سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
مجله تماشاگر چند بار با ناصر حجازی مصاحبه کرد که آخرین آن ها مربوط می شد به ویژه نامه نوروزی و دیدار حضور ناصرخان از دفتر تماشاگر. به یاد داریم که او به احترام دعوتی که از ما داشت، بلافاصله بعد از بیمارستان و به محض آن که از زیر سرم بیرون آمد، پله های لعن
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

تمام جملات ناصر حجازی


مجله تماشاگر چند بار با ناصر حجازی مصاحبه کرد که آخرین آن ها مربوط می شد به ویژه نامه نوروزی و دیدار حضور ناصرخان از دفتر تماشاگر. به یاد داریم که او به احترام دعوتی که از ما داشت، بلافاصله بعد از بیمارستان و به محض آن که از زیر سرم بیرون آمد، پله های لعنتی دفتر ما را تا طبقه سوم (در اصل، طبقه سه و نیم) بالا آمد و با وجود آن که نفس هایش به شماره افتاده بود، هیچ گله ای از ما نکرد


چند بار با ناصر حجازی مصاحبه کرد که آخرین آن ها مربوط می شد به ویژه نامه نوروزی و دیدار حضور ناصرخان از دفتر تماشاگر. به یاد داریم که او به احترام دعوتی که از ما داشت، بلافاصله بعد از بیمارستان و به محض آن که از زیر سرم بیرون آمد، پله های لعنتی دفتر ما را تا طبقه سوم (در اصل، طبقه سه و نیم) بالا آمد و با وجود آن که نفس هایش به شماره افتاده بود، هیچ گله ای از ما نکرد فقط یکی دو بار به قبض های گاز اعتراض کرد و شرح انتقادش از مسئولان شرکت گاز را برای مان تعریف کرد. او در آن مصاحبه حضور هم چنان از یکی، دو نفر از اهالی فوتبال گله مند بود و

ناصر حجازی

به نظر نمی رسید که آن ها را در آن مقطع بخشیده است. بخش هایی از چند گفت و گوی وی با مجله تماشاگر را برگزیده ایم که می خوانید:

***سال هاست می گویم فوتبال ایران ناپاک است. اگر مأمور راهنمایی و رانندگی به جای برگه جریمه پول نگیرد، مربی هم از دستیارش و بازیکن پول نمی گیرد. در یک جامعه همه مسائل به هم ربط دارند و علت و معلول هم هستند.

***برادر خانم من مدیر کل یک اداره بود. یک آقایی پیشنهاد یک میلیون دلاری به ایشان داد تا با یک امضا اجازه واردات شیرخشک را بدهد. در یک میهمانی همان آقا به همسر من از برادرش گله کرد که مجوز را امضا نمی کند و زمانی که همسرم از برادرش گله کرد که چرا مجوز را امضا نمی کند، گفت: «این چه حرفی است می زنی خواهر، امضا کنم تا میلیون ها قوطی شیرخشک فاسد را وارد بازار کند». یک ماه بعد برادرخانمم را بیرون کردند ...

***بازی فولادگستر و مس رفسنجان را دیدم، خیلی مسخره بود، علناً معلوم بود چه خبر است. داور از هولش 3 دقیقه زودتر بازی را تمام کرد، اتفاقات آن بازی نشان دهنده بارز ناپاکی در فوتبال بود. اگر من باشم داور را می فرستم برود خانه اش.

***به استاندار و نماینده مجلس چه ربطی دارد که در کار فوتبال دخالت کنند؟

***اگر حجازی ناسالم است تیکه تیکه اش کنید تا جامعه پاکسازی شود، نه این که یک درجه هم ارتقا دهید. اگر مسئولین خودشان سالم باشند به قیمت برکناری هم باید مقابل ناپاکی های فوتبال بایستند، نه این که با یک تلفن رای شان عوض شود.

***چرا یک بار سعی نکردند حتی اگر حجازی 30 درصد هم درست می گوید به دنبال رفع ناسالمی های فوتبال باشند؟ متاسفانه کسانی این فوتبال را اداره می کنند که اصول را نمی دانند.

***اصلاً به استقلال که معلوم نیست نفریه و دانشجو در آن چه کاره هستند و اصل شان به کجا برمی گردد برنخواهم گشت.

***خیلی ها هم بعد از بهبودی به بنده لطف داشتند به خدا اگر دعای دو نفر مستجاب شود، کفایت می کند.

من برای حضور در برنامه های زنده تلویزیون مدتی ممنوع التصویر شده بودم. چون در برنامه 90 گفتم (...) که فوتبال آن ناپاک نباشد. عادل به من گفت: «با این حرف ها کار دست مان می دهی.»

***بعضی از ما دوست نداریم مراسم ختم کسی برویم اما مجبوریم برویم؛ حکایت من هم برای کسانی که من را دوست نداشتند و آمدند همین است.

***من در زندگی ام واقعاً تعارف ندارم. شاید اگر واقعیت را نمی گفتم خیلی چیزها از لحاظ موقعیت اجتماعی و مالی به دست می آوردم. اما وجدانم قبول نمی کند واقعیت ها را نگویم.

***در سال های آخر فوتبالم آن هایی که با من مشکل داشتند من را از مملکت خودم فراری دادند و هنوز هم در دلم مانده که دروازه بان 29 ساله را نگذاشتند در تیم ملی بازی کند. از آن زمان تا به امروز خیلی ها چشم دیدن من را نداشتند.

***دروغ باب شده و نمی توان حرف کسی را باور کرد. هر چه گفتند شما برعکس آن را برداشت کنید.

***خیلی ها خودشان مطرح هستند، اما مطرح منفی! آدم باید کاری بکند تا مطرح مثبت باشد.

***آقای مشایی با عکاس آمدند و دیدم یک پاکت به آتیلا داد. وقتی فهمیدم پول داخل پاکت است سریع گفتم بدو برو پاکت را پس بده و بگو شما بیشتر از من به این پول ها نیاز دارید.

***من برای حضور در برنامه های زنده تلویزیون مدتی ممنوع التصویر شده بودم. چون در برنامه 90 گفتم (...) که فوتبال آن ناپاک نباشد. عادل به من گفت: «با این حرف ها کار دست مان می دهی.»

*** 4 سال پیش به من گفتند آقا می خواهید برایتان تیم پیدا کنیم و من به آن خبرنگار جواب دادم: «خاک تو سر این فوتبال که تو بچه کوچولو می خواهی برای من تیم پیدا کنی.» اما راست می گفت چون دیدم همان بچه کوچولو برای خیلی از مربیان تیم پیدا کرد.

*** 5 سال پیش هم از تیم ملی پاکستان پیشنهاد داشتم که آن را هم اینجنت ها پیشنهاد داده بودند اما قبول نکردم. پیشنهاد مالی شان پایین بود و گفتم من در ایران سالی یکصدهزار دلار درآمد دارم؛ حالا بیایم در غربت با سالی 30 هزاردلار؟

ناصر حجازی

*** درآمدم زمانی که به محمدان بنگلادش رفتم سالی 2 میلیون تومان بود در حالی که بهترین بازیکن یا مربی آن زمان در ایران سالی 40 هزار تومان قرارداد می بست. البته هنوز هم از بنگلادش پیشنهاد دارم اما فوتبال شان در این مدت پیشرفت نکرده ...

***به خاطر سرمای اسلوواکی نمی روم اما چند وقت قبل آمده بودند امارات و چند بازیکن تستی را دیدم و گفتم خوب هستند. اگر خدا بخواهد سال دیگر خوب شدم ممکن است بروم کار کنم. آن جا خیلی آرامش دارم.

 

*** هر وقت استقلال و پرسپولیس خصوصی شدند، پول خودشان را درمی آورند اما نمی گذارند این دو باشگاه روی پای خودشان بایستند. اگر استقلال را به من بدهند نمی گذاریم یک دقیقه هم فیلم بگیرند؛ در تمام دنیا 70 درصد درآمد باشگاه از حق و پخش تلویزیونی است. به من باشد، حتی نمی گذارم از تمرینات فیلم بگیرند.

*** فکرش را هم نمی کردم مریض شوم اما همه نزدیکانم می گویند چشمم کردند. می آمدند می گفتند ماشاءا... ناصرخان قالی کرمون شدی؛ آن قدر گفتند شدیم قالی قم! موهایم را از دست دادم. برای کسی که 20 سال مو نداشته سخت نیست اما برای من سخت بود.

*** در روزنامه ها دیدم تیتر زدند که حجازی سرطان دارد. من به دکترها گفتم هر چی هست بگویید از مردن که بدتر نیست، آن زمان که دکتر به دوستم اشاره کرده بود فهمیدم اتفاق بدی افتاده، در همان دوران بود که به بوی غذا و ادکلن حساس بودم و عذابم می داد.

*** فدراسیون کیف می کرد من بمیرم زیرا منابع شان در مردن من بود چون واقعیت ها را می گفتم. آن ها چشم هایشان را بسته اند و گوش هایشان کر است دوست دارند همه بگویند شما عالی هستید.

***آن ها نمی خواهند مردم به ورزشگاه ها بیایند.

*** دو بازی در خط حمله بازی کردم. زمانی که در شهباز بودم مقابل تاج بای را با 3 گل بردیم اما من گل نزدم ... یک بار هم قبل از جام جهانی 78 برابر بانک ملی فوروارد بودم که نمایندگان مجلس گفتند نگذارید حجازی خط حمله بازی کند مصدوم می شود.

به نظر من دایی باید 6 سال دیگر مربی می شد و تجربه کسب می کرد. من از 31 سالگی مربیگری کردم. الان عملکرد دایی رضایت بخش نیست و ممکن است به مرور بهتر شود به نظر من رفتار مربی در محیط کاری و با بازیکنان باید با محیط بیرون فرق داشته باشد. به نظر من اخلاق دایی باعث شده از محبوبیت اش کم می شود

*** مگرقلعه نویی با تیم متوسط نتیجه گرفته؟ اگر می توانست مس را سوم کند یا با استقلال اهواز نتیجه بگیرد آن وقت مربی خوبی بود. این سپاهان از تیم ملی هم پرمهره تر است.

*** به نظر من دایی باید 6 سال دیگر مربی می شد و تجربه کسب می کرد. من از 31 سالگی مربیگری کردم. الان عملکرد دایی رضایت بخش نیست و ممکن است به مرور بهتر شود به نظر من رفتار مربی در محیط کاری و با بازیکنان باید با محیط بیرون فرق داشته باشد. به نظر من اخلاق دایی باعث شده از محبوبیت اش کم می شود. زمان من هم لید بود اما چرا من درگیر نشدم، من به لیدرها پول نمی دادم.

*** مگر بکن باوئر زمانی که بازیکن یا مربی بود به بوقچی ها پول می داد تا تشویق اش کنند. به نظر من آدم های کوچک پول می دهند تا تشویق شوند.

*** نمی دانم چه جور شد پروین در پرسپولیس همه کاره شد؛ پرسپولیسی ها از استقلالی ها در دوران ما تحصیل کرده تر بودند. خودم هم مانده ام چطور پروین روی کار آمد. 

بخش ورزشی تبیان


منبع:تماشاگر

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین