سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
معارف دین از نظر دلیل به سه دسته تقسیم می شوند. دلیل برخی تنها نقل است؛ مانند دو رکعت بودن نماز صبح و دلیل برخی فقط عقل است؛ مانند اصل وجود خدا و برخی هر دو را دارند مانند خالق بودن خدا و یا اصل وجود معاد
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

ترازوی عقل در معارف دینی

(میزان اعتماد به عقل در تحلیل آموزه های دینی)


معارف دین از نظر دلیل به سه دسته تقسیم می شوند. دلیل برخی تنها نقل است؛ مانند دو رکعت بودن نماز صبح و دلیل برخی فقط عقل است؛ مانند اصل وجود خدا و برخی هر دو را دارند مانند خالق بودن خدا و یا اصل وجود معاد.


عقل

تعداد قابل توجه از سوالاتی که در حوزه دین و آموزه های آن مطرح می شود ناشی از عدم شناخت جایگاه عقل در اعتبار سنجی گزاره های دینی است.

همه می دانند در تحلیل و بررسی صدق و کذب گزاره های منسوب به دین، عقل نقش مهمی دارد؛ اما چیزی که کمتر به آن توجه می شود دامنه عملکرد و اظهار نظر عقل در این حوزه است.

به گمان بسیاری از مردم، عقل حق دارد در تمام مسائل مربوط به دین وارد شده و نظر دهد. تا جایی که پنداشته اند اصلا ملاک درستی و نادرستی هر گزاره و حکمی که به دین نسبت می دهند تنها و تنها عقل است. و او حق دارد اینگونه بگوید: «هر چه را که من فهمیدم و با مسلمات من جور در آمد درست است و صحیح و هر چه را که من نفهمیدم و با مسلمات من جور در نیامد غلط است و باطل.»

طرفداران این نظریه وقتی با چنین عقیده ای به سراغ احکام، دستورات و آموزه های اسلام می روند یا به گوششان می خورد، در برابر تعدادی از آنها گارد گرفته و از پذیرش آن خودداری می کنند. حرفشان هم این است: «این با عقل جور در نمی آید»؛ «تا دلیل عقلی آن را ندانم قبول نمی کنم» و تعابیری از این دست که حتما شما نیز شنیده و یا گفته اید.  

 اشکال مهم به عقیده غفلت از حد و اندازه عقل است. مگر عقل هر چیزی را می تواند درک کند؟ چگونه عقل می تواند برای قضیه ای که از درک آن عاجز است دلیل اقامه کند؟ و یا آن را رد کند؟

 

درک عقل محدود است

بهترین دلیل بر محدودیت درک عقل، اعتراف خود عقل است که می گوید: «من از درک و فهم بسیاری از امور جزئی ناتوانم» و اگر از او بخواهید تا برای شما نمونه ای ذکر کند خواهد گفت: به عنوان مثال؛ من کلیات مساله معاد را می فهمم که بعد از این دنیا، دنیای دیگری هست و مردم در آنجا به جزای اعمال خوب و بدشان می رسند؛ اما از درک و فهم جزئیات آن که دقیقا بهشت چگونه است و یا جهنم به چه شکلی خواهد بود و جزئیاتی از این دست به کلی عاجز و ناتوانم.

حال که معلوم شد دامنه فهم و درک عقل محدود است پس می توان نتیجه گرفت که عقل نمی تواند و نباید در هر امری وارد شود و اظهار نظر کند. چرا که هر اظهار نظری به یکی از این دو ریشه برمی گردد؛ یا اثبات است و تایید و یا ابطال است و تکذیب و اگر عقل هنوز نتوانسته گزاره ای را درک کند و بفهمد چگونه می تواند آن را اثبات و یا ابطال نماید؟

اگر عقل کافی بود و به تنهایی توان درک و فهم هر آنچه که نیاز انسان است را داشت، مأمورین جهنم باید می پرسیدند: «مگر عقل نداشتید؟ چرا از آن استفاده نکردید؟» در حالی که می بینیم در اینجا صحبتی از عقل نمی کنند و این نشان می دهد این دوزخیان کسانی اند که در دنیا فقط در دایره عقل چرخیده اند و توجه ای به نقل و سخنان انبیاء الهی نکرده اند

برای همین است که عالمان دین به استناد آیات و روایات به دو دسته دلیل تکیه می کنند: دلیل عقلی و دلیل نقلی

 

دلیل عقلی و دلیل نقلی

دلیل عقلی همان دلیلیست که عقل آن را تولید کرده است و از محدوده او صادر شده اما دلیل نقلی دلیلیست که بیرون از مرزهای عقل تولید شده و ره آورد وحی است. (البته منافاتی ندارد که مطلبی هم دلیل عقلی داشته باشد و هم دلیل نقلی؛ مثل خالق بودن خداوند متعال که هم عقل آن را اثبات می کند و هم آیه به آن دلالت دارد)

دلایل نقلی معارفی هستند صادره از علم الهی که ابتدا بر قلب پیامبر صلی الله علیه و آله و یا امام معصوم علیه السلام نازل شده سپس توسط ایشان به دست مردم می رسد. در ارزش و اهمیت اینگونه معارف همین بس که اگر نبود وحی و آموزه های آن محال بود که انسان بتواند با عقل خود به آن معارف دست پیدا کند.

قرآن کریم در آیه 151 بقره به این دست معارف فراتر از عقل اشاره کرده است:

«كَما أَرْسَلْنا فیكُمْ رَسُولاً مِنْكُمْ یَتْلُوا عَلَیْكُمْ آیاتِنا وَ یُزَكِّیكُمْ وَ یُعَلِّمُكُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ یُعَلِّمُكُمْ ما لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ»؛ در میان شما رسولى از خودتان فرستادیم كه همواره آیات ما را بر شما بخواند و شما را [از هر نوع آلودگى ظاهرى و باطنى‏] پاك و پاكیزه ‏كند و كتاب وحكمت به شما بیاموزد و آنچه را كه هرگز خودتان هرگز نمی توانستید بدانید به شما بیاموزد.

عقل

این آیه به روشنی نشان می دهد که اگر وحی و آموزه های آن نبود بخشی از علوم که تنها از همین طریق به دست ما رسیده است برای همیشه از بشر مخفی می ماند (ر.ک: تفسیر نمونه1/153) علتش هم با توضیحاتی که دادیم واضح است چرا که این بخش از معارف، افقی بالاتر از عقل دارند و عقل بشر هیچگاه نمی تواند و نخواهد توانست به آن معارف دست پیدا کند. مانند کیفیت دقیق عبادات با آن دقت و ظرافتی که نقل (کتاب و سنت) در اختیار ما قرار داده اند.

جالب این است که در قیامت اهل جهنم هم در بیان علل انحراف خود به همین دو دلیل اشاره می کنند و می گویند که ما اهل دوزخ شدیم چون نه سراغ دلیل عقلی رفتیم و نه به دلیل نقلی گوش کردیم:

«وَ قالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا فی‏ أَصْحابِ السَّعیرِ»(10/ملک)؛ اگر به سخن انبیاء (ع) (ره آورد وحی) گوش داده بودیم و یا تعقل می کردیم امروز جزء دوزخیان نبودیم.

از این آیه و تقسیم بندی آن به دست می آید که نقل و عقل دو حقیقت جدا از هم هستند.

آیه دیگری که دلالت می کند عقل محدود است و همه کاره نیست و برای هدایت بشر حتما نیاز به معارفی برتر به نام معارف نقلی و حیانی است آیه 8 / ملک است که می فرماید:

«سَأَلَهُمْ خَزَنَتُها أَ لَمْ یَأْتِكُمْ نَذیرٌ»؛ مأمورین جهنم به آنها(دوزخیان) مى‏گویند: آیا براى شما پیام آور و بیم‏دهنده‏اى نیامد؟!

اگر عقل کافی بود و به تنهایی توان درک و فهم هر آنچه که نیاز انسان است را داشت، مأمورین جهنم باید می پرسیدند: «مگر عقل نداشتید؟ چرا از آن استفاده نکردید؟» در حالی که می بینیم در اینجا صحبتی از عقل نمی کنند و این نشان می دهد این دوزخیان کسانی اند که در دنیا فقط در دایره عقل چرخیده اند و توجه ای به نقل و سخنان انبیاء الهی نکرده اند.

وقتی هم خداوند متعال در مقام دلیل خواهی قرار می گیرد فقط دلیل عقلی طلب نمی کند؛ می فرماید برای ادعایتان یا دلیل نقلی بیاورید یا دلیل عقلی (4/احقاف)

امام رضا علیه السلام:

 ما اصول و مطالب پایه را بیان کنیم و شما وظیفه دارید تا با تفکر و اندیشه ای روشمند فروع و جزئیات را استخراج کنید

رابطه عقل با نقل

عقل می تواند:

الف. شاگرد خوبی برای نقل باشد؛ سخنان او را با دقت بشنود و بپذیرد و عمل کند.

در آیاتی از قرآن کریم که ناظر به ادله و معارف صرفا نقلی است مشاهده می کنیم پس اعتراف به وحیانی بودن آن سخن از قبول و اطاعت است و دیگر واسطه ای به نام تعقل ندارند؛ یعنی نمی گویند شنیدیم بعد روی آن تعقل کردیم بعد که دیدیم با عقل جور در می آید آن را پذیرفتیم و به آن عمل کردیم بلکه فقط دو حرف می زنند شنیدیم و اطاعت کردیم «سَمِعْنا وَ أَطَعْنا» (285/بقره، 51/نور) و دیگر صحبتی از تعقل و سنجش آن با عقل نمی کنند.

اینکه گفته می شود در برابر نقل مسلم وظیفه فقط تعبد است یعنی همین.

ب. در کلیاتی که نقل می گوید با تلاش و اجتهاد روشمند دست به استنباط بزند.

قرآن کریم با تعبیری نظیر «لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُون‏» در فرازهای گوناگون، عقل را به اندیشه در براهین و آیات الهی دعوت می کند تا از راه تعقل در آنها به معارف بیشتری دست پیدا کند. روشن است که این دعوت در اموری است که در حوزه فهم و درک عقل است.

امام رضا علیه السلام فرمود: «عَلَیْنَا إِلْقَاءُ الْأُصُولِ إِلَیْكُمْ وَ عَلَیْكُمُ التَّفَریعُ»(وسائل الشیعة27/62) ما اصول و مطالب پایه را بیان کنیم و شما وظیفه دارید تا با تفکر و اندیشه ای روشمند فروع و جزئیات را استخراج کنید.

امید پیشگر

گروه دین تبیان

 

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین