• تعداد بازديد :
  • پنج شنبه 1390/08/19
  • تاريخ :

عاقبت انكار ولایت

غدیر

 پس از آن كه رسول خدا صلّى الله علیه وآله وسلّم در غدیر خم آنچه را كه مأمور به آن بود تبلیغ فرمود و این سخنان در سایر سرزمین های اسلامى هم منتشر شد، جابر بن نضر آمد و خطاب به پیامبر نمود و گفت: از طرف خدا امر كردى كه گواهى به یگانگى خداوند و رسالت تو بدهیم و نماز و روزه و حج و زكاة را اجرا كنیم. همه را از تو پذیرفتم و قبول كردیم. تو به اینها اكتفا نكردى؛ تا این كه بازوى پسر عمویت را گرفتى و بلند نمودى و او را بر ما برترى دادى و گفتى: «من كنت مولاه فعلىّ مولاه» آیا این امر از طرف تو است یا از جانب خداوند؟

رسول خدا صلّى الله علیه وآله وسلّم فرمود: قسم به خداوندى كه معبودى جز او نیست، این امر از جانب خداوند است.

او پس از شنیدن این سخن به طرف شتر خود روانه شد در حالى كه می گفت: بارخدایا! اگر آنچه محمد صلّى الله علیه وآله وسلّم می گوید، راست است و حق، سنگى از آسمان ببار و یا عذابى دردناك به ما برسان.

جابر بن نضر هنوز به شتر خود نرسیده بود كه سنگى از بالا بر سر او آمد و از دُبُر او خارج شد و او را كشت.

انس بن مالك نیز مبتلا به برص شد و گفته شده است هنگامى كه على علیه السلام طلب گواهى مبنی بر گفتار رسول خدا صلّى الله علیه وآله وسلّم فرمود، نامبرده بهانه آورد كه مبتلا به برص فراموشى شده است. على علیه السلام فرمود: بارخدایا! اگر دروغ می گوید او را مبتلا به برص سفیدى كن كه دستار او آنرا مخفى نسازد. پس چهره او دچار برص شد و پیوسته خرقه بر چهره خود می افكند

در همین رابطه حکایت دیگری را نقل می کنند که روزى حضرت على علیه السلام از دارالإماره خارج شد. در این هنگام سوارانى كه روپوش بر صورت و شمشیر حمایل داشتند، از راه رسیدند و با آن حضرت روبرو شدند. خطاب به امام علی علیه السلام گفتند: «السلام علیك یا امیرالمؤمنین رحمة الله و بركاته، السلام علیك یا مولانا» . على علیه السلام پس از جواب سلام فرمودند: در اینجا از اصحاب رسول خدا چه كسانى هستند؟ در این هنگام دوازده تن برخاستند و شهادت دادند كه از رسول خدا در روز غدیر خم شنیدند كه می فرمود: «من كنت مولاه فعلىّ مولاه...» پس از آن حضرت به انس بن مالك و براء بن عازب كه از اداى شهادت خوددارى كرده بودند، فرمود: چه چیز مانع شد از این كه شما برخیزید و شهادت دهید؟ زیرا شما نیز آنچه را كه این گروه شنیده اند، شنیده اید. سپس فرمود: بارخدایا! اگر این دو نفر به علت عناد و دشمنى، این حقیقت را كتمان كرده اند، آنها را به سزاى اعمالشان برسان و آنها را مبتلا كن.

پس از مدتى براء بن عازب نابینا شد و پس از نابینا شدن هنگامى كه راه منزل خود را گم می كرد و از مردم سؤال می كرد با خود می گفت: كسى كه گرفتار نفرین شده چگونه راه به مقصود را در می یابد؟

انس بن مالك نیز مبتلا به برص شد و گفته شده است هنگامى كه على علیه السلام طلب گواهى مبنی بر گفتار رسول خدا صلّى الله علیه وآله وسلّم فرمود، نامبرده بهانه آورد كه مبتلا به برص فراموشى شده است. على علیه السلام فرمود: بارخدایا! اگر دروغ می گوید او را مبتلا به برص سفیدى كن كه دستار او آنرا مخفى نسازد. پس چهره او دچار برص شد و پیوسته خرقه بر چهره خود می افكند.

 

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


منبع:

داستانهای الغدیر، تجلی امیرمومنان علی علیه السلام؛ سیدرضا باقریان موحد؛ به نقل از الغدیر، ج 2، صص 50 و 127.

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName