سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
وقتى به هارون الرشید خبر دادند كه صفوان «كاروانچى‏» كاروان شتر را یكجا فروخته است و بنابراین براى حمل خیمه و خرگاه خلیفه در سفر حج‏ باید فكر دیگرى كرد سخت در شگفت ماند؛ در اندیشه فرو رفت كه فروختن تمام كاروان شتر، خصوصاً پس ...
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

کاروانی که به حج نرفت


وقتى به هارون الرشید خبر دادند كه صفوان «كاروانچى‏» كاروان شتر را یكجا فروخته است و بنابراین براى حمل خیمه و خرگاه خلیفه در سفر حج‏ باید فكر دیگرى كرد سخت در شگفت ماند؛ در اندیشه فرو رفت كه فروختن تمام كاروان شتر، خصوصاً پس از آنكه با خلیفه قرار داد بسته است كه حمل و نقل وسائل و اسباب سفر حج را به عهده بگیرد عادى نیست؛ بعید نیست فروختن شتران با موضوع قرارداد با ما بستگى داشته باشد. صفوان را طلبید و به او گفت:

- شنیده‏ام كاروان شتر را یكجا فروخته‏اى.

- بلى یا امیرالمؤمنین!

- چرا؟

- پیر و از كار مانده شده‏ام، خودم كه از عهده بر نمى‏آیم، بچه‏ها هم درست در فكر نیستند، دیدم بهتر است كه بفروشم.

- راستش را بگو چرا فروختى؟

- همین بود كه به عرض رساندم.

- اما من مى‏دانم چرا فروختى. حتماً موسى بن جعفر از موضوع قراردادى كه براى حمل و نقل اسباب و اثاث ما بستى آگاه شده و تو را از این كار منع كرده؛ او به تو دستور داده شتران را بفروشى. علت تصمیم ناگهانى تو این است.

آنگاه هارون با لحنى خشونت آمیز و آهنگى خشم آلود گفت: «صفوان! اگر سوابق و دوستی هاى قدیم نبود، سرت را از روى تنه‏ات برمى‏داشتم.»

هارون خوب حدس زده بود. صفوان هر چند از نزدیكان دستگاه خلیفه به شمار مى‏رفت و سوابق زیادى در دستگاه خلافت ‏خصوصاً با شخص خلیفه داشت، اما او از اخلاص كیشان و پیروان و شیعیان اهل بیت‏بود. صفوان پس از آنكه پیمان حمل و نقل اسباب سفر حج را با هارون بست، روزى با امام موسى بن جعفر علیه السلام برخورد كرد، امام به او فرمود:

«صفوان! همه چیز تو خوب است جز یك چیز.»

- آن یك چیز چیست ‏یا ابن رسول الله؟

- اینكه شترانت را به این مرد كرایه داده‏ای!

- یاابن رسول الله من براى سفر حرامى كرایه نداده‏ام. هارون عازم حج است، براى سفر حج كرایه داده‏ام. بعلاوه خودم همراه کاروان نخواهم رفت. بعضى از كسان و غلامان خود را همراه مى‏فرستم.

- صفوان! یك چیز از تو سؤال مى‏كنم.

- بفرمایید یا ابن رسول الله.

- تو شتران خود را به او كرایه داده‏اى كه آخر كار كرایه بگیرى. او شتران تو را خواهد برد و تو هم اجرت مقرر را از او طلبكار خواهى شد. این طور نیست؟

- چرا یا ابن رسول الله.

- آیا آن وقت تو دوست ندارى كه هارون لااقل این قدر زنده بماند كه طلب تو را بدهد؟

- چرا یابن رسول الله.

- هر كس به هر عنوان دوست داشته باشد ستمگران باقى بمانند جزء آنها محسوب خواهد شد، و معلوم است هر كس جزء ستمكاران محسوب گردد در آتش خواهد رفت.

بعد از این جریان بود كه صفوان تصمیم گرفت‏یكجا كاروان شتر را بفروشد، هر چند خودش حدس مى‏زد ممكن است این كار به قیمت جانش تمام شود. (1)

پى‏نوشت:

1) سفینة البحار، ج 2، ماده «ظلم‏»

كتاب: مجموعه آثار جلد 18 صفحه 366

نویسنده: استاد شهید مرتضى مطهرى

 HTTP://WWW.HAWZAH.NET 

 احادیث حج 

 روایات حج 

 آموزش مناسک حج 

 حج در قرآن و روایات 

 آداب و احکام حج تمتع 

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین