سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
در ادامه بحث لزوم پوشیدن لباس روحانیت به چند نکته دیگر نیز اشاره می‌شود:
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

چرا لباس بپوشم (3)

7d

در ادامه بحث لزوم پوشيدن لباس روحانيت به چند نکته ديگر نيز اشاره مي‌شود:

4. اعلام حضور انديشة اصيل دينى

اين لباس اعلام موجوديت فرهنگ دينى در جامعه و نشانه‏اى از حيات و حضور انديشة اصيل حوزه‏هاى شيعى است. هر چه تعداد روحانى در جامعه‏اى بيشتر باشد، هويّت روحانى در نظر آنان موجه‏تر و داراى رسميت بيشتر است. اگر از جوانان يك محلّه چند نفر طلبه شوند با اين انتخاب خود گزينة جديدى پيش روى ساير جوانان نيز قرار داده‏اند.

 

در مقابل اگر در منطقه‏اى روحانيت به چشم نيايد يا نادر باشد، هويت صنفى روحانى در نظر مردم آن منطقه رسميت نمي‌يابد و هيچ كس در انتخاب مسير آيندة خود، روحانيت را تصور نمى‏كند يا اگر تصور كند دور از دسترس و غيرممكن تلقى مى‏كند. نفس حضور روحانى در يك منطقه به معنى امكان انتخاب اين راه براى ديگران است. درست نظير حضور نونهالان حافظ قرآن در جامعة ما كه برداشت نادرست غير عملى بودن حفظ قرآن را باطل كردند.

كسى كه اين لباس را مى‏پوشد با قدرت و صلابت از راهى كه انتخاب كرده دفاع مى‏كند و به صراحت اعتقادات خود را اعلام مى‏كند اين صراحت و شجاعت در نهايت موجب رسميت و اعتلاى آن اعتقاد خواهد شد.

5. تصريح به آرمان‏ها

كسى كه اين لباس را مى‏پوشد با قدرت و صلابت از راهى كه انتخاب كرده دفاع مى‏كند و به صراحت اعتقادات خود را اعلام مى‏كند اين صراحت و شجاعت در نهايت موجب رسميت و اعتلاى آن اعتقاد خواهد شد. زنان مسلمان در اروپا با حجاب خود كه نماد آرمان و فرهنگ و اعتقاد آنان است مبارزه مى‏كنند و فرهنگ و آرمان‏هاى مذهبى خود را به نمايش مى‏گذارند.

[ لباس هر انسان پرچم كشور وجود اوست، پرچمى است كه او بر سر در خانة وجود خود نصب كرده‏است و با آن اعلام مى‏كند كه از كدام فرهنگ تبعيت مى‏كند. همچنانكه هر ملتى با وفادارى و احترام به پرچم خود، اعتقاد خود را به هويت ملى و سياسى خود ابراز مى‏كند، هر انسان نيز مادام كه به يك سلسله ارزش‏ها و بينش‏ها معتقد و دلبسته باشد لباس متناسب با آن ارزش‏ها و بينش‏ها را از تن به در نخواهد كرد. [1]

 

لباس انسان، انتخاب انسان است و انتخاب انسان از علاقه‏هاى او سرچشمه مى‏گيرد [شايد بسيارى از خوانندگان اين مصراع شعر را شنيده باشند كه [رنگ رخساره خبر مى‏دهد از سرّ ضمير]. مقصود شاعر اين بوده كه تغيير رنگى كه به طور طبيعى در چهرة انسان پيدا مى‏شود از تغيير وضع و حال درونى او خبر مى‏دهد. ما مى‏توانيم قدرى از مقصود شاعر فراتر رويم و بگوييم نه تنها رنگ طبيعى رخساره بلكه... آرايش همة بدن و شكل و اندازة لباسى كه براى خود انتخاب مى‏كند از سرّ ضمير آنان خبر مى‏دهد و با احوال درونى و تمايلات روانى آنان ارتباط مستقيم دارد. لباس نه تنها تحت تأثير فرهنگ جامعه است كه معرف شخصيت تك‏تك افراد نيز هست. [2] بنابراين انسان با لباس خود علاقه‏ها، حسياست‏ها، دلبستگى‏ها و آرمان‏هاى خود را با صداى رسا اعلام مى‏كند. ما چه بخواهيم و چه نخواهيم با قيافه و رفتار و لباس خود فكرى و فرهنگى را تبليغ مى‏كنيم و يا لااقل سياهى لشكر آن قرار مى‏گيريم چرا مبلّغ فكرى باشيم كه به آن اعتقاد نداريم؟

 

لباس روحانيت لباس حضور اجتماعى است، لباس پيوند فكرى و عملى با يك ايده است، لباس اعلام وفادارى نسبت به يك مكتب است. اين لباس،لباس حمايت از يك آرمان بلند و ستيز با جريان باطل است و روحانى با لباس خود سرباز آمادة پا در ركاب يا دست كم سياهى لشكر آيين جعفرى و رونقى براى انديشة تشيع به شمار مى‏رود. داشتن اين لباس براى واجدين شرايط بدون شك موجب تقويت جبهة حق و نگرانى و عصبانيت دشمنان اسلام است و به همين جهت مانند همة اعمالى كه به غيط كفار مى‏انجامد عبادت به شمار مى‏رود.

و لا يطئون موطئاً يغيط الكفار و لا ينالون من عدوّ نيلاً الا كتب لهم به عمل صالح.[3]

لباس روحانيت لباس حضور اجتماعى است، لباس پيوند فكرى و عملى با يك ايده است، لباس اعلام وفادارى نسبت به يك مكتب است.

پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله بر اين نكته تأكيد مى‏ورزيدند كه دشمن در مواجهة اول با جبهة مسلمين بايد مرعوب قدرت و هيبت و كثرت آنان باشد. به همين جهت پيرمردان ريش سپيد را به رنگ زدن محاسنشان امر فرمودند تا دشمن به ضعف آنها پى نبرد و به حمله و هجوم طمع نكند.[4] آيا شايسته است ما در جايى كه اين همه نيروى آماده به خدمت در اختيار داريم نيروى دين و اقتدار خود را ننمايانيم تا در معرض تعرض دشمن قرار گيريم؟

 

راز مخالفت دشمنان با اين لباس و ساير نمادهاى منسوب به دين كه در قالب مقاله و توهين و تهديد و طنز و كاريكاتور و... ابراز مى‏شود در همين نكته نهفته است.

 

[ به راستي و با توجه به توضيح فوق٬ آيا واقعا در صورت نپوشيدن لباس مقدس روحانيت٬ ما چه پاسخي داريم و چگونه از اهداف و اعتقاداتمان دفاع کنيم در حالي که از نوع پوشش آن فرار مي‌کنيم؟]

 

منابع:

[1]  فرهنگ برهنگى و برهنگى فرهنگى، ص 40.

[2] همان، ص 43.

[3] توبه، 120/9.

[4] اسلام و مقتضيات زمان، مجموعه آثار شهيد مطهرى، ج 21، ص 162.

 لباس روحانيت٬ چراها و بايدها- محمد عالم زاده نوري.


تهيه و فرآوري: محمد حسين امين- گروه حوزه علميه تبيان

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین