سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
مصاحبه با آیت الله سیدعباس حسینی كاشانی توسط iscanews.ir
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

مصاحبه با آیت الله کاشانی

زندگی نامه آیت‌الله سید عباس کاشانی از زبان خودشان

 آیت الله سیدعباس حسینی كاشانی

آنچه در پی می‌آید متن مصاحبه‌ای خواندنی با مرحوم آیت ‌الله سید عباس کاشانی است که در پایگاه اطلاع ‌رسانی معظم‌له قرار دارد.

س :حضرت آیت الله ضمن سپاس از موافقت شما برای انجام این مصاحبه و نـهایتاً انتشار آن به عنوان اولین سؤال به معرفی اجداد خود بپردازید و توضیحاتی در باب خانواده پدری و مادری خودتان و دوران کودکی

ج : بسم الله الرحمن الرحیم

در پاسخ به سؤال شما : از بیت جلیل القدر روحانیت که در کتاب ها مضبوط و مثبوت است، هم از طرف پدر وهم از طرف مادر ؛ جد مادری ما که از اکابر عظمای شیعه بودند، من دوست ندارم بگویم؛ حقیقتاً هم دوست ندارم، اما شما کتابـهای تراجم شیعه را ببینید، کتابـهای رجال را ببینید، همگی مفصلاً از این عالم بزرگ واز شرح حالات ایشان گفته اند، من تصور می کنم چون منتسب به این بیت هستم تعریفی نکنم بـهتر است، اما برای آنکه پرسیدید پاسخی بدهم، مرحوم آیت الله آسید محمد صادق اصفهانی در تخت فولاد اصفهان که مقبره ای ارزنده دارند و بسیار مورد زیارت دوستداران هستند و مقبره ایشان معروف به خاتون آبادی است جد مادری من است و با توجه به اینکه ایشان کاملاً برای دوستداران شناخته شده اند ترجیح می دهم به جای تعریف از ایشان یادی بکنم از نوه دیگر ایشان که واقعاً مظلوم و ناشناخته بودند.

 جناب آقای دکتر بـهشتی که پسر خاله من بودند؛ من هنوز معقتدم اگر ایشان وارد سیاست نمی شد از علمای بزرگ دوران بود و اگر شهید نمی شد، از علمای حکومت اسلامی بود و آن قدر که امام خمینی قدس الله سرّه به ایشان علاقه مند بودند کم نظیر بود، شاید قضا و قدر چنین بود که بیش از این در دنیا نباشند و به آن وضع فجیع به شهادت برسند، ضمناً این را هم بگویم وجداناً هم می گویم نه تعصباً که باطنی غیر از ظاهر داشت و از خانواده ایشان شنیدم که شبها تا به کی مشغول عبادت بود وگریه ها می کرد! شاید عظمت ایشان در این بود که بیش از این شناخته نشود .

 آیت الله سیدعباس حسینی كاشانی

 و اما خودم در 17 ربیع الأول سال 1350 هجری قمری متولد شدم، همان طور مرسوم بوده پشت قرآن هم پدرم آن را نوشته بود و آن قرآن الآن پیش من است 10 سال از عمرمان نگذشته بود که به امر والدمان جزء طلاب شدیم آن روزها مرسوم بود که طلبه های 10 تا 14 ساله زیاد باشند اکثرشان هم از اکابر و فضلا شدند.

 در همان سن وسالـها مثل مرحوم آیت الله العظمی حاج سید محمد حسین شهرستانی که ایشان در 14 سالگی مجتهد بود، مجتهد مسلم؛ و از استاد بزرگشان آیت الله العظمی اردکانی اجازه اجتهاد داشت که در این اجازه نامه به صراحت از ایشان اعجوبه دهر و فیلسوف زمان یاد شده بود. خیلی مهم است که در 14 سالگی این گونه باشد و از این موارد زیاد بود‌،‌

به هر حال حد فاصل 10 تا 12 سالگی در کربلا تحصیل می کردم که والد ماجد ما آیت الله سید علی اکبر حسینی کاشانی در اثر سکته فوت کردند  و من هم به والده اصرار کردم که اجازه بدهید بروم نجف، اما ایشان قبول نمی کرد و زمان را مناسب نمی دانست بالاخره با اصرار والحاح زیاد در 13 سالگی به سامرا رفتم آن روزها بعد از نجف، سامرا محل علمی بود. در زمان حضرت آیت الله العظمی آقا سید ابو الحسن قدس سره که در عالم روحانیت نظیر ایشان خیلی کم بود، گرچه ناشناخته بودند به هر حال ندانستن مردم دلیل بر عدم واقع نیست واز ایشان هم مردم کم می‌دانند، این حرف را ضمناً آقای گلپایگانی رحمت الله علیه هم تأیید کرده اند و به خودم گفتند. تا پیش از اخراج علما از نجف مجموعه ای بودند در رأس آن 2 عالم بزرگوار، میرزای نائینی قدس سره وآسید ابو الحسن قدس سره بـه هر حال دوسال در سامره بودم وبا عنایت خداوند متعال والطاف مقدس حضرت بقیة الله حضرت مهدی روحی لمقدمه الفدا در حدی شدم که اگر از من چیزی می پرسیدند می توانستم پاسخ دهم.

 آیت الله سیدعباس حسینی كاشانی

 

س : سوال دیگری برایم پیش آمد که آیت الله اصفهانی (خاتون آبادی) جدّ مادریتان چند فرزند داشتند ؟

ج : چهار دختر، پسری هم نداشتند یکی والده مرحوم دکتر بـهشتی یکی هم والده من، دو دختر دیگر ایشان هم به همسری تجار بازار در آمدند .

 

س : خوب راجع به جدّ پدریتان توضیح دهید ؟

ج : ایشان از مراجع بزرگ اسلام بود، جناب آسید محمد مهدی که شاگرد میرزای شیرازی بود و بسیاری از کتب ایشان هم در کتابخانه من موجود است، کتابـهایی در فقه، اصول وفلسفه ضمن اینکه از شاگردان ایشان بسیاری هم از مراجع تقلید شدند پدر من هم شاگرد ایشان بود.

 

س : جد شما در نجف ساکن بود؟

ج:  بله در نجف بود

 

س : آقای خاتون آبادی چطور؟

ج : ایشان هم نجف بود

 

س : پدر ومادرتان چطور؟

ج : نه ایشان در کربلا ساکن بودند

 

س : شما فرزند اول بودید؟

ج : نه خیر، چهار فرزند از مادر من بود، سید محمد، من، سید حسین و یک دختر؛ همشیره ام و من هنوز در قید حیاتیم! جا دارد از سید محمد هم یادی کنم که درس می خواند و سید فاضلی بود، اما در اوائل جوانی از دنیا رفت. اگر می بود یک ملاّی حسابی بود .

 

س : پدرتان همسر دیگری هم اختیار کرد؟

ج : سه تا اختیار کرده بود، اخوی داریم از یک مادر، سه اخوی از یک مادر دیگر، یک همشیره از یک مادر دیگر, امّا از مادرم بگویم که باطنی بزرگ داشت همیشه از خدا می خواستم در قم فوت نشود و شرایطی پیش آید که در نجف به رحمت خدا برود، زیرا در قم ایشان را کسی نمی شناخت و ممکن بود شأن ایشان رعایت نشود، اما خواست خدا بود که ایشان در قم فوت کند، اتفاقاتی افتاد که بر من مسجل شد ایشان و پدرشان نزد خدا عزیزند، چون به قدری شلوغ شد و به قدری از بزرگان و علماء مجلس ترحیم ایشان شرکت کردند که خودم راضی شدم و جالب این که امام خمینی (ره) تأکید و پیگیری کردند تا مقبره آبرومندی هم در حرم تـهیه شد که اگر می خواستیم خریداری کنیم به هیچ وجه در توان ما نبود

 

س : از عموهایتان هم بگوئید؟

ج : عمو هم چهارتا داشتم، جدّ من هم تعدد زوجات داشت وتعداد دقیق آن را هم نمی‌دانم، البته هیچ کدام را ندیدم قبل از به دنیا آمدنم همه فوت شده بودند، اما آسید زین العابدین وآسید محمد از بُعد علمی بسیار موفق بودند و در روضات الجنات و اعلام الشیعة اشاراتی به ایشان شده است .

 

س: مرحوم ابو القاسم کاشانی هم با شما نسبتی داشتند؟

ج : اینقدر شما سراغ نسب ما را می گیرید، من رضایت ندارم، بیائید برای شما خاطره به یاد ماندنی از شیخ عباس قمی بگویم، که خودم او را دیدم با لباس مندرس، عمامه ای که به جرأت من گویم 2 متر نبود باعصایی از چوب خرما که حتی تراشیده نشده بود، لباس های ژنده اما تمیز و صورتی نورانی، چنان نورانی بود که حد نداشت در همان کتاب فروشی که ملاقاتشان کردم؛ اتفاقاً در حضور خودشان هر چه مفاتیح بود را فروختند و خریدار در حالی که با حرارت از نویسنده‌اش تعریف می‌کرد، ایشان را روبه روی خود می دید و نمی‌شناخت! این صحنه اثرات عجیبی در من گذاشت. اما در مورد آیت الله ابو القاسم کاشانی ایشان پسر عموی ما بودند. اولاً خیلی ملاّ بود اگر در سیاست وارد نمی شد یکی از متکلمین بزرگ می‌شد، چون ایشان شاگرد آخوند خراسانی بود، و در درس ایشان زیاد اظهار مطلب می کرد یا به قول امروزی ها شلوغ می‌کرد، آقا ابو القاسم به تمام معنا یک آقا زاده بود پدرش مرجع تقلید بزرگی بود آیت الله العظمی آسید مصطفی کاشانی که در حرم حضرت موسی بن جعفر علیه السلام یک اتاق دارد خودش هم در حرم حضرت عبد العظیم علیه السلام کنار ناصر الدین شاه دفن است. علمش زیاد بود، اما وارد سیاست شد، کل دنیا را هم گشت وقتی به نمایندگی تـهران منصوب شد از تبعید لبنان به ایران وارد شد ساعت 11 صبح آقا از هواپیما پیاده شد، غروب به خانه رسید؛ بس که مستقبلین ایشان زیاد بود، اما سیاست با همین آقا کاری کرد که زمانی تک و تنها می رفت ومی آمد و کسی هم به دیدنشان نمی‌رفت، البته دوباره به عزت رسید و عظمت یافت، اما البته زمانی که به رحمت خدارفته بود، جنازه اش خیلی تکریم شد.

 

س : ارتباطی هم با ایشان داشتید؟

ج : زیاد، هر وقت از کربلا می آمدم منزل ایشان پیاده می شدم .

 

س : خُب بر گردیم به دوران کودکی، از اساتیدتان در آن دوران بگوئید؟

ج : آن زمان طلبه های نجف 18 سالگی 19 سالگی نـهایت 21 سالگی فارغ التحصیل می شدند، من خودم اولین اجازه اجتهادم را از آیت الله آشیخ محمد خطیب گرفتم، استاد دیگرم مرحوم آسید حسن میر قزوینی از متکلمین درس آخوند خراسانی بود، جناب مرحوم آسید محمد طاهر بوشهری بحرانی این اساتید که نام بردم در کربلا بودند. در نجف هم آمیر حسن یزدی، آسید حسین حمّامی و آمیرز عبد الـهادی شیرازی بعدها هم آقای حکیم و در آخر منحصر شد به درس آقای خوئی.

 آیت الله سیدعباس حسینی كاشانی

به هر حال 25  سالم بود که جانشین پدرم در امامت حرم کربلا که مولوی نامی بود وبه رحمت خدا رفته بود شدم و گویا بر سر جانشینی او بین دو دسته اختلاف افتاد، دسته سومی هم مرا معرفی کردند که تا حدود 31 سال امامت جماعت کربلا را به عهده داشتم، خواست خدا بود که از روز سوم به بعد هم بسیار شلوغ شد تا اینکه این یاغی طاغی (صدام) ما را به ایران تبعید کرد .

 

س : حضرت آيت الله , مرجعيت شيعه در زمان مورد بحث (25 سالگي شما) در اختيار که بود ؟ 

ج : آن زمان مرجعيت شيعه در کربلا ونجف پس از فوت مرحوم سيد ابوالحسن بين دو مرجع بزرگ شيعه که سر آمد همه آقايان بودند و محبوبتيشان فوق العاده بود يکي مرحوم آيت الله حاج آقا حسين قمي ودوم مرحوم آيت الله العظمي حاج آقا حسين بروجردي تقسيم شده بود. با فوت حاج آقا حسين قمي مرجعيت در اختيار آقاي بروجردي بود تا 15 سال که پس از آن با فوت آيت الله بروجردي مرجعيت بين 3 , 4 نفر از مراجع بزرگ نجف که سرآمدشان آيت الله العظمي عبد الـهادي شيرازي بود قرار داشت , مرجعيت آيت الله شيرازي هم واقعاً جهانگير بود اما متاسفانه به سال 1382 هـ . ق پس از تنها 2 سال که امر تقليد در اختيار ايشان بود بر اثر سکته قلبي در گذشت پس از آن آيت الله العظمي خوئي , آيت الله العظمي حکيم وآيت الله العظمي شاهرودي پدرهمين آقاي شاهرودي امر تقليد را بعهده داشتند اما آقاي حکيم قدري جلوتر بود.

پس از چند سالي هر دوي آقايان فوت شدند ومرجعيت در دست آيت الله العظمي خوئي ماند وجهان شيعه اکثراً مقلد آقاي خوئي بودند. حالا از حُسن قضايا امر بر حوزه علميه نجف معروف بود که مي توان گفت آقاي خوئي نه تنها مرجعي است که سطوت و تفوّق دارد بلکه نمونه آقاي خوئي در حوزه ها کم پيداشده است.

 خداوند به عظمت اسلام روح علماي شيعه را باروح انبياء محشور گرداند . امروز که نگاه مي کنيم و حوزه

 آیت الله سیدعباس حسینی كاشانی

 هاي آن روزگار را که مشاهده مي کنيم واقعاً حوزه علميه نجف يک حوزه با صفا، با عظمت و با جلالت بود و تا آقاي خوئي بود توجهات به نجف زياد بود تا آنکه ايشان از دنيا رفت.

س : گفته ميشود زمان آيت الله بروجردي بين ايشان وآيت الله اراکي اختلافاتي بوده است؛ تا چه حد آن را درست ميدانيد و يا اطلاع داريد ؟

ج : بنده در اين موضوع اطلاع دقيق دارم وتحقيق کامل هم کرده ام، اختلاف بر دو قسم است :اختلاف غضب وحسد يک وقت هم اختلاف علمي است به گونه اي که روي فلان مسئله شما يک نظر داريد وديگري نظر ديگر . آقاي اراکي مجتهدي عظيم الشان بود ومتفکري قوي الاراده و نابغه اي ممتاز با صفات حسنه .

عظمت وجلالت ومعنويت آقاي بروجردي هم که برهمگان روشن است. اختلاف اين دو از نوع دوم بود؛ اما هيچ وقت حرمتها را نشکستند و با هم نيز رفيق بودند . نمي دانم دشمنان با چه جرأتي اين حرفها را مي زنند بايد پيش امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف )جواب گو باشند

                                                                         التماس دعا


فرآوری برای تبیان: رهنما، گروه حوزه علمیه تبیان

منابع: iscanews.ir و alkashani.ir

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین