سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
از اهداف بلند انبیا(ع) می توان «برقراری قسط و عدل در جامعه» و «حمایت از محرومان و مبارزه با ستمگران» و «برقراری نظم و انضباط و حاکمیت قانون عدل و قانون خدا در جامعه» و «برقراری امنیت فردی و اجتماعی» و «برخورد با عوامل ناامنی و فتنه و فساد» و «ایجاد محیطی
عکس نویسنده
عکس نویسنده
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

امر خدا سازش بردار نیست!


از اهداف بلند انبیا(ع) می توان «برقراری قسط و عدل در جامعه» و «حمایت از محرومان و مبارزه با ستمگران» و «برقراری نظم و انضباط و حاکمیت قانون عدل و قانون خدا در جامعه» و «برقراری امنیت فردی و اجتماعی» و «برخورد با عوامل ناامنی و فتنه و فساد» و «ایجاد محیطی سالم و سازنده و پاک و شایسته برای رشد استعدادها و فضایل» و «ارتقای سطح بینش مادی و معنوی جامعه بشری» و «فضاسازی برای عزت و کرامت انسانها و تکامل الهی جامعه» را شمرد.


امر به معروف و نهی از منکر

البته، محدود کردن کارایی ادیان الهی به بُعد حکومت و برقراری اهداف یادشده، بدون توجه به اهداف معنوی، همان قدر ناروا و ستم است که محدود کردن مکتب انبیا(ع) به اهداف معنوی و رهبانیت و گوشه گیری و انزوای سیاسی. هر دو دیدگاه، انحرافی و ناصحیح و نارواست. دیدگاه حق در باره مکتب انبیا(ع) جامع نگری میان حیات دنیا و سعادت آخرت و ارتباط دنیا با آخرت و دین با حکومت و برقراری عدالت آمیخته با تقوا و فضیلت و معنویت است.

باید اهداف بلند حکومت علوی(ع) را نیز در همین موارد، جست.

امام علی(ع) انگیزه خود را از پذیرفتن حکومت، برقراری قسط و عدل و امنیت و دفاع از مظلومان و ستمدیدگان و مقابله با ظالمان و ستمگران و تقسیم عادلانه بیت المال در میان مسلمانان و ایجاد زمینه های لازم برای رشد و پویایی و عزت و سربلندی جامعه اسلامی و ... عنوان کرده و شهادتش نیز برای تحقق چنین اهداف بلندی بوده است. 

 (شماره 107) و مِن حِکمَةٍ لَهُ (علیه‏السَّلام)

 

امر خداوند سازش بردار نیست

 متن[1] و ترجمه[2]:

«لَا یُقِیمُ أَمْرَ اللَّهِ سُبْحَانَهُ إِلَّا مَنْ لَا یُصَانِعُ وَ لَا یُضَارِعُ وَ لَا یَتَّبِعُ الْمَطَامِعَ» ؛ فرمان خدا را اجرا نمى‏كند مگر كسى كه اهل مدارا و سازش نیست، و فرومایگى نمی نماید و به دنبال طمع نمی رود».

شرح [3]:

بدیهى است كه سازش با دیگرى باعث جستن رضاى اوست و این عمل مانع از اجراى حدود و دستور الهى در باره او مى‏گردد. و همچنین فرومایگى و چشم طمع داشتن به دیگران، هر دو باعث خوددارى از پرداختن به دستورها و حدود الهى است كه بر او دشوار مى‏نماید.

به خدا سوگند اگر بیابم که به مهر زنان در آمده یا بهای کنیزکان شده، آن را به بیت المال بازمی گردانم، همانا در عدالت گشایشی است و کسی که عدالت بر او تنگ آید پس ستم بر او تنگ تر است.»

امر خداوند متعال هیچگاه با امر غیر خدا جمع نمی شود. هرچه که در مقابل امر خداوند قرار می گیرد، جز فرو مایگی نتیجه دیگری نخواهد داشت. نمونه اش سرنوشت اقوام پیشین که سرگذشت آنها در قرآن کریم بیان شده است، داستان فرعون بنی اسرائیل، قوم حضرت هود، قوم حضرت لوط ، قوم حضرت نوح و اقوام دیگر که نافرمانی از امر خدا فرومایگی و عذاب را برای آنها به همراه داشت. زیرا امر خداوند همیشه حق است و امر غیر خدا همیشه باطل. اجرای دستورات خداوند هیچگاه سازش بردار نیست. امر خداوند مطاع است و عقل انسان هم به همین حکم می کند.

امر مورد نظر حضرت امیر در این حکمت همان فرایض و دستورات خداوند است که بر انسان واجب است که آن ها را به پا دارد. حال اگر انسانی امر خداوند را زیر پای بگذارد طبق سخن حضرت امیر از سه حال خارج نیست ؛ اول اینکه انسانی مسامحه گر و سازش کار است یعنی به دلایل دنیایی از انجام فرمان خدا چشم پوشی می کند. دوم اینکه انسانی ضعیف و فرومایه است که در مقابل غیرخدا سر تسلیم فرو می آورد. و سوم انسانی طمعکار و دنباله رو لذت های دنیایی است. 

امام علی علیه السلام که دریایی از محبت و بخشندگی بودند در امر خداوند چنان دقیق و حساب شده عمل می کردند که ذره ای از بیت المال به ناحق تقسیم نشود ایشان در این زمینه می فرمایند :

«َ الله لو وَجدته قَد تَزوج بِه النّسآء وَ ملک بِه الاماء لرددته الی بِیت المال فَاِنّ فی العَدْل سعة و من ضاق علیه العدل فالجور علیه اضیق؛[ نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبه15]

به خدا سوگند اگر بیابم که به مهر زنان در آمده یا بهای کنیزکان شده، آن را به بیت المال بازمی گردانم، همانا در عدالت گشایشی است و کسی که عدالت بر او تنگ آید پس ستم بر او تنگ تر است.»

مساوات در امر تقسیم بیت المال:

«لَو کانَ المال لی لسوّیت بینهُم فکَیف وَ المال مالُ الله، اَلا و انّ اعْطاء المال فی غَیْر حقّه تبذیر وَ اِسراف؛[ همان، خطبه 126، و نیز ن.ک: نامه 59]

اگر مال از آن من بود در میان آنها مساوات را رعایت می کردم چه رسد که مال، مال خداست و اینان همگی بندگان خدایند و در بیت المال شریک و سهیم. آگاه باشید که عطا کردن مال در غیر جای خودش تبذیر است و اسراف.»

 

پی نوشت ها:

[1]. نهج البلاغه فیض الاسلام، ج1، ص 1137

[2]. ترجمه‏شرح‏نهج‏البلاغه(ابن‏میثم)، ج 5، ص 504

[3]. ترجمه‏شرح‏نهج‏البلاغه(ابن‏میثم)، ج 5، ص 504

فرآوری : بصیرت

 بخش نهج البلاغه تبیان


منابع : پایگاه حوزه

سایت ابوتراب

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین