سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
رسول اکرم صلی الله علیه و آله ؛هرکس که دوست دارد عمری زیاد، روزی فراوان و روزگار خوشی داشته و از زندگی خود لذت برده، و فرزندانش به او احترام نمایند، باید به پدر و مادر خود نیکی و احسان نماید .
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

دوستداران عمر طولانی و رزق وسیع


رسول اکرم صلی الله علیه و آله ؛هرکس که دوست دارد عمری زیاد، روزی فراوان و روزگار خوشی داشته و از زندگی خود لذت برده، و فرزندانش به او احترام نمایند، باید به پدر و مادر خود نیکی و احسان نماید .


رزق

همه دوست دارند خود و فرزندان و نسلشان خوشبخت و سعادتمند و خوش روزی باشند . همچنانکه هیچ فردی در جهان پیدا نمی‌شود که بدبختی و سیه روزی را دوست داشته باشد . اما چگونه می‌توان به خوشبختی و وسعت رزق، دست یافت؟

 

عاملی برای سعادت انسان و نسل او

ازجمله کارهائی که مایه خوشبختی و سعادت انسان و فرزندان و نسل او می‌شود، نیکی به پدر و مادر و معاشرت مؤدبانه و محترمانه با آنان است . چنانکه خداوند متعال در قرآن مجید، می‌فرماید:

«ما به انسان توصیه کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند، مادرش او را با ناراحتی حمل می‌کند و با ناراحتی بر زمین می‌گذارد، و دوران حمل و از شیر باز گرفتنش سی ماه است، تا زمانی که به کمال قدرت و رشد برسد و به چهل سالگی بالغ گردد . می‌گوید: «پروردگارا! مرا توفیق ده تا شکر نعمتی را که به من و پدر و مادرم دادی بجا آورم و کار شایسته ای انجام دهم که از آن خشنود باشی، و فرزندان مرا صالح گردان، ...» (1) .

در تفسیر این آیه، مرحوم علامه طباطبائی می‌نویسد:

«حاصل درخواست انسان از خدا این است که خدا آنچنان به قلب او الهام کند که شکر نعمت‌هایش را بجا آورد و عمل صالح انجام دهد و به پدر و مادرش نیکی کند و همچنین فرزندان او نیز بر او نیکی و احترام کنند چنانکه او به والدین خود احترام می‌کرد» (2) .

پس معلوم می‌شود اگر انسان به والدین نیکی و احترام نماید، فرزندان او نیز به او احترام می‌کنند .

احادیث فراوانی که در این مورد وارد شده، از حد شمارش خارج است که ما به چند نمونه از آن‌ها اشاره می‌نماییم:

در تفسیر این آیه، مرحوم علامه طباطبائی می‌نویسد: حاصل درخواست انسان از خدا این است که خدا آنچنان به قلب او الهام کند که شکر نعمت‌هایش را بجا آورد و عمل صالح انجام دهد و به پدر و مادرش نیکی کند و همچنین فرزندان او نیز بر او نیکی و احترام کنند چنانکه او به والدین خود احترام می‌کرد

1 . رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله می‌فرماید:

«هرکس دوست دارد عمری زیاد و روزی فراوان و روزگار خوشی داشته و از زندگی خود لذت ببرد، و فرزندانش به او احترام کنند، باید به پدر و مادر خود نیکی و احسان نماید چون این کار بخشی از اطاعت خداوند است ».(3) که قبلا در ذیل آیه 23 سوره اسراء اشاره شد . و هرکس دوست دارد فرزندانش به او نیکی کنند (4) . هرکس دوست دارد لحظه مرگ برایش آسان باشد; و هرکس می‌خواهد پیش از مرگ، فقر و نداری سراغ او نیاید (5) ، باید به پدر و مادر خود احسان و نیکی کند و با آنان مودبانه و محترمانه رفتار نماید» .

باز آن حضرت می‌فرماید: «حتی اشخاصی که فاسد و نابکار هم هستند، در اثر خوبی به پدر و مادر از امکانات خوب مالی در دنیا بهره مند می‌شوند» (6) .

امام باقر علیه السلام می‌فرماید:

«احسان و خوبی به پدر و مادر فقر و فلاکت و هفتاد نوع مرگ بد را از انسان دفع می‌کند (7) .

والدین

دعای پدر و مادر

می‌دانیم که دعای انبیاء و اولیاء پیش خداوند مستجاب می‌شود . اما در میان غیر انبیاء و معصومین از جمله دعاهائی که استجابت آن حتمی است، دعای پدر و مادر در مورد فرزند است که هم دعای آن‌ها و هم نفرینشان پذیرفته درگاه حق است . پس خوشبخت و سعادتمند کسی است که دعای خیر پدر و مادر پشت سر اوست . چنانکه پیامبر گرامی اسلام می‌فرماید: «بر تو باد جلب دعای پدر زیرا دعای پدر از ابرهای آسمان بالا می‌رود و خداوند بر آن نظر می‌افکند و می‌فرماید: ای فرشتگان! مانع بالا آمدن آن نباشید که می‌خواهم آن را برآورده سازم » (8) .

 

اگر پدر و مادر مؤمن نباشند

همه آیاتی که خداوند متعال در آن‌ها دستور به احسان و نیکی به پدر و مادر را می‌دهد، و آن را بخشی از اطاعت خود معرفی می‌کند، مطلق است و در مورد نیکی و احترام کردن به آنان هیچ قیدی نزده، تنها قیدی که این نوع آیات دارد، در مساله اطاعت از آنان است نه احترام .

در این مورد داستانی جالب و خواندنی را تقدیم می نمائیم چرا که زبان داستان گویا و مؤثر است:

شخصی به نام زکریا بن آدم می‌گوید: مردی مسیحی بودم که مسلمان شدم و عازم زیارت خانه خدا شدم و در مدینه امام صادق علیه السلام را زیارت کردم و پس از معرفی خودم که قبلا مسیحی بودم و اسلام اختیار کرده و الان مسلمان هستم، به او عرض کردم پدر و مادرم مسیحی هستند و مادرم نابینا است و من با آن‌ها زندگی می‌کنم و با ایشان همغذا می‌شوم آیا اشکالی دارد؟

فرمود: آیا آن‌ها گوشت خوک می‌خورند؟

عرض کردم: نه، هرگز .

فرمود: عیب ندارد که با مادرت هم غذا شوی . و با او بیشتر خوش رفتاری کن و اگر درگذشت شخصا مراسم خاکسپاری را به عهده بگیر .

همه آیاتی که خداوند متعال در آن‌ها دستور به احسان و نیکی به پدر و مادر را می‌دهد، و آن را بخشی از اطاعت خود معرفی می‌کند، مطلق است و در مورد نیکی و احترام کردن به آنان هیچ قیدی نزده، تنها قیدی که این نوع آیات دارد، در مساله اطاعت از آنان است نه احترام

پس از مراسم حج به کوفه باز گشتم و با مادرم طبق توصیه امام، بیش از پیش مهربانی کردم و لباس و موی سرش را تمیز می‌کردم و خدمت می‌کردم . روزی مادرم پرسید: پسرم تو که قبلا مسیحی بودی اینقدر به من محبت نمی‌کردی حالا که مسلمان شدی بیشتر مرا احترام می‌کنی . گفتم: این; توصیه یکی از فرزندان پیامبر ماست .

مادرم گفت: این پیامبر است؟ گفتم نه، یکی از فرزندان آن حضرت است .

سپس مادرم گفت: پسرم دین تو بهترین دین‌هاست آن را به من یاد بده تا مسلمان شوم . من شهادتین را به او آموختم و نماز را یاد دادم . او نمازهای ظهر و عصر و مغرب و عشا را خواند . همان شب عارضه ای بر او وارد آمد، به من گفت: چیزهائی که به من گفتی دوباره بگو . دوباره گفتم و او تکرار کرد و درگذشت . وقتی صبح شد مسلمانان جمع شدند و او را غسل دادند و خودم نماز گزاردم و من شخصا او را در قبر گذاشتم (9) .

اینجاست که باید گفت: زنده باد اسلام و قرآن و مکتب حیاتبخش و انسان ساز اهل بیت علیهم السلام که بهتر و بیشتر از همه مکبتها و مسلکها به این مساله حیاتی اهمیت داده و به پیروان خود توصیه نموده و از این راه کانون خانواده را که اصل اساسی و زیربنای جوامع انسانی است، گرم; و بدینوسیله سعادت آن‌ها را تضمین کرده است . اماقوانین و مقررات دنیای مادی، بالاخص جهان غرب علیرغم پیشرفت معجزه آسای خود در تکنیک، نه تنها نتوانسته است در مورد خانواده که شالوده انسانیت است، مقرراتی حتی نزدیک به مقررات اسلام به پیروان خود توصیه کند، بلکه خود گرفتار ناهنجاریهای اجتماعی است که گوشه ای از آن‌ها طلاق‌ها و ازهم پاشیدن کانون خانواده و بچه های پرورشگاهی و خیابانی است . چرا که قوانین آن‌ها الهی نبوده و ساخته و پرداخته مغزهای ناقص بشری است .

 

پی نوشت ها:

1) احقاف: 15 .

2) تفسیر المیزان، ج 18، ص 202، چ بیروت .

3) مجلسی، بحارالانوار، ج 74، ص 85، چ قدیم .

4) همان، ص 65 .

5) نیشابوری، محمد، روضة الواعظین، ج 2، ص 429، چ بیروت (از امام صادق) .

6) مجلسی، همان، ج 74، ص 82 .

7) همان، ص 81 .

8) بحار، ص 83 - 84 .

9) اصول کافی، ج 2، ص 160 .

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان

 

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین