سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
: توبه، عبارتست از یک نوع انقلابی درونی نوعی قیام، نوعی انقلاب از ناحیه خود انسان علیه خود انسان. این جهت، از مختصات انسان است
عکس نویسنده
عکس نویسنده
نویسنده : احمد رزاقی
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

عبادت و بندگی بدون توبه ممکن نیست

توبه

در جلسات پیشین راجع به عبادت و دعا و نقش آن‌ها در رشد و تربیت انسان بحث شد در این جلسه درباره اولین مرحله از مراحل فرآیند عبادت و تربیت و تزکیه بحث می‌کنیم: توبه اولین منزل حزب و سلوک به سوی پروردگار است. عبادت را از اینجا باید آغاز کرد: توبه


توبه، اولین سکوی پرواز و تربیت

«اولین منزل سلوک به خداوند، منزل توبه است...... یکی از این استعدادهای عالی در انسان، همین مسئله توبه است. «توبه» این نیست که ما لفظ استغفرالله ربی و اتوب الیه را به زبان جاری کنیم، از مقوله لفظ نیست. توبه یک حالت روانی و روحی و بلکه یک انقلاب روحی در انسان است که لفظ استغفرالله ربی و اتوب الیه بیان این حالت است، نه خود حالت، نه خود توبه..... توبه برای انسان تغییر مسیردادن است اما نه تغییر مسیر دادن ساده از قبیل تغییر مسیری که گیاه می دهد یا تغییر مسیری که حیوان می‌دهد بلکه یک نوع تغییر مسیری که مخصوص خود انسان است و از نظر روانی و روحی کاملاً ارزش تحلیل و بررسی و رسیدگی دارد: توبه، عبارتست از یک نوع انقلابی درونی نوعی قیام، نوعی انقلاب از ناحیه خود انسان علیه خود انسان. این جهت، از مختصات انسان است.» (گفتارهای معنوی، ص 110)

«توبه» عبارت است از عکس‌العمل نشان دادن مقامات عالی و مقدس روح انسان علیه مقامات دانی و پست و حیوانی انسان. «توبه» عبارتست از قیام و انقلاب مقدس قوای فرشته صفت انسان علیه قوای بهیمی صفت و شیطان صفت انسان. این ماهیت توبه است.» (همان، ص 116)

توبه، عبارتست از یک نوع انقلابی درونی نوعی قیام، نوعی انقلاب از ناحیه خود انسان علیه خود انسان. این جهت، از مختصات انسان است

چطور در انسان حالت بازگشت و ندامت و پشیمانی(توبه) پیدا می شود

«در وجود انسان اگر عناصر مقدس و پاکی فی‌الجمله باقی باشند، انسان توفیق توبه پیدا می‌کند، و الا هرگز توفیق توبه پیدا نمی کند. حالا در چه شرایطی انسان بازگشت می کند، پشیمان می شود و اگر خدا را بشناسد به سوی خدا توبه می کند و اگر خدا را نشناسد حالت دیگری پیدا می کند و دیوانگی پیدا می کند ، وضع دیگری پیش می آید.(همان، ص 116)

عکس العمل نشان دادن روح انسان در مقابل معاصی نیز بستگی به دو چیز دارد : از یک طرف بستگی دارد به شدت عمل، یعنی شدت معصیت، شدت معصیتی که مقامات دانی روح شما به مقامات عالی روحتان وارد می کند. هرچه معصیت انسان کمتر و کوچک تر باشد عکس العمل کمتری در روح ایجاد می کند و هرچه معصیت بزرگتر باشد، عکس العمل بیشتری به وجود می آورد. (همان، ص117)

عکس العمل نشان دادن روح انسان در مقابل معاصی نیز بستگی به دو چیز دارد : از یک طرف بستگی دارد به شدت عمل، یعنی شدت معصیت، شدت معصیتی که مقامات دانی روح شما به مقامات عالی روحتان وارد می کند. هرچه معصیت انسان کمتر و کوچک تر باشد عکس العمل کمتری در روح ایجاد می کند و هرچه معصیت بزرگتر باشد، عکس العمل بیشتری به وجود می آورد

نمونه ای از عکس العمل روح انسان در برابر گناه

"خلبان امریکایی که می رود آن بمب را روی هیروشیما می اندازد، بعد که برمی گردد یک نگاهی به اثر عمل خودش می کند، می بیند که یک شهر را به آتش کشیده است، پیر و جوان، زن و مرد، کوچک و بزرگ دارند  در یک جهنم سوزان می سوزند از همان جا وجدانش به جنبش می آید،حرکت میکند، ملامتش می کند درصورتی که چنین کسانی را از میان قسی القلب ها انتخاب می کنند . بر می گردد به کشور خودش از او استقبال می کنند، گل به گردنش می اندازند، درجه اش را بالا می برند، حقوقش را زیاد می کنند،عکسش را در روزنامه ها می اندازند، تشویقش می کنند] اما خیانت آنقدر عظیم بوده است، معصیت آنقدر بزرگ بوده است که وجدان چنین قسی القلبی را هم بیدار می کند. یعنی آنقدر ضربه بر روح شدید است که در یک چنین زمینه روحی آدم قسی القلبی هم باز عکس العمل پیدا می شود. یعنی آدم در این مجلس که می نشیند تبسم می کند، نقل می کند، چنین کردم (چنان) اما وقتی که با خود خلوت می‌کند، خودش با خودش است، در بستر می‌خواهد بخوابد، یک مرتبه آن منظره در نظرش مجسم می‌شود، ای وای این من بودم که چنین جنایتی کردم! ای وای چه جنایت بزرگی مرتکب شدم! در نتیجه همین آدم دیوانه می‌شود و کارش به تیمارستان می‌کشد چرا؟ چون جنایت خیلی بزرگ بوده است.» (همان، ص 118)

 

درسی از حضرت علی(ع) در رابطه با توبه

استغفار

«علی(ع) فرمود: نصیحت من به تو اینکه، از آن کسان مباش که امید به آخرت دارد اما می‌خواهد به آخرت بدون عمل برسد. مثل همه ما می‌گوبیم حبّ علی(ع) کافی است، تازه حبّ ما حبّ حقیقی نیست، اگر حبّ حقیقی بود عمل هم پشت سرش بود. می‌گوییم همین وابستگی ظاهری کافی است! خیال می‌کنیم علی(ع) از کسانی است که احتیاج دارد، و اگر افرادی انتساب دروغین هم داشته باشند دیگر خیلی خوب ما عجالتاً سیاهی لشکر می‌خواهیم. سیاهی لشکر هم کافی است. ما خیال می‌کنیم یک گریه دروغین بر امام حسین کافی است؛ ولی امیرالمؤمنین فرمود این‌ها دروغ است. اگر حبّ علی بن ابیطالب تو را به عمل کشاند، بدان حبّ تو صادق و راستین است، اگر گریه بر حسین بن علی تو را به سوی عمل کشاند بدان تو، به حسین بن علی گریه کرده‌ای و گریه تو راستین است، اگر نه فریب و شیطان است... ای مرد! از آن کسان مباش که احساس نیاز به توبه را در وجود خود دارند اما همیشه می‌گویند دیر نمی‌شود، وقت باقی است.» (همان، ص 124)

«شخصی آمد خدمت علی(ع) استغفار کرد. او هم مثل ما خیال می‌کرد توبه کردن، گفتن استغفرالله ربی و اتوب الیه است و اگر (غ) اش را هم خیلی غلیظ بگوییم دیگر توبه ما خیلی بهتر است.

علی(ع) فهمید این بدبخت چقدر گمراه است. کم اتفاق می‌افتاد که او این جور حدّت به خرج بدهد و با لحن تندی سخن بگوید ولی اینجا با لحن تندی سخن گفت، فرمود: ای خدا، مرگت بدهد، ای مادرت به عزایت بنشیند! آیا تو می‌دانی استغفار چیست؟ استغفار درجه مردمان بلندمرتبه است. استغفار، حالت توبه و یک حالت مقدس، یک جوّ مقدس و پاک است.» (همان، ص 147)

 

شرایط و مراحل توبه از دیدگاه علی(ع)

شرط (رکن) دوم توبه چیست؟ فرمود: یک تصمیم مردانه، یک تصمیم جدی که دیگر من این عمل ناشایست را تکرار نمی‌کنم.... اگر تش درونی در تو پیدا شود، انقلاب مقدس در روح تو پیدا بشود و تصمیم بر عدم عود بگیری، توبه تو قبول است. اما به شرط اینکه تصمیم تو واقعاً تصمیم باشد

«علی (ع) فرمود: استغفار و توبه یک کلمه است براساس شش پایه. این شش پایه را که علی(ع) بیان کرده است، علما این‌طور درک کرده‌اند که دو تا از این‌ها رکن و اساس توبه، دو تای دیگر شرط قبول توبه (یعنی دو تا ماهیّت توبه را تشکیل می‌دهند و دو تای دیگر شرط قبول توبه ماهیت دار را) و دو تای آخر شرط کامل شدن توبه هستند. حالا این شش تا چیست؟ اولین شرط (رکن) توبه، پشیمانی و حسرت و تأسف و آتش درونی و ناراحتی بر آنچه که گذشته است، می‌باشد. یعنی توبه آن وقت واقعاً توبه است که شما نگاه به صفحه‌ی سیاه اعمال گذشته خودتان بکنید، یک مرتبه یک ندامتی، یک پشیمانی زیادی، یک تأسف و حسرت فوق‌العاده ای در شما ایجاد شود و دلتان آتش بگیرد که این چه کاری بود که من کردم. (همان، ص 145)

استغفار

«شرط (رکن) دوم توبه چیست؟ فرمود: یک تصمیم مردانه، یک تصمیم جدی که دیگر من این عمل ناشایست را تکرار نمی‌کنم.... اگر آتش درونی در تو پیدا شود، انقلاب مقدس در روح تو پیدا بشود و تصمیم بر عدم عود بگیری، توبه تو قبول است. اما به شرط اینکه تصمیم تو واقعاً تصمیم باشد.» (همان، ص 15)

«توبه دو تا شرط دارد: شرط اول این است که حقوق مردم، حق‌الناس را باید برگردانی. خدا عادل است، از حقوق بندگانش نمی‌گذرد. یعنی چه؟ مال مردم را خورده‌ای؟ باید یا آن مال را برگردانی به صاحبش یا لااقل او را راضی بکنی. از مردم غیبت کرده‌ای؟ باید استرضا بکنی، بروی خودت را بشکنی، بگویی آقا من از تو غیبت کرده‌ام، خواهش می‌کنم از من راضی باش.» (همان، ص 152)

«شرط دوم [قبول] توبه این است که حقوق الهی را ادا کنی، حق الهی یعنی چه؟ مثلاً روزه حق الله است، روزه مال خداست. روزه‌هایی را که خورده‌ای باید قضا بکنی. نمازهایی را که ترک کرده‌ای باید قضایش را بجا بیاوری. مستطیع بوده‌ای و حج نرفته‌ای حجت را باید انجام بدهی.» (همان، ص 153)

یک عمل هست که سایر رهبران انقلاب‌ها در دنیا قادر به انجام آن نیستند. فقط پیغمبران قادر بوده‌اند، غیر از آن‌ها کسی قادر نیست. و آن این است که خود بشر را علیه خودش برانگیزانند یعنی کاری بکنند که بشر خودش احساس گناه بکند و بعد خودش علیه خودش قیام کند، انقلاب مقدس بکند، کودتا بکند، که نام آن توبه است

شرایط کمال توبه

«علی(ع) دو موضوع را فرمود که شرط کمال توبه واقعی است. فرمود: توبه، آن وقت توبه است که این گوشت‌هایی را که در حرام رویانیده ای آب کنی. این‌ها گوشت انسان نیست. یعنی چه؟ یعنی این گوشت‌هایی که در مجالس شب نشینی در بدن تو آمده است. این هیکلی که درست کرده‌ای از حرام و استخوانت از حرام است..... باید کوشش کنی که این‌ها را آب کنی و به جای این‌ها گوشتی از حلال روئیده باشد، پیدا شود.» (همان، ص 155)

«ششمین شرط را هم برایتان عرض بکنم، فرمود به این بدن که این همه لذت معصیت را چشیده است، رنج طاعت را بچشان، از نازک نارنجی بودن بیرون بیا. با نازک نارنجی گری آدم بنده‌ی خدا نمی‌شود، اصلاً انسان نمی‌شود، اصلاً انسان نمی‌شود، آدم نازک نارنجی انسان نیست. روزه می‌گیری سخت است، مخصوصاً چون سخت است بگیر... یک مدتی بر خودت رنج و سختی بده، خودت را تأدیب کن.» (همان، ص 156)

 

مختصات و ممیزات انبیاء با سایر رهبران بشری

«یک عمل هست که سایر رهبران انقلاب‌ها در دنیا قادر به انجام آن نیستند. فقط پیغمبران قادر بوده‌اند، غیر از آن‌ها کسی قادر نیست. و آن این است که خود بشر را علیه خودش برانگیزانند یعنی کاری بکنند که بشر خودش احساس گناه بکند و بعد خودش علیه خودش قیام کند، انقلاب مقدس بکند، کودتا بکند، که نام آن توبه است». (همان، ص 159)

سید صالح زاهدی

گروه دین تبیان

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین