سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017

خاستگاه بابیگری و بهائی‌گری

بهائیگری شبه مذهب قرن اخیر و ساخته و پرداخته استعمار شرق و غرب است که در بطن جامعه های اسلامی نفوذ کرده و مهمترین هدف آن تضعیف وحدت امت اسلامی می باشد
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

شیخیه، خاستگاه بابیگری و بهائی‌گری

 


 

یکی از عوامل ایجاد الحاد و بدبینی نسبت به مذهب در سطح جهان، گسترش مسلک ها و آئین‌های واهی و جعلی به نام "شبه مذهب" است. آئین‌هایی که از لحاظ اسمی اسم "مذهب" را دارند و "شبه دین" می باشند، اما فاقد اصالت و هویت یک دین واقعی هستند.

 


 

بهاییت بهائیت

بنیادهای سست، عقائد و باورهای غلء تفسیرهای ناصحیح از نظام های معنوی و مادی جهان، تعلیمات پوچ و بی محتوا با انبوهی از خرافی گری ها پیکره اصلی چنین "شبه مذهب ها" را تشکیل می دهد. از سویی دیگر، از جمله بازی های فراعنه و حکومت های جبار و خودکامه در طول تاریخ، بازی با مذهب و "مذهب سازی" بود، تا خود را به جای خدا و امیال و هوس های خود را به جای قانون به مردم تحمیل کنند.

اینها با تقویت مذهب های کاذب یا خلق آئین های واهی، با دین های اصیل الهی به جنگ می پردازند. جنگ ها و کشتارها را به راه می اندازند، تفرقه پدید می آورند و راه منافع سلطه خود را از این رهگذر هموار می سازند.

تاریخ از این نمونه مسلک ها، شبه مذهب ها و "جنبش های نوپدید دینی" در سطح جهان نمونه بسیار دارد. بهائیگری شبه مذهب قرن اخیر و ساخته و پرداخته استعمار شرق و غرب است که در بطن جامعه های اسلامی نفوذ کرده و مهمترین هدف آن تضعیف وحدت امت اسلامی می باشد.

دین مقدس اسلام برای استقلال همه جانبه مسلمانان و عزتمند کردن آنها هشدارهای مختلفی داده و با تعبیرات گوناگون ما را از فریب خوردن و اغفال شدن در برابر مستکبرین برحذر داشته، چنانچه می فرماید:

"... و لن یجعل للکافرین علی المومنین سبیلا...."(نساء، 14)؛ خداوند هرگز کافران را بر مومنان تسلطی نداده است.

"واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا" (آل عمران، 103)؛ همگی به ریسمان (خدا و اسلام و هرگونه وسیله وحدت) چنگ زنید و متفرق نشوید.

بهائیگری شبه مذهب قرن اخیر و ساخته و پرداخته استعمار شرق و غرب است که در بطن جامعه های اسلامی نفوذ کرده و مهمترین هدف آن تضعیف وحدت امت اسلامی می باشد

ظهور فرقه شیخیه

فرقه شیخیه که به کشفیه نیز معروف است گروهی از شیعیان اثنی عشری که از پیروان شیخ احمد احسایی هستند. پس از او بنابر سفارش خود، پیرو شاگرد مبرزش «سید کاظم رشتی» شدند.

پس از شیخ کاظم رشتی این فرقه دچار تفرقه شد، گروهی به رهبری «حاج محمد کریم خان کرمانی» دسته اکثریت را تشکیل دادند که شاخه شیخیه کرمان شد، عده ای گرد میرزا شفیع ثقة الاسلام جمع شدند و شاخه تبریز را به وجود آوردند؛ و دسته سومی مرید سید علی محمد شیرازی شاگرد دیگر سید کاظم گشتند و او نیز دعوی بابیت امام زمان نمود و راه الحاد رسمی را پیمود و فرقه بابیه را پایه گذاری کرد که بهائیت نیز از درون آن زاده شد؛ از آن پس به خصوص فرقه شیخیه در مظان اتهام بیشتری قرار گرفت که خاستگاه فکری این دو دین جعلی، اگر چه معتقدان شیخی بارها نسبت به باب اظهار تنفر کرده و او را مطرود اعلام کردند لیک از این برائت چندان سودی نصیبشان نشد .

برخی آنها را جزء سلاسل صوفی می شمارند، در حالی که خود شدیداً با تصوف و افکار آنها به مبارزه برخاسته اند. برخی از منظر نزاع اخباریان و اصولیان به بررسی این فرقه پرداخته اند و عده ای آنها را در زمره غلات طبقه بندی کرده اند.

 

نظر بابیان و بهائیان درباره شیخیه

از آنجا که سید علی محمد شیرازی مشهور به «باب» از شاگردان سید کاظم رشتی بوده است، پس از ظهور فرقه بابیه، مکتب شیخیه بیش از پیش در معرض محکومیت قرار گرفته است. به رغم این محکومیتها، زعیمان این فرقه به مخالفت صریح با شیرازی پرداختند تا جایی که میرزا محمد مامقانی (رهبر یکی از انشعابات شیخیه تبریز) سید علی محمد باب را تکفیر و محکوم کرد.[1]

سید علی محمد شیرازی مشهور به «باب»

این اظهار مخالفتهای جدی را هم می توان در بافت منازعه بر سر جانشینی رشتی تفسیر کرد و هم از جهت ستردن این لکه ننگ از دامان مشایخ و هم برائت جوئی خود از او تا همچنان بتوان آنها را در زمره شیعیان اثنی عشری محسوب نمود.

سید کاظم رشتی نیز همواره در جلسات درس خود، مژده ظهور نزدیک مهدی موعود را می داد و در وصیت نامه خود چنین نوشت: «شهادت می دهم که امام دوازدهم از خاندان رسول اکرم(صلی الله علیه و آله)، حضرت ابوالقاسم، حجة بن الحسن الهادی الخلف القائم است. ما انتظار ظهور او را داریم تا زمین را که انباشته از ظلم و جور است، پر از عدل و داد نماید، او زنده است و نخواهد مرد تا روزی که ظلم و جور را از بین بردارد.»[2]

تکرار و تأکید بر چنین آموزه هایی خواه ناخواه راه را برای برخی از سوء استفاده ها گشود و نکته در خور تأمل احترام و تمجید با بیان و بهائیان نسبت به آن است.

میرزا جانی کاشانی(م 1268هـ) درباره احسایی و رشتی می گوید:

«به برکت آن دو باب اعظم و آن نورین القمریین و کوکبین الدریین نفوس بسیاری عالم به علم توحید و معرفت به مظاهر حق گردیده و طبایع ایشان تصبحی به هم رسانیده تا آن که قابل قبول شمس حقیقت از مغرب ولایت گردند»... [3]

بهائیان نیز شیخ احمد را «مبشر ظهور» می خوانند و او و سید کاظم رشتی را «دو نجم وساطع» می نامند.[4]

و این مطلب مبین این نکته است که اگر چه شاید نتوان به قطعیت گفت که احسایی و رشتی آگاهانه باعث پرورش و رشد باب شدند ولی می توان ادعا کرد که آنها زمینه ای شاید غیر عامدانه را گستردند تا چنین انحرافی بارز در دین رخ بنمایاند.[5]

معراج پیامبر از منظر شیخ احمد احسایی

شیخ احمد احسایی نظر شیعه ها را در مورد معراج آن گونه كه آنان عنوان و قبول می كنند، نمی پذیرد بلكه معتقد است كه چون معراج با فلسفه جوردرنمی آید ونمی توان آن را با معیارهای فلسفی پذیرفت، بنابراین ضمن پذیرش اصل معراج توجیه و شكلی دیگر برای آن كامل است كه البته شیعه ها آن نظریه را رد می كنند.

سید کاظم رشتی نیز همواره در جلسات درس خود، مژده ظهور نزدیک مهدی موعود را می داد و در وصیت نامه خود چنین نوشت: «شهادت می دهم که امام دوازدهم از خاندان رسول اکرم(صلی الله علیه و آله)، حضرت ابوالقاسم، حجة بن الحسن الهادی الخلف القائم است. ما انتظار ظهور او را داریم تا زمین را که انباشته از ظلم و جور است، پر از عدل و داد نماید، او زنده است و نخواهد مرد تا روزی که ظلم و جور را از بین بردارد

او در خصوص معراج پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) معتقد است:

"پیامبر ما چون به معراج می رفت، در گذشتن از كره آب عنصر آبی خود را و در گذشتن از كره باد عنصر هوائی و در گذشتن از كره آتش عنصر آتشی خود را انداخت تا بتواند از تن و چهارچوب مادی به در آید و رها گردد سپس قادر باشد از كره های آسمانی بگذرد."

اگر به گفته های شیخ احمد احسائی نیك بنگریم ملاحظه می كنیم جان و مفهوم كلام او این است كه هنگام معراج پیامبر روان او به آسمان رفته است و نه جسم او كه همین مهم یكی ایرادهای بزرگی بود كه شیعه ها به او می گرفتند.

كلام شیخ احمد احسائی و نظریه وی موجب اختلاف و سرانجام پدید آمدن فرقه ای جدید شد و از آن فرقه شیخیه، بابیه و از بابیه بهائی گری بوجود آمد. [6]

 

شرایط نامساعد جامعه و گسترش بهائیگری

علت اصلی روی آوردن عده ای از مردم به این فرقه جدید، ناامیدی از شرایط ناهنجار جامعه در پی شکست ایران در جنگ های بدفرجام ایران و روس بود. یاد کردن از امام زمان که عامل بسیار موثری در ایجاد روحیه امید و آرزو در مردم بود و بهره گیری شیخ احمد و سیدکاظم از این حربه، موجب آن گشت تا عده ای ساده لوح و زودباور، ادعاهای آن دو را مبنی بر ارتباط با امام زمان(عج) بپذیرند و به این وسیله بازار شیخی‌گری گرم شد.

هر چند شیخیه خود را شیعه می دانستند و می دانند و به خاتمیت رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) و قائمیت حضرت حجه ابن الحسن العسگری(عج) اعتقاد کامل و راسخ داشتند و دارند؛[7] اما ندانسته و ناخواسته باعث پدیدآمدن فرقه بابیه شدند که منشا فتنه بزرگی در ایران شد.[8]

 

پی نوشت ها:

[1] . احمدزاده، «شیخیه» ، دایره المعارف تشیع، 10/191

[2] . به نقل از فشاهی،1356 : 73،72

[3] . همان

[4] . احمدزاده، «شیخیه»، دائره المعارف تشیع، 10/187

[5] . رمضانی، عطیه: شیخیه و سیر تحولات مبانی فکری آنان تا امروز: پایان نامه درجه کارشناسی ارشد ادیان و عرفان، دانشگاه تهران، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، مهرماه 1389

[6] . افراسیابی، بهرام: تاریخ جامع بهائیت

[7] . شرح الزیاره و جوامع الکلم از شیخ احمد احسایی و مجموعه الرسائل از سیدکاظم رشتی

[8] . امینی، امیرمهدی: سلیله مباحث پیدایش بهائیت،انتشارات گوی، زمستان 1386

عاطفه امینی

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان

 

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین