سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
مستند شوق تماشا به تهیه‌کنندگی داریوش یاری از تولیدات شبکه مستند سیماست که سازندگان اثر سعی کردند به دور از اغراق و ذوق زدگی تصویری روایتگر سفر ساده و بی‌آلایش یک پسر جوان نابینا و پیرمردی به کربلا باشند.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

روایت یک سفر عاشقانه

نگاهی به مستند "شوق تماشا"


مستند "شوق تماشا" به تهیه‌کنندگی داریوش یاری از تولیدات شبکه مستند سیماست که سازندگان اثر سعی کردند به دور از اغراق و ذوق زدگی تصویری روایتگر سفر ساده و بی‌آلایش یک پسر جوان نابینا و پیرمردی به کربلا باشند.


کربلا

مستند "شوق تماشا" به کارگردانی داریوش یاری و حسن ساجدی در شبکه مستند سیما تهیه شده که ویژگی آن سادگی روایت است. این مستند نخستین تولید شبکه مستند سیما محسوب می‌شود که به تازگی از این شبکه روی آنتن رفت و قرار است به زودی از شبکه یک نیز پخش شود.

شبکه مستند بعد از چند ماه فراز و نشیب با ساخت مستند "شوق تماشا" اولین گام محکم را برداشت و نشان داد که می‌تواند با حمایت از مستندسازان به سمت تولیدات مناسبی پیش برود و به مرور زمان از کارهای تامینی فاصله بگیرد.

گرچه برخی کارگردانان و تهیه‌کنندگان احساس می‌کنند اگر اثرشان به قول معروف از زرق و برق تصویری برخوردار باشد، بهتر می‌توانند با مخاطب ارتباط برقرار کنند و بیننده از دیدن آن بیشتر لذت می برد، اما این تصور اشتباه باعث می‌شود عوامل سازنده یک اثر راه را به بیراهه بروند.

اما امتیاز مستند "شوق تماشا" این است که سازندگان بدون آنکه راه به اشتباه بروند، سعی کردند با زبانی ساده تصویرگر سفر یک پسر جوان نابینا و پیرمردی مشتاق به سفر کربلا باشند، سفری که نیازمند یک عشق درونی است و دیگر به چیزی نیاز ندارد. سازندگان این مستند از روشی نوین استفاده کردند و بدون آنکه تیتراژی در ابتدای مستند پخش شود، چشم یک مرد به تصویر کشیده می‌شود و بعد از آن نجواهای پسری شنیده می‌شود که از عشق خودش به بهشتی همچون بین الحرمین می‌گوید. او در حالی که مشغول ماشین نویسی است با خط بریل نجواها را تایپ می کند.

این شروع غافلگیرکننده برای بیننده جذابیت زیادی دارد و سازندگان اثر با این آغاز برای مستند "شوق تماشا" مخاطب را به قلاب می‌اندازند و به او می‌گویند که تا پایان مستند بنشیند و برای لحظاتی هم که شده عازم یک سفر عاشقانه شود، سفری که مشتاقان زیادی دارد؛ مشتاقانی که حاضر می‌شوند شربت شهادت را بنوشند، اما این راه را بروند.

در ادامه دوربین سازندگان مستند "شوق تماشا" همراه پیرمردی می‌شود که از کوچه پس کوچه‌هایی عبور می‌کند و وارد خانه‌ای می‌شود که پسر نابینا هم در آنجا زندگی می‌کند. مادر ساک فرزندش را می‌بندد و به فرزندش تاکید می‌کند که چه لباس‌هایی برای سفر برایش گذاشته است. بعد از گذشت لحظاتی که به خداحافظی این پسر و پیرمرد با اهالی محل که برای بدرقه آنها آمده‌اند، آن دو سوار اتوبوس می‌شوند تا سفرشان را آغاز کنند.

مونولوگ پسر جوان در طول سفر که حرف‌های دلش را با امام حسین (ع) می‌زند و مداحی که در اتوبوس برای دیگر مسافران می‌کند، بیننده را ناخودآگاه راهی بین الحرمین می‌کند و اشک را در چشمانشان جاری می‌کند. در واقع ویژگی مستند "شوق تماشا" سادگی آن است و باید در این باره به عوامل سازنده این اثر خسته نباشید گفت که تلاش کردند در نهایت سادگی غنی‌ترین مفاهیم را در این مستند سرازیر کنند.

سازندگان زبانی ساده تصویرگر سفر یک پسر جوان نابینا و پیرمردی مشتاق به سفر کربلا باشند، سفری که نیازمند یک عشق درونی است و دیگر به چیزی نیاز ندارد. چشم یک مرد به تصویر کشیده می‌شود و بعد از آن نجواهای پسری شنیده می‌شود که از عشق خودش به بهشتی همچون بین الحرمین می‌گوید.

این مستند همچون کتاب‌های شریعتی می‌ماند که با وجود آنکه جلد گلاسه ندارد و به دور از زرق و برق است، اما مفاهیم غنی را در دل خودش جا داده است، مفاهیمی که مخاطب را به فکر وا می‌دارد و او را برای بردن به یک سفر عاشقانه همراهی می‌کند. در ادامه دوربین سازندگان مستند "شوق تماشا" تصویرگر زائرانی می‌شود که از نقاط مختلف ایران راهی این سفر شدند و در بین الحرمین مشغول سینه زدن هستند.

نشان دادن پرچم قرمز و حک شدن کلمه حسین (ع) در بخش‌هایی از مستند "شوق تماشا" مخاطب را راهی صحرای کربلا می‌کند که چگونه امام و یارانش با لبان تشنه جنگیدند و حاضر نشدند جلو دشمنان ضعیف ظاهر شوند. در بخشی دیگر از این مستند پسر جوان راهی مکانی می‌شود که پرچم می‌دوزند. او از آنها می‌خواهد تا پرچمی که برایش می دوزند از رنگ سبز استفاده کنند. استفاده به موقع از رنگ های سبز و قرمز هوشمندی سازندگان این مستند را می‌رساند.

گرچه ریتم در آثار نمایشی و ترکیبی امری مهم است و دیگر بینندگان طرفدار کارهای با ریتم کند نیستند، اما ریتم کند مستند "شوق تماشا" به هیچ وجه برای مخاطب آزاردهنده نیست و او سعی می‌کند با تامل بیشتر این مستند را تماشا کند. در مجموع می‌توان گفت این نوع ریتم به تاثیرگذاری این مستند کمک بیشتری کرده است.

در ادامه این مستند پسر جوان از نامه‌ای برای پیرمرد می‌گوید که فردی به او داده و خواسته در حرم امام حسین (ع) بندازند. او از پیرمرد مشورت می‌گیرد که بهتر نیست نامه را باز کند و بخواند، شاید کمکی از دست آنها برای آن فرد بربیاید، اما پیرمرد تاکید می‌کند امام حسین (ع) خودش بهتر از آنها می‌تواند کمک کند، به همین دلیل از پسر می‌خواهد که نامه را باز نکند و همانطور در حرم بیندازد. در این بخش از مستند پیرمرد از تجربه خودش درس بهتری به جوان می‌دهد.

مستند "شوق تماشا" با همان پسری که در ابتدای مستند مشغول ماشین نویسی بود، تمام می‌شود و این بهترین فینالی بود که سازندگان این مستند انتخاب کردند، چون به دور از شعار و مستقیم‌گویی به مستند خودشان پایان می‌دهند. این روزها دیگر مخاطبان از کارهای شعاری استقبال نمی‌کنند و علاقمند نیستند در یک اثری که می‌بینند شاهد مستقیم‌گویی سازندگان اثر باشد. در واقع سازندگان با هوشمندی بهترین پایان را انتخاب کردند.

بخش سینما و تلویزیون تبیان


منبع:مهر /فاطمه عودباشی

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین