سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
از آنجا كه علاقه به «جاه و شهرت» و«مقام وریاست» و به دنبال آن دویدن، پیامدهای ناگواری دارد، شناخت این پیامدها آدمی را در برخورد با جاه ومقام هوشیار می كند.
عکس نویسنده
عکس نویسنده
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

چرا حب جاه و مقام نکوهیده است؟ 


از آنجا كه علاقه به «جاه و شهرت» و«مقام و ریاست» و به دنبال آن دویدن، پیامدهای ناگواری دارد، شناخت این پیامدها آدمی را در برخورد با جاه و مقام هوشیار می كند.


مقام

حب نفس با همه مظاهرش عواقب فراوانی در پی دارد كه ما در این بحث در صدد شمارش همه آنها نیستیم، بلكه تنها آثار و پیامدهای یكی از مظاهر آن یعنی «حب جاه و مقام» را یادآور می شویم. این آثار و عواقب عبارتند از:

1. نفاق و دورویی 

علاقه به جاه و شهرت و ریاست موجب نفاق در قلب انسان می شود. اینكه در حدیث گفته، «مراوده با صاحبان قدرت و نفاق با آنان» پیامد حب جاه خوانده شد، بدین خاطر بود كه انسان معمولاً برای حفظ مال، جاه و شهرت خود ناچار می شود كه با صاحب منصبان و حاكمان مراوده داشته و با ایشان مماشات نماید؛ چرا كه مال و شهرت انسان بیش از آن كه از سوی افراد عادی تهدید شود، از سوی آنان تهدید می گردد.

صاحبان منصب و دولت مردان به سادگی، ثروتمندان و دارندگان جاه و شهرت و مقام و موقعیت اجتماعی را به حال خود رها نمی كنند. هم برای استفاده از آنچه آنها از آن برخوردارند و هم به منظور در امان ماندن از این افراد، سعی می كنند آنان را تحت سیطره و كنترل خود درآورند. از ثروتمندان به هر طریقی باج می گیرند تا ثروت آنان را تضمین كنند و اگر صاحب ثروتی در برابر خواسته آنان مقاومت كند، از راههای مختلف ثروتش را مصادره می كنند. بدین وسیله هم بخشی از ثروت آنان را می گیرند و هم آنان را تحت كنترل دارند تا مبادا از ثروتشان بر علیه قدرت سیاسی حاكمان استفاده كنند.

حب جاه، شهرت و مقام در رویارویی با مردم سبب «نفاق و دورویی» می شود؛ چرا كه گاهی انسان به منظور كسب یا حفظ محبوبیت خود نزد مردم سعی می كند با آنان مخالفت نكند و با باورها و خواسته های آنان همسو شود، هرچند آنها را غلط، نادرست و برخلاف مصلحت بداند، اما علاقه به جاه و شهرت و موقعیت اجتماعی سبب می شود واقعیات را زیر پا نهد، از حق گویی صرف نظر كند و با مردم مماشات نماید. عالمی كه وظیفه با بدعتها را دارد، بخاطر حفظ موقعیتش در برابر آنها سكوت كند و مردم را با باورهای غلط و خرافی شان رها سازد، تا مبادا از او به خاطر مخالفتش با آنان رویگردان شوند و این چیزی جز فدا كردن دین در راه دنیا و مظاهر آن نیست.

حدیثی كه از رسول خدا(صلی الله علیه وآله) نقل شده است، این واقعیت را به صورت روشن بیان می كند. حضرت می فرماید:

«ما ذئبان ضاریّان ارسلا فی زریبه غنم باكثر فساداً من حب الجاه و المال و الشرف فی دین الرجل المسلم»؛ خطر و فساد دو گرگ درنده ای كه به آغل گوسفندان حمله برند، بیشتر از خطر و فساد عشق و علاقه به جاه و مال و شهرت در دین مرد مسلمان نیست.

كسی كه ثروت را برای خدمت به خدا و خلق خدا، جاه و شهرت را برای خدمت به دین خدا ومقام و ریاست را به خاطر دفاع از ستمدیدگان در برابر ستم پیشگان بخواهد، هیچگاه نگران از دست دادن آنها نخواهد بود. بسیاری از دارندگان جاه و مقام به خاطرحفظ آن در برابر زیاده خواهی دارندگان را نشانه «ضعف نفس» و آن را ناشی از«حب جاه ومقام» می دانست ومسئولان را از این لغزشگاه برحذر می داشت

جلوه دیگر این نفاق، آن است كه چون انسان به خود عشق می ورزد، هر آنچه مرتكب می شود، خوب و قابل تحسین می پندارد، عیوب خود را حسن و خوبیهای دیگران را زشت می بیند و جلوه می دهد، با ‌آنكه اگر خوب بیندیشد، می فهمد كه دچار خطا شده است.

«حب الشیء یعمی و یصمّ» حب به چیزی انسان را كر و كور می كند.

امام خمینی به اهل علم هشدار می داد:

این عیب گیری هایی كه بعضی از ما نسبت به دیگران می كنیم، همه اش برای این است كه ما خودمان را- برای آن حب نفسی كه داریم- خیلی مهذب و صحیح و آدم كامل می دانیم و دیگران را معیوب می دانیم و به عیبشان ایراد می گیریم... تو آنطور كه می نمایی، هستی؟ ما كه داریم در جامعه نمایش می دهیم كه ما برای خدا درس می خوانیم، درس شریعت می خوانیم... از جندالله هستیم... آن طوری كه ظواهرمان هست، هستیم؟... مگر نفاق غیر از این است؟

 

2. ضعف نفس

انسانی كه دلبسته مال و ثروت، جاه و شهرت و مقام و ریاست باشد، ضعیف است و قدرت مقاومت در برابر صاحبان قدرت و مكنت را ندارد. دلبستگی های او سبب می شود كه به هر ذلتی تن دهد و دیگران خواسته های خود را به او تحمیل كنند. آنان كه از این وابستگی ها رهایند، در برابر خواسته های نامشروع دیگران قدرت مقاومت داشته و تن به هر ذلتی نمی دهند، چرا كه نگران از دست دادن چیزی نیستند.

كسی كه ثروت را برای خدمت به خدا و خلق خدا، جاه و شهرت را برای خدمت به دین خدا و مقام و ریاست را به خاطر دفاع از ستمدیدگان در برابر ستم پیشگان بخواهد، هیچگاه نگران از دست دادن آنها نخواهد بود. بسیاری از دارندگان جاه و مقام به خاطر حفظ آن در برابر زیاده خواهی دارندگان را نشانه «ضعف نفس» و آن را ناشی از«حب جاه و مقام» می دانست و مسئولان را از این لغزشگاه برحذر می داشت.

 

‌3. ‌ترس از قدرتمندان

یكی از عوارض و پیامدهای وابستگی انسان به ثروت و شهرت و ریاست ترس از قدرتمندان است. وقتی انسان ضعیف باشد، با كوچكترین تشر صاحبان قدرت و نفوذ عقب نشینی می كند. وابستگی از انسان موجود ضعیف و سست عنصری می سازد كه قدرت مقاومت و ایستادگی در برابر زورگویی را ندارد، به سادگی تسلیم می شود و به سازشكاری مبتلا می گردد.

اتفاقاً یكی از ابزارهای صاحبان قدرت برای سلطه بر دیگران، «ایجاد رعب و وحشت» در دل آنها است. بیش از آنكه قدرت قدرتمندان عامل سلطه آنان باشد، «ضعف» دیگران زمینه سلطه گری را فراهم می كند. به همین دلیل آنان با حاكم كردن جو رعب و ترس هرگونه مقاومتی را در برابر خواسته های خود از بین می برند؛ فكر مقاومت از بین می رود و نوبت به اصل مقاومت نمی رسد. تحلیل گران تاریخ یكی از عوامل مهم حاكمیت بنی امیه را ایجاد رعب و وحشت در جامعه می دانند.

غرور

4.‌ خودخواهی، كبر و غرور

از مهمترین پیامدهای حب نفس و مظاهر آن خودخواهی انسان است كه به بزرگداشت خود و تحقیر دیگران می انجامد. انسان چون خود را دوست دارد، به هر آنچه به او تعلق دارد، علاقمند است. این علاقه هر قدر بیشتر و شدیدتر باشد میزان كبر و خودخواهی انسان بیشتر بوده و به خودپرستی می انجامد. انسان خودخواه، همه چیز را برای خود می خواهد؛ همه خوبیها را از خود می داند؛ همه بدیها را از خود دور دانسته و به دیگران نسبت می دهد؛ به خود حسن ظن داشته و به دیگران سوءظن دارد؛ بدیهای خود را خوب و خوبیهای دیگران را بد می پندارد؛ همان كاری را كه اگر خود انجام دهد، خوب می داند،اگر از دیگری سر بزند، بد و زشت و سزاوار سرزنش می شمارد؛ گرفتار كبر و غرور و خودبزرگ بینی می شود. این پیامد از خطرناكترین عوارض حب نفس و حب دنیا است.

انكار مقامات حكما و عرفا را از سوی عده ای، ناشی از «خودخواهی» آنان را دانسته و می فرمودند: چون خودخواه و خودپسند هستند هرچه را ندانستند حمل به جهل خود نكنند و انكار آن كنند تا به خودخواهی و خودبینی شان خدشه وارد نشود

امام هشدار می داد كه: بالاترین گرفتاری... گرفتاری حب نفس است. گرفتاری حب جاه است، گرفتاری حب شهرت است. من می خواهم این عمل از من صادر بشود تا مردم برای من دست بزنند. عمل خوب از یكی صادر شده، این بدش می آید كه از او صادر شده، این می خواهد از خودش صادر بشود كه مردم بایستند و برای او هورا بكشند.

اگر كبر و غرور در آدمی ریشه دار شود، او را به خودكامگی و دیكتاتوری سوق می دهد؛ تحمل نقد و انتقاد خود را ندارد؛ به گمان آن كه به كمالی مثل علم و ثروت و ریاست دست پیدا كرده، مردم را تحقیر می كند؛ خود را مستحق هرگونه احترام و تعظیم می پندارند؛ از مردم توقع دارد كه از او پیروی كنند و هیچگونه مخالفتی با او نكنند، خود را (لایسئل عمّا یفعل و هم یسئلون) می انگارد؛ با آنكه علم و دیانت از چنین اخلاقی مبرا است.

به فرزندش سفارش می كرد:

هیچگاه در خدمت به خلق الله خود را طلبكار مدان كه آنان به حق منت بر ما دارند، كه وسیله خدمت به او - جل و علا- هستند و در خدمت به آنان دنبال كسب شهرت و محبوبیت مباش كه این خود حیله شیطان است كه ما را در كام خود فرو برد و در خدمت به بندگان خدا آنچه برای آنان پر نفع تراست، انتخاب كن، نه آنچه برای خود یا دوستان خود، كه این علامت صدق به پیشگاه مقدس او - جل وعلا- است.

حتی انكار مقامات حكما و عرفا را از سوی عده ای، ناشی از «خودخواهی» آنان را دانسته و می فرمودند:

چون خودخواه و خودپسند هستند هرچه را ندانستند حمل به جهل خود نكنند و انكار آن كنند تا به خودخواهی و خودبینی شان خدشه وارد نشود.

                                                                                                                            

      فرآوری : زهرا اجلال

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان


منبع: امام خمینی (سلام الله علیها) و مفاهیم اخلاقی/ ، مؤسسه ی تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره) ؛ مقاله سید جواد ورعی

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین