سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
هیچ کس دوستی آن ها را وانخواهد رسید در کتاب های کوان بصیرت. هیچ کس نام شان را به یاد نمی آورد. من گاهی به آن ها می اندیشم، ایستاده، مبهوت از اندوه، ...
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

ضربان دل تنها یکی را می شناسد

اشعاری از جین هیرشفیلد
ضربان دل تنها یکی را می شناسد

یاد آوری منظرهایی از سلسله سانگ

رنگ باخته ترین پراشهی مرکب سنگ سود

ماه را گشوده به جای می نهد: حلقه نقاشی نشده،

چه گونه به این سبکی برمی فرازد؟

پایین، کوه ها

خود را در رویا گم می کنند

کلبه ای تنها با بام نیین.

کلبه نه این که معنا ببخشد

به کوه ها یا به ماه –

بلکه تنها جایی ست که چشم را استراحتی دهد

پس از سفری دراز، همین و بس.

و دل، نانوشته،

آرام می گیرد با چنین چیزهای کوچکی:

فنجانی چای سبز نجات می دهد ما را،

ژرف و بزرگ می گسترد دریاچه ای.

 

شعر با دو پایان

بگو «مرگ» و اتاق سراسر یخ می بندد-

حتی کاناپه ها از جنبش باز می مانند

حتی لامپ ها.

مثل سنجابی که ناگهان خبر یابد

که نگاهش می کنند.

پیوسته واژه را بر زبان آور،

و چیزها پیش رفتن آغاز می کنند.

زندگی ات شکل ملغمه آرام ناپذیر

نوار فیلم قدیمی ای را به خود می گیرد.

به گفتن اش ادامه بده، لحظه پس از لحظه

در دهان نگاهش دار،

هجای دیگری به آن افزوده می شود.

بازارچه ای چرخ می خورد به گرد

لاشه سوسکی.

مرگ سیری ناپذیر است، هر زنده ای را می بلعد.

زندگی سیری ناپذیر است، هر مرده ای را می بلعد.

هیچ یک هیچ گاه سیراب نمی شود، هیچ یک هیچ گاه

پر نمی شود،

هر یک از آن ها جهان را می بلعد و می بلعد.

چنگال زندگی به همان اندازه قدرتمند است که

چنگال مرگ.  

(اما ای غایب، ای محبوب غایب، آه  کجا؟)

 

شعری که قلبش را در مشت می فشارد

هر دانه ریگی در این جهان حفظ می کند

اندرزش را.

واژه ای مشخص- همین ها، برای نمونه-

ممکن است ضمیری را پنهان کند.

شاید تو عاشق

یا من خودشناس را.

شاید آن دلفریب فیلسوف را.

نهان کاری به سادگی لذت می بخشد.

حتی یک میز گرد می آورد

شانه رازش را، کاغذ های نیمه مچاله

که طی سال ها آرام گرفته اند

پس پشت کشوها.

درختان زیتون غوطه ور در حوضچه آب شور دگرگون

شونده

نقش بسته بر ژرف ترین گودی هاشان

اندکی نمک شیار خورده که که هرگز با زبان یافت

نخواهد شد.

هنوز هم با بی قیدی بسیار،

بدون بر زبان آوردن کلامی،

سیب زمینی ها با کره و جعفری پخته می شود

و دکمه ها به بلوزها چسبانده می شود.

مهمان های مدعو می رسند، سپس وظیفه مندانه

می روند.

 

خوش بینی

بیشتر و بیشتر برای من پیش آمده که بزرگ دارم

سازگاری را.

نه مقاومت ساده بالشی را که ابرک آن دیگر بار و

دیگر بار به همان شکل در می آید، بلکه سخت نای

پرپیچ و خم درختی: راه را تازه بر نور بسته می بیند در

یک جهت، پس به جهت دیگر برمی گردد.

بینشی کور، آری.

اما از دل چنین پافشاری ای سر برمی آورد لاکپشت ها،

رودها، مینو کوندری، انجیرها-

تمام این زمین شیره آلود و جمع ناپذیر.

 

درخت

ابلهانه است

درخت سرخ چوب نورسته ای را گذاشتن

که نزدیک خانه ای بروید.

حتی در این زندگی

ناچاری که برگزینی.

آن موجود آرام بزرگ

این ملغمه ظرف های سوپ و کتاب ها-

از همین حالا نخستین سرشاخه ها به پنجره

می سایند.

کوبه ای به نرمی، به آهستگی و عظمت در زندگی ات.

 

ضربان دل تنها یکی را می شناسد

در چین عهد سانگ

دو راهب، شصت سال دوست،

عبور غازها را تماشا می کردند.

آن ها کجا می روند؟

یکی دیگری رامی آزمود، دیگری که نمی توانست

پاسخ گوید.

سکوت آن لحظه می یابد.

هیچ کس دوستی آن ها را وانخواهد رسید

در کتاب های کوان بصیرت.

هیچ کس نام شان را به یاد نمی آورد.

من گاهی به آن ها می اندیشم،

ایستاده، مبهوت از اندوه،

پرغاز به خرفه های پاییزی آن ها دوخته می شد.

فرو بلعیده با بی پهنگی کوه ها،

اما به هنوز.

همچنان که غازهای به سختی قابل شنیدن

هنوز فرو بلعیده نشده اند.

همچنان که حتی ما، عشق من، به تمامی گم نخواهیم

شد.

 

یک دست

یک دست چهار انگشت و یک شصت نیست

کف دست و بند انگشت تان هم نیست،

رباط ها یا بالش زرد چربی نیست،

زردپی ها، ستاره استخوان مچ، جویبار سیاهرگ ها

نیست.

یک دست نی ضخیم خطوط اش نیست

با شور بی پایان شان

آن چه نوشته شده هم نیست،

نه بر صفحه،

نه بر پیکر شورانگیز.

دست، چمنزاران گرفتن و شکل دادنش هم نیست-

اسفنج برداشتن خمیر نان نیست،

نرمای میله گردانه نیست،

مرکب نیست.

دست های سبز افرا کاسه نمی شود

باران زندگی بخش را.

آن چه تهی می شود خود به آن جا که گشاده است فرو

می ریزد.

دستی که به بالا برگشته تنها پرسشی روشن و واحد

را نگه داشته.

پاسخ ناپذیر، وزوزکننده مثل زنبورها، بلند می شود،

هجوم می برد، فرو می افتد.

 

ترجمه علیرضا حاتمی

تنظیم : بخش ادبیات تبیان

 

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین