سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
البته ما كتمان مثبت هم داریم زمانهایی ممكن است تقیه كند یعنی ایمان دارد ولی ایمان خودش را كتمان كند در قرآن هم داریم كه شخصی ایمان داشت اما در دربار فرعون «یَكْتُمُ إِیمَانَهُ» غافر/28 یعنی ایمان خودش را كتمان می‌كرد پس گاهی باید ایمان را كتمان كنند این ق
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

کتمان حق ممنوع!

حقیقت

لعن چیست؟

لعن در اصل به معنی طرد و دور ساختنی است که آمیخته با خشم و غضب باشد، بنا بر این لعن از ناحیه خداوند به معنای  دور ساختن کسی از رحمت خویش و از تمام مواهب و برکاتی که از ناحیه او به بندگان می‏رسد،می باشد .

بعضی از بزرگان اهل لغت ، معنای لعن را در آخرت به معنی عذاب و عقوبت و در دنیا به معنی سلب توفیق می دانند .

واژه اللاعنون (لعن کنندگان) معنی وسیعی دارد که نه تنها فرشتگان و مؤمنان را شامل می‏شود ، بلکه علاوه بر آن، هر موجودی که با زبان حال یا قال ، سخن می‏گوید ، او هم در این مفهوم وسیع داخل است ، بخصوص اینکه در پاره‏ای از روایات می‏خوانیم که به طور مثال ؛ " دعای خیر و استغفار همه موجودات زمین و آسمان حتی ماهیان دریا شامل حال طالبان علم و دانش است (و انه یستغفر لطالب العلم من فی السماء و من فی الارض حتی الحوت فی البحر . )"1

 

حقیقت را پنهان نکن!

" إِنَّ الَّذِینَ یَكْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَیِّنَاتِ وَالْهُدَى مِن بَعْدِ مَا بَیَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِی الْكِتَابِ أُولَـئِكَ یَلعَنُهُمُ اللّهُ وَیَلْعَنُهُمُ  اللَّاعِنُونَ."2

گرچه ظاهر آیه طبق شأن نزول آن ، به علمای یهود است، ولی این معنی هرگز مفهوم آیه را که یک حکم کلی و عمومی در باره کتمان کنندگان حق بیان می‏کند ،  محدود نخواهد کرد.

آیه شریفه، این افراد را با شدیدترین لحنی مورد سرزنش قرار داده و می فرماید :خداوند کسانی را که دلائل روشن و وسائل هدایت را که ما آن را برای مردم در کتاب آسمانی نازل کرده ایم کتمان می کنند ، لعنت می‏کند (نه فقط خدا) بلکه همه لعنت کنندگان نیز آنها را لعن می‏کنند .

از این آیه به خوبی استفاده می‏شود که هم خدا، و هم تمامی بندگان خدا و فرشتگان او از این کار بیزارند، و به تعبیر دیگر کتمان حق عملی است که خشم همه طرفداران حق را بر می‏انگیزاند، چه خیانتی از این بالاتر که دانشمندان و خواص جامعه ای ، آیات خدا را که امانتهای او است به خاطر منافع شخصی خویش کتمان کنند و مردم را به گمراهی بکشانند .

این گونه افراد با این عمل خود ، در واقع زحمات پیامبران و فداکاری مردان خدا را در نشر آیات پروردگار بر باد می‏دهند، و این گناهی است بزرگ و غیر قابل اغماض .

 

راه توبه همیشه باز است

و از آنجا که قرآن به عنوان یک کتاب هدایت هیچ گاه روزنه امید و راه بازگشت را به روی مردم نمی‏بندد و آنها را هر قدر آلوده به گناه باشند از رحمت خود مأیوس نمی‏کند، در آیه بعد راه نجات و جبران در برابر این گناه بزرگ را چنین بیان می‏کند: " الا الذین تابوا و اصلحوا و بینوا فاولئک اتوب علیهم و انا التواب الرحیم ؛ مگر آنها که توبه کنند و به سوی خدا باز گردند و در مقام جبران و اصلاح اعمال خود بر آیند ، و حقایقی را که پنهان کرده بودند برای مردم آشکار سازند من این گونه افراد را می‏بخشم و رحمت خود را که از آنها قطع کرده بودم تجدید می‏کنم، چرا که من بازگشت کننده و مهربانم  . " 3

خداوند از کسانی که کتاب آسمانی به آنها داده شده پیمان گرفته است که آن را حتماً برای مردم بیان کنید و کتمان ننمائید

مفاسد کتمان حق

موضوعی که از دیر زمان باعث حق‏کشی‏های فراوان در جوامع انسانی گردیده ، و اثرات مرگبار آن تا امروز هم ادامه دارد مسأله کتمان حق است .

 

شیوه های کتمان حق

کتمان حق مسلماً منحصر به کتمان آیات خدا و نشانه‏های نبوت نیست بلکه اخفای هر چیزی که می‏تواند واقعیتی را به مردم نشان دهد را شامل می شود .

پوشاندن حقیقت - کتمان حقیقت

حتی گاه سکوت در جائی که باید سخن گفت و افشاگری کرد، مصداق کتمان حق است ، و این در موردی است که مردم نیاز شدیدی به درک واقعیتی دارند و دانشمندان و خواص آگاه می‏توانند با بیان حقیقت این نیاز مبرم را برطرف سازند .

به تعبیر دیگر افشا کردن حقایق در مسائل مورد ابتلای مردم، مشروط به سؤال نیست،

به خصوص اینکه قرآن تنها از مسأله کتمان سخن نمی‏گوید، بلکه بیان و تبیین حقایق را نیز لازم می‏داند ، و همین اشتباه شاید سبب شده که جمعی از دانشمندان و خواص از بازگو کردن حقایق لب فرو بندند ، به عذر اینکه کسی از آنها سؤالی نکرده است ، در حالی که قرآن مجید می‏ فرماید :

" و اذ اخذ الله میثاق الذین اوتوا الکتاب لتبیننه للناس و لا تکتمونه ؛ خداوند از کسانی که کتاب آسمانی به آنها داده شده پیمان گرفته است که آن را حتماً برای مردم بیان کنید و کتمان ننمائید ." 4

این نکته نیز قابل توجه است که گاه سرگرم ساختن خلق خدا به مسائل جزئی و فرعی که سبب شود مسائل اصلی و حیاتی را فراموش کنند نیز نوعی کتمان حق است .

گاهی اوقات کتمان حق در شرایطی پیش می آید که فردی از مطلب و علمی آگاه نیست و نا آگاهی خود را کتمان می کند و طوری رفتار می کند که گویا در مورد هرچیز آگاه و توانمند است . 

 

کتمان حق در احادیث اسلامی

در احادیث اسلامی نیز شدیدترین حملات متوجه دانشمندان وخواصی است که کتمان کننده حقایق شده اند ، از جمله پیامبر گرامی اسلام (ص) می‏فرماید: " من سئل عن علم یعلمه فکتم لجم یوم القیامة بلجام من نار: هر گاه از کسی چیزی را که می‏داند سؤال کنند و او کتمان نماید ، روز قیامت افساری از آتش بر دهان او خواهند زد ."5

در حدیث دیگری می‏خوانیم که از امیر مؤمنان علی (ع) پرسیدند: " من شر خلق الله بعد ابلیس و فرعون... ؛ بدترین خلق خدا بعد از ابلیس و فرعون... کیست؟

امام در پاسخ فرمود : " العلماء اذا فسدوا، هم المظهرون للاباطیل، الکاتمون للحقایق، و فیهم قال الله عز و جل اولئک یلعنهم الله و یلعنهم اللاعنون... ؛ آنها دانشمندان و خواص فاسدند که باطل را اظهار و حق را کتمان می‏کنند و همانها هستند که خداوند بزرگ در باره آنها فرموده: لعن خدا و لعن همه لعنت کنندگان بر آنها خواهد بود .!"6

پیامبر گرامی اسلام (ص) می‏فرماید: " من سئل عن علم یعلمه فکتم لجم یوم القیامة بلجام من نار: هر گاه از کسی چیزی را که می‏داند سؤال کنند و او کتمان نماید ، روز قیامت افساری از آتش بر دهان او خواهند زد

درهای خداوند هیچ گاه بسته نخواهد بود

واژه توّاب که صیغه مبالغه است، اشاره به این حقیقت دارد که اگر وسوسه‏های شیطانی انسان را فریب داد و توبه خود را شکست ، باز هم درهای توبه به روی او بسته نخواهد شد، مجدّداً باید توبه کند و به سوی خدا باز گردد و حق را افشا نماید، چرا که خدا بسیار بازگشت کننده است ، و هرگز نباید از عفو و رحمت او مأیوس شد.

 

مگر لعن خدا کافی نیست؟

- در آیه فوق علاوه بر لعن خداوند ، لعن همه لعن کنندگان نیز نثار افرادی شده بود که حق را کتمان می‏کنند، در اینجا این سؤال پیش می‏آید که مگر لعن خدا به تنهائی کافی نیست؟ پاسخ این سؤال روشن است ، زیرا این در واقع یک نوع تأکید و ابراز تنفر و بیزاری همه جهانیان از افرادی است که مرتکب چنین گناه بزرگی می‏شوند .

 

کتمان های مثبت

باید بدانیم که در بحث کتمان ، در پاره ای از اوقات کتمان کردن لازم است و تعبیر کتمان مثبت را به خود می گیرد ؛ و آن زمانی است که بحث تقیه پیش می آید .

درقرآن آمده است که فردی در دربار فرعون بود ؛ « یَكْتُمُ إِیمَانَهُ ؛ ایمان خود را کتمان می کرد .»7

 

فرآوری : زهرا اجلال – گروه دین و اندیشه تبیان


پی نوشت ها :

1-کافی / ج 1 / ص 334

2- بقره / 159

3- بقره / 160

4- آل عمران / 187

5- مجمع البیان / ج 1 / ص 240 

6- تفسیر نمونه / ذیل آیات 130 – 160 بقره

7- غافر / 28

 

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین