سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
علی معلم، مدیرمسئول و سردبیر مجله نام آشنای دنیای تصویر، از مدیریت رسانه و ماجرای پول و اندیشه و مجله می گوید
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

در ایران، تا حالا سانسور نشده ام

اشاره:

ماهنامه دنیای تصویر طی 18 سال اخیر در بین جامعه جوان سینمایی یکی از ماهنامه های محبوب و پرطرفدار محسوب می شود. علی معلم مدیر مسئول و سردبیر این ماهنامه طی این 18 سال و 190 شماره از انتشار ماهنامه دنیای تصویر با حضور در برنامه های متعدد تلویزیونی و نیز جشنواره های رنگارنگ دنیای تصویر عملا خود را یکی از چهره های شاخص در حوزه رسانه بصری معرفی کرده است.

علی معلم

 او به هزار زبان می گوید که تصویر می تواند هویت واقعی یک پیام را به ما معرفی کند و در این گفت وگو نیز فعالیت های  خود را کمتر معرف یک عضو شاخص در رسانه نوشتاری می داند.

***

• پیش از مجله دنیای تصویر بیشتر از طریق تلویزیون در جامعه شناخته شده بودید. آیا شما فعالیت مطبوعاتی خود را از مجله فیلم آغاز کردید؟

خیر. من هیچ‌گاه در مجله فیلم نبودم. تا آنجا که به خاطر دارم  آن زمان تنها 1 یا 2 مطلب از من در مجله فیلم چاپ شد. باید اعتراف کنم که من اساسا خودم را ژورنالیست  نمی‌بینم، به همین دلیل در آغاز از تلویزیون به مطبوعات آمدم.

• آیا تحصیلات روزنامه نگاری  یا آموزش رسانه ای دیده اید؟

خیر. همیشه علاقه مند سینما بوده ام. در دانشکده تلویزیون در سال64 کارگردانی  فیلم خواندم. البته قبل از آن در مرکز آموزش فیلم سازی عضو بودم. (اولین جایی که بعد از تعطیلی دانشگاهها قرار بود فیلم سازان انقلابی تربیت کند.) همزمان با تحصیل، در تلویزیون برنامه اجرا می‌کردم و در بنیاد فارابی هم مدیر کل تولید بودم.

• در ابتدای فعالیت مجله دنیای تصویر، با چند نفر آغاز به کار کردید و نحوه فعالیت شما چگونه بود؟

در ابتدا هم من و هم همسرم در چند مسئولیت از جمله مدیر، سردبیر، مدیر اجرایی و تبلیغات و حسابرسی فعالیت می‌کردیم.

• سرمایه اولیه  دنیای تصویر چقدر بود؟

شاید بتوان  گفت 500 هزار تومان برای اجاره یک ساله دفتر و حدود یک میلیون و پانصد هزار تومان برای وسایل مورد نیاز.

• هزینه های چاپ شماره های اول را چگونه  پرداخت کردید؟

بخشی را وام  گرفتم و بخشی را از آگهی ها دریافت کردم. البته قناعت کردیم. برای مثال برخلاف همه، که کاغذهای سفید دولتی را می‌فروختند و از این طریق هزینه ها را پوشش می دادند، من ازهمان کاغذها استفاده می‌کردم. با وجود فشارهای مالی اما باز هم سعی کردم کیفیت کاغذ مجله را حفظ کنم.

• آیا تا  به حال از ارشاد هم وامی دریافت کرده اید؟

بله یک وام 3 میلیون تومانی در سال 73 دریافت کردم  که اقساط  بسیار سنگینی داشت و بعدها بسیار دردسرساز شد.

• سرمایه اولیه شما از چه زمانی به سود دهی رسید؟

من هرگز در این کار برای سود سرمایه گذاری نکردم. اما همواره به نوعی عمل کرده ام که درآمدی هر چند اندک باقی بماند. اما نمی‌توان گفت که مجله هیچ وقت سود نداشته اما این سود اندک بوده و این همیشه تلخ ترین بخش فعالیت فرهنگی در ایران است.

• آن زمان چند درصد هزینه های مجله را از محل درآمد آگهی ها، تأمین می‌کردید؟

در زمان های مختلف متفاوت بود. اما اکثرا میزان کمتری از آنچه می‌توانستیم برداشت می‌کردیم. در مورد آگهی ها باید به این نکته اشاره کنم که به صرف ایجاد درآمد هر نوع آگهی را نمی‌پذیریم.

• روش مدیریت شما در مجله چگونه است؟ آیا مجله دنیای تصویر به صورت مستقل اداره می‌شود؟

در این 18 سال  به هیچ کس باجی نداده و همیشه  مخاطبان عمومی‌و مشتاق خود را حفظ کرده ایم. مخاطبان مجله به دو دسته تقسیم می‌شوند. دسته اول مخاطبانی که به عنوان خریداران تک شماره هستند و دسته دوم آگهی دهندگانی که از همکاری با دنیای تصویر منتفع می شوند. لازم به ذکر است که هیچ رابطه غیرمعمولی هم بین ما و آگهی دهندگان برقرار نیست. ضمن این‌که همیشه خواستار چاپ آگهی افرادی بوده ایم که واجد اعتبار هستند. ما هیچ‌گاه رپرتاژ آگهی نداشته ایم و همیشه مانع چاپ آگهی‌هایی شده ایم که در ضمیمه، خواسته دیگری داشته است. در واقع مخاطبان، دنیای تصویر را حفظ کرده اند.

• با وجود تضاد طبیعی بین سازمان آگهی ها و تحریریه، به نظر می رسد شما این دو  بخش را با هم تلفیق کرده اید. در عین حال که به صورت جدی نه سازمان آگهی ها دارید نه تحریریه ثابتی که شورایی داشته باشد و تعیین خط مشی کند؟

بله و به همین دلیل است که مجله دنیای تصویر امروز هویتی یگانه دارد، این عامل باعث شده است که هیچ گاه در پرتو دو نگاه قرار نگیریم. دقیقا به همین دلیل ما همیشه توانسته ایم حفظ اعتبار مجله را به درآمد اقتصادی ترجیح دهیم و هرگز به دلایل اقتصادی، فضای فرهنگی مجله را با قبول هر نوع آگهی آلوده نکرده ایم .

• شما برای ماهنامه تحریریه ثابت دارید که درماه حقوق دریافت کنند؟

تحریریه ما تقریبا ثابت هستند اما حقوق دریافت نمی‌کنند.

• وقتی حقوقی دریافت نمی کنند چگونه می توانید مدعی شوید که تحریریه ثابت دارید؟

چون روابط ما خیلی عاطفی است. ضمنا نویسندگان ما می دانند که دنیای تصویر برای انتفاع مادی منتشر نمی شود و ما از این بابت خیلی در مضیقه هستیم.

• آیا فشارهای اقتصادی تا به حال شما را به این فکر انداخته که تصمیم به فروش قسمتی از مجله بگیرید؟

شرایطی بوده که زیر فشار اقتصادی باشم اما هرگز تصمیم به فروش مجله نگرفتم. شاید هر کسی درآن شرایط بود قسمتی از مجله را واگذار می‌کرد یا از سرمایه گذار استفاده می‌کرد. البته کسانی بودند که در این مدت پیشنهاد داده باشند. دلیل رد همه پیشنهادات هم حفظ استقلال بوده است.

• با این  تفاسیر استقلال شما حفظ شده  یا خیر؟

بله، به صراحت بگویم در نظام جمهوری اسلامی ‌تا به حال سانسور نشدم و همیشه هرچیزی که خواسته ام را گفته ام. به نظر من خط قرمزها مشخص است. بنابراین هیچ وقت از کنار قانون گذر نکردم و به طرف دیگر نرفتم، درست است که مورد مناقشه قرار گرفتم اما همواره از آن مناقشات سر بلند بیرون آمدم. به یاد ندارم مقاله ای را به دستورکسی نوشته باشم. اما سعی کردم به دلیل فضای اجتماعی حاکم بر جامعه هنجارهایی را مد نظرداشته باشم.

• تیراژ شماره های اول و مشکلات و موانع توزیع در مراحل مختلف چگونه بود؟

طبیعتا اولین شماره به نسبت حال حاضر تیراژ کمتری داشت. چاپ مجله با تیراژ بالا شروع شد به طوری که هیچ مجله تخصصی این تیراژ را نداشت. اولین شماره حدود 12000 تیراژ داشتیم و تنها مجله ای که درآن زمان این تیراژ  بالا را داشت مجله «دانستنیها» بود. این رقم به تدریج افزایش یافت. اما همواره تلاش کرده ام شرایط توزیع را تغییر دهم، زیرا برخی از افراد توزیع کننده به بعضی از کیوسک های روزنامه فروشی بنا به دلایلی مجله کمتری توزیع می‌کردند. این باعث شد خودم به این کیوسک ها مجله تزریق کنم. با این نوع فعالیت‌ها درصد هزینه توزیع را از حدود 45 درصد به 35 درصد رساندم.

• جالب است که خود شما در توزیع مجله مستقیما نقش داشتید؟

بله، من همیشه نحوه توزیع را دنبال می‌کردم که کجا مجله رسیده و کجا نرسیده است و می توانم ادعا کنم اولین  مدیری بودم که تمام کیوسک های روزنامه فروشی را می‌شناختم. بعضی مواقع هم خودم مجله برای کیوسک ها می‌بردم. زمانی بود که کیوسک ها مجلات را از یک طناب آویزان می‌کردند و مجلات زیر باران خراب می‌شد. برای مقابله با این کار همیشه 200 جلد مجله بیشتر چاپ می‌کردیم و آنها را در نایلون قرار می دادیم و از کیوسک ها خواهش می‌کردم که آنها را آویزان کنند تا مجله ها خراب نشوند. گاهی اوقات هم پیش می آمد صاحب کیوسکی که من را احیانا در تلویزیون دیده بود با تعجب می گفت شما  همان علی معلم معروف هستید؟ و بعد، از من می خواست که من این نوع پیگیری ها را نداشته باشم.

• شما به توصیه آنها عمل می کردید؟

قطعا نه، چون دنیای تصویر کالای تولیدی من است. اگر کم یا دیر و نامطلوب به فروش رود من مسئول هستم و باید همه روند از تولید تا مصرف را دنبال  و علت یابی کنم.

• آیا در  این 18 سال اتفاق افتاده که  شماره خاصی از مجله نایاب  شود؟

بله، حتی در بعضی مواقع روز بعد از توزیع مجله با من تماس گرفته اند. بسیاری از شماره های مجله دنیای تصویر کمیاب است و با قیمت های بالا در بازار به فروش می‌رسد. این اتفاق اولین بار در شماره های 11 و 12 افتاد و بعد از آن در شماره 17 و 40 که در عرض 3 ساعت به فروش رفت و باوجود اصرارهای بخش توزیع که حتی حاضر به پرداخت مبلغ چاپ آن بوده اند راضی به چاپ دوباره آن نشدم.

بله، به صراحت بگویم در نظام جمهوری اسلامی ‌تا به حال سانسور نشدم و همیشه هرچیزی که خواسته ام را گفته ام. به نظر من خط قرمزها مشخص است. بنابراین هیچ وقت از کنار قانون گذر نکردم و به طرف دیگر نرفتم، درست است که مورد مناقشه قرار گرفتم اما همواره از آن مناقشات سر بلند بیرون آمدم. به یاد ندارم مقاله ای را به دستورکسی نوشته باشم. اما سعی کردم به دلیل فضای اجتماعی حاکم بر جامعه هنجارهایی را مد نظرداشته باشم

 

• وضعیت مرجوعی های شما چگونه بوده است؟

به ندرت و هیچ وقت بالای 8 درصد مرجوعی نداشتیم. تنها در شماره 8 مجله که یکی از بهترین شماره ها بود 30 درصد مرجوعی داشتیم. هنوز هم دلیل آن چندان برای ما روشن نیست. شاید هم بخاطر تصویر علی نصیریان بود، نمی‌دانم.

• برخی اعتقاد دارند که تعداد صفحات یک نشریه و نیز تعداد توزیع شده در کیوسک ها بر تیراژ اثرگذار است. آیا  شما هم به این موضوع اعتقاد دارید؟         

به نظر من تیراژ هرچه کمتر باشد بهتر است و تصور می‌کنم عزیزان روزنامه نگار در ایران راه را اشتباه می‌روند. به نظر من روزنامه باید کم تیراژ و حجم خوب داشته باشد.

• با این اوصاف پس چرا روزنامه های معتبر جهانی مانند نیویورک تایمز با وجود پرحجمی‌ و تیراژ بالا فروش زیادی  هم دارند؟

این اتفاق به ندرت پیش می‌آید، آن هم به دلیل شرایط اقتصادی است. در تحقیقی که دانشگاه علامه طباطبایی درباره مجله دنیای تصویر انجام داده، مشخص شده است که این مجله از نظر سرشماری 5/2 درصد بیشتر از مجله فیلم مطلب دارد. تعداد آگهی های ما به متن 6 تا 8 درصد است اما در نشریه ای مانند همشهری این رقم 60 تا 80 درصد است.

• قبول دارید که میزان استفاده از عکس در مجله شما هم بسیار بیشتر است؟

حجم متن در مجله همیشه 90 درصد به بالا بوده است. اما چون دنیای تصویر در مورد سینما سخن می‌گوید میزان ارتباط ما با عکس بیشتر است و این هرگز باعث کاهش سطور در مجله نشده است.

• شما اعتقاد دارید که سطور مجله دنیای تصویر از مجله رقیب شما ـ فیلم ـ هم بیشتر است؟

بله، بوده و هست. هم در ابعاد مجله و هم به لحاظ نوع استفاده از حروف و نیز به لحاظ حجم  مطلب در کنار عکس به نسبت در رتبه بالاتری قرار داریم. از سوی دیگر، من سعی کردم از مطالب کسر نکنم مگر شماره هایی که عکس محور بوده است.

• از مخاطبان  مجله به  لحاظ سنی و  گرایش فکری چه  تعریفی دارید؟

تعریف سینما با جوانان قرین است، بنابراین مخاطبان را با سن های 15 تا 45 سالگی درنظر می‌گیرم و با توجه به اینکه 80 درصد مخاطبان ما دارای تحصیلات عالیه هستند سعی کردیم که میانه رو باشیم، به طوری که مطالب ما هم در بالاترین سطوح سیاسی تاثیر گذار است و هم در دورترین نقاط کشور.

• فکر می‌کنید توانسته اید در سطح مطلوب مخاطبان خود را جذب کنید؟

به نظرم در این زمینه دنیای تصویر موفق بوده است، اما اگر شرایط اقتصادی اجازه می‌داد بسیار بالاتر هم می‌رفتیم. زیرا در هیچ مقطعی به اندازه کافی از نظر مالی در شرایط ایده آل قرار نداشتیم.

• سردبیر یکی از مجلات معتبر سینمایی گفته است ما با سینماگران رابطه دوستی نداریم وحتی فضایی هم برای جمع کردن آنها نداریم چون نمی‌خواهیم رابطه دوستی به دور باطلی از توقعات و درخواست حمایت از ما تبدیل شود. آیا شما  هم همین نظر را دارید؟

به نظر من این تصور درست نیست. ما با همه رابطه دوستی داریم اما در کنار آن نظراتمان را هم می‌گوییم. البته خودم هم مشتاق به ایجاد رابطه خیلی صمیمانه با افراد سینما نیستم، زیرا فضاهای این حرفه را چندان نمی‌پسندم اما  به این معنی آن نیست که با آنها در ارتباط نباشم. ارتباط ما در افق است نه درشخص.

• در طول این سال ها تلاش کرده اید استعدادی را کشف و معرفی کنید؟

این کار به صورت ناخودآگاه صورت پذیرفته و از پیش تعیین شده نبوده است.

• آیا تا به حال فکر کرده اید که مجله به حدی رسیده که احتیاج به تغییر نوع مخاطب داشته باشد؟

خیر، چون ما در جذب مخاطب خود ناموفق نبوده ایم، هرسال 2 درصد رشد داشته ایم و همواره در مسیر بهتر شدن هستیم. اگر اشتباهاتی داشته ایم در صدد جبران آن برآمدیم.

• بعضی معتقدند ژانری که شما انتخاب کرده‌اید نه روشنفکری است و نه زرد، بلکه میانه است و نگاه شما بیشتر به گیشه است. به این صورت که  با محافظه کاری این رسانه را اداره می‌کنید. آیا این نظر را می پذیرید؟

این طور نیست. من آدم متعادلی هستم که فکر می‌کنم سینما بخش های مختلفی دارد. سیاست مجله به گونه ای است که تعادل می‌آفریند، نه محافظه کاری و نه گیشه پسندی.

• شاید این تعادل باعث می شود که دنیای تصویر در طول این دوران توسعه نیافته است؟

اولا به همین اندازه هم در ایران کافی است و دوما در ایران برای بخش خصوصی مشکلات زیادی  فراهم می‌کنند. به نظرمن ما مشکلات سیستماتیک نداریم، مشکلات ما با افراد و تفکرات آنهاست.

• آقای معلم سرمقاله های شما بسیار کوتاه است. و اساسا کمتر می نویسید. آیا از الگوی خاصی پیروی می‌کند؟

سعی می کنم هر ماه یک مطلب بنویسم که البته با توجه به ذائقه مخاطبان امروزی سعی بر موجز و مختصر نوشتن است. در نوشته هایم بیشتر از حکایات قدما استفاده می‌کنم و باور دارم حکایت های دیروز بیانگر امروز ماست. به نظر من خواننده فرصت زیاده گویی ندارد، به اشاره سخن گفتن بهتر است، به همین دلیل بعضی از نوشته هایم را با یک شعر آغاز می‌کنم که یا از خودم است یا از عبید زاکانی. به یاد دارم که یک‌بار کل سرمقاله ام یکی از حکایات ملا نصرالدین بود. که البته با موضوع ماهنامه ارتباط داشت.

• چرا تمرکز خود را به جای سینما بر کار رسانه ای مخصوصا مطبوعات و تلویزیون گذاشتید؟

چون فکر می‌کردم در سینما به اندازه مطبوعات و تلویزیون آزادی نیست. 

• چه دلیلی وجود داشت که به سوی مطبوعات و رسانه های نوشتاری آمدید؟

دلیل عمده آن در مقرراتی بود که در تلویزیون وجود داشت و قابلیت تطبیق با آنها را نداشتم. علاوه  بر آن در حوزه سینما تنها، مجله فیلم به چاپ می‌رسید که مورد علاقه من نبود.

• مشکل شما با مجله فیلم تا چه اندازه حرفه ای بود؟

به نظرم مجله فیلم نگاه های رسمی‌ را بازتاب می‌داد. مجله فیلم از سینمای خارج از محدوده تاثیرگذاری اجتماعی معبدی ساخته بود. به طوری که قدرت آتشفشانی سینما را انکار می‌کرد. عمدتا سینمای روشنفکری اروپایی را ترویج می‌داد. به نظر من مجله ای بود با دیدگاه چپ رادیکال در حوزه فرهنگ.

• پس تصمیم گرفتید یک مجله سینمایی منتشر کنید.

به نظرم سینما در یک فضای بسته و کوچک دیده می‌شد، به گونه ای که فقط اقلیت کوچکی در آن حضور داشتند و آن را درک می‌کردند. اما من سینما را گسترده تر از این می‌دیدم. به همین دلیل در مجله «دنیای تصویر» فلسفه، دین، سیاست‌، جامعه شناسی و... را وارد سینما کردم. چون به عقیده من سینما معبد نیست بلکه آموزگار تفکر است.

من هیچ  وقت خودم را مطبوعاتی نمی‌بینم و از جمله کسانی هستم که کار روزنامه را نمی‌پسندم. چون اعتقاد دارم روزنامه امروز، زباله فردا است. به همین دلیل با وجود اصرارهای زیاد زیر بار انتشار روزنامه فرهنگی نرفتم. به نظرم چیزی که اسیر سیاست روز باشد، نمی‌تواند بیانگر حقیقت باشد. شما چیزی را که در روزنامه می‌نویسید حرف دیگران است نه حرف شما، ‌مگر شما  چقدر حرف دارید که هر روز بگویید. از طرفی  به نظر من مجله محل بروز اندیشه است زیرا زمان کافی وجود دارد

• آیا این اعتقاد شما نزدیک به نگاه مجله فیلم نیست؟

به نظر من مجله فیلم، سینما را جدا از واقعیات جامعه می‌بیند. در مجله دنیای تصویر مقالات و نوشته ها بازتاب دهنده زمانه خود هستند. در مجله فیلم هنر به عنوان محصول فرد در نظر گرفته می‌شد و بخش صنعتی سینما و البته بخش تاثیرگذار سینما حذف شده بود.

دنیای تصویر

• قبل از انتشار مجله دنیای تصویر دیگر در چه نشریه ای  فعالیت داشتید؟

در مجله «فرهنگ و سینما» فعالیت داشتم که امتیاز آن متعلق به آقای انوار بود. در سال 68 من عضو هیات تحریریه اول بودم، این  مجله در آن زمان تنها رقیب مجله فیلم بود.

• وقتی مجله  دنیای تصویر منتشر شد رقبای  شما چه نشریاتی بودند؟

تنها مجله فیلم بود که سابقه ای 10 ساله داشت. من معتقد بودم مجله دنیای تصویر باید نقش آموزشی داشته باشد. تفاوت آن با ژورنالیسم این است، در ژورنالیسم مقالات و نوشته ها معمولا با بازخورد منفی مواجه می‌شوند ولی مجله ما هرگز با بازخورد منفی مواجه نشده است. چون موضع آموزشی را هدف قرار دادیم و مزیت این گونه هدف گذاری این است که شما در نقد، خودتان را در مقام مقابله با فیلمساز قرار نمی‌دهید، بلکه به عنوان فردی که از منظری دیگر سینما را می‌بیند نقد می‌کنید. همچنین مانع نگاه مردم نمی‌شوید.

• آیا این روش در جهت رقابت انجام گرفت یا شیوه کاری شما همین است؟

همواره به رقیب بی توجه بودم. همواره تمایل داشتم مجلات دیگری نیز در صحنه باشند. چون با تاکیدها و نقدهای غیر مستقیم و مستقیمشان به ما کمک می‌کردند.

• در دنیای تصویر نقد فیلم چطور صورت می‌گیرد؟

نقدها توضیح  فیلم هستند وهیچ گونه نظریه ای درنقدها وجود نداشت. من مایلم راجع به فیلم ها نظریه پردازی شود و سعی کردم جریان شناسی کنم. در بحث های کلان سعی کردم میزگرد تشکیل دهم که در مطبوعات سینمایی رسم نبود.

• آقای معلم مجله را می‌پسندد یا روزنامه؟

من هیچ  وقت خودم را مطبوعاتی نمی‌بینم و از جمله کسانی هستم که کار روزنامه را نمی‌پسندم. چون اعتقاد دارم روزنامه امروز، زباله فردا است. به همین دلیل با وجود اصرارهای زیاد زیر بار انتشار روزنامه فرهنگی نرفتم. به نظرم چیزی که اسیر سیاست روز باشد، نمی‌تواند بیانگر حقیقت باشد. شما چیزی را که در روزنامه می‌نویسید حرف دیگران است نه حرف شما، ‌مگر شما  چقدر حرف دارید که هر روز بگویید. از طرفی  به نظر من مجله محل بروز اندیشه است زیرا زمان کافی وجود دارد.


منبع: سایت آموزش همشهری

گروه سینما و تلویزیون تبیان

 

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین