سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
وقتی انسان در زندگی با حوادث ناخوشایند روبرو می شود و آنها را مطابق میل خود نمی بیند همواره در مقابل آنها عکس العمل نشان می دهد شاید شایع ترین نوع عکس العمل در این لحظات ناخوشایند، خشم و عصبانیّتی باشد که آدمی از خود بروز می دهد.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

عصبانیت و راه درمان آن

عصبانی

وقتی انسان در زندگی با حوادث ناخوشایند روبرو می شود و آنها را مطابق میل خود نمی بیند همواره در مقابل آنها عکس العمل نشان می دهد شاید شایع ترین نوع عکس العمل در این لحظات ناخوشایند، خشم و عصبانیّتی باشد که آدمی از خود بروز می دهد.

در این لحظه ی خطر آفرین فشار قابل ملاحظه ای به سیستم عصبی انسان وارد می شود به گونه ای که مغز انسان شدیداً تحت تأثیر قرار گرفته و قدرت هرگونه فکر و اندیشه ای را از او سلب می نماید، طبیعی است که اثر این خشم درونی به ظاهر انسان نیز سرایت نموده و شکل ظاهری صورت را تغییر می دهد، اگر در همان حال آینه ای به دست او بدهند، از مشاهده ی چهره ی زشت و زننده ی خود بسیار متنفر می شود. شکی نیست که هیچ انسان عاقل و صاحب شعوری عصبانیّت را دوست ندارد، بلکه به شدّت از آن متنفّر بوده و همواره در آسمان قلب خود این آرزو را می پرواند که از شرّ این خصلت شیطانی نجات یافته و خود را از آثار زیانبار آن برهاند.

ما در این نوشتار در پی یافتن راه درمانی برای این بیماری مهلک روانی هستیم، با دقت در اطراف این موضوع و جستجو در میان روایات حیات بخش ائمّه ی معصومین (صلوات الله علیهم اجمعین) می توان این گونه نتیجه گرفت که راجع به این بیماری خطرناک دو نوع درمان مطرح است: 1- درمان موقّت. 2- درمان قطعی؛ که ما در ادامه به بیان آنها می پردازیم.

 

درمان موقّت

در این نوع از درمان باید به نکاتی که در ذیل مطرح می شود توجّه و آنها را به کار ببندیم:

1- تلقین آثار شوم خشم: قبل از آنکه شعله های آتش غضب، بر قلب و جان ما چیره و آن را احاطه نماید در آثار زیانبار آن بیندیشیم و مرتب آنها را به خود تلقین نماییم به این صورت که بگوییم غضب خرمن ایمان را به آتش کشیده و دنیا و آخرت انسان را به باد فنا می دهد، غضب دوستی ها را کم و دشمنی ها را زیاد می کند، غضب ما را در معرض آتش خشم خدا قرار می دهد، غضب عمر را کم و سلامتی انسان را به خطر می اندازد و...

این تلقین  های مثبت کم کم بر جان آدمی اثر گذاشته و دل را آرام می کند.

2- گفتن ذکر شریف «اعوذ بالله من الشیطان الرجیم»1: شکی نیست که آتش خشم را شیطان در قلب آدمی، روشن می سازد و اوست که بر افزایش آن پافشاری دارد و لذا برای ریشه کن شدن عصبانیّت باید شیطان را از خود دور نماییم که این ذکر شریف در این موضوع بهترین نقش را می تواند ایفاء نماید.

3- گفتن ذکر شریف «لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیم»:

در حدیثی وارد شده که ابلیس به حضرت موسی گفت: از خشم بپرهیز و زمانی که خشمگین شدی بگو (لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم) که در اثر آن خشم تو فرو می نشیند.2

4- فرستان صلوات بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) و آل پاک و مطهرش3: یکی دیگر از راههای درمان عصبانیّت فرستادن ذکر شریف صلوات است که امید است مؤمنین با این ذکر زیبا و دلنشین بتوانند آتش خشم را فرو نشانده و آسمان دل خود را با آن بهاری نمایند.

حب نفس ریشه ی بسیاری از صفات زشت و ناپسند در انسان است، و در واقع چون بذری مسموم می باشد که در زمین قلب آدمی کاشته شده و محصولی ندارد جزء میوه ی تلخ مال دوستی، جاه طلبی، تکبر و غرور و ...

5- سجده کردن: یکی دیگر از درمان های مؤثر در جهت کنترل عصبانیّت آن است که به هنگام عصبانیّت، صورت را بر زمین گذاشته و به درگاه خداوند بی همتا سجده نماید و از آن قدرت بی مثال برای فروکش کردن این آتش شیطانی یاری بجوید.

ابو سعید خدری از پیامبر عزیز اسلام (صلی الله علیه و آله) نقل می کند که حضرت فرمود: غضب جرقه ای است که در قلب انسان قرار می گیرد، آیا نمی بینید که چشمان او سرخ و رگ های او متورّم می شود. کسی که چنین حالتی در خود مشاهده کرد، صورتش را بر زمین گذارد (و برای خدا سجده نماید) به یقین هرکس چنین کند و به درگاه خدا پناه برد و از او رفع شیطان و خشم را بخواهد، آرامش می یابد.4

مردی عصبانی

6- تغییر حالت دادن: در روایات دلنشین معصومین (صلوات الله علیهم اجمعین) وارد شده که اگر شخص عصبانی نشسته، بایستد و اگر ایستاده بنشیند و صورت از آن صحنه برگرداند یا دراز بکشد و یا از محل دور شود و خود را به کار دیگری مشغول سازد. این تغییر حالت در فرونشاندن آتش خشم بسیار مؤثر و مفید است.

اینک به یک نمونه از این روایات حیات بخش اشاره می کنم:

امام صادق (علیه السلام) از پدر بزرگوارش امام باقر (علیه السلام) روایت می کند که در نزد ایشان درباره ی خشم سخن به میان آمد و ایشان فرمود: همانا مرد خشمگین می شود تا جایی که هرگز خشم او فرو نمی نشیند و خشنود نمی گردد و در اثر آن وارد جهنّم می گردد، پس هر مردی که در حال ایستاده به خشم آمده بنشیند، زیرا در این صورت به زودی پلیدی شیطان بیرون می رود و اگر نشسته باید بایستد.5

7- تماس بدنی از طریق لمس: این نوع از درمان مربوط به خویشاوندان محرمی است که انسان نسبت به آنها خشمگین شده است، در این روش آمده که بر بدن شخصی که شما از او خشمگینید دست بزنید و بدن او را لمس نمایید که از این طریق خشم شما فروکش می نماید و آرام می گیرید. ششمین امام همام امام صادق (علیه السلام) در این باره به زیبایی می فرماید: هر مردی که بر خویشاوند خود خشم گرفت، باید به سوی او رود و به او نزدیک شود و با او تماس گیرد، زیرا خویشاوند هنگامی که خویشاوند خود را لمس کند آرامش می یابد.6

8- وضوء گرفتن و غسل کردن: شستن دست و صورت و رساندن آب بر بدن در خاموش نمودن آتش خشم موثر است که در این میان وضوء گرفتن و غسل کردن نقش مؤثّرتری دارد که در شستشوی عادی چنین تأثیری وجود ندارد.

در روایتی زیبا و دلنشین از پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) وارد شده که حضرت فرمود: (اذا غضب احدکم فلیتوضا و الیغتسل فان الغضب من النار)7. هنگامی که یکی از شما خشمگین شد پس وضوء بگیرد و غسل کند، زیرا غضب از آتش است.

این دستور مشکل گشا از پیامبر عزیز اسلام (صلی الله علیه و آله) بدین جهت است که خشم آتشی است که از درون انسان بر می خیزد و آثارش در ظاهر انسان نمایان می شود به گونه ای که کمتر عضوی از اعضاء بدن است که تحت تأثیر آن واقع نشود و لذا حرارت این آتش اعضاء بدن را فرا گرفته و آنها را می آزارد. طبیعی است که بهترین چیزی که می تواند حرارت ایجاد شده را پایین آورده و به انسان آرامش بخشد، آب است.

عدّه ای در اثر جهل و نادانی عصبانیّت را جوانمردی و شجاعت و بزرگی می دانند و از خشم و غضبی که از خود به نمایش می گذارند تعریف و تمجید می نمایند و همیشه سعی در حفظ این حالت حیوانی دارند در حالی که میان این دو تفاوت اساسی وجود دارد. غضب نشانه ضعف ایمان و عقیده است بر خلاف شجاعت که نشانه ی قوّت ایمان و عقیده است

درمان قطعی

این نوع از درمان بستگی به شناخت اسبابی دارد که قوه ی غضب را تحریک می کند که از طریق شناسایی این اسباب می توان آنها را ریشه کن و برای همیشه این آتش برخاسته از جان را خاموش نمود. که ما در ادامه به ذکر این اسباب می پردازیم:

من عصبانی ام، می فهمی ؟

1- حب نفس (خود پسندی): حب نفس ریشه ی بسیاری از صفات زشت و ناپسند در انسان است، و در واقع چون بذری مسموم می باشد که در زمین قلب آدمی کاشته شده و محصولی ندارد جزء میوه ی تلخ مال دوستی، جاه طلبی، تکبر و غرور و ...

انسان خود پسند، بیماری است سرطانی، که غدّه ی مهلک حب نفس را در کالبد وجودش به همراه دارد، او هرچه سریعتر باید نسبت به ریشه کن نمایی آن اقدام نماید در غیر این صورت سرطان تمام وجودش را گرفته و در نهایت به هلاکت روح ایمانی او می انجامد. چنین انسانی به شدّت برای مقام و منزلت پوشالی و ساختگی خود ارزش قائل است و لذا طبیعی که برای مال و ثروت و علم و مقام نیز به همین اندازه ارزش قائل باشد، زیرا او مقام و منزلت و بزرگی خود را مرهون همین امور می داند و لذا اگر موقعیّت امور یاد شده به خطر بیفتد با جان و دل و با تمام قوا از آنها دفاع می نماید و به هنگام دفاع به طور غریزی و قهری، قوّه ی غضبش شروع به فعالیت نموده و او را تبدیل به یک فرد خشمگین و عصبانی می نماید.

بنابراین بر هر مؤمن خداباوری لازم و ضروری است که به منظور حفظ ایمان و رهایی از آثار ویرانگر خشم، برای همیشه پای بر روی خواسته ی دل نهاده و حبّ نفس را از خانه ی قلب خویش بیرون نماید.

2- تلقّی نمودن عصبانیّت به عنوان شجاعت: عدّه ای در اثر جهل و نادانی عصبانیّت را جوانمردی و شجاعت و بزرگی می دانند و از خشم و غضبی که از خود به نمایش می گذارند تعریف و تمجید می نمایند و همیشه سعی در حفظ این حالت حیوانی دارند در حالی که میان این دو تفاوت اساسی وجود دارد. غضب نشانه ضعف ایمان و عقیده است بر خلاف شجاعت که نشانه ی قوّت ایمان و عقیده است، غضب از صفات بسیار زشت شیطانی است که انسان را از درجه ی انسانیّت ساقط و او را در زمره ی حیوانات وحشی و درّنده قرار می دهد، در حالی که شجاعت از صفات پسندیده بوده و آدمی را به درجه ی والای انسانیّت می رساند. انسان غضبناک چون دیوانه ها، چراغ عقلش خاموش گشته و بدون ملاحظه ی عواقب کار، افعال زشت و غیر انسانی از او صادر می شود، در حالی که شخص شجاع کارهایش بر اساس عقل است و به هنگام غضب کاملا بر خود مسلّط بوده و به هیچ وجه از خود افعال زشت و ناپسند صادر نمی کند. امید است که خداوند توانا، ما بندگان سراپا نیاز را یاری نماید تا خود از شرّ این خصلت شیطانی برهانیم.

 

نوشته مهدی صفری – گروه دین و اندیشه تبیان


1- المحجه البیضاءِ، ج5، ص 307

2- مستدرک الوسائل، ج12، ص 15، باب وجوب ذکر الله عند الغضب

3- همان

4- المحجه البیضاء، ج 5 ص 308

5- وسائل الشیعه، کتاب جهاد النفس، حدیث 536

6- بحارالانوار، ج 70 ص 272

7- همان

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین