• تعداد بازديد :
  • پنج شنبه 1390/08/19
  • تاريخ :

حقیقتی بر گونه اساطیر

امام علی (ع)

این بار هم، سفری دیگر، چونان گذشته، و بازگشتی دوباره از آخرین سفر، بی‏شباهت به گذشته؛ حجه الوداع، برکه نزدیک است و حقیقت نزدیک‏تر، در چند قدمی.

سیل کاروانیان، خاک سوزانِ حجاز را در می‏نوردند.

تاریخ سالخورده حجاز، گرد زمان بر پلک‏هایش، با چشم‏های نیمه باز انتظار حماسه‏ای دیگر را می‏کشد و باز هم...

امین وحی از پس پرده‏های غیب، از ورای ابرهای کبودِ آسمان حجاز، از جانب او...

امّا این بار با سبزترین پیام، با زلال‏ترین نزول می‏آید « یا ایها الرّسول بلِّغ ما اُنزل إِلَیْکَ من ربک »

زبان بلیغ رسول در آشوب می‏افتد و باز هم پیامی سبز، حجم وجودش را پر می‏کند :

علی که امام عشق است و «حقیقتی بر گونه اساطیر» و افسوس که تنها پنج بهار با خنکای عدالت شکفت و افسوس که کوفه نشینانِ بی‏کفایت دچار کفر شدند و قلب دریایی‏اش را شکستند

« یا ایها الرّسول بلِّغ ما انزل إِلَیْکَ من ربک» ،

 سخت در اندیشه است که چگونه و این بار... پیام دوباره، کاخ اندیشه‏اش را فرو می‏ریزد :

« فَاِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رسالتَه» ،

دل آشوبه‏اش، زدوده می‏شود و... به خواست رسول، قافله می‏ایستد، درست کنار غدیر، دریاترین برکه، حماسی‏ترین جایگاه تاریخ.

این‏بار حقیقت دین، در قلب صحراهای حجاز، از ورای جهاز شترانی که تا چندی پیش راه به سوی مدینه می‏بردند، بر دیواره‏های زمان طنین افکن می‏شود.

نوای « من کُنتُ مولاهُ، فهذا علیٌ مولاه » در گوش زمان می‏پیچد.

« اللّهم والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ » ؛

بارالها، آن کس را که دوستی‏اش کند، دوست باش و آن کس را که با او دشمنی کند، دشمن شو و آن کس را که یارش باشد، یاری کن و آن که او را خواری خواهد، خوار ساز.

این بار امانت خدا و رسالت رسول، بر دوش علی فرود می‏آید و علی پا بر جای نبی می‏گذارد.

علی که امام عشق است و «حقیقتی بر گونه اساطیر» و افسوس که تنها پنج بهار با خنکای عدالت شکفت و افسوس که کوفه نشینانِ بی‏کفایت دچار کفر شدند و قلب دریایی‏اش را شکستند.

 

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


اکرم کامرانی اقدام

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName