سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
رئیس جمهور جدید امریکا، باراک اوباما، برای مذاکره بی قید و شرط اظهار تمایل کرد و دکتر محمود احمدی نژاد ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد، از هر گونه مذاکره در این زمینه استقبال می ‌کند. اما دولت آمریکا و تعامل آن با ایران تمام ادعاهای اوباما جهت ب
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

چشم انداز سی سال روابط ایران و آمریکا
ایران وآمریکا

بخش سیاسی_شاید پس از  قطع رابطه ایران و امریکا در اوایل دهه 80 "باراک اوباما" اولین رئیس جمهور یا مقام آمریکایی بود که از بر قراری مجدد روابط میان آمریکا و ایجاد افق های واقعی برای تغییرات بنیادین میان این دو کشور سخن گفته باشد.

رئیس جمهور جدید امریکا، باراک اوباما، برای مذاکره بی قید و شرط اظهار تمایل کرد و دکتر محمود احمدی نژاد ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد، از هر گونه مذاکره در این زمینه استقبال می ‌کند. اما دولت آمریکا و تعامل آن با ایران تمام ادعاهای اوباما جهت برقراری این رابطه را زیر سوال می برد.

این گزیده دیدگاه‌ ها و نظر تحلیل گران و مقامات ایرانی است که هنگام سوال پیرامون چشم انداز روابط ایران و آمریکا از آن سخن می ‌گویند، اما واقعا چه چشم اندازی پیش روی این روابط وجود دارد؟

در یک کلام باید گفت، هرچند عادی سازی کامل روابط میان آمریکا و ایران در حال حاضر به دلایلی که خواهد آمد، میسر نیست، اما فرصت و امكانی برای ایجاد دیدگاه های واقع بینانه وجود دارد و همین امر می‌ تواند، احتمال مواجهه و برخورد میان دو کشور را به حداقل رساند و عرصه هایی از منافع را میان دو طرف گسترش دهد، بویژه برای دولت اوباما که به عینه شاهد تقویت موقعیت ایران و اثبات ضعف و نقایص سیاست حذف و انزوای ایران است که فی الواقع بخشی از میراث برجای مانده از دولت بوش برای دولت فعلی در آمریكا بشمار می ‌آید، به ویژه آن که استراتژیست‌های کاخ سفید نیز همواره به اوباما گوشزد می‌ کنند که او می تواند از همکاری با ایران در میدان منازعه خاورمیانه، یعنی عراق و افغانستان، بسیار بهره مند و از خصومت با ایران بیشتر متضرر شود. این استراتژیست ها هم چنین به اوباما یاد آوری کرده اند که سال های متمادی تحریم، فشار و تهدیدهای بین المللی، جریان غنی سازی را نتوانسته در ایران کند کند و تاثیری منفی بر پیشرفت های هسته ای ایران بگذارد، بنابراین این تحریم ها و فشارها نه تنها نتوانسته ایران را درهم بشکند، بلکه نفوذ آن را در افکار عمومی دنیا افزایش داده است، به همین دلیل این استراتژیست‌ها نتیجه می‌گیرند، سیاست انزوای ایران نه فقط شکست خورده، بلکه نتایج کاملاً معكوسی نیز درپی داشته است.

تلاش برای جلوگیری از دستیابی ایران به دانش و فناوری هسته‌ای

در سال های اخیر اتخاذ اقداماتی جهت جلوگیری از دستیابی ایران به دانش صلح آمیز هسته‌ای یکی از سیاست‌های خصمانه و مداخله جویانه ثابت امریکا علیه کشورمان بوده است. در این راستا امریکا جنگ روانی گسترده‌ای را در سطح جهان به راه انداخته است تا نشان دهد، برنامه هسته‌ای ایران ماهیتی غیر صلح آمیز داشته و نظامی است. امریکا در راستای تامین هدف خود مبنی بر جلوگیری از تحقق حقوق هسته‌ای ایران از مبادرت به تهدیدات نظامی نیز ابایی نداشته است. امریکا همچین فشارهای زیادی را به آژانس بین‌ المللی انرژی اتمی و اعضای آن وارد ساخته تا ایران را از پیگیری حقوق خود در این زمینه منصرف نمایند. واشنگتن در چارچوب اقدامات خصمانه خود در حرکتی سیاسی زمینه های ارجاع پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت سازمان ملل را نیز فراهم کرد.

راه اندازی جنگ ژئوپلتیک بر ضد ایران

منظور از را ه اندازی جنگ ژئوپلتیک علیه ایران مبادرت به مجموعه اقداماتی است که از طرف آمریکا با هدف محروم ساختن ایران از مزایای ناشی از موقعیت ژئوپلتیک کشورمان در منطقه صورت می‌گیرد. البته تلاش برای انزوای منطقه‌ای و بین المللی جمهوری اسلامی ایران از همان ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی به عنوان یک دستورالعمل اصلی در راهبرد کلان آمریکا نسبت به ایران وجود داشته است، اما این قبیل تلاش‌ها بویژه پس از شکل گیری ترتیبات ژئوپلتیک جدید در منطقه و نظام بین‌الملل که پس از فروپاشی شوروی صورت گرفت، ابعاد گسترده‌ تری پیدا کرد. تغییرات حادث در نظام بین الملل ارزش موقعیت ژئوپلتیکی ایران را دو چندان کرد و همسایگی با دو منطقه حساس آسیای مرکزی و قفقاز که جمهوری‌های واقع در آن به تازگی از سیطره کمونیسم رهایی یافته بودند، محرکی موثر در تقویت این روند بود. موقعیت ممتاز ایران آنگاه ارتقاء بیشتری پیدا کرد که اخبار متعددی در مورد وجود ذخائر غنی انرژی و مشخصاً نفت و گاز در حوزه خزر منتشر شد. از این پس بحث استخراج نفت و گاز این منطقه و انتقال آن به بازارهای جهانی در سطحی گسترده مطرح شد. به اعتقاد همه کارشناسان، جمهوری اسلامی ایران در میان کشورهای منطقه بهترین موقعیت را برای تبدیل شدن به مسیر اصلی انتقال انرژی خزر به بازارهای جهانی دارا بود. این ادعا از منطقی سه رکنی برخوردار است مبنی بر اینکه ایران کوتاهترین، امن‌ترین و اقتصادی ترین مسیر ترانزیت انرژی حوزه خزر محسوب می‌شود.

امریکا در برخی انتخابات از جمله انتخابات مجلس هفتم و هشتم صراحتاً سلامت انتخابات را زیر سوال برده و آنها را انتخاباتی ناعادلانه خوانده است

درست به همین دلیل تلاش سیاسی و سازمان یافته ای از سوی امریکا برای ممانعت از دستیابی ایران به چنین موقعیتی به انجام رسید.

اختصاص بودجه برای براندازی جمهوری اسلامی ایران

ایران وآمریکا

یکی از اقداماتی که ایالت متحده امریکا در راستای تضعیف و نهایتا ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی ایران به انجام رساند، اختصاص بودجه جهت مقابله با نظام بوده است. به عنوان مثال در چهاردهم فوریه سال 2006 (25 بهمن 1384) "کاندولیزا رایس" وزیر امور خارجه وقت امریکا به کمیته روابط خارجی کنگره این کشور رفت و درخواست 75 میلیون دلار برای بهبود وضعیت آزادی و حقوق بشر در داخل ایران را ارائه داد.

لازم به ذکر است که این سومین سالی بود که برای چنین امری پول درخواست می شد. اما در دو سال قبل از آن به ترتیب تنها حدود 2 و سپس 11 میلیون دلار درخواست شده بود که ظاهرا بیشتر برای تلویزیون فارسی صدای امریکا و رادیو فردا هزینه شده بود که هر دو در راستای براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران فعالیت می کنند.

اما پس از اینکه امریکا بودجه 75 میلیون دلاری را به بهانه گسترش دموکراسی در ایران اختصاص داد دامنه اقدامات خرابکارانه و براندازانه نیز گسترش پیدا کرد و طیف بیشتری از نیروهای برانداز مشمول کمک‌های امریکا شدند. اختصاص چنین بودجه ای یکی از مصادیق بارز دخالت‌های امریکا در امور ایران بود.

در تازه ترین نوع از این اقدامات کمیته ‌نیروهای مسلح مجلس نمایندگان آمریکا در لایحه بودجه سال 2010  پنتاگون برای نفوذ در ایران، مقابله با فیلترینگ سایت‌های ضد ایرانی، تحریک قربانیان سانسور در ایران، آموزش الکترونیکی ایرانیان مخالف نظام برای براندازی نرم و شبکه سازی اینترنتی برای معترضان بعد از انتخابات ریاست جمهوری، ارائه آموزش‌های لازم رسانه‌ای و کامپیوتری برای راه اندازی سایت‌ها جهت اطلاع رسانی، بودجه 55 ملیون دلاری را تصویب کرد و این لایحه را "قانون قربانیان سانسور در ایران" نام نهاد .

هم چنین به منظور گسترش ارتباط ایرانیان با شبکه‌های فارسی زبان خارج از کشور مبلغ 15 میلیون دلار به پخش اطلاعات از طریق رادیو، تلویزیون، اینترنت، موبایل، خدمات پیام کوتاه و سایر وسایل ارتباط جمعی اختصاص یافت که در قالب بودجه 55 میلیون دلاری پنتاگون برای جنگ نرم در ایران قرار می‌گیرد.

همچنین کمیته نیروهای مسلح مجلس نمایندگان آمریکا علاوه بر بودجه‌هایی که در این زمینه اختصاص داده، در بخش دوم این بند تصویب کرده است که مبلغ 15 میلیون دلار برای ایجاد ظرفیت بیشتر برای ارسال رادیو فردا و شبکه خبر فارسی (VOA) به منظور مقابله با پارازیت ها و از طریق ارسال امواج کوتاه و متوسط اضافی، ماهواره و مکانیسم های اینترنتی، ایجاد ظرفیت بیشتر برای سرور پروکسی (فیلترشکن) و نرم افزار ضد سانسور به منظور مقابله با مسدود ساختن وب سایت رادیو فردا و شبکه خبر فارسی و ایجاد ظرفیت‌های لازم به منظور مقابله با تلاش برای قطع سیستم ارسال پیام کوتاه از طریق موبایل اختصاص یافته است.

نوع دیگری از دخالت‌های آمریکا در امور ایران در بحث انتخابات مربوط به موضع گیری‌های این کشور در قبال کیفیت و سلامت انتخابات کشورمان می شود.آمریکا در برخی انتخابات از جمله انتخابات مجلس هفتم و هشتم صراحتاً سلامت انتخابات را زیر سوال برده و آنها را انتخاباتی ناعادلانه خوانده است

دخالت امریکا در انتخابات ایران

امریکا در مقاطع مختلف در خصوص مسایل و موضوعاتی که در زمره امور داخلی کشورمان محسوب شده و به موجب هنجارهای بین‌ المللی کشوری حق دخالت در آن را ندارد به اتخاذ سیاست‌های مداخله آمیز روی آورده است. در این زمینه می توان به سیاست‌های واشنگتن در خصوص موضوعاتی نظیر برگزاری انتخابات در کشورمان اشاره کرد. در چندین انتخاباتی که بویژه در ساهای اخیر در کشورمان برگزار شده است شاهد سمت گیری مستقیم و غیر مستقیم آمریکا در حمایت از یک جریان یا جناح خاص بوده‌ایم. این در حالیست که رقابت سیاسی میان گروه‌های مختلف سیاسی که اوج آن در کارزارهایی نظیر انتخابات صورت می‌گیرد، یک امر طبیعی و مطابق با اصول دموکراسی است و این امر نباید محملی برای دخالت در مسایل داخلی یک کشور از سوی دولت‌های خارجی باشد. با اینحال ورود به رقابت‌های انتخاباتی در ایران از سوی امریکا در شکل حمایت از یک گروه و تخریب یک گروه دیگر به الگوی ثابتی از مداخلات امریکا در قبال کشورمان تبدیل شده است.

نوع دیگری از دخالت‌های آمریکا در امور ایران در بحث انتخابات مربوط به موضع گیری‌های این کشور در قبال کیفیت و سلامت انتخابات کشورمان می شود.آمریکا در برخی انتخابات از جمله انتخابات مجلس هفتم و هشتم صراحتاً سلامت انتخابات را زیر سوال برده و آنها را انتخاباتی ناعادلانه خوانده است. به عنوان مثال تام کیسی سخنگوی وقت وزارت امور خارجه آمریکا پس از برگزاری انتخابات مجلس هشتم در سال 1386 این انتخابات را غیرآزاد و غیر منصفانه خواند و از روند برگزاری اتنتخابات انتقاد کرد. در انتخابات اخیر ریاست جمهوری ایران نیز آمریکا همچون برخی کشورهای اروپایی از اتخاذ مواضعی که در حمایت از معترضان به انتخابات صورت گرفته بود، غافل نماند.

در بسیاری از مسایل داخلی ایران نظیر وقایع کوی دانشگاه که مسئله ای کاملا داخلی محسوب می‌شد، نیز دولتمردان وقت آمریکا اظهارات مداخله آمیز مکرری داشته‌اند. آنها بی اعتنا به قاعده حقوقی حاکمیت کشورها به موضعگیری در قبال چنین موضوعاتی می پرداختند.

یکی دیگر از وجوه دخالت آمریکا در امور داخلی ایران به موضعگیری این کشور نسبت به موقعیت و کارکرد برخی نهادها و سازمانهای کشورمان مربوط می شود. آمریکا در مناسبت های مختلف از نهادهایی مانند شورای نگهبان به عنوان نهادهایی ضد مردم سالاری یاد کرده و از این طریق تلاش کرده است تا شاکله کلی حاکمیت در نظام جمهوری اسلامی ایران را غیر دمکراتیک معرفی نماید. این قبیل موضع گیری ها نیز از دیگر مصادیق دخالت های آمریکا در امور داخلی ایران محسوب می شود.

قبس زعفرانی

گروه جامعه و ارتباطات

تنظیم:سمیه حدادی

مطالب مرتبط:

تشیع در آمریکای امروز

دین و حكومت در آمریكا

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین