سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
کم نیستند کسانی که مقصر اصلی تحریفات در واقعه عاشورا و قیام حسین بن علی علیه السلام را عوام دانسته و معتقدند خواسته ها و مطالبات و لیاقت عوام باعث شده تا برخی از نویسندگان، مداحان و منبری ها دست به تحریف بزنند. اینان می گویند: از بس که این مردم جاهل و نا
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

تحریفات عاشورا و رسالت خواص و عوام

امام حسین(ع)،عاشورا،محرم،تاسوعا

مقصر اصلی کیست؟

کم نیستند کسانی که مقصر اصلی تحریفات در واقعه عاشورا و قیام حسین بن علی علیه السلام را عوام دانسته و معتقدند خواسته ها و مطالبات و لیاقت عوام باعث شده تا برخی از نویسندگان، مداحان و منبری ها دست به تحریف بزنند. اینان می گویند: " از بس که این مردم جاهل و نادانند و از بس که این مردم نالایق و ناشایسته هستند![لذا] اینها سزاوار همین مهملات اند، شایسته حقایق نیستند، داستانی است، من از مرحرم آیت الله صدر (اعلی الله مقامه) شنیدم، که تاج نیشابوری حرف های مفت در منبر می گفت. کسی به او اعتراض کرد که اینها چیست؟ این همه اجتماع می شود، چرا دو کلمه حرف حسابی نمی زنی؟ گفت مردم لایق نیستند. بعد هم با یک دلیلی به اصطلاح ثابت کرد. ولی مردم عوام هم... می گویند. ماهی از سر گنده گردو نی زدُم . علما به منزله سر ماهی هستند و ما دُم ماهی.

ولی حقیقت این است که در این تقصیر هم خواص مسئول هستند و همه عوام. (حماسه حسینی ،شهید مطهری همان- ص 107)

 

- علما مقصرند!

از آن جهت که رفتار و گفتار علما: در بسیاری موارد به عنوان سند درستی و نادرستی امور برای مردم عادی تلقی می شود، وقتی بعضاً به تحریف می پردازند مورد نکوهش و اعتراضند و عوام نیز از آن جهت که می بایست براساس فطرت سلیم خود عمل کنند و گاهی تحت تاثیر احساسات و القائات قرار می گیرند و دامنه تحریفات را گسترش می دهند مقصرند.

مثلاً یکی می آید می گوید یک دزدی بود (در کتاب ها هم نوشته اند) راه را بر مردم می بست چقدر مال مردم را چاپیده بود، چقدر آدم ها را کشته بود، چقدر زن ها را بیوه کرده بود. بچه ها را یتیم کرده بود! یک بار اطلاع پیدا کرد که قافله ای از زوّار می خواهند بروند کربلا، آمد سرگردانه ای کمین کرد که آنها از آنجا عبور می کنند، برای اینکه راه را بر زوّار امام حسین ببندد، مالشان را بیگرد... منتظر بود تا قافله برسد، دو سه ساعت وقت بود که کنار راه خوابش برد. قافله آمد و رد شده او بیدار نشد، ولی در همین حال صحنه قیامت را خواب دید، دید او را کشان کشان به جهنم می برند. چرا به جهنم می برند؟ حسابش روشن است. کوچکترین عمل صالح در نامه عمل او نیست... بردند... تا لبه پرت گاه جهنمم ولی جهنم او را نپذیرفت گفت نه، این را من نمی پذیرم... آخر، قضیه این طور کشف شد که این مرد چون در کنار راهی خوابیده است که در آنجا قافله زوّار می رفتند و گرد زوّار بر لباس او نشسته است، بدون اینکه خودش قصدی داشته باشد، بلکه قصد کشتن این زوّار را داشته است و قصد بردن مال اینها را داشته است و علیرغم گفته پیغمبر « انّما الاعمال بالنیّات [هیچ عملی بدون نیت پذیرفته نیست] این عمل بدون اختیار تمام گناهانش را محو کرد » (همان- ص 109)

این یک نمونه از تحریفاتی است که به کرّات شنیده و نوشته شده است.

استخراج شاخص های علم و فناوری

- تأملی دوباره پیرامون خطر تحریف

«خطر تحریف فوق العاده زیاد است. تحریف ضربت غیر مستقیم است که از ضربت مستقیم کاری تر است. اگر کتابی تحریف بشود، چه تحریف لفظی و چه تحریف معنوی، اگر کتاب هدایت باشد تبدیل به کتاب ضلالت می شود، اگر کتاب سعادت باشد تبدیل به کتاب شقاوت می شود. اگر کتابی می باشد که انسان را رو به بالا می برد، در اثر تحریف رو به پایین می آورد. اساساً به کلی آن حقیقت را عوض می کند، نه تنها بدون خاصیت می کند بلکه اثر معکوس می بخشد.

یکی دیگر از تحریفات، امام بیمار خواندن امام زین العابدین است. این تحریف مخصوص ما ایرانی هاست چرا که در غیر زبان فارسی در جای دیگر این کلمه « بیمار » را دنبال اسم امام زین العابدین نمی بینید.امام زین العابدین تنها در ایام حادثه عاشورا... تقدیر الهی بود برای اینکه امام زنده بماند و نسل امام حسین از این طرف محفوظ بماند... و همان بیماری ایام عاشورا سبب نجات ایشان شد

هر چیزی آفتی متناسب با خودش دارد. پیغمبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم می فرماید: آفة الذین ثلاثه: فقیه فاجر، امام جائر. مجتهد جاهل (جامع الصغیر ج 1/ ص 4). سه چیز آفت دین است. اول دانشمند بد عمل، فاسق و فاجر. دوم زعیم و پیشوای ستمکار. سوم مقدس نادان... تحریف به وسیله دو صنف از آن سه صنفی که پیغمبر اکرم فرمود ایجاد می شود یکی فقیه فاجر، عالم بد عمل فاسق، دیگر مقدس نادان. تحریف آفت دین است. دین را می خورد، دین را که کرم خاردار (آفات گیاه است) نمی تواند از میان ببرد، دین را که ... ملخ از میان نمی برد. دین را تحریف از میان می برد. چون موضوع را عوض می کند، مردم به نام حقیقت آن را می پذیرند اما نتیجه معکوس می گیرند.» (همان- ص 110)

- تحریف با تصویر!

«شما ببینید علی علیه السلام شخصیتی به این عظمت در نظر بعضی از ما مردم یک شخصیت تحریف شده عجیبی است. بعضی از مردم علی را فقط به پهلوانی می شناسند و بس و گاهی من نمی دانم به وسیله چه اشخاصی – حتماً به وسیله اشخاصی بسیار مغرضی- یک عکس هایی از علی علیه السلام منتشر می شود یک شمشیر ی مثل زبان مار دو تا زبانه دارد. بازویی، قیافه ای که انسان نمی فهمد آخر اینها از کجا [گرفته شده است؟] اولاً عکس و مجسمه علی (علیه السلام) و پیغمبر صلی الله علیه واله وسلم قطعاً در دنیا نبوده است. می آیند می گویند در فلان موزه ای که در پاریس است پیدا شد... نقاشی علی کجا بوده که کسی بر دارد؟ یک قیافه های عجیب، که انسان هیچ باور نمی کند این همان علی عابد است این همان علی است که شب ها از خوف خدا می گریسته است. چون سیمای یک عابد، سیمای یک مجتهد، ... سیمای یک حکیم... سیما یک قاضی ... یک جور دیگر است. هر یک از بزرگان دین را که ما در نظر بگیریم سیما و چهره ای که برای آنها ترسیم می کنند غیر از آن چیزی است که بوده است.» (همان- ص 111)

 

ضعف

- امام بیمار- تحریفی دیگر

یکی دیگر از تحریفات، امام بیمار خواندن امام زین العابدین است. این تحریف مخصوص ما ایرانی هاست چرا که در غیر زبان فارسی در جای دیگر این کلمه « بیمار » را دنبال اسم امام زین العابدین نمی بینید.

امام زین العابدین تنها در ایام حادثه عاشورا... تقدیر الهی بود برای اینکه امام زنده بماند و نسل امام حسین از این طرف محفوظ بماند... و همان بیماری ایام عاشورا سبب نجات ایشان شد. چند بار تصمیم گرفتند امام را بکشند چون بیماری ایشان در آن وقت شدید بود. گفتند: انّه لما به یعنی این که دارد می میرد چرا دیگر او را بکشیم؟ » (همان- ص 111)

این امر باعث شد ایرانی ها امام زین العابدین علیه السلام را که هیچ فرقی با امام حسین، با امام باقر از نظر مزاج و بنیه، با امام صادق هیچ فرقی نداشته. امام بیمار بنامیم و در واقع با این دروغ و تحریف باعث بشویم که «بسیاری از اشخاص آه بکشند، ناله کنند، خودشان را به موش مردگی بزنند و مردم از آنها احترام کنند. بگویند ببین آقا را! درست [مثل] امام زین العابدین بیمار!» است. (همان- ص 112)

"ما ایرانی ها یک مردم ضعیف پسندی هستیم، آه و ناله کردن در میان ما سر قفلی دارد هر کس می خواهد بگوید من آدم خوبی هستم. خودش را شل می کند. رها می کند، آه می کشد، ناله می کند. این معلول همین دروغی است که به امام زین العابدین نسبت داده ایم». (همان- ص 112)

خطر تحریف فوق العاده زیاد است. تحریف ضربت غیر مستقیم است که از ضربت مستقیم کاری تر است. اگر کتابی تحریف بشود، چه تحریف لفظی و چه تحریف معنوی، اگر کتاب هدایت باشد تبدیل به کتاب ضلالت می شود، اگر کتاب سعادت باشد تبدیل به کتاب شقاوت می شود. اگر کتابی می باشد که انسان را رو به بالا می برد، در اثر تحریف رو به پایین می آورد.

- تحریف در قرآن!

"بزرگ ترین وظیفه ای که ما داریم این است که ببینیم چه تحریف هایی در تاریخ ما شده است؟ چه تحریف هایی در نقاشی شخصیت های بزرگان ما شده است؟ چه تحریف هایی در قرآن ما شده است؟ اما تحریف قرآن تحریف لفظی نیست، یعنی در قرآن یک کلمه نه کم شده و نه زیاد... بلکه تحریف معنوی است، یعنی تفسیر و توجیه غلط. در قرآن کوچک ترین تحریف لفظی صورت نگرفته است. نه یک «واو» کم شده است و نه یک «واو» زیاد. اما چقدر ما همیشه تحریف معنوی می کنیم. یعنی آیات قرآن را غلط تفسیر و توجیه می کنیم." (همان- ص 114)

 

- رسالت علماء

" عالم که در مقابل نقاط ضعف اجتماع قرار می گیرد. دو حالت دارد: گاهی با نقاط ضعف مردم مبارزه می کند، این را می گویند «مصلح»، مصلح یعنی کسی که با نقاط ضعف مردم مبارزه می کند، قهراً مردم هم غالباً از او خوششان نمی آید. ولی گاهی عالم می بیند مبارزه کردن با نقاط ضعف مردم کار سخت و مشکلی است، ضرر دارد، منفعت نمی کند. از نقاط ضعف مردم استفاده  می کند، نه اینکه با نقاط ضعف مبارزه کند. اینجاست که مصداق» « فقیه فاجر » می شود که پیغمبر اکرم فرمود» (همان- ص 115) «بزرگ ترین رسالت علما مبارزه با نقاط ضعف اجتماع است.» (همان- ص 117) «وظیفه علما... مبارزه با تحریف است...» (همان- ص 117)

 

- عزاداری و دو نقطه ضعف عوام

جهل و نادانی

« عامه مردم دو نقطه ضعف در موضوع عزاداری امام حسین دارند. ما با این دو نقطه ضعف چه کنیم؟ - یکی از نقاط ضعف این است که معمولاً هم صاحبان مجالس، یعنی مؤسسین مجالس، چه آنهایی که در مساجد تأسیس یک مسجد می کنند و چه آنهایی که در منازلشان مجلس برگزار می کنند. بالخصوص دسته دوم- و هم مستمعین [خواهان زیادی جمعیت هستند] ... اگر جمعیت ازدحام بکند راضی هستند. این نقطه ضعف است. این جلسات برای این نیست که جمعیت ازدحام بکند... . مگر می خواهیم سان ببینیم؟ مگر ما می خواهیم رژه برویم؟ ... هدف آشنا شدن با حقایق و مبارزه کردن با تحریفات است... گوینده در مقابل این نقطه ضعف قرار می گیرد، چه بکند؟ با این نقطه ضعف مبارزه کند یا مثل تاج نیشابوری از این نقطه ضعف استفاده کند؟ ... اگر بخواهد... با تحریفات مبارزه کند، با هدف صاحب مجلس و هدف مستمعین که جمع شدن دور یکدیگر و از شلوغ شدن از اینکه خودشان را با هم زیاد ببینید خوششان می آید، جور در نمی آید...» (همان- ص 115)

ما ایرانی ها یک مردم ضعیف پسندی هستیم، آه و ناله کردن در میان ما سر قفلی دارد هر کس می خواهد بگوید من آدم خوبی هستم. خودش را شل می کند. رها می کند، آه می کشد، ناله می کند. این معلول همین دروغی است که به امام زین العابدین نسبت داده ایم.

نقطه ضعف دوم عوام الناس در مجالس عزاداری ... این مسئله شور و واویلا به پا شدن است. باید منبری حتماً در آخر ذکر مصیبت کند و در این ذکر مصیبت هم نه تنها مردم اشک بریرند،... باید مجلس از جا کنده بشود باید شور و واویلا بپا بشود. من نمی گویم مجلس از جا کنده نشود من می گویم این نباید هدف باشد.

... در مشهد روضه خوان قهاری بود که خیلی معروف بود، شبی در مسجد گوهرشاد در یکی از شبستان ها رفته بودیم پای روضه او و یکی از هم ولایتی های ما هم آنجا بود. یک روضه صد در صد دروغی آنجا خواند. ... آمد یک بچه ای برای امام حسین درست کرد که چنین بچه ای امام حسین نداشته است گفت طفلی امام حسین داشتند که جزء اسرا بود، یکی از لشکریان عمرسعد. خودش سوار بود و طنابی به گردن این طفل بسته بود و او را با زور و شلاق می آوردند و می کشیدند او سرگرم رفتن بود و این طفل مجبور به دویدن. یک وقت متوجه شد که این طناب فشار آورده و سنگینی می کند. بعد متوجه شدند که این طفل خفه شده است. این را گفت و واویلایی به پا شد وقتی که آمدیم بیرون یادم است آن هم ولایتی من آمد به من توصیه کرد گفت آقا جان پای این منبرها از این روضه ها یاد بگیرید، اینها را برای مردم بخوانید!» (همان- ص 117)

در جهنم

- سزای تحریف گران

«می دانید که غیبت حرام است. چه غیبت زنده باشد و چه غیبت مرده، ولی در اینجا که پای تحریف و قلب حقایق است باید دروغگو را رسوا کنید.» (همان ص 117) اینجا غیبت یعنی، افشاگری علیه اقدامی که یک آدم جعال و وضاع و دروغگو علیه مقدسات می کند واجب است.

«یک عالم ممکن است در یک قسمت، بزرگ هم باشد، ملاحسین کاشفی است خیلی مرد ملّایی هم بوده است، اما روضه الشهدا او پر از دروغ است به همه دروغ بسته است، حتی به ابن زیاد و عمر سعد. کتابش مملو از دروغ است. می گوید این زیاد پنجاه خروار زرسرخ به عمر سعد داد که آمد قضیه کربلا را قبول کرد.» (همان- 118)

«ملّا آقای دربندی اتفاقاً اتفاق نظر است که آدم خوبی بوده است. حتی مرحوم حاجی نوری [صاحب کتاب ارزشمند لوء لوء و مرجان] که این قدر از کتابش انتقاد می کند- و به حق انتقاد می کند- می گوید مرد خوبی بوده است. واقعاً نسبت به امام حسین (علیه السلام) مرد مخلصی بوده، و می گوید واقعاً طوری بود که هر وقت نام امام حسین را می شنید اشکش جاری می شد. فقه و اصول خوبی هم داشته است... ولی اسرار الشهادة نوشته که به کلی حادثه کربلا را تحریف، قلب، زیر و رو، بی خاصیت و بی اثر کرده است. کتابش سراسر نمی شود گفت. چون لا به لای آن [ضمن راست] پیدا می شود، انبارگاه هم چند تا گندم در آن پیدا می شود. [مملو از] دروغ است. حالا به خاطر اینکه او یک عالم بوده، با تقوا بوده مخلص امام حسین بوده است. دیگر ما درباره اش سکوت کنیم» ؟ (همان- ص 118 و 119)

سزای این تحریف گران معرفی و افشاء انحرافات و اقدامات ضد دین شان است. نباید سکوت کرد. وظیفه علماء در این زمینه بیشتر از عوام است. اگر چه عوام هم براساس فطرت سلیم باید از گفته ها، مجالس کسانی که صرفاً برای جمع کردن مردم و شلوغ کردن مجلس، مراسم سوگواری به پا می کنند دور می کنند.

 

سید صالح زاهدی_ گروه دین و اندیشه تبیان

 

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین