• تعداد بازديد :
  • پنج شنبه 1390/08/19
  • تاريخ :

ندای آسمانی

غدیر

رسول خدا صلّى الله علیه وآله در دهمین سال هجرت به همراه قبایل و طوایف مختلف عازم حج گردید. و روز شنبه بیست و چهارم یا بیست و پنجم ذیعقدة الحرام به قصد حج، پیاده از مدینه خارج شد و تمامى زنان و اهل حرم خود را نیز در هودج ها قرار داد و به همراه تمام مهاجرین و انصار و قبایل عرب حركت فرمودند.

پس از آنكه رسول خدا مناسك حج را انجام دادند، به همراه حاجیان كه حدود 124 هزار نفر بودند، قصد بازگشت به مدینه را فرمودند. پیامبر و همراهانشان در روز پنجشنبه هجدهم ذیحجه به غدیر خم رسیدند و آن مكانى بود كه راههاى متعدد (راه مدینه و مصر و عراق) از آنجا منشعب می شد. در این روز جبرئیل امین فرود آمد و از سوى خدا سبحان این آیه را آورد:

« یا ایها الرسول بلغ ما انزل من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته والله یعصمك من الناس ان الله لا یهدى القوم الكافرین» ( مائده/67)؛ اى پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، كاملا (به مردم) برسان، و اگر چنین نكنى، رسالت او را انجام نداده اى. خداوند تو را از (خطرات) مردم نگاه می دارد؛ خداوند جمعیت كافران را هدایت نمى كند.

امین وحى الهى این آیه را آورد و از طرف خداوند به آن حضرت امر كرد كه على علیه السلام را به ولایت و امامت، معرفى و منصوب فرماید.

در آن هنگام اذان ظهر گفته شد و حضرت نماز ظهر را به جماعت خواندند، پس از اتمام نماز بر محل مرتفعى كه از جهاز شتران ساخته شده بود، قرار گرفتند و با صداى بلند این گونه فرمودند:

«حمد و ستایش مخصوص خداست. از او یارى می خواهیم و به او ایمان داریم و توكل ما به اوست. اى مردم، همانا خداوند مرا آگاه كرده است كه دوران عمرم سپرى شده و به زودى دعوت خداوند را اجابت كرده و به سراى باقى خواهم شتافت...

در این موقع پیامبر صلّى الله علیه وآله فرمودند: الله اكبر! بر اكمال دین و اتمام نعمت و خشنودى خدا به رسالت من و ولایت على علیه السلام بعد از من، سپس مردم به امیرالمؤمنین تهنیت و تبریك گفتند. پیش از همه ابوبكر و عمر بودند كه تبریك گفتند. عمر گفت: به به براى تو اى پسر ابوطالب كه صبح و شام را درك كردى در حالى كه مولاى من و مولاى هر مرد و زن مؤمن گشتى

بیندیشید و مواظب باشید كه پس از درگذشت من با دو چیز گرانبها كه من در میان شما می گذارم، به خوبى رفتار كنید. آنكه بزرگ تر است كتاب خداست كه یك طرف آن در دست خدا و طرف دیگر آن در دست شماست (كنایه از این كتاب خدا وسیله ارتباط با خداست) و امانت دیگر عترت من می باشد و همانا خداى مهربان مرا آگاه فرمود كه این دو هرگز از یكدیگر جدا نخواهند شد تا كنار حوض بر من وارد شوند. بنابراین از آن دو باز نایستید و كوتاهى نكنید كه هلاك خواهید شد. سپس دست على علیه السلام را گرفت و او را بلند نمود و فرمود: هر كس كه من مولاى او هستم على علیه السلام مولاى اوست و این سخن را سه بار تكرار فرمود. سپس به دعا گشود و فرمود: بار خدایا، دوست بدار آن كس را كه على علیه السلام را دوست بدارد و دشمن بدار آن كس را كه على علیه السلام را دشمن بدارد. یارى فرما یاران او را و خوار گردان، خواركنندگان او را. او را محور و میزان حق و راستى قرار بده.

آنگاه فرمود: این سخن را آنها كه حاضرند به غائبین اطلاع دهند.

هنوز جمعیت پراكنده نشده بود كه جبرئیل رسید و این آیه را ابلاغ كرد:

« الیوم اكملت لكم دینكم و اتممت علیكم نعمتى و رضیت لكم الاسلام دینا » (مائده/3)؛ در این موقع پیامبر صلّى الله علیه وآله فرمودند: الله اكبر! بر اكمال دین و اتمام نعمت و خشنودى خدا به رسالت من و ولایت على علیه السلام بعد از من، سپس مردم به امیرالمؤمنین تهنیت و تبریك گفتند.

پیش از همه ابوبكر و عمر بودند كه تبریك گفتند. عمر گفت: به به براى تو اى پسر ابوطالب كه صبح و شام را درك كردى در حالى كه مولاى من و مولاى هر مرد و زن مؤمن گشتى.

 

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


منبع:

داستانهای الغدیر، تجلی امیرمومنان علی علیه السلام؛ سیدرضا باقریان موحد؛ به نقل از الغدیر، ج 1، صص 35- 29.

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName