وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
«آقازاده چه کاره اند؟» این سوال برای همه ما آشناست. اولین و مهمترین سوالی است که معمولا پدر عروس در مراسم خواستگاری می پرسد و البته گاهی لرز به دل آقای داماد می اندازد
عکس نویسنده
عکس نویسنده
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

آقازاده چه کاره اند؟


«آقازاده چه کاره اند؟» این سوال برای همه ما آشناست. اولین و مهمترین سوالی است که معمولا پدر عروس در مراسم خواستگاری می پرسد و البته گاهی لرز به دل آقای داماد می اندازد!

آقازاده چه کاره اند؟

واقعیت این است که همه خانواده ها در پرسیدن این سوال خاص اتفاق نظر دارند و آن را مهم می دانند اما بسیاری تنها به قسمت خاصی از پاسخ آن توجه می کنند و آن هم بخشی است که آنها را از شاغل بودن فرد مقابل مطمئن می کند. مثلاً وقتی آقا پسر می گوید: من در کارخانه فلان کار می کنم. دختر خانم نفس راحتی می کشد. چون یقین حاصل می کند که فرد مقابلش کار دارد و همین برای نشان دادن جوهر وجودی و مسئولیت پذیری مرد کافی است.

البته در مقابل برخی دیگر می خواهند علاوه بر اینکه در پاسخ فرد مقابل به شاغل بودن یا نبودن وی پی ببرند، از جایگاه اجتماعی شغلش نیز باخبر شوند. مثلاً از دید این گروه میان دو نفر که هر دو شاغلند ولی یکی کارمندی ساده است و دیگری دکتر متخصص، تفاوت بسیاری وجود دارد.

 

عده ای دیگرمان پس از اطمینان از باکار یا بی کار بودن فرد مقابل، به درآمدش فکر می کنیم و احوالات آن را جویا می شویم. مثلاً پس از اینکه فهمیدیم فرد مقابل فلان جا کار می کند. می پرسیم: ببخشید درآمد ماهانه شما چقدر است؟

یقیناً برای این گروه نیز کارهایی که درآمد بالاتری دارند در اولویت قرار میگیرند.

برخی مان تنها بعضی از شغل های خاص را کار می نامیم و به نظرمان کسانی که در سایر مشاغل مشغول به کارند با افرادی که بی کارند فرقی ندارند. مثلاً کسانی که معتقدند همسرشان حتماً باید دکتر، مهندس، خلبان و... باشد.

بعضی هم به علت علاقه مفرطی که برخی لباس های خاص دارند تصمیم به ازدواج با صاحبان آن میگیرند. مثلاً افرادی که به لباس های نیروی انتظامی، روحانی و... علاقه دارند و ....

همه امور بالا تا حدی مهم اند. اینکه فرد مقابل ما کار داشته باشد و به قولی شاغل باشد تا از طریق آن بتواند زندگی تشکیل دهد و تامین معاش نماید، اهمیت دارد.

به یاد داشته باشید که مهم است شغل همسر آینده ما چیست؟ و آیا جایگاه اجتماعی دارد یا نه؟ زیرا ما هم با او و هم با شغلش ازدواج کرده ایم. پس جایگاه اجتماعی تعریف شده برای شغل او به نوعی جایگاه اجتماعی خانواده مان را تعریف می کند. باز هم مهم است که چه میزان درآمد دارد زیرا این درآمد اوست که میزان رفاه خانواده آینده اش را تعریف می کند و...

 

اما به نظر شما چگونگی کار او از همه اینها مهم تر نیست؟

دختر خانمی را در نظر بگیرید که با یک پزشک ازدواج کرده است. از دید وی همسرش شغلی مناسب، با جایگاه اجتماعی و درآمدی بالا دارد. اما پس از ازدواج در میابد که شغل همسرش در کنار همه این مزایا، معایبی هم دارد که او هرگز به آنها توجه نکرده بود اما الان به شدت از آنها رنج می برد. مثلاً اینکه همسرش نیمی از شب های هفته را در خانه نیست و او دور از خانواده خود و همسرش مجبور است شبها در خانه تنها بماند. در حالیکه به شدت از تنهایی و تاریکی می ترسد.

به همین دلیل است که بسیاری از مشاوران و متخصصان امر ازدواج بر تناسب شغل مرد و زن با روحیه یکدیگر اهمیت بسیاری می دهند ولی متاسفانه امروزه مسائل دیگری برای جوانان اهمیت یافته و کمتر فردی به این امر در ازدواج اهمیت می دهد.

به یاد داشته باشید که مهم است شغل همسر آینده ما چیست؟ و آیا جایگاه اجتماعی دارد یا نه؟ زیرا ما هم با او و هم با شغلش ازدواج کرده ایم. پس جایگاه اجتماعی تعریف شده برای شغل او به نوعی جایگاه اجتماعی خانواده مان را تعریف می کند

 

تمرین

یک جدول مشابه جدول زیر برای خود طراحی کنید و ویژگی های شغلی همسر، روحیات خود و انتظارات تان را به طور واقع بینانه در آن بنویسید. 

 

شغل

مزایا

معایب

روحیات من

نتیجه

کارمند آتش نشانی

-  رسمی است.

 

-  درآمد بالایی دارد.

 

-  شغلش جایگاه اجتماعی خوبی دارد.

-  جزء مشاغل پرخطر محسوب می شود.

 

-  به دلیل پرخطر بودن، استرس فراوانی برای خود سیامک و من به همراه دارد.

 

- برخی از شبها خانه نیستند. پس من یا باید در خانه تنها بمانم یا اینکه از اول با خانواده همسرم زندگی کنم.

- من دختری حساس هستم.

 

- بسیار عاطفی ام.

 

- از تنهایی به شدت می ترسم.

 

- قصد زندگی با خانواده همسرم را ندارم.

از آنجایی که من بسیار حساس و عاطفی ام پس دوری زیاد همسر آینده ام از من، بسیار اذیتم خواهد کرد. از سوی با تنهایی در شبها چه کنم که از همان کودکی از تنهایی می ترسیدم. نه می خواهم با خانواده همسرم زندگی کنم نه قصد دارم یک روز در میان به خانه پدر و مادر خودم بروم. پس باید شبها چه کنم؟

 

از همه اینها گذشته با استرس بیش از حد کارش چه کنم؟ به دلیل حساس بودنم همیشه سر کوچکترین مسائل دلشوره عجیبی می گیرم. حال که کار او اینقدر پرخطر است چه می شوم؟ من طاقت دلشوره و استرس بسیار را ندارم. تازه فکر می کنم به دلیل کارش آرامش زیادی در زندگیمان حاکم نباشد و...

 

روی هم رفته با اینکه سیامک پسر بسیار خوبی است اما شغل او با روحیات من به هیچ وجه سازگار نمی باشد. به همین دلیل بهتر است که با هم ازدواج نکنیم.

 

 

 

اکرم اشرفی نژاد

بخش کلوب ازدواج تبیان


مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین