سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
آدمکش از آن دسته فیلم هایی است که نمی شود به راحتی درباره آن قضاوت کرد. در نگاه اول و با یک تماشای سطحی در سینما –مخصوصا اگر با مکمل هایی مثل چیپس و پفک هم همراه باشد
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

قصه قتل های خیالی

قصه قتل های خیالی

شناسنامه اثر

نام فیلم: آدمکش

ژانر فیلم: جنایی، روانشناختی.

کارگردان: رضا کریمی

بازیگران: مهتاب کرامتی، حامد بهداد، افسانه بایگان، لیلا اوتادی، بهرام رادان، سیامک صفری و ... .


آدمکش

 از آن دسته فیلم هایی است که نمی شود به راحتی درباره آن قضاوت کرد. در نگاه اول و با یک تماشای سطحی در سینما –مخصوصا اگر با مکمل هایی مثل چیپس و پفک هم همراه باشد-  فیلم خودش را با یک نوع ژانر معمایی-پلیسی به  مخاطب نشان می دهد. و تقریبا همه مخاطبان، با این برداشت از سینما خارج می شوند که مشغول تماشای فیلمی جنایی بوده اند، فیلمی پلیسی که در آن قتل هایی اتفاق افتاده و پرونده قاتل و مقتول در حال بررسی است.

مردانی بی رحم که از بیماری و نحیفی زن سوء استفاده و او را قربانی نقشه های شوم خود می کنند. رویا را به چنگال مرگ می فرستند و خود پشت کوه ها پنهان می شوند

رویا، با ترس و عذاب پشت میله های زندان خواب مرگ را می بیند

اما مخاطب آگاه با کند و کاو بیشتری که انجام می دهد، متوجه می شود که پیام اصلی و دغدغه نخست فیلم، کشف و مجازات قاتل نیست. هرچند که افرادی کشته شده اند و داستان با محوریت قاتل و مقتول به جلو می رود، اما آنچه انگیزه اصلی ساخت فیلم بوده ، قطعا چیزی است فراتر از اینها.

قصه قتل های خیالی

حوزه اصلی آدمکش، توجه به یکسری عوامل روانشناختی است که قتل های تخیلی را رقم زده است. زن جوانی به نام رویا ملک زاده، خودش را به پلیس معرفی می کند و اعتراف می کند که مرتکب قتل شده. و برادر شوهر مرحومش را که قصد تجاوز به او داشته، از بین برده است. پلیس هم طبق شواهد پرونده، رویا را مجرم تلقی می کند و حکم قصاص را برایش می برد. از طرفی روانشناس جوانی به نام مازیار، توسط یکی از دوستان قدیمی اش با این پرونده آشنا می شود. پزشک دلسوز به داستان رویا علاقه مند می شود و طی مصاحبه های عمیقی که با رویا انجام می دهد، به نتایج جالبی می رسد. او، بعد از چند جلسه معاینه و مصاحبه، به این تشخیص می رسد که رویا قاتل نیست، بلکه یک بیمار روانی است که مرز میان واقعیت و تصور را نمی تواند تشخیص دهد. او در خیال خودش، آدمهایی را که دوستشان ندارد، از بین می برد و این کار، به او آرامش می دهد. مازیار، تشخیصش را به اطلاع پلیس می رساند، اما سند کافی برای اثبات بی گناهی رویا ندارد. پلیس، حرف دکتر را نمی پذیرد و رویا هر روز به قصاص نزدیک تر می شود. مازیار که یک پزشک متعهد است، با وجود مشکلات بسیاری که بر سر راهش قرار دارد، کم نمی آورد و با تمام وجود برای نجات رویای بی گناه از چوبه ی دار تلاش می کند و بالاخره می تواند رد پای یک دسیسه را شناسایی کند. ماجرا از این قرار بوده است که مقتول، یعنی برادر شوهر مرحوم رویا، که شخصی است به نام مهدی عظیمی، بدهکاری زیادی به مردم داشته. او، به خاطر رهایی از دست طلبکارها، با همدستی نامزد جدید رویا، دست به فرار می زند و خودش را از چشم مردم پنهان می کند. مهدی عظیمی از بیماری رویا سوء استفاده می کند و همه چیز این طور وانمود می شود که "مهدی عظیمی" کشته شده است و قاتلش هم کسی نیست جز رویا. در حالی که، در واقعیت، "مهدی عظیمی" به گوشه امنی پناه برده و پای منقل خمار شده است و رویا، با ترس و عذاب پشت میله های زندان خواب مرگ را می بیند.

به لایه های پنهان فیلم که می رویم، چیزی خودنمایی می کند که کمی آزاردهنده است؛ گرفتار شدن زنی ضعیف و بیمار در چنگال مردانی خودخواه. مردانی بی رحم که از بیماری و نحیفی زن سوء استفاده و او را قربانی نقشه های شوم خود می کنند. رویا را به چنگال مرگ می فرستند و خود پشت کوه ها پنهان می شوند. ظلم به زنی مریض در فیلم آدمکش، شاید خیلی محسوس نبود، اما من و تو که روی صندلی های سینما نشسته ایم، قصه اش را خوب می دانیم. آیا همه "رویا"های جامعه، پزشکی دلسوز دارند که آنها را ازعذاب نجات دهد؟ یا این که تنها مرگ، نجات آنهاست؟

کش دار شدن داستان و روده درازی های بی مورد

قصه قتل های خیالی

گذشته از این نقد فمنیستی، که لازم بود به آن اشاره شود، مشکلاتی در فیلم دیده شد که این اثر سینمایی را برایمان غیر حرفه ای و ضعیف جلوه داد. در حین تماشای فیلم، حواسم به بعضی تماشاگران بود که به نشانه کسل شدن شان، سالن را ترک می کردند. کش دار شدن داستان و روده درازی های بی مورد، احتمالا ناخوشایندترین خاطره تماشاگران از آدمکش بود.

فیلم، آن قدر طولانی شد که حتی خودمان تعلیق را حدس زدیم و منتظر کارگردان نماندیم. این، باعث شد که از نیمه تا پایان فیلم جذابیت خود را از دست بدهد و پایان برای بیینده، غیر جذاب یا قابل حدس شود.

نویسنده و کارگردان، باید مخاطب امروز را بشناسند. او آمده است پیامی را بگیرد، لذتی را ببرد و پی کارش برود. چرا که او به شدت مشغول و پردغدغه است. لطفا تا جایی که لازم است، او را دنبال خود ببرید، پیام را که دادید، رهایش کنید. لطفا!


زینب قمی

تنظیم:سینما تلویزیون تبیان

 

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین