سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
مردم علم را در رفاه مى‏خواهند در حالى كه من علم را در فقر گذاشتم
عکس نویسنده
عکس نویسنده
نویسنده : حامد رهنما
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

آیا طلبه ها باید در مضیقه اقتصادی باشند ؟
7d(¯j

 

براى ما طلبه‏ها دو سه چيز خيلى لازم است امّا خيلى مشكل است و توجه به اين دو سه چيز خيلى لازم است اولاً اينكه بايد هميشه توجه داشته باشيم كه اين كار ما مقدس‏ترين كارها است هم از نظر قرآن هم از نظر روايات و هم از نظر بزرگان ما اگر چيزى نداشته باشيم براى اين كارمان جز «تفكر ساعة خير من عبادة سنه يا من عبادة ستين سنه من عبادة سبعين سنه» بس بود اينكه قدر مقينش ما است ديگر بس بود بگوييم كار ما بهترين كارها است افضل كارها است مداد العلما افضل من و دماء و الشهدا نظير اينها زياد است زياد «يرفع اللّه‏ الذين امنوا منكم و الذين اوتوا العلم درجات»

 مرحوم طبرسى  روايتی نقل مى‏كند هشام بن حكم وارد شد بر امام صادق عليه‏السلام جوانى بود كه هنوز خوب ريش در صورت مباركشان ديده نشده بود پيرمردها از بنى هاشم از بزرگان  قوم امام صادق بلند شدند ايستادند و هشام را بردند پهلوى خود نشاندند اين كار بزرگى بوده است كار پر جرأتى بوده است از امام صادق آن هم يك عُجمى به اين معنا كه ايشان كوفى بودند عربها حجاز آنها را عرب نمى‏دانستند مى‏گفتند عُجم است و گران تمام شد بر مجلس امام صادق فورا اين آيه را خواندند «يرفع اللّه‏ الذين امنوا منكم و الذين اوتوا العلم درجات» فرمودند اين درباره قريش نيست درباره سادات و بزرگان قوم نيست درباره اين است «هذا ينصرنا بلسانه» و امثال اينها كه شما هم خوانديد هم مى‏دانيد هم براى ديگران فرموديد .

كه خدا را به جيره خوارانم قسم بده تا دعايت مستجاب بشود گفتم آقا جيره خواران شما چه كسانى هستند گفتند طلبه‏ها و همين هم هست ما راستى اگر هيچ چيز نداشتيم جز همين كه امام زمان بگويند خدا را قسم به طلبه‏ها اين هم به اين عنوان به جيره خواران من ،

 

 

 مرحوم آقا سيد حسين قاضى خدا درجاتشان عالى است خدا عالى‏تر بكند مرد عجيبى بود در قم. بى آلايش نا شناخته شده و عجيب ، هيچ كس ايشان را نمى‏شناخت هم ملا بود و هم تشرف زياد داشت و چيزهاى عجيبى از ايشان گاهى سر مى‏زد ايشان مى‏گفتند كه جمكران خدمت آقا رسيدم آقا فرمودند: كه خدا را به جيره خوارانم قسم بده تا دعايت مستجاب بشود گفتم آقا جيره خواران شما چه كسانى هستند گفتند طلبه‏ها و همين هم هست ما راستى اگر هيچ چيز نداشتيم جز همين كه امام زمان بگويند خدا را قسم به طلبه‏ها اين هم به اين عنوان به جيره خواران من ،

لذا ما طلبه‏ها از نظر شأن مقام خيلى بالا هستيم قدر خودمان را نمى‏دانيم معمولاً كم است كه يك طلبه قدر خودش را منزلت خودش را بداند .

 طلبه اول چيزى كه در برنامه است اين است كه بايد خوب درس بخواند و ملا شدن مشكل است خيلى مشكل است يك كسى ملا بشود آن هم در زمان ما در معارف اسلامى در ادبيات ملا باشد در فقه و اصول راستى ملا باشد در تفسير آشنايى كامل ملا باشد در معارف بتواند جواب گوى جامعه بشريت باشد «نظر فى حرامنا و حلالنا» به طور مطلق عرف احكامنا بشود به طور مطلق خيلى مشكل است من هيچ فراموش نمى‏كنم بچه بودم مى‏خواستم وارد طلبگى بشوم يك كار خرافى كردم فال حافظ شيرازى گرفتم البته و چند نفر بودند كه آنها واداشتند گفتند :فال بزن ببين چه جورى است ؟

خدا رحمت كند حافظ شيرازى را يك شعر خوبى آورد گفت كه مورچه جان از اين طرف دريا مى‏خواهى بروى آن طرف دريا و راستى چنين است انصافا چنين است يك مورچه از اين طرف دريا به آن طرف دريا برود.

بعضى اوقات حضرت آية اللّه‏ العظمى آقاى داماد به من مى‏گفتند فلانى فقه خيلى مشكل است من ديشب 8 ساعت مطالعه مى‏كردم و نظيرش هم گاهى حضرت امام «رضوان اللّه‏ تعالى عليه» داشتند فقه مشكل است امّا اين مشكل جلوى پاى ما است بايد همه چيز فداى اين مشكل بشود همه چيز قطعا اگر همه چيز فداى اين مشكل بشود به جايى مى‏رسيم ولو اگر استعداد هم نداشته باشد به جايى مى‏رسد ما چه بسيار از بى استعدادها را سراغ داريم در اثر كار رسيدند به جاهاى بالا بالايى در اثر تحرك تلاش لذا اين هم فعلاً جايش خالى است در همه جا آدم هدف باشد ملا مى‏شود ولى در اين باره بايد بگويم كه اگر انسان همه چيز را فداى او بكند ولو اينكه خيلى بى استعداد باشد.

 خيلى بى ذهن‏ها معمولاً مشهور اينكه بزرگان حالا استعدادهايشان ذهن و حافظه شان خيلى خوب نبوده است تلاشهايشان كوششهايشان اينها خيلى خوب بوده است زياد هم من مثال دارم. زياد هم در مخترعين معمولاً چنين بوده است انيشتين خودش مى‏گويد من بارها در ابتدايى رفوزه مى‏شوم و هم در اهل علم همين ملا صالح مازندرانى كه انصافا ملايى است همين شرح نهج البلاغه‏اش راستى ملايى است مى‏گويد كه گاهى خانه‏اش را گم مى‏كرد و تعجب نكنيد امّا بالاخره اين در اثر كار و كوشش به خيلى جاها رسيد مرحوم آية اللّه‏ العظمى سيد محمد درچه‏اى ايشان درس مى‏خواست بگويد حتما بايد از رو باشد نمى‏شد از رو خارج‏ها در حالى كه راستى ملا بوده‏ها همين حاشيه مكاسبش را ببينيد درجاتشان عالى است عالى‏تر بشود

استاد بزرگوار ما حضرت آية اللّه‏ العظمى بروجردى آخر كار در پيرى تعريف ايشان(ملا صالح مازندرانى )را مى‏كردند تجليل از ايشان تجليل از آقا زاده‏هاى ايشان مى‏كردند و مى‏گويند ايشان هميشه درس مى‏گفت تعطيلى نداشت و يك عيد  مى‏خواست درس بدهد، شاگردان مى‏خواستند نگذارند بالاخره گفته است فردا درس است مى‏گويند كه يك طلبه‏اى آمد در مقابل ايشان نشست پر جرأت هم بوده  از زير تشك ايشان آن را برداشت رفت نشست ايشان بسم اللّه‏... الحمدللّه‏ رب العالمين ديروز گفتيم دست بر داشتند آن را ديدند نيست هر چه اين طرف آن طرف را ديدند نيست گفت امروز تعطيل باشد.

 امّا ملا شد در اثر چى؟ كار كوشش؛

  اين كار ما است و ما كم وقت صرف  می کنیم   كم مطالعه مى‏كنيم خوبيهايمان هم همين جور است ما هفت هشت ده تا كار داريم يكى از اين كارها فقه و اصول است معلوم است كه به جايى نمى‏رسيم همه چيز بايد فداى فقه و اصول بشود نمى‏شود ديگر على كل حال اين يك كار است كه ما طلبه‏ها داريم و بايد خيلى روى آن زحمت بكشيم اهميت بدهيم اين را هم بايد بدانيم كه اين كار يعنى كار مشكل در فقه در مضيقه اقتصادى خوابيده است اين را هم بايد بدانيم اول طلبگى صد نود و نه هميشه در مضيقه شديد بوده است هميشه به قول حضرت امام يك كاخ نشين را سراغ نداريد مرجع تقليد باشد هميشه در مضيقه شديد بوده‏اند شديد وقتى هم به جايى رسيدند باز هم در مضيقه شديد است به قول آقاى بروجردى در آخر عمر صراف شدم مى‏گفتند صراف اقلاً يك چيزى بر مى‏دارد آن را هم كه من بر نمى‏دارم به جايش فحش مى‏شنوم در آخر كار اگر بخواهد حضرت امام بشود خيلى مضيقه شديدى است يكى از اين پاسدارهاى حضرت امام كه مدتى پاسدار من بود آدم خوبى هم بود مى‏گفت كه خانم حضرت امام به من گفتند امروز عصرى ميهمان دارند يك مقدار پرتقال و خيار براى من بگير من دو تا دسته گرفته بودم يكى به اين دست و يكى به آن دست وارد شدم حضرت امام وقتى بود كه راه مى‏رفتند نگاه كردند گفتند اينها براى چه كجا. گفتم خانم فرمودند مرادم اين جا است مى‏گفت خانم آمدند بگيرند حضرت امام رو كرد به ايشان گفتند كه جواب خدا را چه مى‏دهيد مى‏شود جواب خدا را داد و با اين تندى راهشان را گرفتند.

مردم علم را در رفاه مى‏خواهند در حالى كه من علم را در فقر گذاشتم

 

 مقام معظم رهبرى هم همینطور  آقاى محمدى (مسوول دفتر ایشان )به من مى‏گويد كه بعضى اوقات ايشان پول مى‏خواهد و از من قرض مى‏كند مابقى مراجع هم همه همينند آقاى بروجردى مى‏گفتند من واللّه‏ يك شاهى از سهم امام نه من نه اولادم مصرف نمى‏كنم و من صراف شدم اگر خدا نباشد صراف يك مقدار مى‏گيرد آن هم كه من نمى‏گيرم به جايش فحش مى‏گيرم همه آنها قضايا را شنيده‏ايد همه شماها شيخ انصارى نظير اميرالمؤمنين و برادرش كه در نهج البلاغه آمده است شيخ انصارى بالاخره برادرش در مضيقه شديد بود مادرش اصرار كرد كه بيشتر بدهد كليد صندوق را داد و گفت خودتان برويد بدهيد چرا من، من نمى‏توانم جواب خدا را بدهم بيش از اينكه به ديگران مى‏دهم به او بدهم من نمى‏توانم جواب بدهم تو مى‏توانى برويد بدهيد آن هم ترسيد  .

هميشه چنين است اگر راستى بخواهيم به جايى برسيم راستى بخواهد بروجردى بشود شيخ انصارى بشود اگر راستى بخواهد شهيد اول، دوم بشود كه حالاتشان اينها همه آمده است ديگر اينها معمولاً حاضر است كه شبها هيزم بكند براى زن و بچه امّا سهم امام چون دستش است مصرف نكند يك حرف اين است شهريه بدهد حلال‏ترين چيزها براى شما است يك حرف اين است كه خودش حالا دستش است صندوق بيت المال مصرف بكند نمى‏كرد ديگر نمى‏كنند و اين هم بايد بدانيد همان روايتى كه در بحار است كه مردم علم را در رفاه مى‏خواهند در حالى كه من علم را در فقر گذاشتم روايت قدسى است علامه مجلسى از خدا نقل مى‏كند و وقتى ما برويم در اهل علم مى‏بينيم كه راستى اين جورى است اين فقر يك لازمه طلبگى است عرفا لارمه عرفى هميشه بوده است و اين هم كه مى‏بينيد ما ديگر پيشرفت نداريم براى همين است يك كدام چهار ساعت مى‏رود آنجا يك كدام دو ساعت مى‏رود آنجا يك كدام پنج ساعت آنجا بالاخره براى اينكه يك پولى در بياورد  وقت ما صرف اينها مى‏شود معلوم است نمى‏شود 

 طلبه بايد در فقر- اين هم از الطاف خفيه خدا است-  بزرگ بشود تا بميرد حالا ولو اينكه برسد به يك جايى در ماه يك ميليارد زير دستش اين طرف و آن طرف باشد اميرالمؤمنين  عليه‏السلام همين طور بود ديگر هفته كه مى‏شد انبار را جارو مى‏كرد دو ركعت نماز در انبار مى‏خواندند شكر مى‏كردند مى‏رفتند بيرون امّا لباس خودشان مى‏گفت از بس وصله زده بودند مى‏گفتند ديگر خجالت مى‏كشم به وصله كن بدهم امّا چون كه بنا است كه اين جورى ما با همين پيراهن و كوله بار كه آمديم با همين بميريم يا برگرديم .

************************ ادامه دارد ...............*****************7d(¯j******************************

 

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین