وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
مباحثی درباره ذکر خدا، از کلام آیت الله العظمی بهجت (ره) (قسمت اول)
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

همیشه با یاد او

مباحثی درباره ذکر خدا، از کلام آیت الله العظمی بهجت (ره)

(قسمت اول)

آیت الله بهجت

بسم الله الرحمن الرحیم

 

وَ مَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِى فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنكاً وَ نحَْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَمَةِ أَعْمَى‏* قَالَ رَبّ‏ِ لِمَ حَشَرْتَنىِ أَعْمَى‏ وَ قَدْ كُنتُ بَصِیرًا*

قَالَ كَذَالِكَ أَتَتْكَ ءَایَاتُنَا فَنَسِیتهََا  وَ كَذَالِكَ الْیَوْمَ تُنسىَ‏ (1)؛ و هر كس از یاد من دل بگرداند، در حقیقت، زندگىِ تنگی خواهد داشت، و روز رستاخیز او را نابینا محشور مى‏كنیم.* مى‏گوید: «پروردگارا، چرا مرا نابینا محشور كردى با آنكه بینا بودم؟»* مى‏فرماید: «همان طور كه نشانه‏هاى ما بر تو آمد و آن را به فراموشى سپردى، امروز همان گونه فراموش مى‏شوى.»

 

ذکر الله حدی ندارد

طبق کلمات آیت الله العظمی بهجت، ذکر خدا عمل خیری است که حدّی ندارد؛ بر خلاف سایر اعمال خیر که اگر بیش از حدّ انجام شود، مطلوب نیست. ایشان در بیان مفصّلی میفرمایند: (2)

هر عمل خیری، حدّی از آن مطلوب است که اگر از آن حدّ گذشت، ضدّش حاصل میشود؛ یعنی اگر انسان پائینتر از حدّ مطلوب انجام داد قاصر و یا مقصّر است و اگر بالاتر از حدّ مطلوب بود، به صعوبت مبتلا میشود؛ تا اینکه به حدّی میرسد که غیر ممکن و غیر مقدور بشر میگردد. مانند نماز که بدن انسان طاقت زیاد خواندن را ندارد، و یا مزاحم خیراتی است که به سبب نماز از انسان فوت میشوند، به گونهای که دیگر انسان نمیتواند آنها را مثل گذشته انجام دهد. سایر خیرات و طاعات نیز اینگونه است، به جز ذکر الله چنان که در روایت دارد که حدّی برای آن نیست.

 

کلام بالای این مرد خدا، یاد آور روایتی است که از صادق آل محمد صلوات الله علیهم به ما رسیده است که: مَا مِنْ شَیْ‏ءٍ إِلَّا وَ لَهُ حَدٌّ یَنْتَهِی إِلَیْهِ إِلَّا الذِّكْرَ فَلَیْسَ لَهُ حَدٌّ یَنْتَهِی إِلَیْه؛ فَرَضَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْفَرَائِضَ فَمَنْ أَدَّاهُنَّ فَهُوَ حَدُّهُنَّ وَ شَهْرَ رَمَضَانَ فَمَنْ صَامَهُ فَهُوَ حَدُّهُ وَ الْحَجَّ فَمَنْ حَجَّ فَهُوَ حَدُّهُ إِلَّا الذِّكْرَ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ یَرْضَ مِنْهُ بِالْقَلِیلِ وَ لَمْ یَجْعَلْ لَهُ حَدّاً یَنْتَهِی إِلَیْهِ ثُمَّ تَلَا هَذِهِ الْآیَةَ: یا أَیُّهَا الَّذِینَ‏آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثِیراً وَ سَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصِیلًا... (3)

روایت فوق روایتی طولانی است که ادامه آن را هرچند مرتبط به همین مطلب است، ذکر نکردیم.

 

مرحوم آیت الله العظمی بهجت در ادامه کلام بالا، در توضیح این مطلب که «ذکر خدا حدّی ندارد»، ذکر الله را شامل ذکر قلبی، زبانی و بدنی میدانند، زیرا انجام تکالیف شرعی، نیز ذکر الله است. ایشان میفرمایند: (4)

«البته مقصود ذکر لسانی نیست؛ زیرا در اثر آن نیز اعضاء و جوارح انسان به ملالت و ضعف و عجز و سستی دچار میشوند، بلکه ذکر الله که حدّی ندارد، اعمّ از ذکر قلبی و لسانی، بلکه اعم از ذکر بدنی است؛ چون تمام طاعات و همه آنچه که مرضیّ خداست، ذکر الله است و اینگونه ذکر با همه طاعات جمع و با هر نوع طاعت پیاده میشود، نظیر قضای حوائج، ادای واجبات، بلکه به جا آوردن مستحبات، که نزد اهلش ذکرالله است، بلکه ترک مکروهات و محرّمات هم ذکرالله است. در آن روایت از امام صادق علیه السلام آمده است که مِنْ أَشَدِّ مَا فَرَضَ اللَّهُ عَلَى خَلْقِهِ ذِكْرُ اللَّهِ كَثِیراً ثُمَّ قَالَ لَا أَعْنِی سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ وَ إِنْ كَانَ مِنْهُ وَ لَكِنْ ذِكْرَ اللَّهِ عِنْدَ مَا أَحَلَّ وَ حَرَّمَ فَإِنْ كَانَ طَاعَةً عَمِلَ بِهَا وَ إِنْ كَانَ مَعْصِیَةً تَرَكَهَا (5)؛ از سختترین چیزهایی که خداوند بر خلق واجب نموده ذکر بسیار خداوند است. سپس فرمود: مقصودم سبحان الله و الحمد لله و لاالهالاالله و الله اکبر نیست، هرچند اینها نیز از یاد خداست؛ بلکه منظورم یاد خدا هنگام حلال و حرام اوست...

یعنی ذکر قلبی محض. آیا واقعا «سبحان الله» است؟ و «أشدّ تذکیرا » (6) است؟»

 

شبیه مضمون روایت فوق که آیت الله العظمی بهجت نقل کردند، روایت دیگری هم از امام صادق علیه السلام داریم که: مَا ابْتُلِیَ الْمُؤْمِنُ بِشَیْ‏ءٍ أَشَدَّ مِنَ الْمُوَاسَاةِ فِی ذَاتِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الْإِنْصَافُ مِنْ نَفْسِهِ وَ ذِكْرُ اللَّهِ كَثِیراً ثُمَّ قَالَ أَمَا إِنِّی لَا أَقُولُ سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَكِنْ ذِكْرُهُ عِنْدَ مَا حَرَّمَ (7)

 

آیت الله العظمی بهجت، سپس به عنوان نمونهای از ذکر الله به داستان حضرت یوسف علیه السلام استناد کردند که در آن لحظهای که کار گذشته بود، خدا او را حفظ کرد. ایشان میفرمایند:

«و یا این گفتارحضرت یوسف علیه السلام که: قَالَ مَعَاذَ اللَّهِ  إِنَّهُ رَبىّ‏ِ أَحْسَنَ مَثْوَاىَ  إِنَّهُ لَا یُفْلِحُ الظَّالِمُونَ (8)

بسم الله بفرمایید، کار گذشته بود که قرآن میفرماید: وَ هَمَّ بهَِا لَوْلا أَن رَّءَا بُرْهَانَ رَبِّهِ (9) آیا همه اش به اختیار او بود یا خدا حفظ کرد؟ چه کار کرد؟ آیا کاری کرد جز اینکه برهان ربّ را دید؟ البته قطعا هزارها کار پیش از آن انجام داده بود تا اسباب برهان ربّ را در اوقات خلوت تحصیل کرده بود، که در آن موقعیت حساس برهان ربّ را دید.»

 

رؤیت اغیار مانع از ذکر خداست،

اما کسانی هستند که یادشان یاد خداست

آیت الله العظمی بهجت میفرمایند: (10)

«روایت عجیبی –به گمانم در کتاب غرر الحکم- آمده است که از آن استفاده میشود: انسان غافل از ذکر، به یاد عمرو و بکر است. (11)

پس منظور از اغیار که مانع از ذکر خداست، همین آدمهای خوب هستند.

البته عدّهای هستند که ذکر آنها ذکرالله است، بلکه شرطیّت دارد و یزیدُُ الذاکرَ تنویراً (12).

آیا ممکن است مقصود از «یذکّرکم اللهَ رؤْیتُه» (13) «رؤیةُ الناسی لله» (14) که مقابل ذکر خدا است باشد؟ خیر. فَقَهْراً رُؤیتُه و ذِکرُهُ یَزیدُ فی ذِکرِ الله، فَالذاکرُ لله مذکِّرٌ رُؤیَتُهُ، لا النّاسی له تعالی» (15)

 

در محضر بهجت - قسمت سوم
همنشینی با خدا 

کلام مشهوری از آیت الحق، محمدتقی بهجت رحمه الله:

 

گفتم كه الف، گفت دگر؟ گفتمهیچ

 درخانه اگر كس است، یك حرف بس است

بارها گفته ام و بار دگر مى گویم:

«كسى كه بداند هر كه خدا را یاد كند، خدا همنشین اوست، احتیاج به هیچ وعظى ندارد؛ مى داند چه باید بكند و چه باید نكند؛ مى داند كه آنچه را كه مى داند، باید انجام دهد، و در آنچه كه نمى داند، باید احتیاط كند.» (16)

 

 

وَ زْ یاد او چنان شدم كه او شدم

درباره اثرات فوق العاده ذکر خدا، آیت الله العظمی بهجت با استناد به آیاتی از قرآن میفرمایند:

در «ذِكْرُ اللّه» و یاد خدا، اهلش مى دانند كه چه اتّفاقى مىافتد! همین قدر خودش، خودش مىشود، «و ز یاد او چنان شدم كه او شدم» چنان كه خداوند سبحان مى  فرماید: «كُلُّ شَىْ ءٍ هَالِكٌ إِلاَّ وَجْههُ»(17) و نیز مىفرماید: «فَلاَ تَعْلَمُ نَفْسٌ مَّآ أُخْفِىَ لَهُم مِّن قُرَّةِ أَعْیُنٍ» (18) و آیهى شریفه ى «أَلاَ بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَـلـئِنُّ الْقُلُوبُ» (19)؛ به حسب حصرِ مستفاد از تقدیم ما حَقُّهُ التَّأخیرُ، سبب اطمینان و آرامش دل  ها را منحصراً ذكرُ اللّه  مى داند، و از میان اسماء هم خصوص «اللّه» ذكر شده است. عجب آیهاى است كه جامعیّت و مانعیّت دارد!

بنابراین، آیا ما كه آرامش نداریم، مىتوانیم بگوییم ذاكریم؟!

 

در ادامه بیان فوق، آیت الله العظمی بهجت، ادّعای خطا و اشتباه بودن تمام مشاهدات علما و بزرگان و... را مانند این میدانند که به عاقلی نسبت دهیم که به جاى حمّام، لباس هاى خود را در مسجد بیرون بیآورد؟! و... ایشان میفرمایند:

«آیا مى شود تمام بزرگان و علما در دعوى این گونه مطالب اشتباه كرده باشند؟! آیا در امور تكوینیه این همه اشتباه از عقلا ممكن است؟! آیا ممكن است عاقلى به جاى حمّام، لباس هاى خود را در مسجد بیرون بیآورد؟ و یا در حمّام، به جاى مسجد به نماز بایستد؟! و به ماست بگوید چه فسنجان خوبى؟! یا به فسنجان بگوید چه ماست شیرینى؟! آیا ممكن است چنین اشتباهاتى در امور تكوینیّه از عقلا صادر شود؟

 اگر ممكن نیست، پس مشاهدات و حالاتى كه آنها از مراتب شهود و معرفت ادّعا مى كنند نیز خطأ و اشتباه نیست، بلكه واقعیت دارد، و ما كه از حالات و مشاهدات آنها محرومیم نباید منكر آنها باشیم.» (20)

 

پی نوشت ها:

(1) طه/ 126-124

(2) در محضر آیت الله العظمی بهجت، ج1، ص7

(3) الكافی، ج2، ص498، باب ذكر الله عزّوجلّ كثیرا... ؛ وسائل‏الشیعة، ج7، ص154، باب استحباب كثرة ذكر الله...؛ بحارالأنوار، ج90، ص161، باب 1- ذكر الله تعالى...؛ عدةالداعی، ص248، الباب الخامس فیما ألحق بالدعاء...

(4) در محضر آیت الله العظمی بهجت، ج1، ص7

(5) الكافی، ج2، ص81؛ وسائل الشیعة، ج15، ص252؛ بحار الانوار، ج68، ص204

(6) بیشتر انسان را به یاد خدا میآورد

(7) بحارالأنوار، ج90، ص164، باب 1- ذكر الله تعالى؛ مستدرك‏الوسائل، ج5، ص292، باب استحباب كثرة الذكر...

(8) یوسف/ 23؛ پناه بر خدا! او پروردگار من است و جایگاهم را نیکو قرار داده است و ستمکاران هرگز رستگار نمیشوند.

(9) یوسف/ 24؛ [حضرت یوسف علیه السلام نیز] آهنگ او را میکرد، اگر برهان و نشانه روشن پروردگارش را نمیدید.

(10) در محضر آیت الله العظمی بهجت، ج1، ص27

(11) در غرر الحکم، ص190 آمده است: مَن اشْتغلَ بِذِكْرِ النّاسِ قَطَعَهُ اللهُ سُبْحانَهُ عَنْ ذِكرِهِ؛ هر کس به یاد مردم مشغول گردد، خداوند سبحان او را از یاد خود قطع میکند.

(12) به نورانیّت ذاکر میافزاید

(13) دیدارش شما را به یاد خدا میآورد. قالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم: قَالَتِ الْحَوَارِیُّونَ لِعِیسَى یَا رُوحَ اللَّهِ مَنْ نُجَالِسُ قَالَ مَنْ یُذَكِّرُكُمُ اللَّهَ رُؤْیَتُهُ وَ یَزِیدُ فِی عِلْمِكُمْ مَنْطِقُهُ وَ یُرَغِّبُكُمْ فِی الْآخِرَةِ عَمَلُهُ (الكافی، ج1، ص39، باب مجالسة العلماء و صحبتهم؛ بحارالأنوار، ج1، ص203، باب 4- مذاكرة العلم و مجالسة العلماء؛ أعلام‏الدین، ص272؛ تحف‏العقول، ص44)

(14) دیدن غافل از یاد خدا

(15) پس قهرا دیدن و یاد او از خدا، موجب افزایش ذکر خدا برای بیننده میشود، پس رؤیت کسی که ذاکر خدا است، مذکِّر است، بر خلاف کسی که از یاد خداوند متعال غافل است.

(16) پایگاه اطلاع رسانی آیت الله العظمی بهجت

(17) قصص/ 88؛ هر چیز جز روى او [یعنى: ذات و یا اسماء و صفات خدا] نابود است.

(18) سجده/ 17؛ هیچ كس نمى داند كه چه چشم روشنى  هایى براى آنها مخفى شده است.

(19) رعد/ 28؛ هان! تنها با یاد خدا دل ها آرام مى گیرند.

(20) پایگاه اطلاع رسانی آیت الله العظمی بهجت


فرآوری: رهنما، گروه حوزه علمیه تبیان

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین