سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
یکی بود یکی نبود یک جادوگر بدجنس و بد ذاتی بود که به هر جایی می رسید سر مردمش بلا می آورد. یک شب جادوگر بدجنس قصه ی ما به شهر بزرگی رسید.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

جادوی جادوگر بدجنس

یکی بود یکی نبود یک جادوگر بدجنس و بد ذاتی بود که به هر جایی می رسید به مردم آن شهر آزار می رساند. یک شب جادوگر بدجنس قصه ی ما به شهر بزرگی رسید. آقای جادوگر پیش خود فکر کرد که سر مردم این شهر چه بلایی بیاورد. فکر کرد و فکر کرد تا بالاخره نقشه ای به ذهنش رسید. او تصمیم گرفت زبان همه ی مردم شهر را بدزدد. شاید پیش خودتان فکر کنید که این همه زبان به چه درد جادوگر می خورد. وقتی همه ی مردم شهر خواب بودند، جادوگر بدجنس همه ی زبان های مردم شهر را دزدید  و وردی برای آن ها خواند.

جادوگر بدجنس با این ورد زبان های مردم شهر را تحت فرمان خود گرفت و آن ها را مجبور می کرد تا حرف های بد به هم بزنند. بعد از خواندن ورد جادوگر زبان مردم را به آن ها برگرداند، اما مردم چون خواب بودند متوجه ی چیزی نشدند.

از فردای آن روز، همه ی مردم حرف های بد به هم می زدند، کوچکترها، بزرگترها، پیرها، جوان ها. همه و همه حرف های بد به هم می زدند و اصلاً به این فکر نمی کردند که همدیگر را ناراحت می کنند.

کم کم مردم شهر از دست هم عصبانی شدند و شروع به جنگ و دعوا کردند. آن ها دیگر همدیگر را دوست نداشتند و از همدیگر متنفر شده بودند.

یک روز فرشته ی مهربان که از آن شهر می گذشت، دید که مردم آن شهر خیلی بد با هم حرف می زنند و متوجه ی ماجرا شد. به همین خاطر فرشته ی مهربان یک وردی برای گوش مردم شهر خواند. به کمک این ورد، گوش های مردم دیگر حرف های بد را نمی شنید، پس دیگر مردم شهر چیزی نمی شنیدند.

جادوی جادوگر بدجنس

جنگ و درگیری بین زبان و گوش شروع شد. به نظر شما چه کسی می برد؟ کم کم زبان ها فهمیدند که آن ها بسیار بی مصرف و بی فایده هستند، چون وقتی کسی به حرف آن ها گوش نمی دهد، اصلاً چرا صحبت کنند؟ زبان ها دوست داشتند کسی صدای آن ها را بشنود، به همین دلیل آن ها تصمیم گرفتند از کلمات خوب و مودبانه استفاده کنند. زبان ها فهمیدند وقتی آن ها از کلمات خوب و مودبانه استفاده می کنند، دوباره بقیه صدای آن ها را می شنوند، به همین خاطر آن ها بسیار خوشحال شدند و سعی کردند برای همیشه جادوی جادوگر بدجنس را فراموش کنند.

ترجمه:نعیمه درویشی

بخش کودک و نوجوان


 

*مطالب مرتبط

قصه ی رودخانه ی تنها

روباه پرحرف

چکاوک های مزرعه ی گندم

اختاپوس خجالتی و ماهی مهربان

شیرنادان

آرزوهای درخت کوچولو

مارمولک پرنده

پرنده کوچولویی در جنگل

یک صورت گرد بزرگ

آقا غوله و بزهای ناقلا

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین