سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
زنگ در را که می‌زنیم، خودش در را برایمان باز می‌کند. در حسینیه پر از کتاب طبقه دوم خانه‌اش که اتاق کارش نیز محسوب می‌شود میهمانش می‌شویم. سید محمد کاظم ارفع، روحانی‌ای است که بخش بزرگی از زندگی خود را صرف تحقیق و تالیف ده‌ها جلد کتاب دینی نموده و سالهاست
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

اسرار دعا از زبان استاد ارفع

گفت‌وگو با حجت‌الاسلام ‌و المسلمین ارفع درباره دعا و آثارش

ارفع

اشاره:

زنگ در را که می‌زنیم، خودش در را برایمان باز می‌کند. در حسینیه پر از کتاب طبقه دوم خانه‌اش که اتاق کارش نیز محسوب می‌شود میهمانش می‌شویم. سید محمد کاظم ارفع، روحانی‌ای است که بخش بزرگی از زندگی خود را صرف تحقیق و تالیف ده‌ها جلد کتاب دینی نموده و سالهاست که امام جماعت مسجد محمدیه در میدان حسن‌آباد است. مسجدی که به یمن حضور و فعالیت‌های وی، همیشه شلوغ و فعال است. در این دورانی که مشغول تالیف کتب دینی و مذهبی بوده، چندین اثر هم در حوزه دعا نگارش نموده که «شرح دعای مکارم اخلاق» و «حدیث بندگی» از مهمترین آنهاست. با تمام مشغله‌هایش، فرصتی به ما داد تا گپ و گفتی کوتاه با او درباره دعا و نیایش داشته باشیم. سوالات ما هنوز تمام نشده بود، اما وقت حاج‌آقا چرا. وقتی دید که به تذکراتش توجه نکردیم، جواب سوال آخر را با یک «والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته» تمام کرد.

 

دعا چیست؟ انسان چه  احتیاجی به دعا دارد و اساسا دعا چه تاثیری در زندگی می‌گذارد ؟!

«قُلْ مَا یَعْبَأُ بِکُمْ رَبِّی لَوْلَا دُعَاؤُکُمْ » 1 جواب شما دقیقا همین آیه شریفه است که خداوند تبارک و تعالی می‌فرماید اگر دعای شما نباشد من اعتنایی به شما ندارم. معلوم می‌شود که دعا رابط بین بنده و معبود است و انسان می‌تواند این راز و دعا را از طریق دل بیان کند، بدون اینکه سخنی جاری کند. ولی وقتی دعا همراه می‌شود با عبارات موزون، یک نوع ادبیات شیوا و عبارت‌هایی عاشقانه این هماهنگی بین دل و لفظ و زبان باعث جذابیت بیشتر می‌شود و خداوند به بنده‌اش توجه ویژه‌تری می‌کند؛ چنانچه در رابطه با انبیایش می‌فرماید که حضرت داوود(ع) اواب بود، حضرت ابراهیم(ع) اواب بود و خیلی انابه و راز و نیاز در پیشگاه الهی می‌کردند.

درواقع دعا جنبه فطری دارد؛ یعنی انسان منهای دعا وجود ندارد و حتما باید یک ملجأ باشد که انسان به آن متکی و متوسل بشود. بنابراین شما وقتی ادیان را بررسی می‌کنید، می‌بینید که ادیان مختلف حتی ادیان غیرآسمانی‌ای مثل بودایی، برهمایی و... اینها هم اهل دعا هستند.

اگر در یک معبدی که مجسمه بودا در آن وجود دارد، بروید و ببینید که بودایی‌ها چه می‌کنند، شگفت‌زده می‌شوید. اگر ما سجده می‌کنیم در پیشگاه پروردگار،‌آنها  به قامت خودشان را روی زمین پرت می‌کنند.‌تمام وجودشان را روی خاک قرار می‌دهند، ساعت‌ها دو دست را در برابر لب‌ها می‌گذارند و مشغول ذکر می‌شوند و درخواست‌های مادی و معنوی خودشان را از بت می‌خواهند.

این حکایت از این می‌کند که دعاجویی مثل خداجویی جزء فطرت انسان است؛ یعنی هیچ انسانی جدا از دعا نیست. منتها خوراک هر انسانی فرق می‌کند.مثل بچه‌ای است که گرسنه است، اگر غذای خوب و طبخ شده و مناسب در اختیارش گذاشتی، گذاشتی و اگر نه سروصدا راه می‌اندازد، می‌رود سراغ سفره تا رفع گرسنگی کند و نیاز خودش را با تکه‌ای نان که شاید کپک هم زده باشد برطرف می‌کند.این نوع انسان‌ها هم چون خوراک صحیح به آنها داده نشده و حضرت معبود به آنها معرفی نشده یا نرفته‌اند تا آن معبود یکتا را بشناسند. به‌ناچار باید این نیاز را برطرف کنند، حالا کجا باید این نیاز مرتفع شود؟! در معبد، در بتکده. در حالی‌که اگر به فطرتش نگاه کنید، می‌بینید که دنبال خداوند است. پس اصل دعا موضوعیت دارد؛ یعنی دعا جزء فطرت ماست.

حتی آنهایی که لائیک هستند و هیچ دین و مذهبی را قبول ندارند، از یکدیگر التماس دعا دارند. یعنی شب زنگ می‌زند به دوستش و می‌گوید که فلانی من فردا یک چک دارم، از تو درخواست می‌کنم که این حاجت مرا برآورده کن؛ یعنی به انسان رجوع می‌کند. این بیانگر این است که انسان نیازمند و محتاج است به دعا. حتی اگر خدا را هم قبول نداشته باشد.

 دعا و قضا و قدر چه ارتباطی با هم دارند؟! اگر همه چیز ثبت و ضبط و از قبل برنامه‌ریزی شده است پس دعا برای چیست؟

اینکه ما بگوییم دعا می‌کنیم که اللهم ارزقنا نان، گوشت، مرغ و... با این «اللهم ارزقنا» کار درست نمی‌شود. باید حرکت و تلاش هم باشد.

ما دو نوع اجل داریم؛ یک اجل معلق داریم و یک اجل حتمی و قطعی. در مورد آن اجلی که حتمی و قطعی است، نمی‌توان کاری کرد، چون خداوند حکم قطعی خودش را صادر کرده که این انسان چند سال زندگی کند و در زمان فرا رسیده‌، پرونده باید بسته شود؛‌ « فَإِذَا جَاء أَجَلُهُمْ لاَ یَسْتَأْخِرُونَ سَاعَه..ً وَلاَ یَسْتَقْدِمُونَ‌» 2 قرآن می‌فرماید وقتی اجل شما فرا برسد نه یک ساعت جلو می‌افتد و نه یک ساعت عقب.

اما در مورد اجل معلق؛ حوادثی هستند که برای انسان اتفاق ‌می‌افتد؛ مثل ورشکستگی‌های مادی، مثل طلاق و جدایی و مثل حوادث جاده‌ای. در واقع این حوادث راه ‌حل دارند. خداوند بزرگ برای رفع این حوادث و اتفاقات اول می‌گوید دعا کنید. از من بخواهید خدایا من را حفظ کن؛

« فَاللّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِین» 3 وقتی یک بنده‌ای خالصانه از درگاه الهی درخواست مصونیت کند، خداوند به او می‌دهد.

خداوند فرموده: «وَقَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ »4؛ شما من را بخوانید، استجابت با من. و نگفته است که چه دعایی از من بخواهید، فرموده که هر دعایی خواسته باشید که مصلحتتان باشد، استجابتش می‌کنم. حتی تاکید می‌کند که پیامبر «وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ »5؛ «اگر بندگان من سراغم را از تو بگیرند به آنها بگو که من به شما نزدیک هستم، استجابت می‌کنم دعای شما را وقتی مرا می‌خوانید.»

ممکن است که برای انسان تقدیر اجل معلق شده باشد. به این معنا که بناست در جاده‌ای تصادف کند ولی باب صدقه باز است و باب دعا و ذکر الهی گشوده است. نمونه‌اش هم آیه‌الکرسی و سوره مبارکه قدر که این نقش را دارند. البته اینها برای کسانی است که معتقد به این مسائل هستند. وقتی انسانی باور داشته باشد با ارتباط با حضرت حق می‌تواند خواسته‌هایش را از خدا دریافت کند، می‌تواند در برابر بعضی از حوادثی که قرار است برایش اتفاق بیفتد با دعا خواندن، صدقه دادن و صله‌رحم کردن مصون بماند.

 یک سوال اینجا مطرح می‌شود که دعا کردن یعنی اینکه تلاش نکنیم؟! عده‌ای می‌گویند ما دعا می‌کنیم و منتظریم که خودش به ما بدهد و ساکن می‌نشینند جایی و کاری نمی‌کنند.

در روایت داریم که وقتی این آیه شریفه نازل شد «وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ»6؛ اگر کسی تقوای خدا را پیشه خودش قرار بدهد، خداوند دری به روی او می‌گشاید و روزی بی‌حساب به او می‌دهد. چند نفر از مسلمانان برداشت غلط کردند و گفتند که وقتی آدم باتقوا باشد و خداوند هم روزی بی‌حساب بدهد چرا باید زحمت بکشیم و عرق بریزیم. در مسجد متحصن شدند و حلقه‌ای برای خودشان درست کردند و اسم آن را هم گذاشتند «رجال الحق».

دعا به معنای واقعی

این خبر به پیغمبر(ص) رسید. رسول خدا(ص) آمدند و آنها را از مسجد بیرون کردند و فرمودند که شما اشتباه فهمیدید؛ بروید دنبال کار. هر کسی آن مقدار که تلاش می‌کند، نصیبش می‌شود «وَأَن لَّیْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى»7 شما باید بروید و فعالیت خودتان را انجام بدهید و تقوا را هم پیشه خودتان قرار بدهید تا روزی‌ای که نصیب شما می‌شود «من حیث لا یحتسب» باشد.

اینکه ما بگوییم دعا می‌کنیم که اللهم ارزقنا نان، گوشت، مرغ و... با این «اللهم ارزقنا» کار درست نمی‌شود. باید حرکت و تلاش هم باشد.

بر عکس این قضیه هم وجود دارد.خیلی‌ها می‌گویند که خودمان از پس کارها بر‌می‌آییم.دیگر چه نیازی به ‌دعاکردن؟

انسان نباید فکر کند که فقط خودش است؛ بداند که خیلی‌ها دنبال این معنا بودند که درآمدی را کسب کنند و کسب هم کرده‌اند. به قول خودشان اعتماد به ‌نفسشان آن‌قدر قوی بوده که با فکر و اندیشه خودشان سرمایه‌ای به هم زدند، اما همین انسان‌‌ها شب خوابیدند و صبح شاهد این بودند صاحب هیچ چیزی نیستند. یعنی خداوند به آنها تفهیم کرد که خیال نکنید که فقط شما هستید. درست است که علل و اسباب را من در اختیار شما گذاشتم اما اگر اراده بکنم می‌توانم مثل جانتان، مالتان را هم بگیرم و همین طور این موضوع درباره مقام و مسؤولیت نیز صادق است. نمونه‌اش هم قارون سرمایه‌دار و فرعون قدرتمند است. قرآن هم به آن اشاره کرده که اینها در ید قدرت پروردگار خرد شدند.

اما بعضی مواقع انسان‌ها دعا می‌کنند ولی به استجابت نمی‌رسد، دقیقا در همین نقطه است که بعضی از انسان‌ها از خدا مایوس می‌شوند و حتی ممکن است بعدا اعتقاداتشان هم از بین برود. این عدم استجابت دعا از کجا نشات می‌گیرد و آن از بین رفتن اعتقاد هم منشأش کجاست؟!

پاسخ این سوال کمی مبسوط است : اولا، دعا مستجاب نشدن دلیل بر این نیست که این آدم، آدم بدی است. چون بعضی‌ها این طور استنباط می‌کنند که خدا با ما قهر است و جواب ما را نمی‌دهد؛ این را از ذهنشان بیرون کنند. خیلی مواقع وجود دارد که خداوند طرف را واقعا دوست دارد اما به خاطر اینکه ایمانش را از دست ندهد و به خاطر اینکه در آینده اتفاقات ناگواری برایش نیفتد به اندازه کفافش به او می‌دهد؛ به اندازه‌ای که بتواند استغنای از خلق داشته باشد.

تجربه تاریخی‌ای داریم که بعضی‌ها آمدند محضر پیغمبر (ص) مثل ثعلبه‌ که درخواست کرد وجود نازنین رسول خدا(ص) دعا کند روزی وسیعی داشته باشد، پیغمبر(ص) فرمودند صلاح نیست، اصرار کرد. حضرت دعا کردند. او کسی بود که در صف اول نماز می‌ایستاد. وقتی احشامش زیاد شدند، حتی فرصت نمی‌کرد، مسجد بیاید. بعد هم که آیه زکات نازل شد، رفتند از او زکات بگیرند، گفت:‌« زکات چیست؟! من اهل زکات نیستم.» بنابراین اگر کسی دعایی کرد و دعایش مستجاب نشد همیشه این گونه نیست که به ضررش باشد. این یک نوع لطف خفیه الهی است.

اما اینکه بعضی‌ها دعا می‌کنند ولی نتیجه‌ای از دعایشان نمی‌گیرند‌. مثلا یک بیماری دارند ‌، به عناوین مختلف نذر می‌کنند و دعا می‌کنند و نیایش. اما این بیمار خوب نمی‌شود.‌علت این است که پشت صحنه این جهان چیزهایی وجود دارد که ما نمی‌دانیم. این جهان یک ظاهر دارد و یک باطن. ما ظاهر را می‌بینیم اما باطن این عالم چیز دیگری است؛ یعنی گاهی بعضی از بیماری‌ها، اتفاق‌ها و... برای خانواده‌ها یک عمر تجربه عبادی است؛ یعنی طرف توجه ندارد که دائما دارد خدا را بندگی می‌کند. این انسان دارد اوج می‌گیرد و دارد عروج می‌کند.

خداوند هر کسی را به یک نحوی امتحان می‌کند. یک نفر را با ثروت و فرد دیگری را با فقر، یکی را در سلامتی امتحان می‌کند و فرد دیگر را در بیماری.

در روایات مختلفی به بحث ارتباط بین دعا و اهل بیت اشاره شده. مثلا در حدیثی امام علی(ع) می‌فرماید: «هر وقت چیزی از خدا خواستی دعایت را با صلوات بر پیامبر شروع کن.» این ارتباط سرچشمه گرفته شده از کجاست؟

این عالم، عالم علل و اسباب است؛ یعنی عالمی است که هر چیزی با وسیله انجام می‌شود. شما هر کاری را که بخواهید انجام بدهید باید یک وسیله‌ای برای رسیدن به هدف و مقصدتان داشته باشید. مثلا سفری می‌خواهید بروید به یک ماشین احتیاج دارید. جهان، جهان وسیله است. خداوند هم می‌فرماید به من هم که می‌خواهید برسید باید با وسیله بیایید. دست خالی نمی‌توانید بیایید؛ «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَیهِ الْوَسِیلَه..» 9 ای کسانی که ایمان آورده‌اید تقوا را پیشه خود قرار دهید و برای رسیدن به خدا وسیله پیدا کنید.

ما هم خطاب می‌کنیم به 14معصوم که: « انتم الْوَسِیلَه..  َ الی الله» وسیله ما به سوی پروردگار شما 14 معصوم هستید. بنابراین دعای توسل را می‌خوانیم و در آن 14معصوم را نام می‌بریم. این حکایت از این دارد؛‌ در حالی که مرزی بین ما و خدا نیست، به صراحت قرآن ‌«نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِید» 10 خدا از رگ گردن به ما نزدیک‌تر است همین خداوند که این موضوع را بیان می‌کند، می‌گوید اگر می‌خواهی سراغ من بیایی «وابتغوا الیه الوسیله.» با وسیله بیا.

ما در دنیا از ابتدا تاکنون جست‌وجو می‌کنیم و بررسی می‌کنیم که کدام گروه، جمعیت و... هستند که عصمت به معنای واقعی دارند؛ یعنی تمام ابعاد عصمت را در وجود خودشان دارند و برگزیده الهی هستند.  مطالعه می‌کنیم و می‌بینیم گل سرسبد خلقت این 14 بزرگوار هستند؛ معصومینی که نقطه منفی‌ای در پرونده‌شان دیده نشده که اگر بود، دشمنان تا به حال برملا می‌کردند.

دعا

ولی حتی ما به کسانی که جزء شیعیان نیستند مثل قندوزی که کتاب «ینابیع الموده» را نوشته یا مفسرانی مثل جلال‌الدین سیوطی در تفسیر «در المنثور» و حتی فخر رازی که به امام المتشککین معروف است و از بزرگان اهل سنت است به آیاتی می‌رسند که آیات الولایه است و در شأن اهل بیت است متوقف می‌شوند و شأن نزول آیات را در زمینه آقا امیرالمومنین(ع) و ائمه بیان می‌کنند که یک نظری است که ما هم به آن معتقدیم. مثل آیه تطهیر و سوره انسان که شیعه و سنی متفق‌‌القول هستند که جز خمسه طیبه کسی مشمول این آیات نیست. اینها حکایت از چه می‌کنند؟! حکایت از این دارند که این خوبان عالم شایستگی این معنا را دارند که ما آنها را واسطه قرار بدهیم بین خدا و خودمان.

  این وسیله‌ها که مخصوص ما شیعیان است.

نخیر.فیض آنها عالمگیر است و مسلمان و مسیحی و یهودی و... را دربرمی‌گیرد. ظدر کشور خودمان اقلیت‌های مذهبی هستند‌؛ ‌مثل مسیحی‌ها و یهودی‌ها. می‌بینید که نسبت به شخص امام حسین(ع) و شخص قمر بنی‌هاشم(ع) ارادت ویژه‌ای دارند و نذر می‌کنند و حاجت هم می‌گیرند.

این بزرگواران آن‌قدر کرمشان بالاست که نمی‌گویند حالا تو یک مسیحی هستی پاسخت را نمی‌‌دهیم، حتی بعضی‌هایشان که به دلایل شرعی ما شیعیان نباید وارد حرم حضرت امام رضا(ع) بشوند و خودشان هم مقید هستند (مسیحی‌هایی سراغ دارم) ‌ اینها در سال، یکی دو بار می‌روند در صحن جامع رضوی مقابل قبر مطهر آقا امام رضا(ع) می‌ایستند و عرض ادب می‌کنند و اشک می‌ریزند و حاجت هم می‌گیرند. این حکایت از این دارد که این بزرگواران فقط برای ما نیستند و برای بشریت هستند.

 جدیدا کتاب‌هایی با موضوع صلوات درمانی منتشر می‌شود که با ذکر تعداد مشخصی صلوات، فلان مشکل شما رفع می‌شود. نظر شما در مورد این کتاب‌ها چیست؟

معمولا عده‌ای دنبال نیازهای معنوی مردم هستند. بعضی‌ها شاید صادقانه عمل کنند و بعضی‌هایشان هم ممکن است برای خودشان دکان باز کرده باشند تحت عنوان ختوم. حتی جزواتی بنویسند و دعوت کنند به این برنامه.

اعتقاد بنده این است که خوب است دعا منشأ وحی داشته باشد و اگر ندارد، منشأ امامت داشته باشد. چون آن بزرگواران ادب در دعا را رعایت می‌کردند و می‌دانستند که چه دعایی خوب است و چه دعایی بد. خود صلوات هم از نظر هویت و ارزش بالاترین دعاست؛ یعنی ما معتقدیم که دعای مستجابی که ردخور ندارد؛ اللهم صل علی محمد و آل محمد است. خداوند باک و ابایی ندارد که بر محمد و آل محمد(ص) درود بفرستد. حتما جزء دعاهای مستجاب است.

در روایات هم فراوان داریم که وقتی می‌خواهید دعا بکنید اول یک صلوات بفرستید و آخر هم یک صلوات. خداوند دعای شما را به برکت صلوات‌هایی که فرستادید مستجاب می‌کند و آقا امام سجاد(ع) آموزه‌شان در صحیفه سجادیه همین است.‌شما از اول تا آخر صحیفه سجادیه را مطالعه کنید، 54 تا دعاست و صدها صلوات در این دعاها وجود دارد. با صلوات شروع می‌کنند و با صلوات هم ختم می‌کنند.‌حتی در بین دعایی مثل دعای مکارم الاخلاق هر چهار و پنج خطی که دعا می‌کنند یک صلوات می‌فرستند که این مجموعه دعاهای حضرت آموزه‌ای برای ماست که ما دعاهایمان را با صلوات شروع و ختم کنیم.

اما اینکه انسان بیاید یک‌سری حرکات غیر اهل بیتی را انتخاب کند و برای خودش شرایطی را به وجود بیاورد که اگر 10هزار تا، 14 هزار تا و... صلوات بفرستید یا با زعفران بنویسید یا فوت کنید در آب، اینها را من به طور کلی رد نمی‌کنم، برکت دعا و نورانیت صلوات این آثار را دارد ولی باید آن افرادی که سراغ این انسان‌ها می‌روند متوجه باشند که اینها را فریب ندهند و نان دانی برای خودشان درست نکنند.

از اینها گذشته صلوات یک دعاست. ما هم در قرآن آیات دعایی داریم. ربناهای زیبایی داریم که خیر دنیا و آخرت در آنها نهفته است. همچنین در مضامینی که از ائمه(ع) به ما رسیده نیز همین‌طور است. در ماه مبارک رمضان دعای ابوحمزه ثمالی را بررسی بکنید! از اول تا آخر مجموعه‌ای است غنی از عرفان و شناخت و معاشقه با خالق . باید مراقب بود که گرفتار ختم بازی‌های نشویم و از اصل دعاهای محکم رسیده از اهل بیت غافل شویم.

در آن دعاها درس معرفتی هم هست، دعاهایی که از ائمه (ع)رسیده مجموعه‌ای هستند از توحید، معاد، نبوت، اخلاق و... .

والسلام علیکم و رحمه..  و برکاه.

 

منبع: مجله آیه، همشهری جوان

شکوری - گروه دین و اندیشه تبیان

 

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین