سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
از هدف بحث خارج شدن، سخنان زائد به میان آوردن، و كلام را به درازا كشاندن، مستمع را خسته مى‏كند و از مطلب مورد علاقه‏اش باز مى‏دارد. به علاوه، این قسم سخن گفتن خلاف بلاغت است.
عکس نویسنده
عکس نویسنده
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

کم گوي و گزيده گوي چون در

©e ¯hj h ¯2j/g ¯hj †hf /1

بليغ سخن گفتن فقط به رعايت فنون و اساليب خلاصه نمي‌شود. بلکهتشخيص زمان و مکان براي يک سخنراني از فاکتورهاي مهم بلاغت است.

 

کساني که اساليب سخن را به خوبي مراعات مي‌کنند ولي به مکاني که در آن سخنراني مي شود و يا زماني که در اختيار سخنور قرار مي‌گيرد، توجهي نمي‌کنند، نمي‌توانند به خوبي مفهوم و مطلب را به مخاطب تفهيم کنند.

 

علت اين مساله، غالبا ناشي از خستگي مخاطب و يا احساس بي فايده بودن نشأت مي‌گيرد. براي توضيح مطلب بخوانيد:

 

عده‏اى از خطبا، افرادى هستند عالم و لايق و از مدارج عالى علمى برخوردارند. گفته‏هاى آنان فصيح و مستدل است، اما در كرسى سخن زياد حرف مى‏زنند و به مقتضيات مجلس توجه نمى‏كنند.

 

مثلاً، يكى از زائرين بيت‏الله الحرام، از سفر حج برمى گردد.

مجلس ضيافتى در منزل خود تشكيل مى‏دهد. جمعى از دوستان را دعوت مى‏نمايد و يكى از آن خطباى تحصيل كرده را دعوت مى‏كند تا در آن مجلس سخن بگويد. واعظ عالم، درباره عبادت حج و فوايد دنيوى و اخروى آن مطالعه بسيار دارد و مى‏تواند چندين ساعت پيرامون آن صحبت كند و سخنانى خوب و آموزنده بگويد، ولى آن مجلس، به قدر يك ربع ساعت و حداكثر بيست دقيقه گنجايش سخن دارد. اما آن واعظ عالم، كه به طول كلام عادت كرده، سه ربع ساعت در آن مجلس حرف مى‏زند. همه را خسته مى‏كند و خود گمان دارد كه به اختصار سخن گفته است.

آن كس كه سخن خود را به درازا مى‏كشد، با اين كار، خويشتن را در معرض ملامت قرار مى‏دهد.

على (عليه السلام) به چنين خطبايى هشدار داده و خاطرنشان ساخته است كه اينان با پرحرفى و طول كلام، خويشتن را در معرض سرزنش و ملامت اين و آن قرار مى‏دهند.

من اطال الكلام فيما لا ينبغى فقد عرض نفسه للملامه‏(1).

آن كس كه سخن خود را به درازا مى‏كشد، با اين كار، خويشتن را در معرض ملامت قرار مى‏دهد.

 

گروهى از خطبا اشخاصى هستند تحصيل كرده و عالم. سخنانشان صحيح و قابل استفاده است، ولى با كمترين مناسبت، از موضوع بحث خارج مى‏شوند، هدف خود را گم مى‏كنند، با مطالب متفرق، كلامشان به طول مى‏انجامد و براى مستمعين ملال‏آور مى‏شود.

 

مثلاً، خطيبى مى‏خواهد درباره قوميت عربى و تعصب آنان نسبت به عربيت سخن بگويد. موادى را در ذهن خود تنظيم نموده، از آن جمله، اين حديث است كه در كتب روايات از امام باقر (عليه السلام) نقل شده:

 

عن ابى جعفر (عليه السلام) قال كان سلمان رضى الله عنه جالسا مع نفر من قريش فى المسجد فاقبلوا ينتسبون و يرفعون فى انسابهم حتى بلغوا سلمان فقال له عمر بن الخطاب اخبرنى من انت و من ابوك و ما اصلك قال انا سلمان بن عبدالله كنت ضالا فهدانى الله جل و عز بمحمد صلى الله عليه و آله و كنت عائلا فاغنانى الله بمحمد (صلى الله عليه و آله و سلم) و كنت مملوكا فاعتقنى الله بمحمد صلى الله عليه و آله هذا نسبى و هذا حسبى.(2)

امام باقر (عليه السلام) فرمود: سلمان فارسى با جمعى از قريش در مسجد نشسته بود. آنان به افتخارات نسبى و رفعت خانوادگى آغاز سخن كردند و هر يك خود را معرفى نمودند، تا به سلمان رسيد. عمر به وى گفت: بگو تو كيستى؟

پدرت كيست و اصلت از كجاست؟ سلمان گفت: من، فرزند بنده خدا هستم.

گمراه بودم. خداوند، به وسيله حضرت محمد (صلى الله عليه و آله و سلم )، مرا هدايت نمود. فقير بودم. خداوند توسط حضرت محمد (صلى الله عليه و آله و سلم)، مرا غنى ساخت. برده بودم. خداوند به وسيله پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) مرا آزاد نمود. اين است حسب و نسب من.

از هدف بحث خارج شدن، سخنان زائد به ميان آوردن، و كلام را به درازا كشاندن، مستمع را خسته مى‏كند و از مطلب مورد علاقه‏اش باز مى‏دارد. به علاوه، اين قسم سخن گفتن خلاف بلاغت است.

خطيب، اگر بخواهد از مطلب مورد بحث خارج نشود، بايد حديث را ترجمه كند، كلام قانع كننده سلمان را بگويد و به موضوع تعصب ادامه دهد. اما خطيبى كه به پراكنده گويى عادت كرده و با مختصر تناسب از بحث خارج مى‏شود، در اين جا، از اسم سلمان استفاده مى‏كند و مدتى درباره مقام شامخ سلمان سخن مى‏گويد و رواياتى را كه از رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) و اميرالمؤمنين (عليه السلام)، در مورد سلمان رسيده است، با شرح و بسط بيان مى‏نمايد. البته تمام سخنانى كه درباره بزرگى و عظمت سلمان، به استناد روايات مى‏گويد، صحيح و طبق واقع است، اما موضوع بحث خطيب، تعصب عربى بود، و رواياتى كه از اولياى اسلام درباره سلمان رسيده، با عصبيت قومى عرب ارتباط ندارد.

از هدف بحث خارج شدن، سخنان زائد به ميان آوردن، و كلام را به درازا كشاندن، مستمع را خسته مى‏كند و از مطلب مورد علاقه‏اش باز مى‏دارد. به علاوه، اين قسم سخن گفتن خلاف بلاغت است.


منابع:

1- فهرست غرر، ص‏336

2- سفينه البحار، ج‏2، ص‏348

تهيه و فرآوري: محمد حسين امين - گروه حوزه علميه تبيان