سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
درباره سینمای ایران، فیلم های زیادی ساخته شده. این روزها، جشن خانه سینما برگزار خواهد شد و روز سینما را پشت سر گذاشته ایم. بد نیست به این مناسبت ها، نگاهی به این لیست بیندازیم
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

سی فیلم درباره سینمای ایران

 

سینما

در روز ملی سینما، مروری بر فیلم‌هایی كه در 30 سال اخیر درباره سینمای ایران ساخته شده، خالی از لطف نیست. به فهرست 30‌ تایی زیر البته می‌توان فیلم‌های دیگری مثل ناصر‌الدین شاه آكتور سینما، هنرپیشه، سلام سینما، نون و گلدون كه درباره سینمای ایران ساخته شده‌اند و نیز فیلم‌هایی چون مرسدس، راز مینا، دعوت، گل یخ، بلندی‌های صفر و ... كه نیم‌نگاهی به سینما داشته‌اند را نیز جای داد.

 

1- شبح كژدم (كیانوش عیاری - 1366): محمود كه علاقه مند به فیلمسازی است فیلمنامه‌ای به نام شبح كژدم نوشته است. او به دنبال تهیه كننده به هر دری می‌زند و عاقبت تصمیم می‌گیرد كه با همكاری دوستش حسن اكشن كار، كه سیاهی‌لشگر فیلمفارسی است، فیلمنامه را در زندگی واقعی بازی كنند. محمود همراه نامزدش پس از دستبرد به یك جواهر فروش می‌گریزد. نامزدش او را شماتت می‌كند. محمود در ادامه اجرای موضوع فیلمنامه به حسن نارو می‌زند و جواهرات را در یكی از ایستگاه‌های تله‌كابین پنهان می‌كند. برادر محمود كه به جریان سرقت مشكوك شده با همكاری حسن به تعقیب محمود می‌پردازد. طبق فیلمنامه، محمود قرار است در تله‌كابین خودكشی كند. اما حسن و برادر محمود او را گرفتار می‌كنند. حسن كه می‌خواهد به آن دو نارو بزند، در میان برف‌ها می‌میرد. محمود با مشاهده مرگ حسن به خود می‌آید.

 

2- گراند سینما (حسن هدایت - 1369): داستان فیلم درباره ورود و توسعه سینما و سینماداری در ایران است و وصف مشاجره‌های موسیو روسی خان و موسیو آقایوف كه جیره بگیر سفارت‌خانه‌های روسیه تزاری و بریتانیای كبیر هستند. فردی به نام قراچه داغی كه از مجاهدان مشروطه است، جوانی به نام معلا را نصیحت می‌كند كه خود را در راه توسعه سینما مانند عوامل اجنبی گرفتار نكند. بعد از هجوم مجاهدان به تهران و تسخیر شهر آقایوف و روسی‌خان بساط خود را بر می‌چینند. به توصیه قراچه‌داغی اداره سینما به دست معلا می‌افتد و... .

 

3- دو فیلم با یك بلیت (داریوش فرهنگ - 1369): یك كارگردان بعد از سال‌ها از آمریكا برگشته تا نخستین فیلم خود را بسازد. هنرپیشه اول مرد فیلم بر اثر سانحه‌ای نمی‌تواند به كارش ادامه دهد. فیلم باید به موقع به جشنواره برسد و كارگردان بعد از جستجوی بسیار، فروشنده دوره گردی را پیدا می‌كند كه شباهت زیادی به هنرپیشه فیلم دارد. كارگردان تصمیم می‌گیرد از وجود فروشنده دوره گرد در فیلم استفاده كند. از سوی دیگر هنرپیشه اول زن درگیر مسائل خانوادگی است و قصد سفر به آمریكا را دارد. كارگردان، هنرپیشه بدل و هنرپیشه زن هركدام با تجربه تازه‌ای روبرو می‌شوند... «دو فیلم با یك بلیت» فیلمی است درباره سینما و آدم‌هایش... .

در روز ملی سینما، مروری بر فیلم‌هایی كه در 30 سال اخیر درباره سینمای ایران ساخته شده، خالی از لطف نیست. به فهرست 30‌ تایی زیر البته می‌توان فیلم‌های دیگری مثل ناصر‌الدین شاه آكتور سینما، هنرپیشه، سلام سینما، نون و گلدون كه درباره سینمای ایران ساخته شده‌اند و نیز فیلم‌هایی چون مرسدس، راز مینا، دعوت، گل یخ، بلندی‌های صفر و ... كه نیم‌نگاهی به سینما داشته‌اند را نیز جای داد

4- شرم (كیومرث پوراحمد- 1370): مجید یك فیلم هشت میلی متری می‌سازد كه صحنه‌هایی از آن تاریك است. مجید برای تكرار آن صحنه‌ها به نگاتیو با حساسیت زیاد و در نتیجه مقداری پول نیاز دارد. او با كارگری پولی مهیا می‌كند، اما قبل از خرید نگاتیو یكی از آشنایان او به نام آقای كیوان كاری به او می‌سپارد، كه مجید در رو دربایستی پولش را از دست می‌دهد. مجید برای باز پس گرفتن پولش از آقای كیوان با شرم و حیا به هر دری می‌زند، اما بازی ذهنی او راه به جایی نمی‌برد. پایان این بازی قرینه اول آن است: صحنه از فیلم‌برداری فیلم «شرم» به كارگردانی كیومرث پوراحمد.

 

5- دلاوران كوچه دلگشا (حسن هدایت- 1371): فیلمساز سالخورده‌ای، پس از دریافت جایزه جشنواره، زمانی كه در خانه اش به آلبوم قدیمی فیلم‌های جفتی نگاه می‌كند، دوران كودكی را به یاد می‌آورد: جمال كودك خردسال بی‌مادری است كه عاشق سینما است، در حالی كه پدرش سركار سارنگ سانسورچی اداره نظمیه است و شب‌های جمعه با گرفتن مبلغی، به سینمای شهر می‌رود و فیلم ها را بازبینی می‌كند. صاعقه، جوان پرشوری كه شیدای سینما است، خواهر جمال را دوست دارد اما سركار او را قابل دخترش نمی‌خواند و منتظر بازگشت پسر رئیس نظمیه از سفر تركیه است. در عین حال خود سركار سارنگ كه زنش را سال ها پیش از دست داده، به گلدونه خانم مادر صاعقه ارادت دارد و هر روز به بهانه ای به كافه‌ای كه او اداره می‌كند، می‌رود و...

 

سوپراستار

6- خاكستر سبز (ابراهیم حاتمی‌كیا- 1372): هادی به منظور انجام تحقیقات خود جهت فیلمسازی روانه كرواسی می‌شود. عزیز دوست هادی در جریان مسافرت او به كرواسی با در اختیار قرار دادن یك نوار كاست، یك قطعه عكس، و یك نیمه پلاك از وی برای یافتن دختری بنام فاطمه كمك می گیرد. هادی به وسیله آشنایی با زنی بنام حنیفه كه آشنا به زبان فارسی است به جستجوی فاطمه می‌پردازند. در این میان هادی پی به رابطه قبلی عزیز و فاطمه برده و متوجه می شود كه آنها قصد ازدواج داشته اند كه این مطلب توسط اصغر دوست مشترك میان عزیز و هادی پنهان می‌شود. پلیس كرواسی هادی را به علت نداشتن ویزای آن كشور از كرواسی بیرون كرده و هادی و حنیفه در جستجوی فاطمه به بوسنی و جبهه جنگ منتقل می‌شوند. هادی در جریان درگیری نیروهای بوسنیایی صرب مجروح شده و به عقب منتقل می‌شود. فاطمه نیمه پلاك را بدون یافتن هیچ اطلاعاتی از آن پیدا نمی‌كند.

 

7- زمین آسمانی (محمدعلی نجفی- 1373): یك فیلمساز قصد دارد فیلمی درباره ساخته شدن كعبه توسط حضرت ابراهیم بسازد. او برای ایفای نقش هاجر به دنبال یك بازیگر غیرحرفه‌ای است. در بین نامزدهای این نقش، دختری به نام لیلا انتخاب می‌شود. فیلمنامه را برای مطالعه به لیلا می‌دهند. در همین زمان دختر جوانی به نام نرگس كه از بستگان لیلا است، به بیماری سختی مبتلا می‌شود. لیلا از یك طرف گرفتار معالجه نرگس است و از طرف دیگر با ماجرای فیلمنامه در گیر می‌شود...

 

8- زیر درختان زیتون (عباس كیارستمی- 1373): كارگر جوانی كه در روستایی در اطراف رودبار زندگی می كند به دختری علاقه داشته و از او خواستگاری كرده است. خانواده دختر به این دلیل كه كارگر جوان، خانه و كاشانه ای از خود ندارد و خود دختر به این علت كه جوان سواد ندارد با این ازدواج مخالفت كرده اند. كارگر جوان، كه سال ها به كار ساختن خانه برای روستائیان مشغول بوده دل شكسته كارش را رها كرده است. با وقوع زلزله رودبار كلیه خانه‌ها ویران می‌شود و والدین دختر در این حادثه زیر آوار می‌مانند. این بار استدلال جوان برای دختر این است كه با وقوع زلزله بسیاری از مردم چون او، خانه و كاشانه‌ای ندارند. اما دختر كماكان از ازدواج با او طفره می‌رود، تا این كه یك گروه فیلمبرداری به روستا می‌آید تا از وقوع زلزله فیلم بگیرد. دختر و پسر جوان به عنوان بازیگران غیرحرفه‌ای فیلم انتخاب می‌شوند و كارگردان كه شاهد كوشش‌های جوان كارگر برای جلب رضایت دختر است به تصویر كردن ماجرای آن دو علاقه‌مند می‌شود.

یك فیلمساز قصد دارد فیلمی درباره ساخته شدن كعبه توسط حضرت ابراهیم بسازد. او برای ایفای نقش هاجر به دنبال یك بازیگر غیرحرفه‌ای است. در بین نامزدهای این نقش، دختری به نام لیلا انتخاب می‌شود. فیلمنامه را برای مطالعه به لیلا می‌دهند. در همین زمان دختر جوانی به نام نرگس كه از بستگان لیلا است، به بیماری سختی مبتلا می‌شود. لیلا از یك طرف گرفتار معالجه نرگس است و از طرف دیگر با ماجرای فیلمنامه در گیر می‌شود...

9- آرزوی بزرگ (خسرو شجاعی - 1373): نویسنده‌ای با نام «بهروز بهروزان» پس از مدتی تلاش موفق می‌شود فیلمنامه‌ای را كه نوشته است، به تصویب برساند. حالا گمان می‌كند درهای موفقیت به رویش باز شده و به همه آرزوهایش خواهد رسید. و همسرش «رویا» را به این امید كه به‌زودی زندگی آن‌ها تغییر خواهد كرد، شادمان می‌سازد. او به دفاتر مختلف و تهیه كنندگان متنوعی مراجعه می‌كند، اما هر كدام از آن‌ها می‌خواهند عقاید و سلیقه‌های خود را وارد فیلمنامه‌ كنند كه او موافق نیست و این مشكلاتی را برای او پیش می‌آورد، اما نهایتاً پس از ماجراهای بسیار، برد با او است و سرانجام زندگی او و همسرش شكل می‌گیرد...

 

10- یك داستان واقعی (ابوالفضل جلیلی- 1373): ابوالفضل جلیلی در جستجوی پسربچه‌ای برای بازی در فیلم جدیدش پسر ساعت بیش از سه ماه جستجو می كند اما چهره مطلوب خود، یك نوجوان سیزده ساله با نام احمد كه كارگر نانوایی است، می یابد. وقتی مهدی اسدی (دستیار جلیلی) به سراغ او می رود، او را از كارگاه اخراج كرده‌اند. جلیلی در جستجوی او، به محل اقامتش می رود و نظرش را برای بازی در فیلم جلب می‌كند، اما بعداً می‌فهمد كه احمد دچار مشكل و بیماری است. از این پس، جلیلی كارش را رها كرده و در پی درمان مشكل او برمی‌آید...

 

11- عروس كاغذی (حجت‌الله سیفی-1374): الفت، روزنامه‌نگاری كه اصرار دارد دردهای جامعه را منعكس كند، پاورقی تازه‌اش را به نام «عروس كاغذی» به دوستش برهان می‌دهد تا براساس آن فیلمی بسازد. برهان، خاطره ـ همسر الفت ـ را برای نقش اصلی درنظر می‌گیرد و فیلم ساخته می‌شود. به تدریج خاطره با بازی در فیلم‌های دیگر، شغلش در آموزش و پرورش را رها می‌كند و نسبت به الفت و فرزند خردسالش بی‌اعتنا می‌شود. الفت با دیدن خاطره در كنار برهان، دچار سوء تفاهم می‌شود و برهان را به محل بازی‌های كودكانه‌شان می‌كشاند و كتك می‌زند. خاطره با دیدن عكسی متعلق به دوران كارش در مدرسه و نیز خواندن نامه یكی از دانش آموزان سابقش كه زمانی خاطره برای حل درگیری‌های پدر و مادرش تلاش كرده بود، به خود می‌آید. او پس از رد پیشنهادهای بازیگری، با الفت در دفتر كارش تماس می گیرد و قراری در خیابان می‌گذارد. الفت با دختر خردسالش به سوی محل قرار حركت می‌كند، اما در حالی كه خاطره منتظر است، بین راه اتومبیل الفت در اتوبان تصادف می‌كند.

 

12- ابر و آفتاب (محمودكلاری - 1375): در نمای آخر فیلمی كه در یكی از روستاهای شمال كشور فیلمبرداری می‌شود، قرار است مرگ پیرمردی كه شخصیت اول فیلم است، همراه با پایین آمدن یك فرشته از بالای درخت فیلمبرداری شود. برخلاف دیگر فصل‌های فیلم كه در هوایی ابری فیلمبرداری شده‌اند، این صحنه باید در هوایی آفتابی گرفته شود. گروه آماده فیلمبرداری است، اما آسمان تا چند روز صاف نمی شود. در حالی كه همه افراد گروه منتظر كنار رفتن ابرها هستند تا آخرین صحنه هم تمام شود، از تهران برای پیرمرد پیغام می‌رسد كه همسرش بیمار شده و حالش وخیم است. پیرمرد كه نمی تواند منتظر آفتاب و فیلمبرداری نمای آخر بماند، به تنهایی راهی تهران می‌شود. به پیشنهاد دستیار كارگردان، گروه تولید نیز پس از بریدن درخت و بستن آن روی سینه موبیل، به دنبال پیرمرد كه سوار یك اتومبیل كرایه شده به راه می‌افتد. سرانجام پیرمرد با اصرار دستیار كارگردان و پسر جوانی كه بازیگر نقش فرشته است و علاقه خاصی به پیرمرد دارد، متقاعد می‌شود تا در میان راه صحنه آخر را بازی كند. چون از درخت قبلی طی راه چیزی جز چند شاخه باقی نمانده، نمای پایانی زیر درخت دیگری فیلمبرداری می‌شود. با تلاش گروه سرانجام صحنه آماده فیلمبرداری می‌شود؛ ولی در موقع فیلمبرداری، پیرمرد به جای گفتن دیالوگش با سوز و گداز از همسرش می‌گوید و تلخ می‌گرید. در همین بین توفانی غریب در می‌گیرد كه ادامه كار را با برداشت های دیگر ناممكن می‌سازد. پیرمرد مجدداً گروه را رها می‌كند و خود به سوی تهران به راه می‌افتد. اعضای گروه فكر می‌كنند همین نما می‌تواند پایان خوبی برای فیلم باشد. در نهایت پیرمرد خود را به بیمارستان می‌رساند و به ملاقات همسرش می‌رود.

 

سینما سینماست

13- سینما سینماست (سیدضیاءالدین دری- 1376): رضا كیانیان كارگردان سینما و دستیارش به همراه منشی كیانیان بعد از جستجوی بسیار، ماندانا را برای ایفای نقش اول فیلم خود در نظر می‌گیرند. اما خانواده ماندانا با بازی او در فیلم مخالف‌اند. از طرفی نامزد ماندانا، ایمان كه دانشجوی رشته سینما است اعتقاد دارد ماندانا باید در فیلم او ایفای نقش كند. اما ماندانا كه دور از چشم خانواده و نامزدش با رضا كیانیان در تماس است و برای آموزش نزد یاسمین ملك‌نصر بازیگردان فیلم می‌رود كم‌كم به كارگردان علاقه مند می‌شود و به كیانیان پیشنهاد ازدواج می‌دهد، كیانیان از این پیشنهاد برآشفته می‌شود و این نوع برخوردها را باعث مخالفت‌های خانواده‌های دختران و زنان برای بازیگری آن‌ها می‌داند اما با وجود مشكلات زیاد كارگردان بالاخره با تمهیدات بسیار موافقت پدر ماندانا را برای بازی او می‌گیرد.

 

14- باد و شقایق (سیدضیاالدین دری - 1376): رامین پرتوی، كارگردان و بازیگر مشهوری كه بر اثر اعتیاد و سپس گذراندن محكومیت در زندان، كارش را در سازمان صدا و سیما از دست داده و هشتمین سال بیكاری خود را می گذراند، تلاش می كند بار دیگر فعالیتش را از سر بگیرد، اما به دلیل پیشینه‌اش به او كار نمی‌دهند. او كه به دلیل اعتیاد، از سوی همسر و تنها دخترش غزل نیز طرد شده، تصمیم به خودسوزی می‌گیرد. اما به پیشنهاد یكی از مسئولان سیما قرار می‌شود فیلمی را كارگردانی كند. رامین به عزت‌الله انتظامی كه برای استخدام دوباره او در سازمان تلاش بسیاری كرده می‌گوید كه می‌خواهد فیلمی درباره اعتیاد كه در واقع حكایت اوست، بسازد و...

 

15- تختی (بهروز افخمی - 1376): تهیه كننده فیلم «جهان پهلوان تختی» در پی فوت علی حاتمی كارگردان فیلم ساخت آن را به فیلمساز جوانی كه با همسرش كار می كند می سپارد كارگردان و همسرش در پی تحقیق و تهیه اطلاعاتی در جهت تنظیم و نگارش فیلمنامه به منزل مرحوم حاتمی می‌روند و همسر مرحوم حاتمی مقداری اسناد و مدارك جمع آوری شده را به آن‌ها می دهد. كارگردان به همراه دستیارش به محل‌های مختلف می‌روند و در پی گفتگو با افرادی كه با تختی دوست و همكار بوده‌اند به نظرات مختلفی دست پیدا می‌كنند...

 

16- بدلكاران (مهدی صباغ‌زاده- 1376): فیروز، سال‌هاست كه در سینما به عنوان بدلكار فعالیت می‌كند. او سال‌هاست كه مخارج تحصیل برادرش را در خارج فراهم می كند. حالا او كه پزشك شده است خبر می‌دهد كه به همراه نامزدش و پدر او كه مرد متمولی است قصد سفر به ایران دارد. مشكلی در بین است، در همه سال‌هایی كه برادر فیروز به تحصیل اشتغال داشته، گمانش این است كه فیروز تهیه كننده و كارگردان مشهوری در سینما است. مشكل بزرگی است، اما خانم سرمد كارگردان آخرین فیلم او- و بقیه همكارانش سعی می‌كنند این مشكل را برطرف كنند و اگر چه موانعی در این راه پیش می‌آید، اما در نهایت، جامعه سینمایی او را یاری می كند كه وجهه ساخته شده را نزد خانواده برادرش حفظ كنند.

 

17- دختر دایی گمشده (داریوش مهرجویی - 1377): دختر دایی به دریا می‌رود و گم می‌شود، اما مدتی بعد، پروازكنان با دو بال سفید در میان ابرها برمی‌گردد. پسر عمه (علی) كه بازیگر است و برای بازی در فیلمی در جزیره كیش است، بازگشت دختر دایی را باور می ‌كند و حتی با او در آسمان پرواز می ‌كند. گروه نگران می‌شود ولی علی صحیح و سالم بازمی‌گردد.

 

بانوی اردیبهشت

 18- بانوی اردیبهشت (رخشان بنی‌اعتماد- 1377): فروغ كیا فیلمسازی است كه از شوهرش جدا شده و با تنها پسرش زندگی می كند. او تصمیم دارد برای دفتر پژوهش های دكتر رهبر فیلمی درباره مادر نمونه بسازد. فروغ با زنان بسیاری روبرو می شود و با آن‌ها مصاحبه می‌كند و همین او را مبهوت می‌كند كه مادر نمونه واقعا چه كسی است. از سوی دیگر خودش نیز به عنوان یك مادر در خانه موقعیت دشواری را از سر می‌گذراند. پیشنهاد ازدواج دكتر رهبر. فروغ را سردرگم كرده است، به ویژه كه مانی فرزندش تحمل ازدواج مادر را ندارد. در پایان فروغ تصمیم خود را می‌گیرد و به رغم واكنش‌های تند مانی، به دكتر رهبر تلفن می‌كند و...

 

19- میكس (داریوش مهرجویی -1378): چند روز بیشتر به شروع جشنواره نمانده و فیلمی كه خسرو ساخته در مرحله صداگذاری دچار مشكل شده، فرسودگی دستگاه‌های فنی، قطع و وصل مدام برق، آماده نبودن موسیقی متن و خستگی عوامل فنی كه به طور شبانه روزی مشغول به كار هستند باعث ایجاد فضایی پرتنش و عصبی كننده شده است. از سوی دیگر الزام حضور فیلم در جشنواره كه شرط لازم برای نمایش عمومی آن در سال آینده است، باعث شده تهیه كننده هم لحظه به لحظه فشار بیشتری برای آماده شدن فیلم به خسرو وارد كند، در حالی كه هنوز مونتاژ فیلم كامل نشده و حتی چند صحنه ای را كه در مراحل آخر فیلمبرداری كرده‌اند از لابراتوار به دستشان نرسیده است. خسرو تمام انرژی خود را به كار می گیرد و با خواهش و تمنا عوامل را تشویق به ادامه كار می‌كند. در حالی كه امیدی به آماده شدن فیلم در زمان مقرر نیست. ناصر چشم‌آذر آهنگساز فیلم هم دچار بحران روحی است و از آماده كردن موسیقی متن طفره می‌رود و وقتی خسرو با شگردهای مختلفی او را به استودیوی ضبط موسیقی می‌برد، خستگی نوازندگان مانع از اجرای موسیقی می‌شود و دست آخر چشم آذر یك‌تنه با سینتی سایزر موسیقی را اجرا می‌كند. در میان هجوم این مصائب كه باعث افزایش استرس خسرو شده، گروه سازنده فیلم هم‌چندان دل به كار نمی‌دهند و بار نگرانی او را با همكاری‌شان كاهش نمی‌دهند و...

 

20-  بوی كافور عطر یاس (بهمن فرمان‌آرا- 1378): بهمن فرجامی كارگردان قدیمی سینما بیست سال است كه فیلم نساخته است. تعدادی از دوستان كارگردان او همچون سهراب شهیدثالث، علی حاتمی و بهرام ری‌پور در مدت كوتاهی فوت كرده‌اند و او نیز كه بیماری قلبی دارد گمان می‌كند در چند قدمی مرگ قرار دارد. بنابر این تصمیم می‌گیرد به سفارش تلویزیون ژاپن فیلمی درباره مراسم تدفین خودش بسازد. بهمن فرجامی بسیاری از همكاران سابق خود را خبر می‌كند تا در شرایطی هذیانی فیلم خود را بسازد.

21- رقص با رویا (محمود كلاری - 1379):  كلاری دراین فیلم قصه خود را روایت می كند. كارگردانی از سینمای ایران كه جهت نمایش آخرین فیلمش در جشنواره بین المللی فیلم ماردل پلاتا عازم كشور آرژانتین است. او قبل از حركت ملاقات با بازیگر پیر فیلم قبلی خود دارد و پس از آن مسافرت عجیب خود را آغاز می كند.

22- كاغذ بی‌خط (ناصر تقوایی - 1379): زنی كه در رویاهایش خود را یك نویسنده و فیلمنامه‌نویس موفق می‌پندارد در زندگی واقعی با همسرش سر ناسازگاری دارد...

 

23- مزاحم (سیروس الوند -1380): نیما دادگر و همسر جوانش غزل در حال بازی در یك فیلم هستند. تلفن های مشكوك زیادی باعث ناراحتی نیما و غزل می‌شود. مزاحم به نیما می‌گوید كه او قاتل همسر سابق نیما است و حالا قصد دارد غزل را بكشد. مزاحمت ها با صدای یك زن است و به همین خاطر شك و ظن غزل تحریك می‌شود و نیما و غزل با هم درگیر می‌شوند. بالاخره نیما دختر مزاحم را پیدا می‌كند و اتاق او را پر از عكس‌های خود می‌بیند و در حضور غزل با مزاحم روبه رو می‌شود، ولی...

 

24- عشق فیلم (ابراهیم وحیدزاده- 1381): آقای «مقدم»، كارگردان سینما، روزی به یكی از بیمارستان‌های روانی مراجعه می كند و از مسئولان بیمارستان می‌خواهد كه بیماری شیزوفرنیك را بستری نمایند. مسئولان می‌پرسند: بیمار كیست؟ مقدم جواب می‌دهد: خودم. در بیمارستان، «مقدم» به یاد می‌آورد كه برای ساختن یك فیلم سینمایی، نزد تهیه‌كننده‌ای می‌رود و تهیه كننده، شرط تهیه فیلم را تبدیل فیلمنامه لطیف و عاشقانه او، به فیلمنامه‌ای خشن و حادثه‌ای و البته پر فروش، ذكر می‌كند. مقدم به ناچار می‌پذیرد. اما چند روز بعد، با تغییر سیاست‌های دولت در مورد فیلم و سینما؛ «تهیه كننده»، فیلمنامه جدید را به‌دلیل خشن و حادثه‌ای بودن، شایسته تولید نمی‌داند. تا این كه...

 

ستاره می شود

 25- ستاره‌ها؛ جلد 1: ستاره می‌شود (فریدون جیرانی- 1384): رفیع گلكار بازیگر قدیمی تئاتر است كه دوران پیری را روی ویلچر و با دختر جوانش پونه سپری می‌كند. پونه سیاهی‌لشكری است كه رؤیای ستاره شدن در سینما دارد. مسعود مسئول جمع آوری سیاهی‌لشكرها به پونه علاقه‌مند است و قصد دارد با او ازدواج كند. پونه به سختی نقش كوتاهی در فیلم تازه برای پدرش پیدا كرده و پدر در خانه مشغول تمرین كردن است تا جلوی دوربین برود و...

 

26- ستاره‌ها؛ جلد2: ستاره است (فریدون جیرانی- 1384): فرزانه مشرقی ستاره مشهور سینماست كه قرار است نقش یك زن معتاد و توزیع كننده مواد مخدر را در فیلمی بازی كند. او با لباس معتادان در پاركی واقع در جنوب شهر مستقر می شود. یك زن جوان جنوب شهری در پارك به مشرقی نزدیك می شود و وی به گمان اینكه او نیز هنرپیشه است به دنبالش رفته و از گروه فیلمبرداری جدا می شود. مشرقی در خانه زن جوان درگیر حقایقی تلخ می شود كه...

كوروش زند یك سوپراستار جوان سینما است كه موفقیت و شهرت، او را به آدمی مغرور و خوش گذران و غرق در فساد تبدیل كرده است. سر صحنه فیلمبرداری یكی از فیلم‌هایش دختر نوجوانی سعی می‌كند خودش را به او نزدیك كند و كوروش، دخترك را كه خودش را رها عظیمی معرفی می كند، به خانه اش می‌برد. رها ادعا می‌كند كه دختر كوروش از نخستین زن زندگی او ـ مهناز ـ است؛ زمانی كه او در شانزده سالگی با مهناز آشنا شده بود و...

27- ستاره‌ها؛ جلد3: ستاره بود (فریدون جیرانی -1384): شخصی بارها با خبرنگار روزنامه تماس می گیرد و می گوید یكی از ستاره های قدیمی سینمای ایران به نام روح انگیز مرده و جنازه اش در اتاقی متروك به جا مانده است. رها به هوای اینكه ستاره مرده همان روح انگیز سامی نژاد هنرپیشه دختر لر است با عجله خود را به آن مكان یعنی تئاتر پارس می رساند. در آنجا به سرایدار ساختمان بر می خورد كه درخواست اختصاص قبری برای روح انگیز در قطعه هنرمندان را دارد اما...

 

28- توفیق اجباری (محمدحسین لطیفی -1386): «توفیق اجباری» داستان بازیگری با نام رضا گلزار است كه از همسر خود جدا شده است. رضا و همسرش یكدیگر را دوست دارند اما برخی ارتباطات رضا باعث بدبینی همسر سابقش از او می‌شود.

 

29- وقتی همه خوابیم (بهرام بیضایی - 1387): قصه‌ای درباره ستاره‌های سینما و فشار تهیه‌كنندگان ایرانی بر روند تولید فیلم‌ها. چكامه چمانی كه همسر و فرزندش را در تصادف اتومبیل از دست داده و وكیل خانواده راننده خاطی به او برای دادن رضایت فشار و مزاحمت وارد می‌كند، با مرد تازه از زندان آزاد شده‌ای به نام نجات شكوندی آشنا می‌شود. نجات برای چكامه تعریف می‌كند كه زمانی به دلیل مسائل مالی برادران همسرش ترنج (برادران چاوشی) در حبس بوده و با پولی كه ترنج با مایه گذاشتن از شرافت خود فراهم می‌كند آزاد می‌شود و... در فیلم، قصه‌ فیلم در فیلم به نوعی با قصه فیلمی درباره پشت صحنه تولید گره می‌خورد و ...

 

سوپراستار

30- سوپراستار (تهمینه میلانی- 1387): كوروش زند یك سوپراستار جوان سینما است كه موفقیت و شهرت، او را به آدمی مغرور و خوش گذران و غرق در فساد تبدیل كرده است. سر صحنه فیلمبرداری یكی از فیلم‌هایش دختر نوجوانی سعی می‌كند خودش را به او نزدیك كند و كوروش، دخترك را كه خودش را رها عظیمی معرفی می كند، به خانه اش می‌برد. رها ادعا می‌كند كه دختر كوروش از نخستین زن زندگی او ـ مهناز ـ است؛ زمانی كه او در شانزده سالگی با مهناز آشنا شده بود و...


منبع: خبرگزاری فارس

گروه هنر تبیان

 

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین