سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
با دیدن چهره نورانی ذاكر دلسوخته اهل بیت علیهم السلام و بنیانگذار هیأت محترم قنات آباد، با پاهای برهنه، اشك جاری، گل بر سر و رویش می مالید؛ اشك ها بی اختیار به گونه ها می نشست، همیشه دست های او فراتر از دست های سینه زنان قرار می گرفت و بر سینه می نشست.
عکس نویسنده
عکس نویسنده
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

اسطوره ای در مداحی

حاج اکبر ناظم

در این نوشتار به یاد كرد ذاكر و مداحی می پردازم و با گرامیداشت خاطره شكوهزاد او سخن می گوییم که خود خادم دین و اهل بیت علیهم السلام بود و از هر فرصتی برای یادآوری خاندان رسول گرامی اسلام استفاده می كرد. فریادگر عشق ولایت برفراز چهارپایه بود، یا دركرانه  منبر.  مخالف هوای نفس بود نه مطیع هوای نفس و نوحه هایش با سبك و سیاقی خاص یادآور سرود جاوید هیهات مناالذله .

مرحوم اکبر سادات سرکی معروف به «حاج اکبر ناظم» از مداحان مطرح و مشهور تهران قدیم و حسینیه قنات آباد بوده که نغمه های بیادماندنی و شورآفرین عزاداری او سالهاست رونق مجالس عزاداری است.

 

آغاز عاشقی

در جوانی دنبال کسب روزی و درآمد بود. مادرش گفت: اکبر من نمی خواهم تو میلیونر شوی بلکه می خواهم خادم خاندان اهل بیت علیهم السلام باشی. تاثیر شگرف این کلام مسیر را دگرگون کرد و به جستجو پرداخت. تا اینکه به خدمت آیت الله شاه آبادی (استاد امام (ره) ) رسید. ایشان تلقین ذکر و فکر فرمودند و امر به اقامه نماز شب و در محضر ایشان به شهود رسید. می گفت به ایشان عرض کردم، ملامت می کنند چرا به سینه می زنید فرمودند: اعضای بدن هر کدام وظیفه ای دارند. وظیفه دست این است در عزای پسر فاطمه علیهاالسلام به سینه بزند. حاج اکبر شاگرد آیت الله شاه آبادی و مرحوم سیدمهدی طاها نسب معروف به قوامزاده، داماد مرحوم آیت الله فیروزآبادی بود. کوچکترین مسئله و شبهه را از اساتید خود استفتاء می‌کرد به همین خاطر به بیراهه نمی‌رفت.

با دیدن چهره نورانی ذاكر دلسوخته اهل بیت علیهم السلام و بنیانگذار هیأت محترم قنات آباد، با پاهای برهنه، اشك جاری، گل بر سر و رویش می مالید؛ اشك ها بی اختیار به گونه ها می نشست، همیشه دست های او فراتر از دست های سینه زنان قرار می گرفت و بر سینه می نشست

پای صحبت های مرحوم شیخ رجبعلی خیاط می نشت و از او تأثیر می گرفت. یک شب آمد خانه و گفت امشب منزل شیخ بودیم، مجلس تمام شد. شیخ فرمود: آقایان شما را به جان امام حسین علیه السلام از این لحظه به بعد دیگر گناه نکنید. آقا اینجا تشریف دارند و فرمودند همه را بخشیده اند و تقاضای آمرزش از خدا کردند و همه آمرزیده شدید. دیگر سراغ گناه نروید.

 

اخلاق نوکری

همیشه می گفت: باید همه مردم را دوست داشته باشید مثل خداوند که همه بندگانش را دوست دارد و رحمتش شامل حال همه می‌شود؛ مسلمان و مسیحی و یهودی و غیره. شما هم به همه احترام کنید. همه را دوست بدارید که موجب رحمت واسعه خدا می شود.

فرزندش حاج مرتضی می گوید: حاجی آنقدر خوش اخلاق بود که هر کس گرفتاری داشت به سراغش می‌آمد، با همسر و فرزندان خود یک کلمه درشت نمی گفت. می‌ گفت: مداح باید خاکی باشد. یکبار فرد مستی وارد هیات قنات آباد شد. همه اعضای هیات از حضور مست ناراحت شدند. حاجی فورا دخالت کرد و گفت: این مکان متعلق به کیست؟ پاسخ دادند: امام حسین علیه السلام. سوال کرد: صاحب مجلس چه کسی است؟ گفتند: اباعبدالله علیه السلام. فرمود: شما فقط یک تکلیف شرعی دارید استکانی را که این آقا (مست) چایی خورد آب بکشید البته بدون اینکه جلب توجه کنید. این رفتار حاجی باعث شد مست به هوش بیاید و همان شب سبب گرمی مجلس اهل بیت علیهم السلام شد.

 

خورشیدی در ظلمت ستم

یكی از شاعران بزرگ، عاشورا را چونان خورشیدی دانسته است كه در دل شب سیاه ستم درخشید تا تاریكی های سره پلید را بزداید. خادمان حسین علیه السلام نیز، در طول تاریخ اسلام، همواره آفرینندگان خورشید عاشورا بوده اند در برابر شب های ستم و سیاهی، و یكی از این خورشیدهای فروزان، در شب سیاه ستم بیدادگران، مرحوم حاج اكبر ناظم است. در حمایت و پیروی از ولایت فقیه و در پی اعتقاد راسخش به حضرت امام خمینی(ره) در اوج سوگواری و مرثیه مولی الكونین حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام با لحن عاطفه برانگیز و شورگستر، در برابر تیمچه حاجب الدوله با صدایی رسا، چنین می سرود:

                

امروز روز یاری امام است‎                                               كار منافقین دگر تمام است‎

            مخالفت به دین ما حرام است                                            ‎ تا شود استوار دین پروردگار‎

   پرچم خونین حسینی‎

رسیده بر دست خمینی

 

جلوتر از همه

در آن سال ها دوستدارانش، ساعت ها گوشه و كنار بازار كفاش ها می ایستادند تا پرچم سپید رنگ هیأت نوباوگان قنات آباد از دور نمایان شود.

حاج اکبر ناظم

هنگامی كه طنین سینه زدن و نوحه خواندن هیأت نوباوگان قنات آباد به گوش سوگواران اطراف تیمچه حاجب الدوله می رسید، خبر از آمادگی جمعیت انبوهی از عزاداران حسینی می داد، تا شاهد مرثیه سرایی خادم با اخلاص سالار شهیدان باشند . با دیدن چهره نورانی ذاكر دلسوخته اهل بیت علیهم السلام و بنیانگذار هیأت محترم قنات آباد، با پاهای برهنه، اشك جاری، گل بر سر و رویش می مالید؛ اشك ها بی اختیار به گونه ها می نشست، همیشه دست های او فراتر از دست های سینه زنان قرار می گرفت و بر سینه می نشست.

روضه خوانی، نوحه خوانی، عزاداری جامع و كامل حاج اكبر ناظم و در پایان نیز دعا و ختم امن یجیب، پس از ساعت ها عزاداری شبانگاهی و صبحگاهی در ایام عاشورا، و زمانی كه عقربه های ساعت 3 یا 4 بعد از ظهر را نشان می داد، احدی را خسته و ملول نمی ساخت. او نیز می دانست، مزاحم دسته جات عزاداری نیست. آخرین گروه عزاداران، هیأت نوباوگان قنات آباد است. پس از او موكب عزاداران و دسته جات سوگواری آذربایجانی ها از مسجد آذربایجانی ها (ترك ها)حركت می كردند و گاهی نیز پرچم آنان با پرچم نوباوگان تلاقی می كرد.

در سال های پایانی عمر، با شیفتگی و ارادتی خاص، در حالی كه به شدت از بیماری رنج می برد، در جلسات و دسته جات عزاداری شركت می جست و در اجرای مرثیه خوانی و عرض ارادت به ساحت مقدس سیدالشهدا علیه السلام بیش از حد انتظار ادای وظیفه می كرد

از من خواندن و از تو زنده کردن

آن روز حاج اکبر، مداح هیأت بود. قبل از اینکه شروع کند به خواندن روضه آقا ابالفضل علیه السلام خبر آوردند که دختر کوچکت از دنیا رفت.  خبر آنقدر سنگین بود که دل پدر را به درد آورد اما نباید باعث می شد تا مصیبت از دست دادن فرزند، مجلس روضه ی ارباب را بهم بزند. گفت: « خبر را پخش نکنید. مجلس عزاداری سیدالشهدا را باید با کمال احترام برگزار کرد. بعد از تمام شدن مجلس به کارهای دخترم می رسم.» سر به زیر انداخت و سمت منبر رفت. زیر لب خطاب به ساقی کربلا، حضرت ابالفضل علیه السلام عرض کرد: « آقا! از اکبر ناظم، نوحه خواندن برمی آید و از شما مرده زنده کردن. من نوحه میخوانم و شما اگر صلاح میدانید عنایتی کنید .» بالای منبر رقت و شروع کرد به نوحه خواندن:

 

ای ساقی لب تشنگان...

آنچان سوزی در نوحه اش بود که دل همه را به کرزه درآورد. هنوز مجلس تمام نشده بود که خبر آوردند: بچه برگشته است.

بعدها هربار که درباره ماجرای آن شب از حاج اکبر ناظم می پرسیدند، جواب میداد:

    تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن                               که خواجه خود روش بنده پروری داند

 

دیدار دوست

در سال های پایانی عمر، با شیفتگی و ارادتی خاص، در حالی كه به شدت از بیماری رنج می برد، در جلسات و دسته جات عزاداری شركت می جست و در اجرای مرثیه خوانی و عرض ارادت به ساحت مقدس سیدالشهدا علیه السلام بیش از حد انتظار ادای وظیفه می كرد.

سرانجام این پیر عاشق و خادم آستان مقدس اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام، در سال 1363شمسی، سربلند و سرافراز به صف دیگر خادمان پیوست و به دیدار موالیانش نایل گشت و ورقی تابناك بر پیشینه ستایشگران عشق ولایت افزود.

 

دانلود فایل صوتی مداحی حاج اکبر ناظم

 

فرآوری: امین

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


منابع:

همشهری آنلاین.

ماهنامه هیات رزمندگان اسلام.

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین