخصوص به خود داشته است. بعلاوه این سیاست آثارى دیگر، با طبیعت و ماهیتى متمایز، بر دسته اى سوم داشته . بر كسانى كه با این سیاست مقابله كردند و با قدرت و صلابت ، آن را رد كرده محكوم ساختند. یعنى امیرالمؤمنین على علیه السلام و خاندان پاك نهاد او - صلوات الله علیهم اجمعین - و در پى ایشان شیعیان نكوكردار آنها كه خط مشى آن حضرات را پى گرفتند و راه ایشان را كه همان راه اسلام و ایمان بود پیمودند. یکی از از اینان سلمان فارسی است که پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله راجع به او فرمود: سلمان از ما خاندان است. و نقل شده كه حضرتش ‍ صحابه را از این كه بگویند «سلمان فارسى» نهى نمود و فرمود: بگویید: «سلمان محمدى» .

 

سلمان رویاروى تبعیض نژادى

روزى سلمان فارسى به مجلس رسول خدا صلى الله علیه و آله وارد شد، حضار براى احترام به حق او و سالخوردگیش و بخاطر اختصاص و انتسابش به مصطفى و آل او - صلوات الله علیهم - او را تعظیم كرده در صدر مجلس جا دادند. «عمر» داخل گردید و سلمان را دید و گفت: این عجمى که بالا نشسته در بین عرب كیست؟ پس رسول خدا صلى الله علیه و آله بر فراز منبر رفته خطبه خواند و فرمود:

مردم از زمان آدم تا امروز همچون دندانه هاى شانه (برابر) هستند. عربى را بر عجمى و سرخپوستى را بر سیاهپوستى برترى نیست جز به پرهیزگارى ، سلمان دریایى است كه پایان نمى پذیرد و گنجى است كه تمام نمى شود. سلمان از ما اهل بیت است.(3)

رسول خدا صلى الله علیه و آله بر فراز منبر رفته خطبه خواند و فرمود:

مردم از زمان آدم تا امروز همچون دندانه هاى شانه (برابر) هستند. عربى را بر عجمى و سرخپوستى را بر سیاهپوستى برترى نیست جز به پرهیزگارى ، سلمان دریایى است كه پایان نمى پذیرد و گنجى است كه تمام نمى شود. سلمان از ما اهل بیت است.

اتفاقاتی از این قبیل در رابطه با سلمان، در روایات متعددی بیان شده است(4)، که در اینجا به این روایت بسنده می کنیم:

مالك از ابوهریره روایت كرده كه گفت: در حالى كه قریش در مجلس رسول خدا صلى الله علیه و آله گرد آمده بودند سلمان فارسى وارد جمع آنها شد. یكى از قریشیان رو به او كرده گفت: حسب و نسب تو چیست ؟ و چگونه جرأت كردى به مجمع قریش درآیى؟ سلمان به او نظر افكند و سپس چشم پایین انداخت و گریه كرد و به آن شخص گفت: از حسب و نسبم پرسیدى ، از نطفه اى نجس آفریده شدم و امروز باید اندیشه كنم و عبرت بگیرم و فردا مردارى بدبو خواهم بود. پس آن هنگام كه نامه هاى اعمال باز شوند، ترازوها نصب گردند، مردم براى صدور حكم فرا خوانده شوند و اعمال من در ترازوى سنجش قرار گیرد... این است حسب و نسب من و همگان.

آنگاه پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله فرمود: سلمان راست گفت هر كه مى خواهد به مردى بنگرد كه دلش نورانى گشته به سلمان بنگرد.(5)

به نظر مى رسد كه مناسب اینست كه پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله عبارت «سلمان از ما خانواده است»، را در همین قضیه فرموده باشد چرا كه طبیعى است كه رسول خدا صلى الله علیه و آله از سخن آن مرد قریشى تندخو به خشم آید و با بیش از عبارت ملایم و نرمى كه در آخر این روایت آمده سلمان را یارى كرده باشد.

 

نتیجه سخن

پیداست كه تعصب براى وطن فقط از این جهت كه وطن است و تعصب براى كُرد بودن، فارس بودن ، عربیت ، اروپایى بودن و امثال اینها و دادن امتیاز به گروهى و محروم ساختن گروههاى دیگر بر پایه انتساب به این مكان یا آن مكان و این قوم یا آن قوم و... به معناى اینست كه یك امر غیر ارادى كه هیچ نقشى در تكامل انسانیت انسان و ملكات و خصلتهاى نیكو و سودمند او ندارد مبنا و منشأ برخوردارى و محرومیت باشد در معنا و مضمون، از «تبعیض نژادى» فاصله ندارد. چنانكه تبعیض بر اساس زیبایى ظاهرى یا رنگ، یا زبان، یا طبقه اجتماعى و امثال اینها نیز تبعیض بر اساس امور غیر ارادى و فاقد هر گونه نقش و اثر در تكامل انسان است .

 

پی نوشت:

1) العقد الفرید، ج 3، ص 404 و 408. تاریخ یعقوبى ، ط نجف ، ج 2 ص 91 مجمع الزوائد، ج 3، ص ‍ 272 و 366. زاد المعاد، ج 2، ص 226. الغدیر، ج 6، ص 188. البیان و التبیین ، ج 2، ص 33.

2) كافى ، ج 8 ص 246. بحارالانوار،ج 21، ص 137 و 138.

3) الاختصاص ، ص 341. نفس الرحمان فى فضائل سلمان ، ص 29. بحارالانوار،ج 22،ص 348.

4) تهذیب تاریخ دمشق ،ج 6 ص 200. حیاة الصحابة ؛ ج 2،ص 523 از: كنز العمال ؛ ج 7،ص 46. المنار،ج 11،صص 258-259. اقتضاء الصراط المستقیم ،ص 169 از: سلفى .

5) تهذیب تاریخ دمشق ،ج 6،ص 200. بحارالانوار،ج 22،ص 355 از: امالى صدوق

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


منبع:

کتاب «سلمان الفارسی»، اثر علامه سید جعفر مرتضی عاملی.

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین