اولی: پدر من با یک حرکت دست می تواند یک کامیون را نگه دارد! دومی: مگر پدرت چه کاره است؟...
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

فقط با یک حرکت دست

اولی: پدر من با یک حرکت دست می تواند یک کامیون را نگه دارد!

دومی: مگر پدرت چه کاره است؟

دومی: پلیس

 

سفر

اولی: خواب دیدم به مسافرت رفته ام.

دومی: من هم خواب دیدم یک عالمه غذای خوشمزه می خورم.

اولی: چرا مرا دعوت نکردی تا با هم بخورم؟

دومی: اتفاقاً می خواستم دعوتت کنم، اما گفتند به مسافرت رفته ای!

 

ناله مرده

راننده تاكسی دو مسافر سوار كرده بود. بر اثر سرعت زیاد تصادف كرد و یكی از مسافرانش مرد و دیگری زخمی شد.

مسافر زخمی دائماً آه و ناله می كرد.

راننده تاكسی به او گفت: اعصابم را خرد كردی. این بابا مرده جیكش هم در نمی آید، تو پایت شكسته این همه ناله می كنی؟

 

میخ دیوار روبرو

مردی میخی را بر عكس روی دیوار گذاشته بود و با چكش بر تیزی آن می كوبید. هر چه تلاش كرد نتوانست میخ را به دیوار فرو كند.

در این حال دوستش به او گفت: مگر دیوانه شده ای، این میخ كه سرش این طرف است و مربوط به دیوار روبرویی می شود.

 

اسید سولفوریک

فقط با یک حرکت دست

معلم از حسن سئوالی پرسید كه جواب آن اسید سولفوریك می شد اما حسن هر چه فكر كرد نتوانست جواب دهد.

معلم گفت: حسن چرا مطالعه نكردی؟

حسن گفت: آقا جوابش نوك زبونمه!

معلم گفت: زود باش برو آب دهانت را خالی كن تا زبانت سوراخ نشده.

 

 فرآوری: نعیمه درویشی

بخش کودک و نوجوان


سایت کودکستان_سه چرخه،شماره 96،سال 1389

 

مطالب مرتبط:

کله قند

پسرک و بستنی فروش

زرنگ بازی

بند موبایل

تصادف دوباره

دندان مصنوعی

چاه آب

مشاوره
مشاوره
در رابطه با این محتوا تجربیات خود را در پرسان به اشتراک بگذارید.