سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
اوشو بعد از تحصیلات مقدماتی، در رشته فلسفه در دانشگاه مشغول به تحصیل شد و بعد از پایان دوره تحصیل، حدود 9 سال هم فلسفه را در دانشگاههای هند، خصوصا دانشگاه جبل پور تدریس کرد . اوشو در طول تحصیل چند بار از دانشگاه اخراج شد .
عکس نویسنده
عکس نویسنده
نویسنده : داریوش عشقی
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

پیامبران واقعی اوشو

اوشو و فلسفه

اوشو


اوشو بعد از تحصیلات مقدماتی، در رشته فلسفه در دانشگاه مشغول به تحصیل شد و بعد از پایان دوره تحصیل، حدود 9 سال هم فلسفه را در دانشگاههای هند، خصوصا دانشگاه جبل پور تدریس کرد . اوشو در طول تحصیل چند بار از دانشگاه اخراج شد.


فقط به یک دلیل ساده که از استاد بیشتر می دانستم، من زیاد می خواندم، و استاد سی سال پیش که «پی اچ دی» گرفته و استاد شده بود، از خواندن باز ایستاده بود، اما در این سی سال خیلی چیزها رشد پیدا کرده بودند.(اوشو، و آنگاه نبودم، ص 17)

من از کالجهای زیادی اخراج شدم ، آن هم به این دلیل ساده که معلمان شکایت داشتند که نمی توانند برنامه ی درسی را طی یک دوره یک ساله به اتمام برسانند، چون: «این دانشجو ما را به چنان جر و بحث هایی هدایت میکند که هیچ چیزی نمی تواند به پایان برسد. (اوشو و آنگاه نبودم ص 119)

زمانی که در جبل پور «کالج هیتکارینی» مشغول به تحصیل شد، به خاطر اختلاف و بحث کردن زیاد با شوهر عمه خود مجبور شد خانه آنها را ترک کند و در خانه ای که معروف به خانه ارواح بود و کسی در آن زندگی نمیکرد ساکن شود .

من زندگی کردن در آنجا را شروع کردم ، اما به طور مستمر در همه این ترس را آفریدم که آنجا پاتوق ارواح است ، چون اگر کسی آنجا را میخرید، مرا بیرون می انداختند. (اوشو ، و آنگاه نبودم ص 14)

اوشو در واقع تمام دوران آموزش خود را تا زمان فارغ التحصیلی، مزخرف و زشت معرفی میکند و در تمام دوران تحصیل دست از بحث کردن و درد سر درست کردن بر نمی داشت .

به هر شکل او دوران تحصیل را به پایان رسانید و مدرک کارشناسی ارشد در رشته فلسفه  را از یک دانشگاه نه چندان معتبر هند می گیرد و 9 سال به تدریس فلسفه میپردازد و وقتی از دانشگاه استعفاء میکند در نامه خود مینویسد :

این آموزش نیست ، این حماقت محض است ؛ شما هیچ چیز ارزشمندی آموزش نمی دهید . (اوشو آینده طلایی ص 115)

اما اوشو چون فعالیت ذهنی را مانعی برای درک حقیقت هستی می داند، که این عقیده را تحت تأثیر برخی از مکاتب هندی بدست آورده، با فلسفه که یک فعالیت ذهنی است مخالفت می کند . بر همین اساس شروع به نکوهش فلسفه و فیلسوف می کند .

اوشو اعتقاد دارد که فلسفه ذهن را خیلی راضی میکند . فیلسوفان خیلی فکر میکنند . آنها عمرشان را با فکر کردن هدر میدهند بدون آنکه مطلقا کاری انجام دهند

فلسفه ها ربطی به واقعیت ندارند . فیلسوفان فکر میکنند که نشانی خدا را می دانند. در حالی که نمی دانند و هر چه می دانند چرند است . این چیز ها زاده تخیل خودشان است، برای شناخت خدا انسان باید مذهبی بشود. برای شناخت واقعیت دو راه وجود دارد: اگر به واقعیت عینی علاقه مند هستید دانشمند بشوید و اگر به واقعیت ذهنی متمایلید مذهبی بشوید. در این صورت فلسفه به تدریج محو میشود . شاید در آینده ابدا نشانی از فلسفه نباشد یا اگر هم باشد تنها در دیوانه خانه ها بتوان سراغی از آن گرفت . (اوشو آواز سکوت ترجمه میرجواد سیدحسینی، ص 208 و 209)

جای تعجب است از آموخته های اوشو در فلسفه که اینگونه فلسفه و فیلسوف را رد میکند.

اوشو

اوشو اعتقاد دارد که فلسفه ذهن را خیلی راضی میکند . فیلسوفان خیلی فکر میکنند . آنها عمرشان را با فکر کردن هدر میدهند بدون آنکه مطلقا کاری انجام دهند.

اوشو قصه سگی را تعریف میکند که یک روز زمستانی زیر آفتاب لم داده است ، و سعی میکند دمش را با دندان بگیرد . به محض اینکه به دمش حمله میکند ، دمش فرار میکند. او فکر میکند که دمش نزدیک است و می تواند به آن برسد. او با هر بار تلاش بیشتر از دمش دور میشود . سپس میگوید کار فیلسوف شبیه کار سگ است . (اوشو راز بزرگ ص 249)

اما جالب است بدانید که اوشو با وجود خار و خفیف کردن فلسفه و فیلسوفان به برخی از فلاسفه که میرسد نه تنها حرفهایشان را چرند نمیداند که بلکه آنها را پیامبران زمان نیز میخواند و این فلاسفه در واقع کسانی هستند که در مقابل ادیان به خصوص مسیحیت ایستاده اند و حرفهایی در مورد خدا نیز گفته اند .

پیامبران واقعی ما اینها هستند – فوئر باخ، مارکس، نیچه، فروید، داروین – و این افراد کل ساختار را، کل بنا را، کل الگوی باورها را خراب کرده اند. میخواهم به شما بگویم که آنها خدمت بزرگی به بشریت کرده اند. (اوشو آواز سکوت ص 177)

اگر به توصیه اوشو فکر و ذهن را تعطیل کنیم، به جای اینکه فلسفه را در دیوانه خانه پیدا کنیم، دنیا تماما به دیوانه خانه تبدیل خواهد شد .

پیامبران واقعی ما اینها هستند – فوئر باخ، مارکس، نیچه، فروید، داروین – و این افراد کل ساختار را، کل بنا را، کل الگوی باورها را خراب کرده اند. میخواهم به شما بگویم که آنها خدمت بزرگی به بشریت کرده اند

چند نکته قابل توجه:

1- فرق بین ما و حیوانات در تفکر و اندیشیدن است و انسانی که در واقع نخواهد فکر کند فرقی با حیوانات ندارد. قران کریم در سوره جمعه آیه 5 میفرماید که: (مَثَلُ الَّذِینَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوها كَمَثَلِ الْحِمارِ یَحْمِلُ أَسْفاراً) کسانی که وسیله مناسب برای تفکر و تعقل در اختیار دارند و از آن استفاده نمی کنند، مانند چارپایی می مانند که فقط حمل کننده ابزار است. و قرآن انسان را بارها به تفکر و تفقه و تدبر دعوت و تشویق میکند، تا از آدمی انسان واقعی بسازد.

2- رد کردن فلسفه و بحث در مورد آن که اوشو انجام داده است خود نوعی فلسفه است.

3- علوم پایه تماما بر تفکر و فلسفه بنا گذاشته شده که تعطیلی فلسفه منجر به تعطیلی همه آنها میشود.

4- سوالات بنیادین و اساسی انسانها در طول تاریخ توسط فلاسفه و متفکرین شکل صحیح گرفته و پاسخ داده شده است.

داریوش عشقی

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان

 

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین