سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
عدم پایبندى به تعهدات، سابقه دیرینه و طولانى در تاریخ یهود دارد و از ابتداى تاریخ این قوم تا امروز با آن همراه بوده است. هرگاه یهود پیمانى به عهده می گرفتند، به آن وفادار نمی ماندند و چنانچه پیمان دسته جمعى مى‏ بستند، باز عده ‏اى پیمان شكنى مى‏ كردند.
عکس نویسنده
عکس نویسنده
نویسنده : زهرا رضاییان
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

اعمال نظر شخصى در فرامین الهى


عدم پایبندى به تعهدات، سابقه دیرینه و طولانى در تاریخ یهود دارد و از ابتداى تاریخ این قوم تا امروز با آن همراه بوده است. هرگاه یهود پیمانى به عهده می گرفتند، به آن وفادار نمی ماندند و چنانچه پیمان دسته جمعى مى‏ بستند، باز عده ‏اى پیمان شكنى مى‏ كردند.


یهودی
عدم پایبندى به تعهدات اجتماعى

عدم پایبندى به تعهدات، سابقه دیرینه و طولانى در تاریخ یهود دارد و از ابتداى تاریخ این قوم تا امروز با آن همراه بوده است. هرگاه یهود پیمانى به عهده می گرفتند، به آن وفادار نمی ماندند و چنانچه پیمان دسته جمعى مى‏ بستند، باز عده ‏اى پیمان شكنى مى‏ كردند. برای مثال پس از ورود پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله به مدینه، یهود «بنى نضیر» و «بنى قریظه» با شخص پیامبر صلی الله علیه و آله عهد كردند كه به دشمنان او كمك نكنند، اما پیمان شكستند و در جنگ خندق با مشركان مكه همكارى نمودند.

در حقیقت این شیوه دیرینه یهود است كه به عهد خویش پایبند نیستند، هرگاه پیمانى دسته جمعى مى‏ بندند، عده ‏اى از آنان پیمان را نادیده مى ‏گیرند و حاضر به عمل به آن نیستند(1): «أَ وَ کُلَّما عاهَدُوا عَهْدًا نَبَذَهُ فَریقٌ مِنْهُمْ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لا یُؤْمِنُونَ»؛ «و آیا چنین نیست که هر بار آن ها [=یهود] پیمانی (با خدا و پیامبر) بستند، جمعی آن را دور افکندند (و مخالفت کردند.) آری، بیشتر آنان ایمان نمی ‏آورند».(2)

 

اعمال نظر شخصى در فرامین الهى

یهود اقدامات متعددى را در راستاى تحریف كتب آسمانى انجام داده است و در نهایت آنچه اكنون در اختیار دارند، كمتر رنگ الهى دارد. گاه تحریف آن ها معنوى بود؛ یعنى عباراتى را كه در كتاب آسمانى نازل شده بود، برخلاف معناى واقعى آن تفسیر مى‏ كردند، گاه نیز دست به تحریف لفظى مى ‏زدند. در برخى موارد نیز اقدام به مخفى ساختن قسمتى از آیات الهى مى‏ كردند؛ یعنى آنچه را موافق میل‏ شان بود، آشكار و آنچه خلاف میل آن ها بود، كتمان مى ‏نمودند. حتى گاه با وجود حاضر بودن كتاب آسمانى، براى اغفال مردم دست خود را روى قسمتى از آن مى‏ گذاشتند تا طرف مقابل نتواند آن را بخواند.

مردم عادى یهود هر سال منافع و مبالغی را به یهود به علما و دانشمندان می دادند. آن ها كه صفات پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله را در تورات خوانده بودند، وقتی منافع خویش را در خطر دیدند صفات پیامبر اسلام ‏صلى الله علیه و آله را انكار کردند و طوری جلوه دادند تا توده‏ هاى مردم به حقانیت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله پى نبردند

علاوه بر تحریف تورات توسط بنى اسرائیل كه اغلب به دلیل منافع مادى و شخصى خود صورت مى ‏گرفته است، قرآن مجید در آیاتی از تحریف روشنى كه توسط یهودیان در جریان ظهور اسلام صورت گرفت، پرده بر داشته است.(3) بعد از ظهور اسلام همگان امید داشتند که یهود (به ویژه یهودیان مدینه) بیش از سایر اقوام ایمان بیاورند، فوج فوج به دین اسلام در آیند و به گسترش آن در سراسر جهان كمك كنند، اما پس از آنكه رسول خدا صلى الله علیه و آله به مدینه مهاجرت كرد، یهودیان رفتارى نشان دادند كه همه امیدها را به یأس تبدیل كرد: « أَفَتَطْمَعُونَ أَنْ یُؤْمِنُوا لَکُمْ وَ قَدْ کانَ فَریقٌ مِنْهُمْ یَسْمَعُونَ کَلامَ اللّهِ ثُمَّ یُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ ما عَقَلُوهُ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ»؛ « آیا انتظار دارید به (آئین) شما ایمان بیاورند، با اینکه عده‏ ای از آنان، سخنان خدا را می ‏شنیدند و پس از فهمیدن، آن را تحریف می‏ کردند، در حالی که علم و اطلاع داشتند؟».(4)

مردم عادى یهود هر سال منافع و مبالغی را به یهود به علما و دانشمندان می دادند. آن ها كه صفات پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله را در تورات خوانده بودند، وقتی منافع خویش را در خطر دیدند صفات پیامبر اسلام ‏صلى الله علیه و آله را انكار کردند و طوری جلوه دادند تا توده‏ هاى مردم به حقانیت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله پى نبردند.

آن ها به سبب خطرى كه براى منافع شخصى ایشان قابل تصور بود، اوصاف واقعى پیامبر در تورات را تغییر دادند و ضد آن را نوشتند. وقتى توده مردم از علماى خود مى‏ پرسیدند آیا این همان پیامبر موعود در تورات است كه بشارت او را قبلاً به ما مى ‏دادید، علماى یهود آیات تحریف شده را مى‏ خواندند و به این وسیله آن ها را قانع مى ‏كردند: «سَلْ بَنی إِسْرائیلَ کَمْ آتَیْناهُمْ مِنْ آیَةٍ بَیِّنَةٍ وَ مَنْ یُبَدِّلْ نِعْمَةَ اللّهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُ فَإِنَّ اللّهَ شَدیدُ الْعِقابِ»؛ «از بنی اسرائیل بپرس: چه اندازه نشانه ‏های روشن به آن ها دادیم؟ (ولی آنان، نعمت ها و امکانات مادی و معنوی را که خداوند در اختیارشان گذاشته بود، در راه غلط به کار گرفتند.) و کسی که نعمت خدا را، پس از آن که به سراغش آمد، تبدیل کند (و در مسیر خلاف به کار گیرد، گرفتار عذاب شدید الهی خواهد شد) که خداوند شدید العقاب است».(5)

پروتکل زعمای یهود

آنان امكانات، خدمات و منابع مادى و معنوى ای را که در اختیار داشتند، در مسیرهاى تخریبى، انحراف، گناه و ستم به كار گرفتند؛ در نتیجه گرفتار تبدیل نعمت شدند و همین كار زندگى آن ها را به هم ریخت: «وَ قالَتِ الْیَهُودُ وَ النَّصاری نَحْنُ أَبْناءُ اللّهِ وَ أَحِبّاؤُهُ قُلْ فَلِمَ یُعَذِّبُکُمْ بِذُنُوبِکُمْ بَلْ أَنْتُمْ بَشَرٌ مِمَّنْ خَلَقَ یَغْفِرُ لِمَنْ یَشاءُ وَ یُعَذِّبُ مَنْ یَشاءُ وَ لِلّهِ مُلْکُ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ وَ ما بَیْنَهُما وَ إِلَیْهِ الْمَصیرُ».(6)

 

حسادت و كینه توزى

ایمان بنى اسرائیل نسبت به خداوند، ناقص و سطحى بود؛ از این رو به خود اجازه مى ‏دادند که هر ناروایى را به خداوند بزرگ نسبت دهند و از آن نیز پروا نداشتند. اعتقاد آن ها به خداوند در حد محسوسات بیشتر نبود و هر چیز وراى محسوس را قبول نداشتند؛ بنابراین نسبت به ذات بارى تعالى رفتارهاى ناروا و سخیف داشتند: « وَ قالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَیْدیهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ یَداهُ مَبْسُوطَتانِ یُنْفِقُ کَیْفَ یَشاءُ وَ لَیَزیدَنَّ کَثیرًا مِنْهُمْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ طُغْیانًا وَ کُفْرًا وَ أَلْقَیْنا بَیْنَهُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ إِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ کُلَّما أَوْقَدُوا نارًا لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللّهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی اْلأَرْضِ فَسادًا وَ اللّهُ لا یُحِبُّ الْمُفْسِدینَ»؛ « و یهود گفتند: «دست خدا (با زنجیر) بسته است. دست هایشان بسته باد و بخاطر این سخن، از رحمت (الهی) دور شوند! بلکه هر دو دست (قدرت) او، گشاده است؛ هرگونه بخواهد، می ‏بخشد! ولی این آیات، که از طرف پروردگارت بر تو نازل شده، بر طغیان و کفر بسیاری از آن ها می‏ افزاید و ما در میان آن ها تا روز قیامت عداوت و دشمنی افکندیم. هر زمان آتش جنگی افروختند، خداوند آن را خاموش ساخت؛ و برای فساد در زمین، تلاش می‏ کنند؛ و خداوند مفسدان را دوست ندارد».(7)

یهودیان که قبل از ظهور اسلام، خود را سرور جوامع و اقوام مى ‏دانستند و آقایى و فخر بر سایر اقوام و جوامع را حق مسلم خویش مى‏ پنداشتند، در تورات با صفات پیامبر آینده به خوبى آشنا بودند و مى ‏دانستند كه در جزیرة العرب ظهور مى‏كند؛ از همین رو به مدینه و اطراف آن مهاجرت كرده بودند تا پیامبر آخرالزمان از میان آن ها باشد و به این وسیله نیز در هر شرایطى مشركان مدینه را به ظهور پیامبر آینده تهدید مى‏ كردند.

مشركان مدینه نیز به این دلیل که در این زمینه احساس عجز مى‏كردند، همواره در برابر علم و دانش آن ها سر فرود مى آوردند؛ اما وقتی آوازه ظهور پیامبر آخرالزمان از میان قوم غیر از آن ها به گوششان رسید، بسیار ناراحت و عصبى شدند، به خصوص هنگامى كه احساس كردند این پیامبر، همان پیامبر بشارت داده شده از سوى تورات و كتابش سرشار از حقیقت و تكمیل كننده تورات است و چنانچه بخواهند به تورات پایبند بمانند، باید به این پیامبر ایمان بیاورند، تمام تلاش و كوشش خویش را جهت مخالفت با پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله به كار گرفتند. این امر نیز به آن دلیل بود كه یهودیان اصولاً مردمى حسود و ستم پیشه بودند و زمانى كه بافته‏هاى ذهنى خویش را نقش بر آب دیدند، كینه و حسادت شان به اوج رسید و هر لحظه به خشم درونى و كفر و طغیانشان افزوده ‏شد.

 

پی نوشت ها :

1. تفسیر نمونه، ج1، ص 258.

2. بقره: 100.

3. ر.ک: بقره: آیات 41 ،75،  78 و 79.

4. همان: 75.

5. بقره: 211.

6. مائده: 18.

7. مائده: 64.

زهرا رضائیان

بخش قرآن تبیان

 

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین