سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
همه‌ی آنچه لازم است در مورد ویروس کرونای جدید (COVID-19)، بدانید و بخوانید و بپرسید و ببینید
او زمان و مکان را در هم می‌ریزد و گذشته و حال را به هم پیوند می‌زند؛ شادی و غم، حسرت و طنز و خاطره و خیال را کنارِ هم می‌نشاند و تفکیکِ رویا و واقعیت را دشوار می‌کند؛ ...
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

عبدالقادری با کفش های کتانی

بررسی عامل انتظار ستیزی در مجموعه "عبدالقادری از جنگل آمده بود "

 

عبدالقادری با کفش های کتانی

ناگفته پیداست که اصلی‌ترین  و در عین حال دشوار‌ترین  وظیفه ی یک هنرمند آفرینشِ فضا در اثرش است. در واقع باید گفت که اساسا هنر چیزی جز این نیست و وجه تمایز آثار هنری و غیر هنری در وهله ی اوّل و آخر، در همین فضاسازی‌هایی‌ست که می‌توان گفت هویتِ یک اثر را شکل می‌دهند و به واسطه ی آن‌هاست که هنرمند موفق به برقراریِ ارتباط با مخاطب و برانگیختن و همراه کردنِ احساسات و عواطفِ او می‌شود. انتظارستیزی و غافلگیری نیز از اساسی‌ترین  تمهیداتی‌ست که ممکن است یک هنرمند بصورت آگاهانه و در جهاتِ مختلف به کار بگیرد تا بلکه بتواند بدین وسیله موجباتِ جذایبت، کششِ اثر و درگیر‌کردنِ هرچه بیشترِ ذهن و روانِ مخاطب با آن را فراهم کند. این انتظارستیزی‌ها به خودیِ خود موجبِ ایجاد و تغییرِ فضاهایِ متعددی شده و واضح است که اینها همگی تعلیقاتِ ذهنی مخاطب را به همراه دارند. در اینجا هم انتظار‌ستیزی به تلاش‌های همه جانبه ی سهند آقایی در جهتِ غافلگیری و خلاف آمدِ عادتِ مخاطب اطلاق شده که در حوزه‌هایی نظیر زبان، موسیقی و محتوا صورت گرفته است؛ تلاش‌هایی که همگی در راستای خلقِ فضاهای متعدد و پی در پی و به دنباله ی آن ایجادِ تعلیقاتِ ذهنی در مخاطب عمل کرده و به واقع موجبِ تشخصِ کلیتِ هریک از شعرهای او شده‌اند. او فضا می‌سازد و در نهایت با انتظارستیزی و غافلگیری‌هایِ پی در پی‌اش، فضاهایِ ساخته شده را ناتمام می‌گذارد و به خلقِ فضاهایِ متفاوتِ دیگری دست می‌زند؛ و هم از این روست که در بعضی از شعرهایش می‌توانیم با حالاتِ متعدد و متناقضی روبرو شویم. او زمان و مکان را در هم می‌ریزد و گذشته و حال را به هم پیوند می‌زند؛ شادی و غم، حسرت و طنز و خاطره و خیال را کنارِ هم می‌نشاند و تفکیکِ رویا و واقعیت را دشوار می‌کند؛ و حاصلِ تمامِ این تناقض‌ها و ناتمام گذاشتنِ فضاهایی که در شعرش می‌سازد، تعلیق ذهنِ مخاطب است. در این مطلب به تفکیک و نمایشِ مواردی از جنبه‌هایِ مختلفِ انتظار‌ستیزی و غافلگیری در شعرِ او می‌پردازم:

الف) انتظار‌ستیزی مبتنی بر طرحِ خبرِِ عظیم: رایج‌ترین  نوعِ انتظارستیزی و غافلگیری است که بیشتر در شروعِ شعرها بکار می‌رود:

- عقربه در باران از ساعت ایستاده و شیرجه/ نرفتم...

- افسانه ساختن کاری ندارد...

- دیگر اگر هزاری هم بگویند دریا/ از کنار باران نرو!

ب) انتظار‌ستیزی زبانی: خواننده بر اساسِ سیاقِ کلام و عادتِ معمولِ زبان، انتظار اسم، فعل یا هر کلمه ی مشخصِ دیگری را دارد؛ اما شاعر با استفاده از کلماتی دیگر و  همچنین ایجادِ جابجایی در ارکانِ جمله او را غافلگیر می‌کند:

- ... یلدا نزدیک است؟/ حافظ را با انار می‌خوریم ... (انتظار آمدنِ فعل خواندن می‌رود.)

- ... می‌دانم که در این حباب‌ها به اندازه سال‌ها بنفشه ای/ اما من نیز

کمی‌در این حباب‌ها به اندازه سال‌ها شکسته‌ام ...

(با آمدن عبارتِ میانی "اما من نیز" و در ادامه، تکرارِ به عینِ عبارتِ "در این حباب‌ها به اندازه سال‌ها"، خواننده انتظارِ کلمه "بنفشه ام" را می‌کشد، اما با کلمه "شکسته ام" غافلگیر می‌شود.)

پ) انتظار‌ستیزیِ اجرایی: این نوع از انتظار‌ستیزی بیش از هر چیز به لحن و اجرایِ شعرها متکی است و شاعر بعد از به اوج بردنِ کلام و برانگیختنِ انتظارِ مخاطب در جهتی خاص، با آوردن گزاره‌هایی در خلافِ جهتِ انتظار، او را غافلگیر می‌کند: (سطور مورد نظر برجسته شده اند.)

- ... دروغ نمی‌گویم!/  به رودکی که دروغ نمی‌گویم!/ به نظامی‌که سپاهش همیشه برپا باد!

آرام!/ کجا می‌آیی با من؟/ همین فقط/ دروغ نمی‌گویم!

- نگرانِ چیستی در این حباب‌ها که منم؟/ من آب می‌شوم...

ت) انتظار‌ستیزیِ زبانی و اجرایی‌(تلفیقی): تأثیرگذارترین نوعِ انتظارستیزی که از تلفیق دو نوعِ زبانی و اجرایی حاصل می‌شود:

و تن/ آنجا نمی‌رود که تواَم برای دانه‌های من پرنده بپاشی که کوچ/ نمی‌کنم!

(با جابجایی دو اسم دانه و پرنده غافلگیری زبانی صورت گرفته است و بعد از اوج گرفتنِ کلام شاعر با آوردنِ فعلِ نمی‌کنم! جهتِ جمله را کاملا تغییر می‌دهد.)

- ... در همین فاصله کوتاه/ رویِ شیشه را که دست بکشی/ منظره‌‌ای از کنار غبار سپیدار می‌شود / و روی شاخه سپیدار/ در همین تصویری که دنباله‌اش را   گرفته‌‌ای که چه می‌شود بایست!/ اصلن پنجره را که پاک کنی چه می‌شود؟...

(با آمدنِ سپیدار بجای پدیدار غافلگیری زبانی و در ادامه با تغییرِ لحن و خطابی شدنِ جمله غافلگیری اجرایی صورت گرفته است که فعلِ امرِ بایست این حالت را مؤکدتر می‌کند؛ همچنین تغییر لحنِ مجددِ شاعر در سطرِ آخر و طرح یک سؤال، غافلگیری اجرایی دیگری را موجب شده است.)

- همین که جنگل‌های آمازون/ می‌شوند برای من قطع/ همین که گاز بگیرم کلاج را وِل کنم یهو/ بپرم از خواب/ دوباره روی خودم ...

("کلاج را" با عبارت‌های قبل و بعدِ خود یعنی "گاز بگیرم" و "ول کنم یهو" ارتباط معنایی دارد؛ اگرچه بعد از آمدنِ آن، "گاز بگیرم" یکی از معانی خود را از دست می‌دهد و تناسبی پدید می‌آید و بلافاصله در ادامه‌ی شعر است که عبارتِ "بپرم از خواب" موجب انتظارستیزی و غافلگیری می‌شود و با حاکم کردنِ جریانِ سیالِ ذهن بر کلِ شعر به خواننده می‌گوید که شاعر سطرهای قبل را خواب دیده و گویی بعد از پریدن از خواب شعرش را نوشته است. در این بین به یقین شاعر به تشابهِ بینِ حالاتِ پریدنِ از خواب و پرشِ اتوموبیل بر اثرِ گرفتنِ گاز و  رها کردنِ یکباره‌ی کلاج نیز توجه داشته و به نوعی درصدد برقراری ارتباط بینِ آن‌ها بوده است.) 

 

محسن باقری

تهیه و تنظیم برای تبیان : مهسا رضایی - ادبیات

 

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین