سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
امام حسین (علیه السلام)، سرور آزادگان جهان ، بعد از شهادت برادر بزرگوارش ، امام مجتبى (علیه السلام)، ‏حدود ده سـال بـا مـعـاویـه مـعـاصـر بـود. در ایـن مـدت ، سـیـاسـت آن حـضـرت (علیه السلام) در مـورد مسائل ‏فرهنگى ، سیاسى و اجتماعى همانند برادرش بود. و ق
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

علل سكوت امام حسین (علیه السلام) در عصر معاویه

امام حسین(ع)

تلاش هاى امام حسین (علیه السلام) جهت حفظ و احیاى اسلام

امام حسین (علیه السلام)، سرور آزادگان جهان ، بعد از شهادت برادر بزرگوارش ، امام مجتبى (علیه السلام)، ‏حدود ده سـال بـا مـعـاویـه مـعـاصـر بـود. در ایـن مـدت ، سـیـاسـت آن حـضـرت (علیه السلام) در مـورد مسائل ‏فرهنگى ، سیاسى و اجتماعى همانند برادرش بود. و قیام به شمشیر را در برابر مفاسد و جـنـایـات معاویه در ‏آن شرایط به مصلحت اسلام نمى دید. ولى عدم جنگ به معناى بى تفاوت بـودن نـسـبـت بـه جـریـانـات حـاكـم ‏نـبـود. چـه ایـنـكـه امـام حـسـیـن (علیه السلام) در ایـن مـدت بـا ارسـال نـامه هاى متعدد به معاویه بدعت ها و ‏انحراف هاى او را یادآورى مى كرد و مصرّاً از او مى خواست كه مرتكب این خلاف ها نشود. نامه هاى حضرت ‏‏(علیه السلام) به معاویه را قبلاً در بحث بدعت هاى مـعـاویـه نـقـل كـردیـم . و در این مدت امام حسین (علیه ‏السلام) جهت آگاهى بخشیدن به مردم و معرّفى چهره كـریـه امـوى هـا نیز تلاش مستمرّ داشت به عنوان ‏نمونه سخنرانى حضرت (علیه السلام) در مِنا را متذكر مى شویم .

امـام حـسـین (علیه السلام) در سخنرانى خود براى افراد متنفذ و دانشمندانى كه در (منا) گرد هم آمده بودند ‏ضـمـن اینكه آنها را مقصّر اصلى دانست كه زمینه را براى حكومت بنى امیّه فراهم كرده اند، خیانت هـاى ‏مـعـاویـه را یـادآورى نـمـود. امـام (علیه السلام) معاویه را دیكتاتورى خواند كه از ارزش هاى اسلامى فاصله ‏گرفته است . و فرمود:

‏(... جـریـان ادارى كـشـور و صـدور احـكام دادگاهى و تصویب برنامه هاى كشور باید به دست دانشمندان ‏روحانى كه امین حقوق الهى و داناى حلال و حرامند سپرده شود امّا اینك مقامتان را از شما بـاز گـرفته و ربوده ‏اند. اگر شما مردانى بودید كه بر شكنجه و ناراحتى شكیبا بودید و در راه خدا حاضر به تحمّل ناگوارى مى شدید ‏مقرّرات براى تصویب پیش شما آورده مى شد و بـه دسـت شـمـا صـادر مـى گـردیـد و مـرجـع كـارهـا بـودیـد. امـا ‏بـه سـتـمـكـاران مـجـال دادیـد ایـن مـقـام را از شما بستانند، و گذاشتید حكومتى كه قانوناً مقیّد به شرع است ‏به دلبـسـتـگـیـتـان بـه زنـدگـى گـریـزان دنیا. شما با این روحیه و رویّه ، توده ناتوان را به چـنگال این ستمگران ‏گرفتار كردید تا یكى برده وار سركوفته باشد و دیگرى بیچاره وار سرگرم تامین آب و نانش . حكّام خودسرانه در ‏منجلاب سلطنت غوطه ورند و با هوسبازى خویش نـنـگ و رسوایى به بار مى آورند، در هر شهر، سخنورى ‏مزدور بر منبر مى رود. خاك وطن زیر پـایـشـان پـراكنده و دستشان در آن گشاده است . مردم بنده ایشان اند و ‏ناتوان از دفاع خویش . حـاكـمـى دیـكـتاتور است و حاكمى دیگر كینه ورز و بدخواه و آن دیگرى كوبنده بیچارگان ، ‏و فـرمـانـروایـى مسلّط كه نه خدا را مى شناسد و نه روز جزا را شگفتا كه جامعه در تصرّف مرد دغلباز و ستمكار ‏است ...!)1

امـام حـسـیـن (علیه السلام) براى هدایت امّت اسلام و مخالفت با انحرافات حزب اموى تلاش مستمر داشت ‏اما ایـنـكـه چـرا حـضرت (علیه السلام) علناً وارد صحنه كارزار و نبرد با معاویه نشد و پس از مرگ وى قیام كرد ‏مطلبى است كه اجمالاً آن را بررسى مى كنیم .‏

عـامـل دیـگـرى كـه مـانـع قـیـام امـام حـسـیـن (علیه السلام) در دوران مـعاویه بود زرنگى و زیركى او درحلّ ‏مسائل سیاسى و اجتماعى و جایگاه دینى او در جامعه بود. مـعـاویـه بـا گـمـاشـتـن مـامـوران مـخـفـى تـمـام ‏حـركـات امـام حـسـیـن (علیه السلام) را بـا دقـّت كـنـتـرل مـى كـرد

علل سكوت امام حسین (علیه السلام) در عصر معاویه

‏ 1ـ شرایط سیاسى و اجتماعى عراق

امام حسین(علیه السلام)

یـكـى از عـلل عـدم قیام امام حسین (علیه السلام) در عصر معاویه ، اوضاع خاصّ سیاسى و اجتماعى حاكم بر ‏عـراق بـود. عـراق بـه عـنـوان مـركـز خـلافـت عـلى (علیه السلام) و پـایـگـاه طـرفـداران اهل بیت (علیه السلام) ‏همانند عصر امام حسن (علیه السلام) گرفتار دنیاطلبى و مرعوب قدرت اموى ها بود و آمادگى بـراى قـیـام و ‏انـقـلاب را نـداشـت . لذا امـام حـسـیـن (علیه السلام) انـقـلاب در دوران مـعـاویـه را چـیـدن میوه قبل از رسیدن ‏آن تلقّى مى كند و به كسانى كه بعد از شهادت امام مجتبى (علیه السلام) از او خواستند تا قیام ضدّ معاویه را ‏رهبرى نماید فرمود:

‏(... امـّا راى مـن ایـن اسـت كه امروز موقع انقلاب نیست ، مادامى كه معاویه زنده است سر جاى خود ‏بـنـشـیـنـیـد، در خـانـه هـا را بـه روى خـود بـبـنـدیـد و خـود را از مـوارد اتـّهـام دور سازید.)2

در این دوران ، شیعیان به رهبرى امام حسین (علیه السلام) در بازگو نمودن جنایت هاى معاویه و آماده كردن ‏زمینه هاى اجتماعى براى انقلاب همواره تلاش ‍مى كردند. چنانكه خبر حسین (علیه السلام) با دوستانش در ‏ایـن بـاره سـخـن گـفـت . لذا (مـروان بـن حـكـم ) احـتـمـال شـورش عـدّه اى از اهـل عـراق و رجـال ، نـزد ‏حـسین بن على رفت و آمد مى كنند. من این موضوع را تحقیق نمودم ، اطّلاع رسـیـد كـه حـسـیـن ، هـم اكنون ‏مصمّم به شورش و سرپیچى از اطاعت شماست نظر خود را در این باره ابلاغ كن .)3

 

‏2 ـ شخصیّت معاویه

عـامـل دیـگـرى كـه مـانـع قـیـام امـام حـسـیـن (علیه السلام) در دوران مـعاویه بود زرنگى و زیركى او درحلّ ‏مسائل سیاسى و اجتماعى و جایگاه دینى او در جامعه بود. مـعـاویـه بـا گـمـاشـتـن مـامـوران مـخـفـى تـمـام ‏حـركـات امـام حـسـیـن (علیه السلام) را بـا دقـّت كـنـتـرل مـى كـرد. اگـر حـضـرت (علیه السلام) در زمـان او ‏نـهـضـت خـود را آغـاز مـى كـرد بـه احـتـمـال قـوىّ قـبل از اینكه انقلاب او به جایى برسد و در جامعه مطرح شود ‏آن حضرت (علیه السلام) را بـه شـهـادت مـى رسـانـد چـنانكه امام حسن (علیه السلام) و مالك اشتر به طور ‏مرموز توسط معاویه به شهادت رسیدند.

و از سوى دیگر معاویه آدم ظاهرالصلاحى بود و هرگز علناً مرتكب خلاف نمى شد. و سعى مى كـرد بـه بـدعـت ‏هـا و جـنـایـت هـاى خـود رنـگ دیـنـى بـدهد. چنانكه او براى مخالفت با على (علیه السلام) قـتـل عـثـمـان را ‏بـهـانـه قـرار داد و در جـریـان حـكمیت موقعیت خود را به نام دین محكم ساخت. لذا هـرگـونـه مـبـارزه و جـنـگ ‏با معاویه نه تنها شكست نظامى در پى داشت بلكه شكست اجتماعى و معنوى را نیز نزد مردمى كه چهره ‏كریه معاویه را نمى شناختند به همراه داشت . بنابراین قیام به نفع اسلام و مسلمانان نبود.

‏ 3- قرارداد صلح 

مـانـع دیـگـرى كه در دوران معاویه براى قیام وجود داشت پیمان صلحى بود كه معاویه با امام حـسـن (علیه ‏السلام) بـسـتـه بـود. گـرچـه مـعـاویـه از روز نـخـسـت احـتـرامـى بـه صـلحـنـامـه قایل نبود امّا هر موقع لازم مى ‏دید از آن علیه اهل بیت (علیه السلام)بهره مى گرفت . بعنوان نمونه نامه مـعـاویـه بـه امـام حـسـیـن (علیه ‏السلام) را مى توان ذكر كرد. او وقتى متوجّه شد امام (علیه السلام) اقداماتى براى آمادگى مردم براى قیام بر ‏ضد حكومت مى نماید نوشت : (گزارش پاره اى از كارهاى تو به من رسیده است كه اگر صحّت داشته باشد، ‏من آنها را شایسته تو نمى دانم . سوگند به خدا هر كـس پـیـمـان و مـعـاهـده اى بـنـدد بـایـد بـه آن وفـا كـنـد، ‏مـخـصـوصاً شخص بزرگ و شریفى مثل تو، با خود باش و به عهد خود وفا كن . اگر با من مخالفت كنى ، با ‏مخالفت روبه رو مى شـوى و بنابراین قیام امام حسین (علیه السلام) در زمان معاویه ظاهراً نوعى مخالفت با ‏قرارداد صلح نیز به شمار مى رفت .

 

منبع: زمینه های قیام امام‎ ‎حسین(علیه السلام)؛ حسین عبدالمحمدی

تهیه و تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان


‏1-مـوسـوعـة كـلمـات الامـام الحـسـیـن (ع )، ص 276 بـه نقل از تحف العقول ، 168 و بحارالانوار، ج 100، ص 79.

‏2-اخبار الطوال ، ص 222.

‏3-اخبار الطوال ، ص 224.‏

 

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین