سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
یه شهر بود که خیلی قدیمی بود .توی اون شهر یه چیز عجیبی وجود داشت که باعث وحشت مردم می شد.به خاطر همین زندگی کردن تو اون شهر خیلی سخت و خطر ناک بود
عکس نویسنده
عکس نویسنده
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

اژدهایی در تاریکی

اژدهایی در تاریکی
یه شهر بود که خیلی قدیمی بود .توی اون شهر یه چیز عجیبی وجود داشت که باعث وحشت مردم می شد.به خاطر همین زندگی کردن تو اون شهر خیلی سخت و خطر ناک بود .بیشتر آدمای اون شهر از اونجا مهاجرت کرده بودند و رفته بودند و فقط مردم خیلی فقیری که نمی تونستند سفر کنند توی اون شهر مونده بودند .راز وحشتناک اون شهر این بود که وقتی شب هوا تاریک می شد ،یه اژدهای وحشتناک از توی چاهی که وسط شهر بود بیرون می یومد و هر چیزی رو که سر راهش بود رو آتیش می زد .

اون اژدها آنقدر بزرگ بود که وقتی می ایستاد سرش به ابرای آسمون می رسید .وقتی نعره می کشید همه ساختمونای شهر می لرزیدند.نفس که می کشید از گرمای نفسش دود بلند می شد .هیچ کس جرات نگاه کردن به اون اژدهای خشمگین و قوی هیکل نداشت .

مردم شهر وقتی شب می شد از ترس اژدها توی زیرزمین خونه هاشون مخفی می شدند و بیرون نمی یومدند.یه روز که اژدها تصمیم گرفته بود همه شهر رو خراب کنه یه فریاد بلند کشید و آتیش سوزانی تو شهر برپا کرد .نزدیک بود همه ی شهر توی آتیش بسوزه که مانی کوچولو از ترس جیغ زد و تلویزیون رو خاموش کرد و رفت تو بغل مامان.مانی آنقدر ترسیده بود که نمی تونست به مامان بگه توی سی دی کارتون چی دیده .مامان مانی رو آروم کرد .

چند ساعت گذشت شب که مانی رفت توی اتاقش بخوابه دوباره تصویر اژدها یادش اومد .مانی دوباره جیغ زد مامان مامان می ترسم .

مامان از مانی پرسید از چی می ترسی عزیزم .مانی جریان اژدهای توی کارتون رو برای مامان تعریف کرد .مامان گفت ولی اون فقط یه کارتونه .اون اژدها فقط یه نقاشیه که برای اون کارتون کشیدن .اصلا واقعیت نداره.

مانی تا چند شب ،شبها می ترسید بخوابه تا این که کم کم اژدها از یادش رفت .اما با خودش تصمیم گرفت تا دیگه از این کارتونهای ترسناک نگاه نکنه .مانی دلش نمی خواست یه پسر ترسو و ضعیف باشه .این کارتونها شجاعت مانی رو از بین می بردند و فکرای غیر واقعی به وجود می آوردن .

راستی بچه ها نظر شما راجع به این جور کارتونای ترسناک چیه ؟

تازه آخر اون کارتون هم اژدهای ترسناک شکست خورد و شهر تاریک و مخوف نجات پیدا کرد .آخه هر  موجودی هر چقدر هم که بزرگ و قوی باشه از انسانها شکست می خوره زیرا انسان عاقل و باهوشه .

 

 

 انسیه نوش آبادی

بخش کودک و نوجوان تبیان


مطالب مرتبط:

یك نمره بد!

خشمگین نشو

عاقبت درخت مهربون

یه درس مهم

قابل شما را ندارد!

نخستین روز مدرسه

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین