سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
کبوترها پریدند از سربام و روییدند گل هایی محابا هوا پر بود از بوی نم و خاک که رفت از خانه، با یک ساک، بابا
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

نوبت ما

نوبت ما

کبوترها پریدند از سربام

و روییدند گل هایی محابا

هوا پر بود از بوی نم و خاک

که رفت از خانه، با یک ساک، بابا

برایش نامه ها دادم که: «بابا!

دلم می خواهد آزادی نمیرد

تو با دشمن بجنگ و آرزو کن

که دنیا رنگ نامردی نگیرد

کسی می خواهد از ما شب بسازد

ولی ما تا ابد روشن ضمیریم

و دشمن نیز دائم در هراس است

که ما هم با خمینی کبیریم

نمی خواهیم دنیا را پر از جنگ

و با دشمن سر سازش نداریم

نمی ترسیم از تهدید و نیرنگ

و جز با عشق، آرامش نداریم»

پرید از بام دنیا، رفت بابا

و ایران، باغی از آلاله ها شد

به اسم رمز شب گفتند یا هو

در باغ شهادت نیز وا شد

و حالا خاک ایران در کف ماست

بیا با هم بسازیمش دوباره

جهان باید بداند نام ایران

همیشه می درخشد چون ستاره

 

 

بخش کودک و نوجوان تبیان


منبع:دوچرخه(الهه صابر)

مطالب مرتبط:

امام صادق علیه السلام

آرزوی من

قصه ی آل عبا

ای روح بهار سبز و زیبا!

تا طوفان پاییز صبر کن

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین