سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
آزاد اندیشى علمى
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

 ج. آزاد اندیشى علمى: آزاد اندیشى حوزويان در عرصه هاى علمى, خود داراى مبانى و قواعدى است که به مواردى از مهم ترین آنها اشاره مى کنیم:

الف. فهم حجاب حاصل از علم و دورى جستن از آثار تباه کننده آن. به تعبیر ملاصدرا:

(علم حجابى عظیم است. حجابى که دل را از غفلت و جهالت و از خود پرستى و ساده لوحى و حب جاه و ریاست بیهوده به هرسو گشتن, بى دینى و حرام کارى, قبول مناصب و تقرب به فرمانروایان, دورى جستن از نیازمندان و گوشه گیران و گمنامان باز مى دارد. همگى این کارها نتیجه نادانى و معارض با دانایى است. )10

کنار رفتن این حجاب است که عالمان صالح حوزه را با جهان متفاوتى آشنا مى کند. انس با این جهان است که سبب مى شود تا آنان هرگز به جماعت, درس و بحث و مرجعیت به عنوان دکان نگاه نکنند. آنان سبقت بر دیگران را در وصول به مقامات دنیوى مجاز نمى دانند.

ب. دورى از عالم نمایان جاهل. این حال, بویژه در دوره انحطاط علوم ضرورت مى یابد.

ملاصدرا در نامه خود به میرداماد مى نویسد:

(از انقلاب و تراجع روزگار, چنان صورت ترتیب و تمیز برخاسته و مردم زمان چنان از حرف هنر و فضل مخرب گشته اند که محض کمال را نقص مى دانند و عین شرف را حسَّت مى بینند, انقیاد نفس اماره را, اطاعت اوامر الهیه مى پندارند و خدمت حکام و سلاطین را ترویج شرع مبین نام مى نهند& از لگد این ایام ستمکار صورت امانت سمت خیانت گرفت و کالبد انسانیت به تمایل سبعیت موصوف گشت!)11

ج. اصلاح متد عملى و پرهیز از غرور علمى بى محتوا, از دستاوردهاى آزاد اندیشى است. انسان آزاد اندیش از این فضاها خود را دور نگاه مى دارد و مانع از آن مى شود که این افکار بر دانش او سایه افکند.

آقاى محمد واعظ زاده خراسانى مى گوید:

(امام در درس اصول خود مکرر مى فرمود از این بحث بى فایده و یا کم فایده فارغ شدیم و اینک به بحث دیگرى از همان قماش مى پردازیم. )

همو مى گوید: امام گاهى فرمود:

(شما پس از یک دو دوره خود را بى جهت معطل نکنید و بروید به داد اسلام برسید. اما من چاره اى ندارم جز تکرار همین مطالب. مدرس بیچاره است.)

یا فرمود:

(این درس که ما مى خوانیم, از آن چه در بازار مى گذرد بیگانه است و قابل پیاده شدن نیست, باید فقه اسلامى را آن طور مطرح کرد که قابل عمل و پیاده کردن باشد. )12

مرحوم حائرى, طرفدار اجتناب از حشو و زواید در علم اصول و پرهیز از تفاخر تکاثر به اصطلاحات و مباحث پیچ در پیچ آن بود. آیت اللّه بروجردى نیز مانند سلف خود عمل مى کرد, وى مکرر در درس گفته بود:

(علم اصول, متورم شده است) و (تورم غیر از فربهى است.)13

د. سعه صدر و وسعت نظر. بدون برخوردارى از سعه صدر نمى توان با دیدگاه هاى علمى دیگران رابطه منطقى برقرار کرد. در میان چهره هاى متأخر آقاى بروجردى در شمار مراجعى است که میان شاگردان به سعه صدر معروف بود. او در پذیرش آراى دیگران, داراى وسعت نظر و سعه صدر و وارستگى بود.

در اهمیت وارستگى علمى همین قدر مى توان گفت که: تمام رشد و توسعه علوم توسط افرادى حاصل شده است که از آزاد اندیشى برخوردار بودند. و افراد ناوارسته, توانایى تولید اندیشه, نقد و نیز انتقادپذیرى را ندارند. تنگ چشمى افراد و غیروارستگى, همیشه بر گرداگرد علوم دیوارى کشیده است و داد و ستد علمى را از میان برده است.

ه. روى آورى به دانشهاى مورد نیاز زمانه: درنگ در تاريخ آزاد اندیشى حوزويان نشان مى دهد که در عرصه علم اندوزى, آزاد اندیشان حوزوى از فضاسازیها در پاره اى از حوزه ها هراسى به دل راه نداده و به تحصیل دانشهاى راه گشا و کاربردى پرداخته اند.

محمدحسین کاشف الغطاء در رساله اى به نام (وحده الوجود او وحده الموجود) به بیان دیدگاه حکما و عرفا در این زمینه مى پردازد و از شمارى از فقیهان به خاطر آن که با اهل معرفت به عدل و انصاف رفتار نکرده و آنان را تکفیر کرده اند, انتقاد مى کند و مى نویسد:

(علماى ظاهر و امناى شریعت مى گویند که: سالک این طریق کافر است و قول به وحدت وجود یا موجود از نظر آنان کفر و الحاد است و با قوانین عامه شرایع و ادیان الهى در تضاد است و این قول توالى فاسد فراوانى دارد و شاید همین مطلب مدرک فتواى استاد [سیدمحمد کاظم یزدى] در عروة الوثقى باشد).

و ادامه مى دهد:

(با آن چه ما در این موضوع گفتیم, اشکال چنین تعبیراتى از فقها روشن مى شود و من در این گونه داورى عدل و انصاف و ورع نمى بینم. )14

او حتى شیوه برگذارى مجالس جشن و سرور ولادت معصومین(ع) را نیز نقد مى کند و مردم را به سرور و شادمانى واقعى دعوت مى کند.15

و معتقد بود باید علماى دین, از حوادث نو که در عرصه زندگى پرتحول بشرى ظهور مى یابد, استقبال کنند و به استنباط حکم الهى بپردازند و فقه را در تمام زوایاى زندگى عرضه کنند.16

و. برخوردارى از جامعیت علمى: بيش تر کسانى که در حوزه هاى علميه به آزاد اندیشى دست يافته اند, به لحاظ علمى از جامعیت برخوردار بوده و توانسته اند میان معارف گوناگون, بویژه عرفان, حکمت و فقه جمع کنند. این حالت است که بينش متفاوتى را براى آنان فراهم آورده و فراهم مى کند.

اهميت آزاد اندیشى دانشوران حوزه

بايد ديد آزاد اندیشى عالمان دینى, چه سودى براى توده هاى مردم دارد؟ آیا تنها آنان را از محاصره و گرداب سحر و جادو نجات مى دهد, یا از کید بازار و بازاریان یا از محبس ارباب قدرت؟ یا از قید اخلاقیات بى بنیان؟ یا وهمیات و ظنون؟

آيا آزاد اندیشى مى تواند مردم را به نيروانا برساند و در يک عشق کيهانى مستغرق کند؟

به نظر مى رسد رستگارى بهترین پاداش وارستگى است. مفهوم سنتى معرفت نیز به آزادى و رستگارى مى انجامد. چون این معرفت مرتبط با عقلى شهودى و مکتب حق است. این است تحفه اى که آزاد اندیشان روحانى به وارستگان جامعه مخاطبان خود, با بهره گیرى از ابزار شهودى, عقلانى و حسى به ارمغان خواهند آورد.

در نامه دانشوران ناصرى درباره میرزا ابوالحسن جلوه آمده است:

(او را همتى عادل و طبیعتى متعادل بود. چنانچه هیچ گاه در خیال اش تحصیل مالى نگذشته و امانى و آمالى نداشته, به مضمون (القنیع منیع و الحریص انیس للحرمان) پاى مناعت در دامن قناعت کشیده, تمنا از آشنا و بیگانه نکرده و با آن که با بیش ترى از ارکان ملت و رجال دولت اش الفت است, به قدر ذره از وجودش کلفت بر کسى وارد نیاید. )17

(نتیجه رفتار حکیم آن شده بود که همه به او احترام مى گذاشتند, با این که عالم نمایان چماق تکفیر را نسبت به همه کس بلند مى کردند, درباره او جرأت ژکیدن (آهسته سخن گفتن) نداشتند.)18

پى نوشتها:

1. معرفت و معنویت, دکتر سیدحسین نصر, ترجمه دکتر ان شاء اللّه رحمتى / 520, دفتر پژوهش و نشر سهروردى.

2. مکتوبات و بیانات سیاسى و اجتماعى علماى شیعه, تحقیق و تدوین محمدحسن رجبى و فاطمه رؤیاپور امید/393, نشر نى, تهران 1384.

3. همان / 205 .

4. سیدجمال الدین حسینى, پایه گذار نهضت هاى اسلامى/113 114.

5 . اسفار تصحیح دکتر اعوانى/ 12, صدرا, تهران; ایقاظ الناءمین, صدرالدین محمدبن ابراهیم شیرازى, با مقدمه و تصحیح دکتر محسن مؤیدى/ 12, موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگى, تهران, 1361.

6 . همان.

7 . اندیشه هاى اصلاح طلبانه کاشف الغطاء, سیدجواد ورعى, ویژه نامه کاشف الغطاء, روزنامه جمهورى اسلامى/41, اردیبهشت 1372.

8 . محاوره الامام المصلح کاشف الغطاء الشیخ محمد الحسین مع السفیر البریطانى و الامریکى فى بغداد/12, المطبعه الحیدریه فى النجف, چاپ چهارم, 1373 هجرى.

9 . همان.

01. ایقاظ النائمین, مقدمه/23.

11. نامه ملاصدرا به میرداماد, راهنماى کتاب/762, آبان و آذر 1341.

21. یادنامه استاد شهید مرتضى مطهرى, ج 1/335, مقاله سیرى در زندگى علمى و انقلابى شهید.

31. همان/337.

41. الفردوس الاعلى/216 217.

51. جنة الماوى, شیخ محمدحسین کاشف الغطاء, جمع و رتبه و علق علیه العلامة السید محمدعلى القاضى الطباطبایى/94 95, 1373.

61. گرایش فقهى اجتماعى علامه کاشف الغطاء, محمدسروش محلاتى, آواى بیدارى, ویژه نامه روزنامه جمهورى اسلامى, به مناسبت چهلمين سال رحلت آيت اللّه شیخ محمدحسین کاشف الغطاء, اردیبهشت/41, 1372.

17 . نامه دانشوران ناصرى/523.

18 . زندگانى من, عبداللّه مستوفى/532.

پدیدآورنده: غلامرضا جلالى

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین