سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
از مرحوم آیت الله بهاری«ره»[7] نقل شده است که: اگر انسان نیمی از عمر خود، یا حتّی دو ثلث عمر خود را صرف کند تا برای باقیماندة عمر یک همراه و یک رفیق مناسب پیدا کند، جا دارد.
عکس نویسنده
عکس نویسنده
نویسنده : حامد رهنما
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

 امان از رفیق بد
رفیق بد

گفتارهایی از آیت الله العظمی مظاهری

یکی از موانع اصلاح و هدایت آدمی و یکی از عوامل بسیار مؤثّر در ضلالت و گمراهی نوع بشر، همنشینی و معاشرت با رفیق بد و افراد معصیت‌کار است. محیط زندگی و محیط کار انسان و نیز مجالسی که در آن حضور می‌یابد، در رشد معنوی یا سقوط وی تأثیر به سزايي دارد. اگر محیط، مجالس و افراد تشکیل دهندۀ آنها از فضائل اخلاقی و انسانی برخوردار باشند، انسان را به سوی هدایت و رستگاری سوق می‌دهند و ناگفته پیدا است که دوست بد، محیط عاری از اخلاق و مجالس ناباب تا چه اندازه می‌تواند در تخریب شخصیّت انسان مؤثّر باشد. از این‌رو گفته می‌شود: یکی از راه‌کارهای رسیدن به حالت توبه، معاشرت و همنشینی با افراد صالح و شایسته و اهل معرفت است.

وقتی انسان با افراد دیندار، متّقی و کسانی که به ظواهر شرع مقدّس تقیّد دارند، معاشرت و همنشینی داشته باشد و در مجالس مذهبی شرکت نماید، علاوه بر این‌که خود‌به‌خود از عملکرد افراد پیرامون خویش‌ سرمشق می‌گیرد و از گناه دوری می‌گزیند، از گذشتۀ خویش نیز پشیمان خواهد شد و در مقایسة عملکرد قبلی خود با کردار و گفتار اهل تقوا، در می‌یابد که چه گناهانی مرتکب شده است و از آن گناهان توبه می‌کند. در مقابل، وقتی با افراد ناصالح و گناه‌کار همنشین باشد و در مجالس اشخاص معصیت‌کار رفت و آمد داشته باشد، خود را نسبت به آنان شایسته می‌بیند و در مقایسه با دوستان خود، عملکرد خویش را بسیار مثبت ارزیابی می‌کند، از این‌رو، می‌پندارد که گناهی در زندگی مرتکب نشده است و احساس نمی‌کند نیاز به توبه و بازگشت به سوی خداوند تبارک و تعالی دارد و توبه نمی‌کند و همواره به توجیه گناهان می‌پردازد! این توجیه، ساخته و پرداختۀ مکر شیطان و سرآغاز گمراهی بزرگ‌تری است. چنین کسی موفّق به توبه نمی‌شود و به سعادت و رستگاری دست نخواهد یافت.

انتخاب همنشین در فرهنگ قرآن و عترت از اهمیّت ویژه‌ای برخوردار است. آیات نورانی قرآن ‌کریم و روایات شریف اهل بیت«علیهم السلام» در موارد متعددی بر انتخاب همنشین و همراه صالح و شایسته و مجالست و مؤانست با اهل تقوا تأکید کرده‌اند و آدمی‌ را از همنشینی با افرادی که با قرآن و عترت و اخلاق و فضایل انسانی سر و کار ندارند، بر حذر داشته‌اند.

از قرآن کریم این‌چنین استفاده می‌شود که گروهی از انسان‌ها در قیامت، به اندازه‌ای ناراحت و پشیمان هستند که پشت دست خود را می‌گزند و حسرت می‌خورند و می‌گویند: ای‌کاش ما رفیقانی انتخاب کرده بودیم که در مسیر قرآن و عترت گام بر می‌داشتند. ای‌کاش با جلسات مذهبی و با مسجد و علماي عامل دين انس می‌گرفتیم و به مجالس گناه راه نمی‌یافتیم. ای‌کاش دوست بد و گناه‌کار انتخاب نمی‌کردیم و ای‌کاش با کسانی‌که تابع شیطان هستند، رفت و آمد نکرده و تابع آنان و شیطان نمی‌شدیم:

>وَ يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلي‏ يَدَيْهِ يَقُولُ يا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبيلاً، يا وَيْلَتى‏ لَيْتَني‏ لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَليلاً، لَقَدْ أَضَلَّني‏ عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جاءَني‏ وَ كانَ الشَّيْطانُ لِلْإِنْسانِ خَذُولاً1]

و روزى كه ستمگر پشت دست‏هاى خود را به دندان مى‏گزد، مى‏گويد: اى كاش همراه پيامبر راهى را پيش مى‏گرفتم، اى واى بر من، كاش فلانى را دوست نمى‏گرفتم، حقّا كه مرا از ياد خدا پس از آنكه به من رسيده بود منحرف نمود، و همواره شيطان نسبت به انسان خواركننده بوده و هست.

به‌راستي این آیات را نمی‌توان نادیده گرفت و از صراحت قرآن کریم در خصوص این‌که انتخاب دوست بد موجب گمراهی انسان می‌شود و او را در قیامت خار و سرافکنده می‌نماید، نمی‌توان گذشت.

افزون بر این، پیامبر اکرم«صلی الله علیه و آله» که رحمه ‌للعالمین هستند و در دنیا و آخرت از هیچ تلاشی برای هدایت انسان‌ها فروگذار نمی‌کنند و در سرای آخرت در محضر پروردگار متعال شفیع بندگان می‌شوند تا مورد رحمت و مغفرت الهی واقع شوند، در محضر خداوند متعال چنین انسانی را مؤاخذه می‌فرمایند و نزد خداوند از او شکایت کرده و می‌گویند: خداوندا این قوم، قرآن را به کناری نهاده بودند و به آن عمل نمی‌کردند:

وَ قالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً [2]

و پيامبر گفت: «پروردگارا، قوم من اين قرآن را رها كردند».

خداوند متعال در آیۀ بعد، از ‌چنین بندگانی، به عنوان دشمنان پیامبران خویش یاد می‌کند و می‌فرماید:

وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا مِنَ الْمُجْرِمينَ وَ كَفي‏ بِرَبِّكَ هادِياً وَ نَصيراً3]

و اين گونه ما براى هر پيامبرى دشمنانى از گناهكاران قرار داديم و همين كافى است كه پروردگارت هدايت‏كننده و ياور توست.

وای به حال کسانی که در روز قیامت شفیع آنان دشمن آنان باشد. یعنی پیامبر گرامی«صلی الله علیه و آله» که در قیامت از همه شفاعت می‌کنند، از چنین افرادی شکایت می‌کنند و از آنان بازخواست می‌نمایند.

کسی که قرآن و دستورات انسان‌ساز آن کتاب نورانی را به کناری نهاده و از سیرۀ اهل بیت«علیهم السلام» نیز تبعیّت نکند، روز قیامت باید پشت دست خود را بگزد و جزع و فزع نموده و مرتّب بگوید: ای کاش این‌چنین عمل نمی‌کردم. ولی افسوس که گفتن «ای کاش»، در آن موقعیّت سودی به حال و روز وی نمی‌بخشد و‌ هیچ یاری‌ کننده‌ای نخواهد داشت.

متابعت از شيطان درون «هواي نفس» و از شيطان برون «وسوسه‏هاي ابليس و افراد ناباب»، آدمی را این‌چنین بدبخت و شقاوتمند می‌کند. مخصوصاً اگر آن متابعت به‌طور‌ عادت صورت پذیرد و براي آدمي، به شکل ملکه درآيد که قرآن شريف آن‌را «شرک عملي» مي‏داند؛ چنان‌که مي‏فرمايد:

أَ رَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواه<[4]

آيا ديدي کسي را که هواي نفس خويش را به عنوان خداي خود گرفته است؟

يا در آيه‌ي ديگري مي‏فرمايد:

أَلَمْ أَعْهَدْ اِلَيکُمْ يا بَني ادَمَ اَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيطان<[5]

اي فرزندان آدم آيا از شما پيمان نگرفتم که شيطان را نپرستيد؟

امام سجاد«علیه السلام» در دعایی که به ابو حمزۀ ثمالی تعلیم فرمودند، به اهمیّت این مطلب اشاره می‌فرمایند و شرکت در مجالس غافلین و بطّالین را موجب دوری بنده از خداوند و مانع پذیرش توبه بر می‌شمرند.

در بخشی از این دعای شریف، با جملۀ: «اللَّهُمَّ تُبْ عَلَيَّ حَتَّي لَا أَعْصِيَک- ای پروردگار من به من حال توبه‌ای عطا کن که دیگر هرگز معصیت نکنم»، از پروردگار خویش درخواست توبه می‌کنیم. سپس خطاب به پروردگار خویش می‌گوییم: «خدایا نمی‌دانم چه می‌شود که هرگاه عزم کردم تو را عبادت و اطاعت کنم و هرچه با خود عهد کرده و گفتم که از این پس سیرتم را نیکو می‌کنم و به مجالس اهل توبه و به مقام توّابین نزدیک می‌شوم، حادثه و بلیّه‌ای پیش آمد که به عهد خود ثابت قدم نماندم و آن حادثه میان من و خدمت تو حایل گردید.»

امام سجاد«علیه السلام»  در ادامۀ این جملات، دلایل دوری بنده از خداوند تبارک و تعالی را بیان می‌فرمایند و در واقع به ذکر موانع توبه می‌پردازند. از جمله به مهمترین عوامل سلب توفیق توبه از انسان اشاره می‌کنند و می‌فرمایند:

«لَعَلَّكَ فَقَدْتَنِي مِنْ مَجَالِسِ الْعُلَمَاءِ فَخَذَلْتَنِي أَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَنِي فِي الْغَافِلِينَ فَمِنْ رَحْمَتِكَ آيَسْتَنِي أَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَنِي آلَفُ مَجَالِسَ الْبَطَّالِينَ فَبَيْنِي وَ بَيْنَهُمْ خَلَّيْتَنِی»[6]

شاید مرا در مجالس علما نیافتی و به خواری و خذلانم انداختی، یا شاید مرا در میان غافلین یافتی و بدین جرم، مرا از رحمت خود نا امید ساختی، یا شاید دیدی با مجالس اهل باطل انس و الفت گرفته ام و مرا میان آنان واگذاشتی...

در حقیقت، امام چهارم، همنشیتی با رفیق بد و انس با مجالس گناهکاران را مانع توبه و معاشرت با رفیق خوب، دین‌دار و با اخلاق و الفت با مجالس دینی را راهکاری برای رسیدن به حالت توبه می‌دانند.

از مرحوم آیت الله بهاری«ره»[7] نقل شده است که: اگر انسان نیمی از عمر خود، یا حتّی دو ثلث عمر خود را صرف کند تا برای باقیماندة عمر یک همراه و یک رفیق مناسب پیدا کند، جا دارد.

جوانان باید توجّه داشته باشند که اگر دوست نامناسب و رفیق ناباب، دچار کسی شود، علاوه بر این‌که عمر گران‌بهای او را از بین می‌برد و موجب اتلاف اوقات ارزشمند دوران جوانی می‌شود، دین او را به مرور زمان می‌گیرد و آبروی او را نیز خواهد ریخت.

رفیق و همراه انسان که ساعاتی از شبانه‌ روز را با او سپری‌ می‌نماید، در شخصیّت او و تکوین هویت او بسیار اثرگذار است و می‌تواند هویت وی را تغییر دهد. اگر متخلّق به اخلاق الهی باشد و از گناه اجتناب ورزد، در مهذّب‌شدن رفیق خود مؤثّر است و اگر گناه‌کار باشد و بویی از اخلاق و فضایل انسانی نبرده باشد، رفیق و همنشین خود را به همان مسیر باطل که طی می‌کند، رهنمون خواهد شد. به قول سعدی:

گـلی خوشبوی در حمّـام روزی              رسید از دست محبوبی به دستـم

به او گفتم که مشکی یا عبیری                        کـه از بـوی دلـاویز تــو مســتـم

بگفتا: من گـِـلی نــاچـیـز بــودم             و  لیکـن مـدتـی با  گُــل نشـسـتـم

کـمال همنشـین در من اثر کرد             وگرنه من همان خاکم که هستم

همنشین شایسته و رفیق صالح، نظیر همنشینی گِل و شبیه شدن آن به گُل است. یعنی انسان را به کمال می‌رساند و رفیق نامناسب و ناباب، آدمی را از مسیر هدایت و کمال خارج می‌سازد.

جوانان و نوجوانان باید بسیار مراقب باشند با چه کسی نشست و برخاست می‌کنند، با چه کسی رفت و آمد می‌کنند. چنان‌که پدران و مادران نيز باید مراقب رفقا و همکلاسی‌های فرزندان خود باشند. حتّی باید مراقبت کنند معلّم یا استاد فرزند آنان چه نوع منش و رفتاری دارد؛ زيرا به تجربه اثبات شده است حتّی قیافة ظاهری و نوع پوشش معلّم و رفیقی که انسان به او علاقه دارد، در وی اثر می‌گذارد. بسیاری اوقات دیده شده است که یک دختر عفیف و نجیب پس از مدّتی رفت و آمد با دوستان لاابالی در حجاب یا مشاهدة یک معلّم بدحجاب، ابتدا چادر خود را از دست داده و پس از مدّت کمی، بدحجاب و لاابالی شده است و این خسارت بزرگی برای خود آن دختر، خانواده و اجتماع به‌ شمار می‌رود. عکس آن نیز بسیار رخ داده است، یعنی جوانی که از تربیت دینی مناسبی برخوردار نیست، اگر مدّتی با رفقای دین‌دار و اهل تقوا معاشرت داشته باشد یا معلّم او جاذبة دینی داشته باشد، اهل نماز، روزه، حجاب و سایر تقیّدات دینی و مذهبی می‌شود.

از این رو به پدر و مادرها توصیه می‌شود مراقب رفقا و دوستان فرزندان خود باشند. اگر دختر یا پسر آنان با کسی نشست و برخاست کند که باکی از غیبت و تهمت و دروغ نداشته باشد، زماني نمی‌گذرد که قبح این گناهان در نظر فرزند کاسته می‌شود و خودش نیز دچار گناهان زبانی می‌شود. و بالأخره همنشین انسان پس از مدّتی، شخصیّت او را تغییر می‌دهد. اگر بی‌دین و گناه‌کار باشد، دین‌ رفیق خود را متزلزل می‌کند و او را به گناه وادار می‌نماید و اگر صالح و دیندار باشد، رفیق خود را به مسیر هدایت می‌برد و او را به معنویّات نزدیک می‌نماید. مولوي در مثنوي می‌گوید:

تا توانی مـی گریز از یـار بد                   یار بـد بدتـر بود از مـــار بـد

مار بد تنها همی بر جان زنـد                یاربد بر جان و بر ایمان زند

این نکتۀ مهم در انتخاب همسر نیز مصداق دارد؛ زن و شوهر در کردار، گفتار و میزان دینداری یکدیگر تأثیر به سزايي دارند. مرد یا زن بی‌دین، به راحتی دین همسر خود را متزلزل می‌کند. همسری که رذایل اخلاقی بر او احاطه دارد و از فضایل اخلاقی و انسانی بهره‌ای نبرده است، بر اخلاق همسر خویش اثر سوء می‌گذارد و از او یک انسان رذل می‌سازد. بنابراین جوانان عزیز باید هنگام ازدواج بسیار دقّت کنند و بنا بر فرمایش پیامبر اکرم«صلی الله علیه و آله» با کسی ازدواج کنند که از دین و اخلاق برخوردار باشد و به غیر از دین و اخلاق، به گِرد ملاک و معیارهای دیگر نگردند: 

«إِذَا جَاءَكُمْ مَنْ تَرْضَوْنَ خُلُقَهُ وَ دِينَهُ فَزَوِّجُوهُ إِلَّا تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الْأَرْضِ وَ فَسادٌ كَبِير»[8]

هر گاه كسى كه از اخلاق و دين او راضى هستيد نزد شما آمد، به او همسر دهيد. اگر چنين نكنيد روى زمين فتنه و فساد بزرگى به وقوع خواهد پيوست‏.

  پی نوشت ها

--------------------------------------------------------

1.       فرقان / 29-27

2.       فرقان / 30

3.       فرقان / 31

4.       فرقان / 43

5.       يس / 60

6.       إقبال‏الأعمال، ص 71

7.       آيت الله بهاری«ره» (1325-1265ه‍.ق)، از شاگردان مرحوم آيت الله‌ العظمی ملاّ حسينقلی همدانی«ره» و از اساتيد مبرّز عرفان و سير و سلوک.

8. الكافي، ج 5، ص

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین