سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
بهار بود ، پروانه های قشنگ و رنگارنگ در باغ پرواز می كردند. حسام ، پسر كوچولوی قصه ما توی این باغ ، لابه لای گلها می دوید و پروانه ها را......
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

آزادی پروانه ها

آزادی پروانه ها

بهار بود ، پروانه های قشنگ و رنگارنگ در باغ پرواز می كردند. حسام، پسر كوچولوی قصه ما توی این باغ ، لابه لای گلها می دوید و پروانه ها را دنبال می كرد. هر وقت پروانه زیبایی می دید و خوشش می آمد آرام به طرف او می رفت تا شكارش كند . بعضی از پروانه ها كه سریعتر و زرنگتر بودند ، از دستش فرار می كردند، اما بعضی از آنها كه نمی توانستند فرار كنند ، به چنگش می افتادند .

حسام ، وقتی پروانه ها را می گرفت، آنها را در یك قوطی شیشه ای زندانی می كرد .

یك روز چند پروانه زیبا گرفته بود و داخل قوطی انداخته بود، قصد داشت كه پروانه ها را خشك كند و لای كتابش بگذارد و به همكلاسی هایش نشان بدهد . پروانه ها ترسیده بودند ، خود را به در و دیوار قوطی شیشه ای می زدند تا شاید راه فراری پیدا كنند .

حسام همین طور كه قوطی شیشه ای را در دست گرفته بود و به پروانه ها نگاه می كرد خوابش برد .

در خواب دید كه خودش هم یك پروانه شده است و پسر بچه ای او را به دست گرفته و اذیت می كند . تمام بدنش درد می كرد و هر چه فریاد و التماس می كرد كسی صدایش را نمی شنید .

بعد پسر بچه ، حسام را ما بین ورقهای كتابش گذاشت و كتاب را محكم بست و فشار داد .

دست و پای حسام كه حالا تبدیل به یك پروانه نازك و ظریف شده بود ، ترق ترق صدا می داد و می شكست و حسام هم همین طور پشت سر هم جیغ بلند می كشید .

ناگهان از صدای فریاد خودش از خواب پرید و تا متوجه شد كه تمام این ها خواب بوده است دست به آسمان بلند كرد و از

آزادی پروانه ها

خدا تشكر كرد .

ناگهان به یاد پروانه هایی افتاد كه در داخل قوطی شیشه ای، زندانی شده بودند..!

بعد ، قوطی پروانه ها را به باغ برد ، در قوطی را باز كرد و پروانه ها را آزاد كرد .

پروانه ها خیلی خوشحال شدند و از قوطی بیرون پریدند و شروع به پرواز كردند .

حسام فریاد زد : پروانه های قشنگ مرا ببخشید كه شما را اذیت می كردم. قول می دهم این كار زشت را هرگز تكرار نكنم.

 

بخش کودک و نوجوان


منبع:

جامعه مجازی کودکان و نوجوانان ایران

 

مطالب مرتبط:

جادوی جادوگر بدجنس 

قصه ی رودخانه ی تنها

روباه پرحرف

چکاوک های مزرعه ی گندم

اختاپوس خجالتی و ماهی مهربان 

شیرنادان

آرزوهای درخت کوچولو

مارمولک پرنده   

پرنده کوچولویی در جنگل

یک صورت گرد بزرگ

آقا غوله و بزهای ناقلا 

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین