وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
تحقیق کاوشگران علوم بر آن است که اول کسی که بعد از پیامبر احمد نام گرفت خلیل احمد فراهیدی است .
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

خلیل احمد فراهیدی که بود؟

خلیل ابن احمد فراهیدی

تحقیق کاوشگران علوم بر آن است که اول کسی که بعد از پیامبر احمد نام گرفت خلیل احمد فراهیدی است .

طلیعه

 

تولد وی را یکصد سال بعد از هجرت پیامبر ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ و نام پدرش را «احمد» نگاشته اند.

 

مبرد نحوی بزرگ می گوید:

تحقیق کاوشگران علوم بر آن است که اول کسی که بعد از پیامبر احمد نام گرفت همو بود و این خود کرامتی همچون تولد خلیل (آن هم در آن حد از هوش، علم و زهد) را در پی داشت. [1]

 

خلیل بن احمد، برترین مردم در دانش های ادبی و فضل و زهدش مشهورتر از آن است که بر کسی مخفی ماند. او امامی و شیعه مذهب بوده است. [2]

 

دوم: سخنانی است که خلیل در مقام و منزلت علی ـ علیه السلام ـ بیان نموده:

 

1. از وی سوال شد که به چه دلیل علی ـ علیه السلام ـ امام همگان است؟

 

خلیل پاسخ داد: احتیاج الکل الیه و عناه عن الکل؛ به علت احتیاج همه مردم به آن حضرت و بی نیازی آن بزرگوار از دیگران. [3]

 

2. در مورد فضیلت علی ـ علیه السلام ـ از وی سوال شد. خلیل پاسخ داد:

 

چه می توان گفت در حق کسی که دوستان و دشمنان فضائل وی را مخفی کردند. دوستان از ترس و دشمنان از حسادت. و با همه این ها فضائل و مناقبش شرق و غرب عالم را فرا گرفته است. [4]

علامه مامقانی، پس از ذکر این مطلب می گوید:

سوگند به جان خودم که این سخن را باید با نور بر رخ حور نوشت. [5]

 

3. یونس بن حبیب می گوید:

 

از خلیل بن احمد سوال کردم: چرا اصحاب پیامبر ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ گویا همگی فرزند یک مادر هستند و علی ـ علیه السلام ـ فرزند مادری دیگر؟ خلیل پاسخ داد: زیرا آن حضرت را تقدم در اسلام و برتری در عمل و شرف و علاقه به جهاد، از سایرین ممتاز ساخته است. [6]

 

4. ابوزید نحوی انصاری می گوید:

 

از ابن احمد سوال کردم که چرا مردم علی را رها کردند در حالی که آن حضرت در پیشگاه پیامبر ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ و مسلمانان جایگاهی بلند داشت و خدماتش به اسلام بسیار زیاد بود؟

خلیل (در پاسخ گفت): زیرا خداوند او را از دیگران جدا کرده و مردم به اشباه و نظایر خود، تمایل هستند. آیا این شعر را شنیده ای:

و کل شکل لشکله آلف

أما تری الفیل یألف الفیلا. [7]

هر گروهی به مانند و شبیه خود متمایل است؛ آیا ندیدی فیل را که با فیل الفت و تمایل دارد.

 

ویژگی های

 

خلیل بن احمد فراهیدی دارای خصوصیاتی بود که موجب تحسین همگان گردید و آنان در مدح او، لب به سخن گشودند:

نضر بن شمیل (از شاگردان خلیل) می گوید:

هیچ کس مثل خلیل را ندید حتی خودش. [8]

سفیان بن ثوری یا عیینه، (طبق اختلاف در نقل) اظهار می دارد:

کسی که دوست دارد نگاه کند به مردی که از طلا و مشک آفریده شده، به خلیل بن احمد نظر کند. [9]

ابو طیب لغوی (متوفای 351 هـ . ق) بیان داشته است:

مانند خلیل، یافت نشد؛ نه قبل از او و نه بعد از او. [10]

 

مجموع ویژگی هایی که در مورد دانشور مورد سخن بدان ها دست یافتیم بدین ترتیب است:

 

1. تقوا

جلال الدین سیوطی (متوفای 911 هـ . ق) ادیب نامی جهان عرب و اسلام می گوید:

خلیل بن احمد ضرب المثل تقوا در زمان خود بود؛ چرا که همه مردم بر این باور بودند که بعد از صحابه رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ با تقواتر از وی وجود ندارد. او خیر خواه، متواضع و با عفت بود. [11]

 

2. زهد

با آن که خلیل بصری می توانست اموال زیادی گردآوری نماید در بعضی مواقع حتی یک فلس (پول رایج آن زمان) در بساط نداشت. او با تمام مشقت در نیستان های بصره روزگار می گذراند و این در حالی بود که شاگردانش به وسیله علومی که از وی آموخته بودند توانستند ثروت زیادی جمع آوری نمایند. [12]

او در خانه ای که از چوب یا نی ساخته شده بود، زندگی می کرد و تنها راه درآمدش باغی بود که از پدر به ارث برده بود. [13]

نکته دیگر در این مورد آن است که پادشاهان و قدرتمندان آرزوی جذب وی را به دستگاه حکومتی خود داشتند تا بر اعتبارشان بیفزایند؛ ولی خلیل، بی اعتنا به همه زخارف دنیوی، زهد و قناعت را پیشه خود کرد. [14]

 

3. جهاد

 

خلیل بن احمد، در فراسوی تعلیم و تعلم به مبارزه با خصم درون و برون نیز اشتغال داشت به گونه ای که یک سال به حج مشرف می شد و پروانه وار در حریم دوست طواف می کرد و سال بعد به جبهه های جنگ می شتافت و به دفاع از سرزمین های اسلامی می پرداخت. [15]

 

4. درایت

 

آورده اند که خلیل بن احمد و عبدالله بن مقنع،[16] علاقه بسیار به ملاقات یکدیگر داشتند تا آن که «عباد بن عباد مهلبی» زمینه این ملاقات را فراهم کرد و آن دو، سه شبانه روز به گفت و گو پرداختند و سپس از یکدیگر جدا شدند. آن گاه از خلیل سوال شد:

ابن مقفع را چگونه یافتی؟ گفت: مثل او هرگز ندیدم؛ ولی علمش از عقلش بیشتر است. و از ابن مقفع سوال شد: خلیل را چگونه دیدی؟ گفت: مثل او را هرگز ندیدم و عقلش از علمش بیشتر است.

و هر دو راست گفتند؛ چرا که عقل خلیل سبب شد بمیرد در حالی که زاهد ترین مردم بود و جهل ابن مقفع او را به سرنوشت شومی دچار کرد. [17]

 

5. دقت

 

نضر بن شمیل می گوید: نزد یونس (از ادیبان عرب) نشسته بودیم که یکی از شاگردانش نزد وی آمد و مسأله ای طرح کرد. وقتی او رفت ما در حالی که از سوالش تعجب کرده بودیم بر وی ایراد علمی گرفتیم.

خلیل که در مجلس حاضر و تا آن زمان ساکت بود ما را مخاطب قرار داد و گفت: اگر او این ایراد را بر شما می گرفت چه می گفتید؟ گفتیم: چنین پاسخ می دادیم. و دوباره خلیل چنین گفت: اگر او چنین جواب می داد چه می گفتید؟ گفتیم:

 چنان پاسخ می دادیم. پیوسته خلیل بر ما اشکال گرفت تا از جواب عاجز ماندیم و همه محکوم شدیم. پس در فکر فرو رفتیم.

آن گاه خلیل گفت: برای پاسخ دهنده سزاوار نیست که بعد از پاسخ شروع به فکر کردن نماید و سپس اظهار داشت:

من هرگز پاسخ ندادم مگر بعد از آن که تمام جوانب و ایرادات و اعتراضاتی را که ممکن است تصور شود نیز ملاحظه کردم. [18]


منابع:

[1]. معجم رجال الحدیث، آیه الله خویی، ج7، ص 79، چاپ اول.

گویا آن چه در مستطرفات سرائر آمده که خلیل را ابن ابراهیم معرفی کرده سهو قلم از مصنف یاناسخ باشد (مستطرفات سرائر، ابن ادریس، ص 494، انتشارات المعارف الاسلامیه) لازم به ذکر است که این اشتباه در چاپ های جدید اصلاح شده.

[2]. رجال العلامه الحلی، حسن بن یوسف بن علی بن مطهر حلی، ص 67، نشر رضی.

[3]. روضات الجنات، ج3، ص 300؛ سفینه البحار، شیخ عباس قمی، ج1، ص 426، نشر فراهانی.

[4]. همان.

[5]. تنقیح المقال، ج1، ص 403.

[6]. کشف الغمه فی معرفه الائمه، علی بن عیسی اربلی، ج1، ص 411، مکتبه بنی هاشمی.

[7]. الامالی، شیخ صدوق، ص 190.

[8]. الاعلام، زرکلی، ج2، ص 314.

[9]. معجم الاباء، یاقوت حموی، ج3، ص 1271.

[10]. مراتب النحویین، ابوالطیب عبد الواحد بن علی اللغوی الحلبی، ص 27.

[11]. بغیه الوعاه فی طبقات اللغوبین و النحاه، جلال الدین عبدالرحمان السیوطی، ج1، ص 558.

[12]. معجم الادباء، ج3، ص 1271.

[13]. همان.

[14]. همان.

[15]. معجم الادباء، ج3، ص 1263.

[16]. ابوالحسن عبدالله بن مقفع، مشهور در انشاء و ادب فارسی و عربی است. او در اصل، مجوسی بود ولی به وسیله عیسی بن علی، عموی منصور، ظاهرا مسلمان شد و در واقع بر کفر خود باقی ماند. وی ترجمه کننده کتاب «کلیله و دمنه» به عربی و نویسنده کتاب «الدره البهیمه» است.

[17]. معجم الادباء، ج3، ص 1268.

[18]. مرآه الجنان و عبره الیقظان، ابی محمد عبدالله بن اسعد یافعی مالکی (متوفای 768 هـ. ق)، ج1، ص 364.

سید جعفر ربانی - تلخیص از كتاب گلشن ابرار، ج 5، ص 9

تهیه و تنظیم : محمد حسین امین گروه حوزه علمیه

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین