سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
شجاعت برای افراد مختلف معانی گوناگون دارد. شجاعت در جوانان بیشتر از افراد مسن وجود دارد و برای همین است كه جوانان، ریسك ‌های بیشتری در زندگی انجام می ‌دهند و البته به موفقیت‌ های بزرگ‌ تری هم دست می ‌یابند. جوانی سن دست زدن به عمل و خطر كردن در راه‌ های..
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

چگونه پسرشجاع شویم؟


شجاعت برای افراد مختلف معانی گوناگون دارد. شجاعت در جوانان بیشتر از افراد مسن وجود دارد و برای همین است كه جوانان، ریسك ‌های بیشتری در زندگی انجام می ‌دهند و البته به موفقیت‌ های بزرگ‌ تری هم دست می ‌یابند. جوانی سن دست زدن به عمل و خطر كردن در راه‌ های ناشناخته است.

شجاعت

در زندگی روزمره، به شجاعت چندان توجهی نمی ‌شود. شجاعت یك ویژگی است كه اغلب برای سربازان و آتش‌ نشانان در نظر گرفته می‌شود. امروزه موضوعی كه بیشتر مورد توجه افراد است امنیت و ایمنی است. شاید به شما آموخته شده باشد كه از دلیر بودن زیاد یا شجاعت بیش از حد دوری كنید، چراكه شجاع بودن خیلی خطرناك است.

اما یكی از اثرات جانبی تاكید بیش از حد روی اهمیت امنیت شخصی در زندگی این است كه می‌ تواند باعث شود كه شما به صورت واكنشی زندگی كنید.

اما یكی از اثرات جانبی تاكید بیش از حد روی اهمیت امنیت شخصی در زندگی این است كه می‌ تواند باعث شود كه شما به صورت واكنشی زندگی كنید. به جای این كه اهداف شخصی خود را در نظر بگیرید و برنامه ‌ای برای دستیابی به آنها بریزید و با شوق و ذوق به دنبال آنها بروید، سعی می‌ كنید خود را از خطرها محفوظ نگه دارید و طوری عمل كنید كه دچار صدمه نشوید. سعی می ‌كنید به كار در شغل ثابت خود ادامه دهید حتی اگر نیازهای شما را برآورده نكند. روابط نارضایت مندانه خود را ادامه دهید حتی اگر از ادامه این ارتباط احساس بسیاری بدی داشته باشید.

هیچ شكی وجود ندارد كه در جایی كه خطرات واقعی در زندگی وجود دارد باید از آنها اجتناب كرد. بین شجاعت و بی‌ ملاحظگی فاصله زیادی وجود دارد. در زندگی نیاز به شجاعت ‌های قهرمانانه و به خطر انداختن زندگی نیست. شجاعت به مفهوم توانایی رویارویی با ترس ‌های ذهنی و عدم نادیده گرفتن خود است. ترس از شكست، ترس از پذیرفته نشدن، ترس از بی ‌پولی، ترس از تنها شدن، ترس از تحقیر، ترس از سخنرانی در جمع، ترس از مقبول نبودن بین دوستان و آشنایان، ترس از ناراحتی ‌های عصبی، ترس از افسوس خوردن، ترس از پیروزی، چه تعداد از این ترس‌ ها شما را عقب نگه داشته است؟ آیا قبلا خود را متقاعد كرده‌ اید كه واقعا از چیزی نمی ‌ترسید بلكه فقط دلایلی خوب و منطقی برای این كه كارهای خاصی را انجام نمی ‌دهید وجود دارد؟ مثلا برای خود توجیهاتی می ‌آورید مبنی بر این كه معرفی خود به یك فرد غریبه می‌ تواند كار بی ‌ادبانه ‌ای باشد یا نباید در جمع صحبت كنید چون چیزی برای گفتن ندارید. اینها فقط توجیه هستند. فكر كنید كه زندگی ‌تان چقدر تغییر می‌ كرد اگر می‌ توانستید با اعتماد به نفس و شجاعت این كارها را بدون ترس انجام بدهید.

در زندگی نیاز به شجاعت ‌های قهرمانانه و به خطر انداختن زندگی نیست. شجاعت به مفهوم توانایی رویارویی با ترس ‌های ذهنی و عدم نادیده گرفتن خود است

شجاعت چیست؟

شجاعت، مقاومت در برابر ترس و سلطه بر آن است نه عدم وجود ترس.شجاعت توانایی عمل علی‌رغم وجود ترس است. شجاعت صحیح بیشتر از این كه یك مساله حسی باشد یك مفهوم عقلانی است و نیازمند استفاده از بخش خاصی از مغز شما (به نام نئوكورتكس)‌ برای در دست گرفتن كنترل امور است. مغز شما به عنوان یك عضو بدن، از خود سیگنال خطر بروز می ‌دهد، اما نئوكورتكس دلیل می‌ آورد كه این خطر واقعی نیست پس شما به سادگی احساس ترس كرده و عكس‌ العمل نشان می‌ دهید. هر چه بیشتر یاد بگیرید كه در مقابل ترس عمل كنید، بیشتر به یك انسان واقعی تبدیل می ‌شوید. هر چه بیشتر از ترس پیروی كنید زندگی ‌تان همچون بقیه موجودات زنده می ‌شود كه تنها از ترس خود پیروی می‌ كنند.

اما پشت صحنه چیز دیگری هم وجود دارد. آن صدای آرام در پس ذهنتان كه مرتب به شما گوشزد می‌ كند كه این، آن زندگی كه می ‌خواستید نبوده است. این صدا به شما اخم می ‌كند وقتی شكم بزرگ خود را در آیینه می‌ بینید یا در بالا رفتن از پله ‌ها به نفس ‌نفس زدن می ‌افتید. او به شما نهیب می ‌زند چون آنچه را كه واقعا باید در زندگی انجام می ‌دادید، انجام نداده ‌اید... چون می ‌ترسیدید و اگر شما از گوش كردن به این صدا طفره بروید، باز هم آن صدا آنجاست و تا لحظه مرگ به شما غر می ‌زند.

صدای درون

پس برای پاسخ گویی به این صدا كه هرگز قطع نمی ‌شود چه باید كرد؛ شاید بشود با تماشای تلویزیون یا گوش دادن به رادیو یا كار كردن بیشتر، یا اعتیاد، سعی در رهایی از این صدا گرفت. اما با این كارها تنها سطح آگاهی و هوشیاری خود را كاهش می‌ دهید و بیش از پیش در شرایط نامناسب موجود غرق می ‌شوید و از راه تعالی و كمال فاصله می‌ گیرید.

راه رهایی از این چرخه باطل، فراخواندن شجاعت خود و مقابله با این صدای درونی است. جایی را كه بتوانید در آنجا تنها باشید بیابید و یك قلم و كاغذ همراه ببرید. به این صدا گوش دهید و ببینید كه چه به شما می‌ گوید. ببینید چه احساسی دارید. این صدا شاید به شما بگوید كه از آغاز كردن یك تجارت شخصی واهمه دارید چرا كه احتمال شكست در آن وجود دارد. پس به همین دلیل است كه سال‌ های زیادی است كه به شغلی كه به آن علاقه ‌ای ندارید ادامه می ‌‌دهید. ببینید كه آیا می ‌توانید این صدا را به یك یا دو كلمه كاهش دهید. این صدا از شما می‌ خواهد كه چه كنید؟ همه چیز را رها كنید،‌ ترك كنید، صحبت كنید،‌ بنویسید، عمل كنید، ورزش كنید، سوال كنید، یاد بگیرید، یا فراموش كنید؟ هر چه كه این صدا به شما می‌ گوید بنویسید. شاید شما حتی كلمات مختلفی برای توصیف هر برهه ‌ای از زندگی خود داشته باشید.

حال شما باید گام مشكلی را بردارید، تصدیق آگاهانه آنچه كه می ‌خواهید.

یكی از اثرات جانبی تاكید بیش از حد روی اهمیت امنیت شخصی در زندگی این است كه می‌ تواند باعث شود كه شما به صورت واكنشی زندگی كنید

عیبی ندارد كه فكر می‌ كنید این كار امكان ندارد یا نمی ‌دانید كه چگونه می‌ توانید به آنها برسید. اما آنچه را كه می‌ خواهید نادیده نگیرید. وقتی شما به وزن زیاد خود نگاه می ‌كنید، می ‌پذیرید كه واقعا تمایل به لاغر شدن و سلامتی دارید.

وقتی كه سیگار بعدی خود را روشن می‌ كنید، این نكته را كه می ‌خواهید سیگار را ترك كنید در نظر بیاورید. خود را از انكار برهانید. به جای آن به سمت جایی كه می ‌خواهید حركت كنید. شاید فكر كنید چیزی را می‌ خواهید كه توانایی انجام آن را ندارید اما در واقع اشتباه می‌ كنید. شما می‌ توانید ابتدا دروغ گفتن به خود را تمام كرده و از وانمود كردن به این كه آن چیز را نمی‌ خواهید بپرهیزید.

حال وقت آن است كه از ترس به سمت عمل حركت كنید حتی اگر احتمال شكست وجود داشته باشد. با قدرت پیش بروید و بدانید كه موفقیت حتمی است.

 

بخش خانواده ایرانی تبیان


منبع :

روزنامه نسل

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .