وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
، انفال یعنی هر ثروتی که بشر آن را با کار تحصیل نکرده و مفت و مجانی بدست او رسیده است مثل ثروتی که در طبیعت خود به خود می آید مانند جنگلها و منابع استفاده ای که در کوهستانهاست از مراتع و غیر آن. اینها مال خدا و پیغمبر است یعنی پیغمبر در زمان خودش و
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

خمس به چه تعلق می گیرد؟

پول

«منشأ اختلاف [بین شیعه و سنی] کلمه غَنِمتُم است... باید برویم سراغ کلمه غنمتم و ببینیم لغت عرب درباره این کلمه چه می گوید ... اگر سراغ لغت رفتیم و گفتند ... یک کلمه اعم است و اختصاص به غنائم دارالحرب ندارد، می گوییم حرف شیعه درست است.»(آشنایی با قرآن، ج 3 ، ص67)

«در قرآن این کلمه چگونه به کار رفته است؟... در قرآن آمده است: " فعنداللهِ مغانمُ کثیرةٌ" در نزد خدا مغنمهای بسیاری است. می خواهد به مردم بفهماند که فواید بسیاری که شما می خواهید از دنیا ببرید و چشم به آن دوخته اید نزد خداست. معلوم است که مقصود این نیست که غنائم دارالحرب نزد خداست، بلکه مقصود تفضلات زیاد است... پس ما می بینیم کلمه غنائم در قرآن در جایی استعمال شده که اختصاص به غنائم دارالحرب ندارد.» (همان، ص68)

«دوم حدیث نبوی که اهل تسنن هم روایت کرده اند و مخصوصاً در نهایه ابن اثیر هست... این حدیث بصورت ضرب المثل هم آمده: مَن له الغُنم علیه الغُرم ...در این حدیث معنی غُنم غنیمت دارالحرب نیست بلکه سود است.»(همان، ص 68)

اما لغت: در میان لغویین، ما یک لغوی را انتخاب می کنیم که عرب است ولی نه شیعه است و نه سنی و از این نظر بی طرف است، و او صاحب المنجد کتاب لغت می باشد که یک مسیحی لبنانی است ... می گوید مَن غَنِمَ مالاً یعنی کسی که مالی بلا بدل و مفت گیرش آمده. بعد می گوید: غنائم دارالحرب یکی از مصداقهای غُنم و غنیمت است نه اینکه منحصر به آن باشد... پس ما می بینیم آنچه که ائمه گفته اند با زبان و لغت وفق می دهد نه اینکه گفته باشند تعبداً این نظر را بپذیرید.»(همان، ص 69)

«ما که نمی گوییم این آیه غنیمت دارالحرب را شامل نمی شود تا شما [ها تسنن(بگویید) به آیات قبلش که مربوط به جنگ است] ارتباط ندارد... قرآن در اینجا خواسته است یک قاعد? کلی را بیان کند... نه اینکه فقط حکم غنیمت دارالحرب را بگوید.»(همان، ص 70)

انفال یعنی هر ثروتی که بشر آن را با کار تحصیل نکرده و مفت و مجانی بدست او رسیده است مثل ثروتی که در طبیعت خود به خود می آید مانند جنگلها و منابع استفاده ای که در کوهستانهاست از مراتع و غیر آن. اینها مال خدا و پیغمبر است یعنی پیغمبر در زمان خودش و امام در زمان خودش، به حکم اینکه حاکم مسلمین است اینها را صرف مصالح عمومی و در راه خدا می کند.

خمس به چند قسمت تقسیم می شود؟

«خود قرآن تصریح می کند که شش دسته اند. پس چرا اهل تسنن می گویند پنچ سهم می شود؟ آنها دلیلی می آورند که ما باید بررسی کنیم... از آن شش تا یکی خدا بود . می گوییم معنی ندارد که خدا سهمی ببرد... مگر خدا می خواهد مال مصرف کند؟! به پیغمبر بدهیم درست است زیرا بشر است و احتیاج دارد... می گوییم پس چرا ذکر شده؟ می گوید خدا تشریفاً ذکر شده… شیعه جواب می دهد: غنائم دارالحرب گاهی آنقدر زیاد است ... که یک فرد نمی تواند چگونه خرجشان کند... مثل جنگهای صدر اسلام... پس پیغمبر این همه را برای شخص خودش اختصاص داد؟!... پیغمبر که از همه مردم فقیرانه تر زندگی می کرد... تمام اینها در زمان پیغمبر، در زمان امام در اختیار ، و در نبود امام در اختیار نائب امام علیه السلام قرار می گیرد نه برای اینکه صرف شخص خودش بکند... بلکه به این عنوان می گیرد که صرف مصالح عالیه مسلمین بکند... و در اختیار ولی امر مسلمین هم هست.»(همان، ص 71 و 72)

حال چند قسمتش صرف مصالح عمومی بشود؟ شهید مطهری[ره] پاسخ داده اند:

«این سه سهم که به نام خدا و پیغمبر و امام است در واقع یعنی سهامی که باید صرف مصالح عمومی شود و اساساً این یک اصطلاحی است در قرآن که هر چیزی که راه خصوصی و فردی برای مصرف آن نباشد، راه مصرف آن را سبیل الله می نامد.»(همان، ص75)

پول

انفال چیست؟

«اهل تسنن می گویند انفال یعنی غنائم جنگی؛ آیه انفال هم مربوط به غنائم جنگی است... ائمه ما گفته اند انفال اختصاص به غنائم جنگی ندارد، انفال یعنی هر ثروتی که بشر آن را با کار تحصیل نکرده و مفت و مجانی بدست او رسیده است مثل ثروتی که در طبیعت خود به خود می آید مانند جنگلها و منابع استفاده ای که در کوهستانهاست از مراتع و غیر آن. اینها مال خدا و پیغمبر است یعنی پیغمبر در زمان خودش و امام در زمان خودش، به حکم اینکه حاکم مسلمین است اینها را صرف مصالح عمومی و در راه خدا می کند... ما به یک اصل و قانون دیگر پی می بریم. آنچه که در سر کوهها و شکم وادیها و جنگلها پیدا می شود جزء انفال است یعنی ملک شخص کسی نیست.»(همان، ص76)

آیا این یک نوع امتیاز نیست که اسلام برای فرزندان و خویشاوندان پیغمبر قائل شده و حال آنکه قوانین اسلام هیچ گونه امتیازی را نمی پذیرد. اصلاً چرا - مطابق فقه شیعه- حساب سادات را از غیر سادات جدا کرده اند؟

موارد دیگر خمس

«ائمه ما گفته اند اگر شما گنجی هم استخراج کنید در واقع ملک شخصی نیست، معادن هم... و حتی کسی که کار و کسب می کند، آن مقدار که کار کرده است و خرج و مصرف کرده ملک شخصی اش بوده، هر مقدار که در آمدِ زائد دارد، مثل این است که ملک شخصی اش نیست، ولیّ خدا و پیغمبر به فرد اجازه داده اند که در همه این موارد از چهار خمسش استفاده کند و یک خمس آن را به صاحب اصلی که خدا و پیغمبر است بدهد.»(همان، ص 77)

 

فلسف? سهم سادات

«آیا این یک نوع امتیاز نیست که اسلام برای فرزندان و خویشاوندان پیغمبر قائل شده و حال آنکه قوانین اسلام هیچ گونه امتیازی را نمی پذیرد. اصلاً چرا - مطابق فقه شیعه- حساب سادات را از غیر سادات جدا کرده اند؟ خمس را به هر سیدی نمی شود داد، به سیدی که شرایطی دارد از قبیل اینکه متجاهر به فسق نباشد و در راه فسق پول خرج نکند، علاوه بر اینها فقیر باشد ... پس تمام ساداتی که ثروتمند یا قدرتمندند به آنها هم نمی شود خمس داد. باقی می ماند یک عده سادات فقیر که تعدادشان کم است...[یک]سختگیری در مورد سادات هست و آن اینکه فقط به اندازه خرج سالش می تواند به او داد، نمی شود او را با پول خمس غنی کرد.[برخلاف زکات] بنابراین اینکه گفته اند خمس را برای سید قائل شدن امتیاز است، معلوم شد امتیاز نیست.

باقی می ماند یک سؤال دیگر و آن اینکه بسیار خوب امتیاز اقتصادی برای سادات نیست ولی چرا اسلام یک حساب مخصوصی برای سادات باز کرده ؟ ... یک امتیاز روحی، روانی یا بالاخره یک اختصاص که هست و آن اینکه سادات فقیر اختصاصاً باید تحت نظر پیغمبر یا امام یا نایب امام اداره  بشوند. زکات غیر سید به سید نمی رسد و اینها فقط از خمس می توانند استفاده کنند. این جدایی برای چیست؟ اسلام می خواهد سلسله نسب سادات این نژاد مشخص باقی بماند ... در نتیجه یک احساس روحی پیدا می شود ؛ می گوید من از اولاد پیغمبرم... این امر سبب می شود که طبقه ای از مردم عامل نژاد، محرکشان بشود به سوی اسلام، نه برای کسب یک امتیاز اقتصادی بلکه برای اینکه در راه اسلام فعالیت بیشتری بکنند... میان طبقات مختلفِ علماء ، حکماء و اُدبا، افرادی از پیغمبر نسب می برده اند، به نسبت از سایر افراد در راه اسلام فعالتر بوده اند.»(همان، ص78 تا ص 84)

 

  نوشته سید روح الله علوی - گروه دین و اندیشه تبیان

 

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین