انفاق علاوه بر زدودن فقر و کمک به نیازمندان ارتقای روحی و معنوی انفاق کننده را نیز در بر دارد ؛ زیرا چشم پوشی از چیزهای مورد علاقه موجب شکوفایی روح سخاوت و گذشت شده و انسان را از قید اسارت‌های مختلف می‌رهاند.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

بالاترین مرتبه ی نیکویی چیست ؟


انفاق علاوه بر زدودن فقر و کمک به نیازمندان ارتقای روحی و معنوی انفاق کننده را نیز در بر دارد ؛ زیرا چشم پوشی از چیزهای مورد علاقه موجب شکوفایی روح سخاوت و گذشت شده و انسان را از قید اسارت‌های مختلف می‌رهاند.


انفاق
سوره آل عمران آیه 92

«لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّی تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَیْ‌ءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلیمٌ».

نیکی را در نخواهید یافت تا آن گاه که از آنچه دوست می‌دارید انفاق کنید؛ و هر چه انفاق می‌کنید خدا بدان آگاه است.

روشن است که دست کشیدن از چیزی که آن را دوست دارد و انفاق آن  در راه خدا کار هر کس نیست و ایمانی محکم و عقیده‌ای راسخ می‌خواهد و انسان باید به درجه‌ای از ایمان برسد که خوشنودی خدا را بر تمام چیزهایی که نزد او محبوب و دوست داشتنی است ترجیح بدهد تا بتواند چنین کند. البته منظور آیه انفاق مال است آن هم مالی که محبوب شخص است ولی می‌توان آن را به بذل جان هم تعمیم داد. بالاترین نیکویی آن است که انسان از عزیزترین‌های خود در راه خدا دست بردارد همان‌گونه که امام حسین (علیه السلام) در کربلا و روز عاشورا کرد.     

 

شرایط رسیدن به مقام بر و نیکی

از منظر کلام وحی پذیرش امر مقدس نیکوکاری زمینه ها و شرایط خاصی را می طلبد و از هر راهی نمی توان وارد این عرصه خداپسندانه شد؛ زیرا کسب سرمایه های معنوی به بستر پاک و سالم نیاز دارد. قرآن در سوره بقره می فرماید: ای کسانی که ایمان آورده اید!از قسمتهای پاکیزه اموالی که از طریق کسب و تجارت به دست آورده اید و از آنچه از زمین برای شما بیرون آورده ایم (از منابع و معادن و درختان و گیاهان و محصولات کشاورزی) احسان کنید و برای این عمل نیک به سراغ اموال ناپاک و آلوده نروید. (بقره/ 267)

احسان پاکیزه، شایسته کسی است که در راه کسب سرمایه اش، پیشانی او عرق نموده و صورتش غبار آلود شده است. وقتی از امام صادق (علیه السلام) سؤال شد: منظور حضرت از نیکوکار شایسته چه کسی است؟ فرمود: علی بن ابی طالب (علیه السلام)

بنابراین، نیکوکاری زمانی نتیجه بخش خواهد بود که اموال بخشیده شده از راه حلال و منبع پاک به دست آمده باشد و گرنه برای صاحب احسان سود و بهره ای در پی نخواهد داشت. (مجمع البیان، ج 2، ص 656) در سوره توبه نیز با تأکید بر این شرط اساسی احسان، خواستار رفع موانع پذیرش است و در پیش گرفتن شیوه ای صحیح و اصولی را پیشنهاد می کند و خطاب به آلودگان و ریاکاران می فرماید: بگو! چه از روی میل و رغبت و چه با اکراه و بی میلی انفاق کنید، هرگز از شما پذیرفته نمی شود؛ زیرا گروهی فاسق می باشید و هیچ چیز مانع پذیرش انفاقهای آنان نشد، جز اینکه به خدا و پیامبرش کفر ورزیدند و نماز به جا نمی آورند، مگر با حالت کسالت و انفاقشان نیز با کراهت همراه است. (توبه/ 53 و 54)

تقوا

طبق این بینش قرآنی، تقوا و پاکدامنی اساسی ترین شرط نیکوکاری برای یک مسلمان محسوب می شود؛ زیرا اگر احسان به خاطر مصالح دنیوی و مقاصد شیطانی و هواهای نفسانی صورت گیرد، در تکامل روح و روان انسان تأثیر ندارد و ارزش واقعی خود را از دست خواهد داد.

به همین جهت، خداوند متعال تمام نیکی ها و اعمال خیر را بر اساس تقوا می پذیرد و می فرماید: خداوند متعال اعمال نیک را فقط از پرهیزگاران و تقوا پیشه گان می پذیرد. (مایده/ 27) امام حسین (علیه السلام) این شرط اساسی احسان را به شکلی زیبا توضیح داده است.

محدث نوری می نویسد: هنگامی که به آن حضرت خبر دادند عبدا... بن عامر - از کارگزاران حکومتی دستگاه ستمگر بنی امیه - چنین و چنان صدقه داده و عده زیادی برده آزاد کرده است، امام حسین(علیه السلام) فرمود: مثل عبدا... بن عامر همانند کسی است که از حاجیان و راهیان خانه خدا سرقت کرده و سپس اموال دزدی را صدقه می دهد.  

آنگاه افزود: احسان پاکیزه، شایسته کسی است که در راه کسب سرمایه اش، پیشانی او عرق نموده و صورتش غبار آلود شده است. وقتی از امام صادق (علیه السلام) سؤال شد: منظور حضرت از نیکوکار شایسته چه کسی است؟ فرمود: علی بن ابی طالب (علیه السلام) (مستدرک الوسایل، ج 7، ص 244)

اساساً انفاق و احسان برای تقرب به خداوند متعال صورت می گیرد و برای این منظور باید از اموال پاکیزه و حلال استفاده کرد؛ زیرا مردم وقتی می خواهند به سلاطین و شخصیتهای بزرگ تقرب جویند، بهترین و دوست داشتنی ترین اموال خود را هدیه می برند، در حالی که آن پادشاهان همانند خود آنان انسان هایی ضعیف و ناتوانند، پس چگونه ممکن است که انسان به پیشگاه خداوند که تمام عالم هستی از اوست، با اموالی بی ارزش و آلوده و نامرغوب، تقرب جوید.

 

نکته :

برای رسیدن به مقام نیکی لازم نیست همه دارایی انفاق شود بلکه با انفاق بخشی از آن نیز می‌توان به مقام بِرّ رسید «مِمَّا تُحِبُّون» مِن در مما تحبون برای تبعیض است.   

مهمانانی بر ابوذر وارد شدند، ابو ذر گفت: چون من گرفتاری دارم، شما خودتان یکی از شتران مرا نحر و غذا تهیه کنید. آنها شتر لاغری را انتخاب کردند. ابوذر ناراحت شد و پرسید: چرا شتر فربه و چاق را نیاوردید؟ گفتند: آن را برای نیاز آینده تو گذاشتیم. ابوذر فرمود: روز نیاز من روز قبر من است

آثار انفاق

انفاق علاوه بر زدودن فقر و کمک به نیازمندان ارتقای روحی و معنوی انفاق کننده را نیز در بر دارد ؛ زیرا چشم پوشی از چیزهای مورد علاقه موجب شکوفایی روح سخاوت و گذشت شده و انسان را از قید اسارت‌های مختلف می‌رهاند.

 

داستان‌های شنیدنی در مورد عمل به این آیه

1 -ابو طلحه انصاری، بیشترین درختان خرما را در مدینه داشت و باغ او محبوب‌ترین اموالش بود. این باغ که روبروی مسجد پیامبر صلی اللَّه علیه و آله واقع شده بود، آب زلالی داشت. رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله گاه و بی‌گاه وارد آن باغ می‌شد و از چشمه‌ی آن می‌نوشید. این باغِ زیبا و عالی، درآمد کلانی داشت که مردم از آن سخن می‌گفتند. وقتی آیه نازل شد که «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّی ...» او خدمت پیامبر رسید و عرض کرد: محبوب‌ترین چیزها نزد من این باغ است، می‌خواهم آن را در راه خدا انفاق کنم. پیامبر صلی اللَّه علیه و آله فرمود: تجارت خوبی است، آفرین بر تو، ولی پیشنهاد من آن است که این باغ را به فقرای فامیل و بستگان خویش دهی. او قبول کرد و باغ را بین آنان تقسیم نمود.

2- مهمانانی بر ابوذر وارد شدند، ابو ذر گفت: چون من گرفتاری دارم، شما خودتان یکی از شتران مرا نحر و غذا تهیه کنید. آنها شتر لاغری را انتخاب کردند. ابوذر ناراحت شد و پرسید: چرا شتر فربه و چاق را نیاوردید؟ گفتند: آن را برای نیاز آینده تو گذاشتیم. ابوذر فرمود: روز نیاز من روز قبر من است .

3 -وقتی فاطمه زهرا علیها السلام را در شب عروسی به خانه شوهر می‌بردند، فقیری از حضرت پیراهن کهنه‌ای خواست. فاطمه زهرا علیها السلام همان جا پیراهن خود را انفاق کردند وخود با همان پیراهن کهنه به خانه امیر المومنین علیه السلام رفتند.

فرآوری : زهرا اجلال

بخش قرآن تبیان


منابع :

1-قرآن مجید

2-تفسیر کوثر- یعقوب جعفری

3-تفسیر نمونه - آیت الله مکارم شیرازی

4-تفسیر نور - حجت الاسلام قرائتی