سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
البته چه بسا این طرز تفكر باعث فرو غلطیدن آنان در معاصى خواهد شد، زیرا كسى كه به مال و پیروانش اعتماد داشته باشد و از هدایت خدا و عقل دور باشد هلاك می شود. همان گونه كه امریكا به اتكاء پول و سلاح خود وارد در جنگ ویتنام شد و بینى‏اش به خاك مالیده شد و هیبت
عکس نویسنده
عکس نویسنده
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

لبیک گویان دعوت انبیا چه کسانی بودند؟


این طرز تفكر كه مال و فرزند دلیل قرب به خداست باعث فرو غلطیدن در معاصى خواهد شد، زیرا كسى كه به مال و پیروانش اعتماد داشته باشد و از هدایت خدا و عقل دور باشد هلاك می شود. همان گونه كه امریكا به اتكاء پول و سلاح خود وارد در جنگ ویتنام شد و بینى‏اش به خاك مالیده شد و هیبت و شوكت پوشالى‏اش از هم درید و همان گونه كه روسیه وارد جنگ افغانستان اسلامى شد و متحمل زیان هاى بسیار گردید.


قرب
مال و فرزند دلیل قرب به خدا نیست!

وَ ما أَرْسَلْنا فِی قَرْیَةٍ مِنْ نَذِیرٍ إِلاَّ قالَ مُتْرَفُوها إِنَّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ كافِرُونَ (سبا 34) وَ قالُوا نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوالاً وَ أَوْلاداً وَ ما نَحْنُ بِمُعَذَّبِینَ (سبا 35)

و [ما] در هیچ شهرى هشداردهنده‏اى نفرستادیم جز آنكه خوشگذرانان آنها گفتند: «ما به آنچه شما بدان فرستاده شده‏اید كافریم.»

و گفتند: «ما دارایى و فرزندانمان از همه بیشتر است و ما عذاب نخواهیم شد.» (35)

از آنجا كه در آیات گذشته سخن از اغواگرى مستكبران بود در آیات مورد بحث گوشه‏اى از این اغواگرى را منعكس مى‏سازد و ضمنا به پیامبر گرامى اسلام (صلی الله علیه و اله) نیز دلدارى مى‏دهد كه اگر با تو مخالفت كنند تعجب مكن مخالفت مستكبران مرفه با پیامبران راستین یك شیوه دائمى آنها بوده است.

مترف به كسى مى‏گویند كه فزونى نعمت و زندگى مرفه او را مست و مغرور و غافل كرده و به طغیان گرى واداشته است

" نذیر" به معنى بیم دهنده، اشاره به پیامبران الهى است كه مردم را از عذاب الهى در برابر كج‏روى‏ها و بیدادگرى‏ها و گناه و فساد بیم مى‏دادند.

" مترفوها " جمع" مترف" از ماده" ترف" (بر وزن طرف) به معنى تنعم است، و مترف به كسى مى‏گویند كه فزونى نعمت و زندگى مرفه او را مست و مغرور و غافل كرده و به طغیان گرى واداشته است. (" لسان العرب" جلد 9 صفحه 17)

آرى معمولا كسانى كه در صف اول مخالفین انبیاء بودند این گروه مترف طغیانگر غافل بودند كه چون تعلیمات انبیاء را از یك سو مزاحم كامجویى و هوسرانى خود مى‏دیدند، و از سوى دیگر مدافع حقوق محرومانى كه با غصب حقوق آنها به این زندگى پر زرق و برق رسیده بودند، و از سوى سوم آنها همیشه براى پاسدارى مال و ثروتشان قدرت حكومت را یدك مى‏كشیدند، و پیامبران را در تمام این جهات در نقطه مقابل خود مى‏دیدند، لذا فورا به مبارزه برمى‏خاستند.

غالبا محرومان، نخستین كسانى بودند كه دعوت انبیاء را" لبیك" مى‏گفتند، و متنعمین مغرور نیز اولین گروهى بودند كه علم مخالفت را برمى‏داشتند

عجب اینكه آنها انگشت روى حكم و تعلیم خاصى نمى‏گذاشتند، بلكه در بست مى‏گفتند: " ما به تمام آنچه شما مبعوث شده‏اید كافریم" و حتى یك گام هم با شما همراه نیستیم كه این خود بهترین دلیل بر لجاجت و عناد آنها در برابر حق بود.

این معنى مساله مهمى است كه قرآن در آیات مختلف از آن پرده برداشته كه غالبا محرومان، نخستین كسانى بودند كه دعوت انبیاء را" لبیك" مى‏گفتند، و متنعمین مغرور نیز اولین گروهى بودند كه علم مخالفت را برمى‏داشتند.

با اینكه منكران دعوت انبیاء مسلما منحصر به این گروه نبودند، ولى غالبا عاملان فساد و داعیان به شرك و خرافات آنها بودند كه دائما سعى داشتند دیگران را هم به زور به این طرق به كشانند.

در آیات 23 زخرف، 116 سوره هود، و 33 سوره مؤمنون نیز همین معنى آمده است.

نه تنها در برابر انبیاء كه در برابر هر قدم اصلاحى از ناحیه هر دانشمند مصلح و عالم مجاهدى برداشته شود این گروه سر به مخالفت برمى‏دارند، و براى‏ در هم شكستن برنامه‏هاى مصلحان توطئه مى‏چینند و از هیچ جنایتى روى گردان نیستند.

آیه بعد به منطق پوشالى آنها كه در هر زمانى براى اثبات برترى خود متوسل مى‏شدند و به اغفال عوام مى‏پرداختند اشاره كرده، مى‏گوید:" و آنها گفتند ما از همه ثروتمندتر و پراولادتریم"(وَ قالُوا نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوالًا وَ أَوْلاداً) .

خداوند به ما محبت دارد هم اموال فراوان در اختیار ما نهاده، و هم نیروى انسانى بسیار، و این دلیل بر لطف او در حق ما و نشانه مقام و موقعیت ما در نزد او است" و ما (نور چشمى‏ها) هرگز مجازات نخواهیم شد"! (وَ ما نَحْنُ بِمُعَذَّبِینَ) .

مگر خداوند ، عزیز كرده‏هاى خود را هم مجازات مى‏كند؟! اگر ما مطرود درگاه او بودیم این همه نعمت چرا به ما مى‏داد؟! خلاصه آبادى دنیاى ما دلیل روشنى بر آبادى آخرت ماست! بعضى از مفسران احتمال داده‏اند كه جمله" و ما نحن بمعذبین" دلیل بر آن است كه آنها بطور كلى منكر قیامت و عذاب بودند. ولى آیات بعد نشان مى‏دهد كه این جمله ناظر به این معنا نیست، بلكه منظورشان این بوده كه آنها به دلیل ثروتشان مقرب درگاه خدایند.

امام على (علیه السلام) در تعریف بعضى از اقوام گفته است: «فجور كشتند و با غرور آبش دادند و شورش درو كردند

البته چه بسا این طرز تفكر باعث فرو غلطیدن آنان در معاصى خواهد شد، زیرا كسى كه به مال و پیروانش اعتماد داشته باشد و از هدایت خدا و عقل دور باشد هلاك می شود. همان گونه كه امریكا به اتكاء پول و سلاح خود وارد در جنگ ویتنام شد و بینى‏اش به خاك مالیده شد و هیبت و شوكت پوشالى‏اش از هم درید و همان گونه كه روسیه وارد جنگ افغانستان اسلامى شد و متحمل زیانهاى بسیار گردید.

امام على (علیه السلام) در تعریف بعضى از اقوام گفته است: «فجور كشتند و با غرور آبش دادند و شورش درو كردند». (نهج البلاغه، خطبه 2، ص 47)

 

پیام‏های آیه :

1ـ  مخالفت با پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) تازگى ندارد، با پیامبران دیگر نیز مخالفت مى‏كردند. (خداوند پیامبرش را دلدارى مى‏دهد.) «وَ ما أَرْسَلْنا فِی قَرْیَةٍ مِنْ نَذِیرٍ إِلَّا قالَ مُتْرَفُوها»

2ـ مرفّهان بى درد، در صف اوّل دشمنان انبیا بوده‏اند.«قالَ مُتْرَفُوها»

3ـ رفاه‏طلبى، انسان را بى تفاوت و سنگدل نموده و به استكبار مى‏كشاند. «قالَ مُتْرَفُوها ... كافِرُونَ»

4ـ مخالفت با پیامبران، مخالفت با پیام آنهاست، نه با شخص آنان. «بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ كافِرُونَ»

5ـ حركت انبیا منافع سرمایه داران را به خطر مى‏اندازد.«مُتْرَفُوها ... كافِرُونَ»

6ـ كفّار بى نیازى در دنیا را سبب بى نیازى در آخرت مى‏پنداشتند. «أَكْثَرُ أَمْوالًا ... وَ ما نَحْنُ بِمُعَذَّبِینَ»

7ـ سرمایه داران به مال و فرزند خود مى‏نازند. «نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوالًا وَ أَوْلاداً»

8ـ ثروتمندان، خود را تافته‏ى جدا بافته مى‏دانند. «ما نَحْنُ بِمُعَذَّبِینَ»

آمنه اسفندیاری

بخش قرآن تبیان


منابع:

1-  تفسیر نور ج9

2-  تفسیر نمونه ج18

3-  تفسیر هدایت ج10

4-  لسان العرب جلد 9

5-  نهج البلاغه، خطبه 2، ص 47

 

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین