خطیب بلیغ اسلامى، باید زمان‏هاى تاریخى دینى را در گفتار خود رعایت نماید و پیرامون هر یك از آن‏ها، به مناسبت بحث كند و خاطره‏هاى گران‏قدر اسلامى را در اذهان شنوندگان زنده نگاه دارد
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

جذاب سخن بگویید

,0'( 3.f (¯hìì/

در باره بلاغت در مقالابت پيشين مطالبي خدمت شما عرض شد. همانطور که گفتيم رعايت زمان، يکي از مهم‌ترين شاخصه هاي يک کلام بليغ است. زمان را به سه قسم زمان طبيعي، زمان تاريخي و زمان اجتماعي تقسيم کرديم.

 

توضيحات قسم اول گذشت. در اين مقاله پيرامون قسم دوم، يعني زمان تاريخي با شما سخن خواهيم گفت. پس با ما همراه باشيد.

 

در آيين مقدس اسلام، سالگرد زمان‏هاى تاريخى، از قبيل فرا رسيدن ماه روزه و حج، يا روزهاى مواليد و وفيات اولياى دين، يا ايام رويدادهاى مهم، از قبيل هجرت، غدير، و عاشورا، ديگر امورى از اين قبيل، متعدد است.

خطيب بليغ اسلامى، بايد زمان‏هاى تاريخى دينى را در گفتار خود رعايت نمايد و پيرامون هر يك از آن‏ها، به مناسبت بحث كند و خاطره‏هاى گران‏قدر اسلامى را در اذهان شنوندگان زنده نگاه دارد. تا بدين‏وسيله، از طرفى وظيفه تبليغى خويشتن را به شايستگى انجام دهد و از طرف ديگر، توقع به جاى مسلمين را بر آورده سازد.

 

البته قدر و منزلت زمان‏هاى تاريخى، در نظر مردم، به اعتبار واقعه‏اى كه در آن زمان رخ داده، متفاوت است. جايى كه زمان، طرف رويدادهاى بسيار مهم و بزرگ بوده و مجلس به احترام آن واقعه تشكيل گرديده است، اگر خطيب، آن طور كه بايد واقعه روز را مورد احترام آن واقعه تشكيل گرديده است، اگر خطيب، آن طور كه بايد واقعه روز را مورد توجه قرار ندهد و پيرامون آن به شايستگى سخن نگويد، علاوه بر آن كه در خطابه خود، بلاغت را رعايت ننموده، در اذهان مستمعين نيز اثر بد گذارده است. چنين سخنورى، بر اثر اين عمل خلاف توقع، از يك طرف، قدر و منزلت خويشتن را كاهش مى‏دهد و از طرف ديگر، ارزش كلام خود را از ميان مى‏برد.

 

مثال:

مجلس باشكوه و مجللى را در نظر بگيريد كه جمعى از علاقه‏مندان حضرت على (عليه السلام)، به مناسبت عيد سعيد غدير، بر پا نموده‏اند. تما مجلس، با چراغ‏هاى الوان زينت يافته و غرق در نور شده است. موسسين مجلس، شربت و شيرينى تهيه نموده‏اند تا از واردين پذيرايى نمايند.

 

دوستداران مولاى متقيان، دسته دسته، با چهره‏هاى شاد و لب‏هاى متبسم وارد مجلس مى‏شوند. به هم دست مى‏دهند. تبريك مى‏گويند و بعضى، در حالى وارد مى‏شوند که به هم دست مى‏دهند. تبريك مى‏گويند و بعضى، در حالى كه دست يكديگر را به گرمى مى‏فشرند و از اين كه نعمت ولايت برخوردارند، زبان به حمد حضرت بارى‏تعالى مى‏گشايند و اين عبارت را با هم مى‏خوانند:

الحمد لله الذى جعلنا من المتمسكين بولايه اميرالمؤمنين و الائمه المعصومين (عليه السلام)

 

كسانى كه در مجلس حضور دارند، انتظارشان اين است كه خطيبى در اين محضر منبر برود كه از واقعه غديرخم بگويد. از خطبه رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) كه آن روز ايراد فرموده، صحبت كند. رواياتى را كه از پيشواى بزرگ اسلام، درباره على (عليه السلام)، رسيده است، شرح دهد و خلاصه تمام افكار حضار در آن مجلس، متوجه حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام) است و توقعاشان شنيدن فضايل و مناقب آن حضرت است.

 

خطيب، كه در كرسى سخن مستقر مى‏گردد، به موقع است در ابتداى كلام، به منظور آگاهى مستمعين، به قدر سه دقيقه تا پنج دقيقه، روى كلمه غدير صحبت كند و بگويد: يكى از معانى غدير در لغت عرب زمين گود است. وقتى باران به شدت مى‏باريد و در بيابان‏ها سيلاب به راه مى‏افتاد، سيلاب‏ها به طرف زمين‏هاى گود سرازير مى‏شد. در قرون گذشته، كه حجاز در مضيقه آب بوده، مسافرين و رهگذرها، تا مدتى از آب‏هايى كه در غديرها جمع مى‏شد، استفاده مى‏نمودند.

نظر به اين كه رسول گرامى (صلى الله عليه و آله و سلم) مى‏خواست با جمعيت زياد صحبت كند، و فرمان خدا را در امر ولايت على (عليه السلام) به آنان ابلاغ نمايد، محل سخنرانى را در كار غدير تعيين نموده تا مردم در مضيقه آب قرار نگيرند.

 

پس از ذكر اين مقدمه كوتاه و تناسب كلمه غدير با اين روز بزرگ، سخن اصلى را آغاز نمايد و يكى از مسائل متناسب روز غدير را، هم مانند ولايت، امامت، مقام امام، جانشينى پيامبر و ديگر مسائلى نظاير اين‏ها را مورد بحث قرار دهد، پيرامون آن با مستمعين سخن بگويد و عواطف ايمانى آنان را اقناع سازد. پيرامون آن با مستعمين سخن بگويد و عواطف ايمانى آنان را اقناع سازد.

 

اگر خطيبى از مسير صحيح منحرف گردد و در آن روز حساس، مسئله ولايت و جانشينى رسول گرامى را، كه هدف اصلى امر خدا بوده، از ياد ببرد، تمام بحث منبر يا قسمت اساسى آن را به موضوع دگرى كه با مقصد اصلى عيد غدير تناسب نداشته باشد، اختصاص دهد، از نظر فن سخن، اشتباهى بزرگ مرتكب شده است.

 

مثلاً، خطيب مجلس، به تصور نو آورى سخن، روى كلمه غدير تكيه كند و از جهات مختلف آن را مورد بحث قرار دهد و بگويد: غدير، در لغت عرب، به معناى متعددى آمده است. به معنى نهر آب، به معنى باقيمانده آب سيل، به معنى قطعه‏اى از گياه، به معنى زمين گود بيابان، كه سيلاب در آن سرازير مى‏شود و در گذشته، آب غديرها، مورد استفاده كاروان‏ها و رهگذرهاى بيابان بوده است.

بگويد بين مكه و مدينه چند غدير وجود داشته است. تذكر دهد خم، نام غديرى است كه مجلس رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) براى معرفى على (عليه السلام) در كنار آن تشكيل گرديد. آن گاه نام ساير غديرها و عدد آن‏ها را كه از كتب تواريخ جمع‏آورى نموده، براى مستمعين بخواند و آنان را آگاه سازد.

 

چنين خطيبى، بلاغت كلام را مورد توجه قرار نداده، اقتضاى زمان و اقتضاى مجلس را رعايت ننموده و مهم‏تر آن كه به مستمعين جفا كرده و توقع درست و به جاى گروهى از دل باختگان على (عليه السلام) را، كه براى آن حضرت گرد هم آمده‏اند برآورده نساخته است. بى‏گمان، سخنورى اين چنين، اوضاع مجلس را دگرگونى مى‏نمايد، موسسين مجلس را ناراحت مى‏سازد و مستمعين را آزرده خاطر مى‏كند. ممكن است بعضى از آنان، در خلال سخنرانى، به صورت اعتراض مجلس را ترك گويند و بعضى با صداى بلند، اعتراض خود را به زبان آورند و سرانجام، مجلس شادى، با تأثر حضار پايان پذيرد


منبع:

سخن و سخنوري- محمد تقي فلسفي

تهيه و فرآوري:  محمد حسين امين - گروه حوزه علميه تبيان