• تعداد بازديد :
  • پنج شنبه 1390/08/19
  • تاريخ :

سکوی جاودانگی

غدیر

غدیر، دورنمایی از حقایق امامت بود در دقایق آن صحرا.

کاروانیان از حج بازگشته‏اند و سوغاتی از «توحید» به همراه دارند. با استماعِ بیاناتِ رسولِ مهربانی، رو به « نبوت » آورده‏اند و اینک « امامت » .

کدامین طنین، با آهنگی از دیار آینه، می‏تواند گل و گلشن را به سینه‏ها مهمان کند؟ مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِیٌّ مَولاه.کنارِ برکه، سکوی جاودانگی بود که از یک سو اتمام دین را دید و از دیگر سو، آغاز معرفیِ همگانیِ علی را.

غدیر نشان داد خدا عادل است و ولایت را در وجود سزاوارترین، مستقرّ می‏سازد. دستی، جانشینِ دستی شد و از این گل تازه، افسردگیِ آن صحرا زدوده شد.

غدیر، برکه‏ای از تدبیر بود برای رسیدن به رستگاری‏های پیاپی، رسیدن به هم‏صدایی و همسویی.

غدیر می‏خواست تمامیِ فاصله‏ها را به صفر برساند و به مارهای خفته و مترصد، طعم گس هلاکت بچشاند.

می‏خواست تحریف، در جامعه نیفتد.

کدام زخم، با فراموشیِ این میثاق برابری می‏کند آیا؟!

عیدی آمد و سوزندگیِ آن بیابان، خنکایِ بهار را لمس کرد.

برکه‏ای که ماناتر از اقیانوس بود، امامت را به جریان انداخت.

غدیر، آبراهه‏ای بود به خشک‏زار اندیشه‏های تمام أعصار.

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


محمد کاظم بدر الدین

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName