سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
امام(ع) به او فرمود: آیا خلافت جامه ای است كه خدای بر تو پوشانده است؟ و اگر جامه ای است كه خدا بر تو پوشانده است،...
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

مأمون و سیاست ولایتعهدی امام رضا(ع) /بخش سوم


پذیرش ولایتعهدی از سوی امام باعث پرسشهای فراوان در حوزه تاریخ سیاسی اسلام و شیعیان شده است و اینكه چرا امام، ولایتعهدی خلیفه ناحق عباسی را پذیرفت و حتی برخی از شیعیان در زمان حضرت رضا(ع) معتقد بودند ایشان نباید ولایتعهدی مأمون را می پذیرفت و در برابر مأمون مقاومت می كرد و حتی این مقاومت به كشته شدن ایشان منجر می شد


وجه پنجم

وجه پنجمی را ابوالفرج اصفهانی اهل سنت در مقاتل الطالبین، شیخ صدوق در علل الشرایع و شیخ مفید در الارشاد نقل می نمایند كه در ادامه وجه چهارم است، با این وصف كه معتقدند، مأمون از ابتدای امر در ارائه خلافت و ولایتعهدی صداقت داشت، ولی بعداً از این امر پشیمان شده است.

مامون و سیاست ولایتعهدی امام رضا(ع)/3

استناد وجه پنجم به خود مأمون است و او بنا به روایان اخبار، پس از استحكام خلافت خود نقل می كند كه «پس از مرگ پدرم، امین خلیفه شد و من ولیعهد بودم و مرا از مرو به بغداد احضار كرد، ولی من از فرمان امین سرپیچی كردم و پس از سرپیچی من، امین لشكری فرستاد تا مرا دست بسته پیش ایشان ببرند. از سوی دیگر در همین زمان در نواحی خراسان بزرگ و منطقه حكومتی من، شورش ها و قیام هایی صورت می گرفت و برخی اوقات در این قیامها لشگریان من شكست می خوردند. شكست از قیامهای خراسان و هجوم لشكریان امین به سوی من برای دستگیری ام و تحویل به امین، موجب شد كه سرنوشت شوم در مقابل چشمانم هویدا گردد، لذا روزی بین خود و خدای خود تقاضای توبه به درگاه خدا كردم، لذا برای استجابت درخواستم، ابتدا غسل كردم و سپس به خواندن نماز و قرآن مشغول شدم و پس از آن نذر كردم اگر من بتوانم در جنگ علیه برادرم (و حتی علیه شورش های خراسان) پیروز شوم، خلافت را به برترین مردمان از خاندان ابی طالب بسپارم. از آن جا كه این عهد و نذر با خلوص نیت صورت گرفت، پس از آن در جنگ ها و كارهای من گشایش حاصل شد و در تمام جنگها و حتی به برادرم با فرماندهی طاهر بن الحسین پیروز شدم. لذا به شكرانه این استجابت می خواهم نذر و عهد خود را وفا نمایم.»

شیخ صدوق در علل الشرایع تقریباً این دیدگاه را قبول كرده و معتقد است، واگذاری خلافت و ولایتعهدی فقط و فقط در ادای نذر و عهد بود و لاغیر.

در نقد این وجه باید گفت كه اگر مأمون واقعاً می خواست به نذر خود وفا نماید، براساس اصول حكومتداری باید تمام فرماندهان و والیان خود را در مرو جمع می كرد و ابتدا آنان را برای این امر آماده می كرد و سپس به امام واگذار كرده و به شدت از این مسأله حمایت می كرد، نه اینكه ابتدا از طریق اصحاب خاص خود، فضل بن سهل و برادر وی حسن بن سهل عنوان نماید و پس از اطمینان از عدم پذیرش به دلایل دیگر ولایتعهدی را به اجبار بر امام تحمیل كند.

وجه ششم

این وجه را بسیاری از مستشرقان مطرح كرده اند و بر این باورند كه واگذاری خلافت و ولایتعهدی، سیاست و اندیشه فضل بن سهل، ملقب به ذو الریاستین بود.

نویسندگان غربی براساس نگاه ملی گرایی و تعصبات ملی اعتقاد دارند كه چون فضل بن سهل ایرانی بود و ایرانیان نیز به اهل بیت و خاندان علی(ع) علاقه مند بودند، لذا فضل بن سهل تلاش وسیعی انجام داد كه این واگذاری صورت گیرد. حتی شخصی مانند «جرجی زیدان» بر این باور است كه فضل بن سهل خود شیعه بود و به امام شیعه نیز علاقه مند بود.

مستشرقان بر این باورند كه روزی از روزها فضل نزد مأمون رفت و به او گفت: پدران تو همواره با خاندان پیامبر(ص) بد رفتاری داشتند، حالا سزاوار است كه شما با بهترین فرد آل پیامبر(ص) علی بن موسی، خوشرفتاری بنمایی و او را به مرو دعوت كرده و حداقل ولایتعهدی را به او واگذاری. مأمون هر چند از این پیشنهاد خوشحال نشد و از آن جا كه فضل در مأمون نفوذ عمیق داشت پذیرفت و امام رضا(ع) را به مرو دعوت كرد.

در باره این احتمال می توان به چند نكته اشاره كرد و سپس نتیجه گرفت كه آیا اقدام ولایتعهدی مأمون به وسیله فضل بن سهل پیشنهاد شده یا نه؟

ایرانی بودن فضل بر هیچ مورخی پوشیده نیست، فضل بن سهل و حسن بن سهل دو برادر و ایرانی زرتشتی بودند كه به خاطر زیركی و با هوشی فضل آن دو به دستگاه حكومتی برامكه راه یافته و به وسیله آنان مسلمان شده بودند. به خاطر زرنگی و مدیریت و علم فضل بن سهل، نفوذ آنان در درون حكومت برامكه ایرانی بیشتر و گسترده تر شد، به گونه ای كه فضل در زمان مأمون دو منصب در اختیار گرفت كه عبارت بود از وزارت (یعنی نفر دوم بعد از خلیفه) و رئیس ستاد و فرماندهی قشون خلافت. از آن جا كه تمام ارتش مأمون ایرانی بودند و فضل بن سهل هم ایرانی بود،  لذا وی به فرماندهی انتخاب شد. از آن پس به وی لقب «ذو الریاستین» را دادند. یعنی دارای دو ریاست وزارت و فرماندهی است. از این رو فضل بن سهل و برادرش بر تمام اوضاع خلافت مسلط بودند و مأمون نیز تا زمان ورود امام رضا(ع)، پیوسته از دیدگاه و نظرات وی استفاده می كرده است. ولی پرسش اساسی كه مطرح می شود،، این است كه آیا نفوذ در مأمون موجب فشار بر وی جهت واگذاری خلافت به امام رضا(ع) می شود؟

وانگهی در شیعه بودن فضل تردید جدی وجود دارد و در تاریخ این موضوع به صورت موثق ذكر نشده است و از سوی دیگر منابع اصیل شیعی عكس آن را مطرح كرده اند. شیخ مفید در كتاب گرانسنگ خود دو مطلب نقل می كند كه هر دو حاكی از مخالفت فضل بن سهل با خلافت و ولایتعهدی امام رضا(ع) بوده است. ایشان در فرازی نقل می كند كه حسن بن محمد از جدش ابن سلمه نقل می كند كه روزی ذو الریاستین (فضل بن سهل) بیرون آمده می گفت: شگفتا! چیز شگفتی دیدم! از من بپرسید چه دیدم؟ خدایت اصلاح كند چه دیدی؟ گفت دیدم مأمون به علی بن موسی می گفت: من چنین اندیشه كرده ام كه كار مسلمانان و خلافت را بر عهده تو نهم و آنچه در گردنم می باشد، آن را برداشته به گردن شما بنهم؟ و دیدم كه علی بن موسی می گفت: من طاقت و تاب و نیروی آن را ندارم. من هرگز خلافتی را بی ارزش تر از این خلافت ندیدم كه مأمون شانه از زیر بار آن خالی می كرد و به علی بن موسی واگذار می كرد، و علی بن موسی از پذیرفتن آن خودداری می كرد و به سوی مأمون برمی گرداند.

فراز فوق مخالفت فضل بن سهل را در واگذاری خلافت به امام رضا(ع) اثبات می كند. شیخ مفید در فراز دیگر كتاب الارشاد درباره ولایتعهدی امام رضا(ع) می نویسد: چون مأمون تصمیم گرفت ولیعهدی خود را به حضرت رضا(ع) واگذار كند، فضل بن سهل را طلبید و او را از تصمیم خود آگاه كرد. و به او دستور داد با برادرش حسن بن سهل نیز در این باره گفتگو كند، فضل نزد برادرش حسن رفت و هر دو پیش مأمون آمدند، حسن بن سهل بزرگی این كار را به مأمون گوشزد كرد و به او گفت: با این كار، خلافت از خاندان شما بیرون خواهد رفت.

نتیجه گیری

وجوه فوق، مباحث و مسائلی بود كه درباره انگیزه های واگذاری خلافت و ولایتعهدی مأمون به امام رضا(ع) در میان محققان و مورخان به بحث و مناظره گذاشته شده است. ولی می توان وجه دیگری ذكر كرد كه با آنها شباهت نداشته باشد و در عین حال به واقعیت نزدیك باشد و آن این است كه اصولاً مأمون در واگذاری خلافت و ولایتعهدی صداقت نداشت، چرا؟ به دلایل ذیل می توان عدم صداقت او را ذكر كرد.

1 وقتی مأمون خلافت را با اصرار فراوان مطرح كرد، امام(ع) نقشه مأمون را می دانست كه وی می خواهد به نوعی مشروعیت برای خلافت خود جلب نماید، امام(ع) به او فرمود: آیا خلافت جامه ای است كه خدای بر تو پوشانده است؟ و اگر جامه ای است كه خدا بر تو پوشانده است، تو نمی توانی آن را از خود دور سازی و به من واگذاری! و اگر چنین چیزی نیست كه خدای به تو عطا كرده  باشد، پس چگونه چیزی را كه مالك آن نیستی به من واگذار می كنی؟

امام(ع) با این گفتار اولاً عدم صداقت مأمون را تأیید كرد و ثانیاً مهر مشروعیت بر خلافت وی نزد.

 

2 در مسأله واگذاری ولایتعهدی نیز امام رضا(ع) با اصرار و تهدید فراوان مأمون مواجه شد، نه از روی رضایت خود، زیرا در واگذاری ولایتعهدی صداقت نمی دید. شروطی برای پذیرش ولایتعهدی گذاشت، شروط امام دال بر این است كه طرح ولایتعهدی، از اساس نیرنگ گونه بوده است. امام(ع) به مأمون فرمود: من ولیعهدی را می پذیرم به شرط آنكه نه امری كنم و نه نهیی، و نه فتوایی دهم و نه حكمی و نه كسی را به كار گمارم و نه كسی را از كار بركنار كنم و هیچ چیزی را كه پا برجاست دگرگونش نسازم.

امام(ع) به شرط خود وفادار بود، هر چند مأمون برخی اوقات از شروط خود غفلت می كرد.

 

3 دلیل سوم مبنی بر عدم صداقت مأمون در واگذاری ولایتعهدی، مسأله  نماز عید ثامن الحجج(ع) می باشد. به اصرار مأمون امام(ع) برای اقامه نماز عید آماده شد. نحوه رفتن به نماز نیز به شیوه جدش حضرت رسول(ص) بود. وقتی این شیوه نماز خواندن در میان مردم مطرح گردید، آنان با سنت جدید مواجه شدند كه پیشتر انجام نمی شد. لذا فضل بن سهل به مأمون گفت: اگر با این وضع علی ابن موسی الرضا(ع) به مصلی برود، مردم شیفته او خواهند شد و همه ما بر خون خود اندیشناك خواهیم شد. لذا مأمون مأمورانی فرستاد و امام را از اقامه نماز باز گرداند. در صورتی كه مأمون صداقت داشت باید می گذاشت كه امام(ع) به همان شیوه به اقامه نماز بپردازد.


منابع

1 الارشاد/ شیخ مفید

2 علل الشرایع/ شیخ صدوق

3 مقاتل الطالبین/ ابوالفرج اصفهانی

4 عیون اخبار الرضا/ شیخ صدوق

5 سیری در سیره ائمه اطهار/ شهید مطهری

6 پیشوایان ما/ عادل ادیب.

بخش حریم رضوی

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین