سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
همین گستره حوزه قدرتش، بودجه های کلان و هنگفتی نیز به ساواک اختصاص می یافت، به طوری که بودجه رسمی ساواک در سال 1351 حدود 255 میلیون دلار و در سال بعد، 310 میلیون دلار بود که البته بودجه محرمانه از آن جدا بود. (12) شکنجه، یک برنامه معمول و مرسوم در زندانها
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

تبعیض و بی عدالتی

سخنرانی با شکوه امام خمینی در 13 خرداد 42

در زمان ما این مسئله تکیه بر روی منشا طبقاتی انقلاب ها -رواج بسیار پیدا کرده و حتی کسانی هم که از مفاهیم اسلامی سخن میگویند و دم از فرهنگ اسلامی میزنند، خیلی زیاد روی مسئله مستضعفین،استضعافگری و استضعاف شدگی تکیه میکنند. بطوری که این افراط بنوعی تحریف و انحراف کشیده شده است.

پیروان نظریه دوم میگویند،بخلاف آنچه معتقدان نظر اول ادعا میکنند،همه انقلاب ها ریشه مادی صرف ندارد.البته ممکن است ریشه پاره ای از انقلابها دو قطبی شدن جامعه از نظر اقتصادی و مادی باشد،و یک شاهد مثال در اینمورد تعبیر حضرت امیر(ع) است در خطبه ای که بمناسبت آغاز خلافت ایراد فرمود.

امام علیه السلام در این خطبه از کظه ظالم-سیری و اشباع ظالم-و سغب مظلوم-گرسنه ماندن مظلوم-نام میبرد.یعنی دو قطبی شدن جامعه و تقسیم آن بمعدودی افراد سیر و کثیری افراد گرسنه.سیری که از شدت پرخوری ثقل کرده و باصطلاح تخمه (سوء هاضمه)پیدا میکند و گرسنه ای که از شدت محرومیت شکمش به پشتش می چسبد.

بر طبق نظر دوم درباره انقلاب ها،تقسیم جامعه از نظر اجتماعی و اقتصادی به دو قطب محروم و مرفه شرط ضروری پیدایش انقلاب نیست.بسا ممکن است انقلابی خصلت انسانی محض داشته باشد.طغیان به جهت گرسنگی،اختصاص بانسان ندارد. حیوان هم اگر خیلی گرسنه بماند بسا هست که علیه انسان یا حیوانهای دیگر و یا حتی علیه صاحبش طغیان میکند.حال آنکه در بسیاری موارد انقلابها صرفا خصلت انسانی داشته اند.انقلاب هنگامی می تواند انسانی باشد که ماهیتی آزادیخواهانه و ماهیتی سیاسی داشته باشد نه ماهیتی اقتصادی.چون این امکان هست در جامعه ای شکم ها را سیر بکنند و گرسنگی ها را تا حدی و یا بطور کلی از بین ببرند،ولی بمردم حق آزادی ندهند،حق دخالت در سرنوشت خود و حق اظهار نظر و اظهار عقیده را از آنها سلب بکنند.می دانیم که هیچ کدام از این مسائل به عوامل اقتصادی مربوط نیستند. در چنین جامعه ای،مردم برای کسب این حقوق از دست رفته قیام میکنند و انقلاب براه میاندازند و به این ترتیب انقلابی نه با ماهیت اقتصادی بلکه با ماهیتی دمکراتیک و لیبرالی بوجود میآورند.(1).

مبازره با ظلم و استبداد

دو عامل استبداد داخلی و استیلای خارجی در ایران، دست به دست هم داده، ملت ایران را از بسیاری از حقوق سیاسی و اجتماعی خود محروم کردند.استبداد، خود به خود حاکی از فشار و اختناق، خفقان، فقدان آزادی و ارعاب و شکنجه است و به میزان امنیت سیاسی اجتماعی در جامعه، به حقوق ملت و رفتار رژیم با مخالفین خود مربوط می شود.بدین لحاظ یکی از ریشه های مخالفت ملت با رژیم شاه را باید در همین عوامل جستجو کرد.

ساواک ایران یکی از 4 یا 5 پلیس مخفی دنیا بود که به طور رسمی و قانونی در آمریکا فعالیت می کرد.

فشار و اختناق و ارعاب و شکنجه به طور مکرر در ایران اعمال می شد و خشونت سیاسی شدیدی را که شاه نسبت به مخالفین خود در این دوره (57 1342) اعمال کرده بود، رژیم او را از نظر رعایت موازین حقوق بشر در زمره یکی از بدترین رژیمها در سطح جهان قرار داده بود . سازمان عفو بین الملل در سال 1354 اعلام کرد که کارنامه هیچ کشوری در جهان، سیاه تر از کارنامه ایران درباره حقوق بشر نیست. بدین لحاظ سازمان مذکور و کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل، بارها شاه را محکوم کرده بودند .

از همان ماههای اول بعد از قیام 15 خرداد و تبعید امام خمینی (ره)، رفتار حکومت نسبت به مخالفین خود، بخصوص علما و روحانیون، خشونت و شدت بیشتری یافت و کم کم تعداد زندانیان هم رو به فزونی نهاد، هیچ گروهی در این دوره از تیررس خشونت شاه مصون نماند و اغلب فعالین سیاسی تحت تعقیب و آزار قرار گرفتند و روانه زندانها شدند.محاکمه نظامی و اعدامهای قاطعانه در انتظار متهمین بود.

شاه

در اوایل این دهه شمار زندانیان سیاسی، ظرف 5 سال، از چند صد نفر به چندین هزار بالغ گردید که این امر نتیجه دو عامل بود: یکی این که ساواک از سال 1352 محکومیتهای سبک را کنار گذاشته، محکومیتهای سنگین 10، 15 ساله و حتی ابد را برای متهمین معمولی مقرر می کرد.عامل دوم این بود که از آزادی زندانیانی که دوره محکومیتشان تمام شده بود، جلوگیری می شد.این رویه از اوایل سال 1354 به طور همگانی اعمال می شد و شمار چنین زندانیانی که دوره محکومیتشان تمام شده و بود و دو باره در بند مخصوص نگهداری می شدند، تا اواخر سال 1355 به بیش از هزار نفر رسید.روزنامه تایمز در 9 ژوئن 1977 (خرداد 1356)، از قول شاه، رقم مجرمین سیاسی را 2200، نفر نوشت، ولی در همان زمان ناظرین خارجی ارقامی بین 25 تا 100 هزار نفر را ذکر می کردند. موج گسترده قلع و قمع مخالفین و رونق دادگاههای نظامی و در مقابل اتخاذ شیوه مبارزه مسلحانه از سوی برخی گروهها، بازار ساواک را بیش از پیش گرم کرد و به عنوان بازوی اصلی رژیم در مقابله با مخالفین در آورد.ساواک که در سال 1336 تشکیل شده بود، علاوه بر مسایل امنیتی، در کلیه شؤون کشور دخالت داشت و قدرتی مافوق دولت بود  و به اقتضای روابط میان ایران و آمریکا، تحت تعلیم سیا هم قرار گرفته بود. در سالهای حکومت هویدا، ساواک نقش درجه اولی داشت و در مقابل جان مردم احساس مسؤولیت نمی کرد، به طوری که تیمهای تعقیب و مراقبت ساواک هر کس را به هر اتهامی دستگیر می کردند و برای کسب اطلاعات به شکنجه گاهها روانه می ساختند. ساواک مراقب بود تا از هر نوع اجتماع سیاسی و اعتصاب جلوگیری کند.حقایق مربوط به قساوتهای ساواک در سالهای بعد از قیام 15 خرداد معروفیت جهانی یافت و دبیر کل سازمان عفو بین الملل در سال 1354 اعلام کرد که کارنامه هیچ کشوری در جهان سیاه تر از کارنامه ایران درباره حقوق بشر نیست.  مطابق گزارشهای سازمان مذکور و نیز کمیسیون جهانی حقوق بشر، ساواک هر کسی را که می خواست بازداشت می کرد و هیچ ضابطه و قانونی، او را محدود نمی ساخت و هیچ حقی برای آنها قایل نبود.

قدرت ساواک استبدادی و مطلقه بود و آزادانه به جرم و جنایت مبادرت می کرد، دادگاههای نظامی، ابزار دست ساواک بودند و تمام محاکمات سیاسی بر خلاف قانون اساسی در اختیار آنها قرار داشت.ملاک انتخاب قضات این دادگاهها نیز درجه اطاعت آنها از ساواک بود، رسیدگی و صدور حکم در آنها هم جنبه واقعی نداشت، مجازاتی را موضوع حکم قرار می دادند که به آنها دیکته شده بود.مسائل مربوط به دفاع متهم و یا انتخاب وکیل و رسیدگی، معانی خود را از دست داده بود. تشکیلات عریض و طویل ساواک این امکان را پدید آورد که در تمام کشور اعمال قدرت نماید و حتی با اعزام مأمورین به خارج از کشور، ایرانیان مقیم خارج را نیز کنترل کند.ساواک ایران یکی از 4 یا 5 پلیس مخفی دنیا بود که به طور رسمی و قانونی در آمریکا فعالیت می کرد.  مطابق همین گستره حوزه قدرتش، بودجه های کلان و هنگفتی نیز به ساواک اختصاص می یافت، به طوری که بودجه رسمی ساواک در سال 1351 حدود 255 میلیون دلار و در سال بعد، 310 میلیون دلار بود که البته بودجه محرمانه از آن جدا بود. شکنجه، یک برنامه معمول و مرسوم در زندانهای ساواک بود که به شکلهای مختلف اعمال می شد و به همه اقشار و طبقات، بخصوص روحانیون، مربوط بود، آیت الله سعیدی و آیت الله غفاری با همین شکنجه ها به شهادت رسیدند.شکنجه در همه جا رواج داشت و وظیفه اصلی ساواک، شناسایی و محو همه کسانی بود که به نحوی با دیکتاتوری شاه مخالف بودند.علاوه بر پلیس مخفی بودن، بخشی از سیاست ساواک در تهدید متمرکز می شد تا مردم بدانند که ساواک هر لحظه بالای سرشان حاضر است. برخی از عوامل رژیم شاه و بخصوص ساواکی ها که در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی محاکمه و اعدام شدند، حقایق تکان دهنده ای از اعمال ساواک را افشاء کردند.(2)

پی نوشت:

مدخلی بر انقلاب اسلامی و ریشه های آن، شفیعی فر، محمد؛ (1)

پیرامون انقلاب اسلامی ، مطهری، مرتضی؛ (2)

بخش تاریخ


منبع: پایگاه حوزه

 

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین