سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
در یك باغچه كوچك ، دو درخت زندگی می كردند . یكی درخت آلبالو و دیگری درخت گیلاس . این دو تا همسایه با هم مهربان نبودند و قدر هم را نمی دانستند
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

دو درخت همسایه
دو درخت همسایه

در یك باغچه كوچك ، دو درخت زندگی می كردند . یكی درخت آلبالو و دیگری درخت گیلاس .

این دو تا همسایه با هم مهربان نبودند و قدر هم را نمی دانستند، بهار كه می رسید شاخه های این دو تا همسایه پر از شكوفه های قشنگ می شد ولی به جای این كه با رسیدن بهار این دو هم مهربانتر و با صفاتر بشوند بر سر شكوفه هایشان و این كه كدامیك زیباتر است ، بحث می كردند. در فصل تابستان هم بحث آنها بر سر این بود كه میوه های كدامیك از آنها بهتر و خوشمزه تر است .

درخت آلبالو می گفت : آلبالو های من نقلی و كوچولو و قشنگ هستند ، اما گیلاس های تو سیاه و بزرگ و زشتند.

درخت گیلاس هم می گفت : گیلاس های من شیرین و خوشمزه است ، اما آلبالوهای تو ترش و بدمزه است.

سالها گذشت ، تا این كه دو تا درخت پیر و كهنسال شدند اما عجیب بود كه آنها هنوز هم با هم مهربان نبودند.

در یكی از روزهای پاییزی كه طوفان شدیدی هم می وزید ناگهان یكی از شاخه های درخت گیلاس، شكست ، بعد هم شروع كرد به ناله و فریاد .

درخت آلبالو كه تا آن روز هیچ وقت دلش برای درخت گیلاس نسوخته بود و اصلاً به او اهمیتی نداده بود یكدفعه دلش نرم شد و به درد آمد و گفت همسایه عزیز نگران نباش اگر در برابر باد قدرت ایستادگی نداری می توانی به من تكیه كنی ، من كنار تو هستم و تا جایی كه بتوانم كمكت می كنم ،آخر من و تو كه به جز همدیگر كسی را نداریم .

درخت گیلاس از محبت و مهربانی درخت آلبالو كمی آرامش پیدا كرد و گفت : آلبالو جان از لطف تو متشكرم می بینی دوست عزیز دوستی و مهربانی خیلی زیباست !

حیف شد كه ما این چند سال گذشته را صرف كینه و بد اخلاقی خودمان كردیم .

بعد هر دو تصمیم گرفتند كه خود خواهی را كنار بگذارند و زیبایی های دیگران را هم ببینند . فصل بهار كه از راه رسید درخت گیلاس رو كرد به آلبالو و گفت : «به به چه شكوفه های قشنگی چه قدر خوشبو و خوشرنگ، اینطوری خیلی زیبا شده ای !»

و درخت آلبالو جواب داد « دوست نازنینم ، این زیبایی وجود توست كه من را زیبا می بیند . به خودت نگاهی بینداز كه چه قدر زیبا و دلنشین شده ای !»

دیگر هر چه حرف بین آنها رد و بدل می شد از مهربانی بود و همدلی و دوستی !

و راستی كه دوستی و محبت چقدر زیباست .

 

 

بخش کودک و نوجوان تبیان


منبع:نوید شاهد

مطالب مرتبط:

مداد سیاه و رنگین کمان

گلودرد خروس

دم آقا خرسه چی شده؟

نسخه آقای دکتر

اژدهای آتش نشان

قصه فسقلی وعینکش

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین